پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، بیمارستان، مددکاری اجتماعی، بهبود کیفیت

دانلود پایان نامه ارشد

انطباق با مشکلات مشابه است. همچنین ارزیابی از الگوهای ارتباطی خانواده، تصمیم گیری، انعطاف نقش و پاسخ به نیازهای اعضای خانواده نیز مهم است. همه اینها موجب شدند ارزیابی به عنوان کارکرد مهم مددکاری اجتماعی در رابطه با افراد درگیر با سرطان به شمار آید.مددکاران اجتماعی آنکولوژی در صورت نیاز، بیماران و خانواده هایشان را برای کمک روانی – اجتماعی وارد عمل می کنند. آنها کارکرد روانی – اجتماعی بیماران و خانواده هایشان را ارزیابی و در صورت لزوم مداخله می نمایند. مداخله ها شامل ارتباط بیماران خانواده هایشان به منابع مودر نیاز و حمایتی در جامعه، مشاوره حمایتی، مشاوره سوگ یا کمک به بیمار برای گسترش شبکه اجتماعی خود می باشد.
مشاوره فردی و زمان مشاوره: معمولاً به منظور پاسخ گویی فوری به نیاز بیمار و یا خانواده از مشاوره های سریع استفاده می شود. مشاوره کوتاه وظیفه محور است. در رابطه با بیماران مزمن مشاوره های مددکاران اجتماعی به صورت طولانی مدت ادامه دارد.
حمایت ابزاری: مددکاران اجتماعی به بیماران و مراقبین در تعیین و فراهم نمودن منابع موجود و حمایت جهت دسترسی به منابعی که به آسانی موجود نیست کمک می نمایند. مددکاران اجتماعی به طور موثر با انواع استرس های متنوع ناشی از فرایند درمان و بیماری برخورد می کنند از جمله خدمات مالی ،خدمات حمایتی از نوع نامه نگاری با سازمانها جهت کمک حقوقی بیماران، خدمات قانونی و خدمات برنامه ریزی ترخیص.
مراقبت در زمان سوگواری: وقتی مرگ یک بیمار اتفاق می افتد مددکاران اجتماعی به خانواده او برای ترتیب دادن موارد مراسم سوگواری و هزینه های آن کمک می کنند و در صورت لزوم مشاوره حمایتی ومشاوره سوگ به آنها ارائه می دهند در کنار آنها هستند.
آموزش: مددکاران اجتماعی به عنوان قسمتی از تیم توانبخشی نقش مهمی در آموزش بیمارانی ،که تازه با تشخیص سرطان مواجه شده است یا خانواده آنها بر عهده دارند. بیمار یا خانواده نه تنها نیاز به دانستن درباره بیماری و راه های ممکن درمان را دارد، بلکه همچنین نیاز به مذاکره درباره تعدادی از موضوعاتی که به واسطه بیماری با آنها رو به رو می شود مانند مسائل مالی، وضعیت اسکان، گزینه ای مراقبتی و مراقبت در منزل را دارد، علاوه بر این نقش ها مددکاران اجتماعی به طور پیگیرانه در برنامه های زندگی با سرطان، استراتژی های کنار آمدن با مسائل، فقدان و اضطراب فعالیت دارند که تمام این موارد به گونه ای بر کیفیت زندگی این افراد تاثیر گذار است. مددکاران اجتماعی نقش مهمی در آموزش مستمرتر توانبخشی دارند. مددکاران اجتماعی تاکید منحصر به فردی بر نیازهای روانی – اجتماعی بیماران و مراقبین آنها و خانواده هایشان دارند و همین امر نقش مهمی را برای آموزش مستمر اعضای تیم درباره موارد سوگ و فقدان و تکنیک های مداخله در بحران به عهده مددکاران اجتماعی گذاشته است. حمایت روانی و اجتماعی عاملی مهم در کاهش تاثیر مرگ های تنش زا و مشکلات محسوب می شود. مددکاران اجتماعی تنها افرادی هستندکه چنین مداخلاتی را با دیدگاه سیستمی و مهارت بالینی ارائه می دهند. مداخلات حرفه ای و به موقع شرایط امنی را فراهم می کند تا آنها به وسیله آن بتوانند هجوم افکار ترسناک، ترس از مرگ و افکار دردناک را کنترل نمایند، بیمارانی که جایی برای ابراز بیان خودشان ندارند یا چنین فرصت هایی کمتر برایشان پیش می آید دستپاچه می شوند اما بیمارانی که زمان و جای کافی برای رسیدگی و اقدام آنها وجود دارد می توانند براین هنجارها و احساسات وحشتناک فعلی کنترل بهتری داشته باشند این موضوع حوزه ای است که مددکار اجتماعی به وسیله آن می تواند تاثیر قابل توجهی روی زندگی بیمار درگیر با سرطان داشته باشد .در بیمارستان و مراکز کنترل سرطان مددکاران اجتماعی آنکولوژی تلاش دارند تا بیمار و خانواده او بتوانند با بیماری سرطان سازگار شده و آن را بپذیرند. به محض ترخیص، اکثر بیمارستانها (که برای ارجاع بیماران و خانواده هایشان مکانی را مشخص کردند) مانند مراکز کنترل سرطان، آنها را مستقیماً به مددکاران اجتماعی واقع در این مراکز ارجاع می دهند .