پایان نامه با کلید واژه های کشورهای در حال توسعه، حاشیه نشینی، اسکان غیررسمی، نیروی کار

دانلود پایان نامه ارشد

اقمار را دست کم می گیرند و در زنجیره روابط نظام اقتصادی، تنها بر ویژگی الگوی رشد اقتصادی نامتعادل تکیه می کنند، تجزیه و تحلیل آنان از روابط اقتصادی کشورهای در حال توسعه، عمدتاً بر پایه شناخت عوامل درونی استوار است و از بیان بر هم کنش عوامل برونی و درونی نظام اقتصادی و عملکرد روابط بین المللی اقتصادی کشورهای توسعه یافته بر کشورهای در حال توسعه، پرهیز می کنند”(حاج یوسفی،1381: 16).
به طور کلی، تا این اواخر دیدگاه اغلب اقتصاددانان لیبرال غربی، مهاجرت از روستا به شهر در فرآیند توسعه اقتصادی مطلوب به شمار می آمد و تصور می شد که مهاجرت داخلی، فرآیندی طبیعی است که نیروی کار اضافی به تدریج از بخش روستایی خارج می شوند تا نیروی کار مورد نیاز رشد و توسعه صنعتی را تأمین کنند(تودارو، 11382: 381)، اما ” نتیجه فرآیند مهاجرت و توسعه شهرنشینی شتابان و ناهمگون کلانشهرهای کشورهای در حال توسعه دیدگاه اقتصاددانان لیبرال را تغییر داد و از دهه هفتاد به بعد دیگر اقتصاددانان و اندیشمندان توسعه، مهاجرت از روستا به شهر را جریانی سازنده و ضروری برای حل مشکل تقاضای در حال رشد شهرها برای نیروی کار نمی دانند.این عامل به تشدید مسائل جدی بیکاری شهری منجر می شود که خود ناشی از فقدان تعادلهای اقتصادی و ساختاری بین مناطق شهری و روستایی است.نتایج پژوهشهای آماری نشان می دهد که آهنگ شتابان مهاجرتهای بی رویه از روستا به شهر، علاوه بر دامن زدن به نابسامانیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حاشیه نشینی شهری را پدید می آورد، و در واقع فقر روستایی به فقر شهری با کلیه محرومیتهای آن تغییر مکان می دهد”( همان منبع : 382).

2-9-2- دیدگاه رادیکال
“در دهه های 60 و 70 میلادی بر خلاف اندیشمندان لیبرالی، گروه دیگر متفکران، از جمله نظریه پردازان مکتب وابستگی در آمریکای لاتین، مانن، کوندرفرانک، دوس سانتوس، فورتادو، مانوئل کاستل و کسانی دیگر به طور کلی عقب ماندگی کشورهای در حال توسعه(کشورهای وابسته)را معلول تسلط اقتصادی کشورهای توسعه یافته کنونی می دانند و به نظر آنها الگوی توسعه وابسته و برونزا و جریان صنعتی شدن وابسته، شهرنشینی شتابان و ناهمگون را به دنبال دارد که به موازات رشد نامتعادل، نابرابری درآمدها افزایش می یابد و عدم تعادلهای ساختاری جامعه شتاب می گیرد و به دیده آنها برآیند عملکرد توسعه وابسته عبارتست از پیدایش شکاف طبقاتی میان شهر و روستا و در نتیجه ظهور گروههای حاشیه نشین شهری”(حاج یوسفی،1381: 17).
به طور کلی اندیشمندان مکتب وابستگی، توسعه نیافتگی را معلول ویژگیهای درونی ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورهای در حال توسعه نمی پندارند، بلکه نتیجه روابطی اقتصادی و سیاسی می دانند که در طول تاریخ کشورهای توسعه نیافته(اقمار)را به کشورهای پیشرفته (متروپل)پیوند داده و توسعه دومی(کشورهای پیشرفته) را به هزینه عقب ماندگی اولی(کشورهای توسعه نیافته) فراهم آورده است(همان منبع : 18).

3-9-2- دیدگاه جامعه گرایان جدید
از دیدگاه اندیشمندان مکتب جامعه گرایان جدید، حاشیه نشینی و پیدایش گروههای حاشیه ای و فقیر در جوامع شهری کشورهای در حال توسعه، ناشی از عملکرد روند طبیعی تضاد میان کار و سرمایه است، و پیامد قهری عملکرد قوانین حاکم بر نظام اقتصاد سرمایه داری، یعنی تمرکز و انباشت سرمایه، رشد ناموزون اقتصادی و بروز تضادهای اجتماعی(تضاد اراضی بین دهقانان زمین دار و بی زمین، تضاد بین زندگی شهری و روستایی، تضاد طبقاتی و غیره)است. بنابراین در جریان تحولات ناهماهنگ جامعه سرمایه داری، گریز از بروز تضادها و مشکلات اجتماعی از جمله پیدایش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ اجتناب ناپذیر است( داداش پور و علیزاده، 1390: 50).