این افراد در مشاوره افراد درگیر با سرطان و اعضای خانواده مهارت دارند .اغلب بیمارانی که از بیمارستان به خانه منتقل می شوند نیازمند تسهیلات مراقبت توانبخشی و یا پرستاری درخانه هستند، بیمار به وسیله کادر مراقبت بهداشتی ارزیابی می شود. و تصمیم گیری درباره آمادگی بیمار جهت ترخیص صورت می گیرد و تمام جنبه های تسهیلات مراقبت بعدی وآموزش یا حمایت های دیگر از ارجاع به سازمانهای حمایتی مناسب در جامعه بررسی می شود. خدمات حمایتی پس از ترخیص بیمار از بیمارستان و همچنین تحت حمایت قرار گرفتن بیماران توسط مراکز حمایتی می تواند همراه با ارائه خدمات موثر مانند کاهش رفت و آمد غیر ضروری به بیمارستان و جلوگیری از بستری شدن طولانی مدت و بیهوده باشد. در حال حاضر اعتقاد گسترده ای وجود داردمبنی بر اینکه مددکاران اجتماعی آشنا با نیازهای بیماران و خانواده هایشان هستند و قابلیت دسترسی به خدمات و تجهیزات ویژه را دارا هستند، اگرچه رشته های مختلفی مسئولیت های حمایتی بر عهده دارند اما مهارت های مددکاری اجتماعی به ویژه در موارد پیچیده مورد نیاز است .
پیگیری پس از ترخیص بیمار و ارائه خدمات در محل زندگی :ممکن است یک سری از بیماران پس از ترخیص از بیمارستان توان کامل اداره امورشان را نداشته باشند. مددکاران اجتماعی بر اساس شناختی که نسبت به نیازهای بیمار جهت پیگیری و نظارت و تدارک خدمات کسب نموده اند اقدام به ارائه خدمات می نمایند.پیگیری شامل گرفتن پرستار جهت مراقبت یا انجام کارهای منزل، تماس های تلفنی و گاهی اوقات بازدید از منزل بیمارانی که جزء اقشار ضعیف به شمار می آیند است. این امر مددکاران اجتماعی را قادر می سازد تا بررسی نمایند، آیا اقداماتی که برای بیمار صورت گرفته است بر بهبود کیفیت زندگی او موثر بوده و آیا نیازی به خدمات دیگر وجود دارد؟ علاوه بر این پیگیری این امکان را ایجاد می نماید که بیمار در سیستم مددکاری اجتماعی حفظ و با خدمات اضطراری مددکاری اجتماعی در ارتباط باشد. مددکاران اجتماعی نیز به توسعه برنامه ها به جامعه بیماران در خارج از بیمارستان هم می پردازند مانند مددکار اجتماعی آنکولوژی اطفال که ممکن است از مدارس بازدید و برنامه ای را جهت آشنایی آموزگاران با مسائل کودکان درگیر با سرطان برایشان ترتیب دهد یا برای افزایش سازگاری و روابط همسالان و رشد عاطفی کودکان دچار سوختگی، سرطان و بیماری های سخت آموزشها و مشاوره های لازم را در محیط زندگی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی آنها ارائه دهند.
کار گروهی (مدکاری اجتماعی کار با گروهها):مددکاران اجتماعی مشاوره های گروهی متنوعی را ترتیب می دهند که شامل گروههای آموزشی، اطلاع رسانی مانند: «زندگی با سرطان» یا گروههای در مانی مانند درمان حمایتی درمان شناختی، درمان رفتاری مسئولیت پذیری و … است. مطالعات اولیه پیرامون گروههای رفتاری به ویژه تکنیکهای آرام سازی مراقبه و ریلکسیشن و تصویرسازی ذهنی توسط افراد زیادی مورد استقبال قرار گرفت. در سال های اخیر حمایت گروه های همسان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در مراکز درمان بیماری های خاص به صورت گسترده ای فرصت های حمایت اجتماعی را فراهم می آورد. کار گروهی نوعی از مداخله است که حمایت همسان را برای بیماران و خانواده هایی که با بیماری و ناتوانی روبه رو هستند را فراهم می کند. گروه مکانی برای کاهش استرس، حل یا کاهش بحران، آموزش روش های حل مسئله یا کاهش مشکل و رو به رو شدن با واقعیت است. مواردی که استفاده از گروه موثر واقع می شود شامل:
1- کاهش نگرانی ها و ایجاد آمادگی جهت کنار آمدن با شرایط بیماری و تلاش جهت توانمند سازی بیمار. 2- فرصت اجتماعی شدن برای کاهش تنهایی بیمارانی که به تازگی معلول شده اند ،مورد تشخیص بیماری روانی یا بیماری های مزمن قرار گرفته اند یا مدت طولانی در بیمارستان بستری بوده اند.
3- جنبه آموزشی که اطلاعاتی را در مورد بیماری، درمان و منابع فراهم می کند.
4- حمایت عاطفی خانواده های سوگوار یا مراقبین بیماران مزمن.
5- کمک به مشخص شدن مشکلاتی که نیاز به مداخله عمیق و مشاوره دارند .
همکاری (تشریک مساعی): در مراکز پزشکی مراجعین در ارتباط با حرفه های مختلفی قرار دارند که هر یک نقش مهی در ارائه خدمات مراقبین و آمادگی برای ترخیص دارند و به عنوان یک تیم به شمار می آیند. نقش مددکاران اجتماعی در ارتباط با تیم بین رشته ای (توانبخشی) متفاوت و پر استرس است. همکاری مددکاران اجتماعی نتیجه فرعی برآمده از ارزیابی و درک بیمار و خانواده اش است و به دنبال آن انتقال اطلاعات روانی – اجتماعی به سایر ارائه دهندگان خدمات در صورت نیاز با برنامه های پیگیری بر اساس این اطلاعات است. از دیگر همکاری های مددکاران اجتماعی، هماهنگی و کمک جهت اجرای تصمیمات سایر اعضای تیم درمان و توصیه به سایر همکاران بر اساس دانش رفتار بشری است .
مشاوره مددکاری اجتماعی با خانواده های دارای افراد درگیر با سرطان:زمانی که شخص در خانواده ای درگیر با سرطان می شود معناهای زیادی برای این خانواده دارد از سویی خانواده مهمترین نقش مراقبت از بیمار وفراهم نمودن شرایط موثر برای او دارد و از سویی دیگر سلامت خانواده به واسطه پیامدهای بیماری دستخوش تغییر می شود، فرد درگیر با سرطان و خانواده او با استرس زاهای مختلفی سرو کار دارند از جمله استرس های اقتصادی ناشی از هزینه های مراقبت پزشکی، فقدان درآمد ناشی از بیکاری موقتی یا دائمی، استرس های فیزیکی ناشی از عوارض جانبی درمان، خستگی مراقبت از بیمار، استرس های ناشی از تاثیر تشخیص سرطان و عوارض درمان آن بر روی روابط خانوادگی، مشکل در برقراری روابط جنسی، مشکل در روابط کاری، استرس های عاطفی ناشی از احساس تهدید زندگی، پاسخ گویی عاطفی در خانواده و استرس های روانی ناشی از ترس و اضطراب و … استرس ها بر فرد و خانواده او تاثیر گذاشته و مددکاران اجتماعی از مدل حل مسئله استفاده نموده و به آنها در درک ماهیت مشکلاتی که در حال تجربه شان هستند کمک می کنند و راه های کاهش فشارها و بهبودکیفیت زندگی خانوادگی را با هم برنامه ریزی می کنند. از جمله، مددکار اجتماعی ملاقاتهایی را با خانواده ترتیب می دهد و درباره چگونگی تغییر نقش ها و مسئولیت ها به موجب ابتلا به سرطان و اینکه چه نوع حمایتی را شخص مبتلا در طول درمان نیاز دارد نکاتی ارائه می دهد،(این آموزشها به صورت گسترده تر در گروه درمانی قابل بیان است) گفتگو درباره احساساتی که به موجب سرطان بر خانواده حاکم شده است، تعیین مشکلات فعلی خانواده با توجه به اولویت ها و مشخص نمودن وظایف و مسئولیت های جدید اعضای خانواده در دسترس قرار دادن منابع مورد نیاز در جامعه و … نیز در رابطه با بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان بسیار مهم است.توجه ورسیدگی به عوامل فوق نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان را داراست.(به نقل از وبسایت رسمی مددکاران اجتماعی ایران،1394).
4-2- تاریخچه کیفیت زندگی
نخستین استفاده از عبارت کیفیت زندگی را می توان در آثار کلاسیک ارسطو که مربوط به سال 330 قبل از مسیح است یافت.عبارت کیفیت زندگی دوره های تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته و تغییرات مختلفی در مورد آن صورت گرفته است.علاقه مندی به بررسی عوامل موثر بر خشنودی و رفاه انسان پیشینه ای طولانی در تاریخ زندگی بشر دارد.در واقع اینکه چگونه باید زیست که بهترین منفعت را از زندگی کسب کرد،شاید به قدمت قابلیت آدمی برای اندیشه در مورد آینده و عبرت گرفتن از گذشته باشد.کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست. این مفهوم سابقه در فلسفه یونان دارد و ارسطو در بحث از شادکامی بدان اشاره کرده است. همچنین در دوران جدید فیلسوفانی چون کیرکهگارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشتهاند (غفاری ، 21:1387).
با این وجود کسی که برای اولین بار به مفهوم کیفیت زندگی به صورت مستقیم اشاره کرد پیگو8 بود. (کتبی،11:1385) .پیگو عبارت کیفیت زندگی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مددکاری اجتماعی، بیمارستان، شیمی درمانی، کیفیت زندگی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، رضایت از زندگ، رضایت از زندگی، عملکرد شغلی