منبع: مطالعات نگارنده
شکل شماره7: دیدگاه های علت گرا

4-9-2- دیدگاه مسأله گرا (عمدتاً متعلق به قبل از دهه 1970)
مجموعه نظریاتی که تحت عنوان نگرش مسأله گرا دسته بندی شده اند به طور اساسی پدیده اسکان غیررسمی یا حاشیه نشینی را به عنوان یک عارضه و یک مسئله دائمی شهری تلقی می کنند و بدون توجه و تلاش برای شناخت ریشه ها و بنیادهای مسأله و عوامل اساسی مؤثر در پیدایش و شکل دهی و ساختاربخشی این گونه سکونتگاهها، تنها چنین روندی را جریان طبیعی حیات بشر می دانند. چنین نگرشی با دید عادی و طبیعی به پدیده ی مذکور نگریسته و صرفاً عوارض سوء آن را در ایجاد ناهنجاریهای فضایی، فساد اجتماعی، جرم و جنایت و انواع آسیب های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی توصیف می کند( شیخی، 1382: 137).
” به نظر برگس و پارک دیدگاه مسأله گرا که در تقسیم بندی های عام نظری در دسته نظریه کارکردگرا قرار گرفته است اصولاً با نگرشی منفی و آسیب شناختی نسبت به پدیده، آن را در روند رشد طبیعی شهر امری عادی و معمولی دانسته و اصولاً سکونتگاههای خودرو را به عنوان مکان در حال تحول و دگرگونی شهر که طی فرآیند جدائی گزینی مبتنی بر رقابت، سلطه، توالی و هجوم شکل گرفته و مکان بیشترین جرم و جنایت با ظاهری اندوهبار و مخروبه، آلوده و کثیف و … هستند معرفی می کنند. این دیدگاه در تحلیل نهایی برنامه ریزان شهری را مانند پزشکانی می داند که با عمل جراحی مناطق آلونک نشین را از پیکر شهرها جدا می کنند تا از گسترش و سرایت این ناخوشی واگیردار به سراسر ارگانیسم جلوگیری نمایند”(شیخی، 1380: 30).

5-9-2- دیدگاه بنیادگرا (عمدتاً پایه گرفته در دهه 1970)
این دیدگاه به طور کلی متوجه بنیادها و ریشه های شکل گیری و گسترش پدیده ی حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی در شهرها بوده و بیش از هر چیز تأثیر ارتباط تنگاتنگ بین نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع جهان سوم و شکل گیری این سکونتگاهها را در چارچوب ساز و کار نظام سرمایه داری مورد بررسی قرار داده اند(شیبک، 1383: 19).
“این دیدگاه عمدتاً متکی به پژوهش های تجربی متعددی است که در آمریکای لاتین به خصوص در نیمه دوم دهه 1970 صورت گرفته بر ابعاد سیاسی و بنیادی سکونتگاههای خودرو تأکید می ورزند. این نظریات اصولاً ریشه مسائل شهری را در الگوی مصرف شهر و کلاً نظام شهری و روند شهرنشینی و شهرگرایی جهان سوم می بینند. به این معنا که تمرکز جمعیت و فعالیت های اقتصادی در یک یا چند شهر، فقدان یک طیف در سلسله مراتب شهری و فاصله قابل توجه شهر و روستا عملاً بخش وسیعی از روستاییان را به شهر می کشاند که زیرساخت های تولیدی آن تحول لازم را پیدا نکرده و قادر به جذب انبوه مهاجرین روستایی نیست و همین امر خود تضادهای درونی جامعه شهری را در رابطه با زمین، مسکن و انواع خدمات (مصرفی) شهر تقویت می کند و این خود راز نفوذ فقر و زندگی روستایی به عرصه شهر و شهرنشینی است و مهاجرت وسیع گروههای روستایی را به محلات آلونک نشین حاشیه کلان شهرها به دنبال دارد”( شیخی، 1380: 34-33). دیدگاه بنیادگرا غالباً به زمینه ها، بسترها و بنیادهای پیدایش اسکان غیررسمی پرداخته و در مجموع سرمایه داری وابسته و توسعه برون زا را علت اصلی معرفی می کند و حل مسئله را در تغییر ساختار حاکم بر کار، تولید و توزیع و مصرف یعنی ساخت اقتصادی و سرانجام تغییر بنیادین جوامع جستجو می کند و لذا دستورالعملی برای برخورد مقطعی و موردی برای پدیده اسکان غیررسمی ندارد و نسخه های موردی و مقطعی را کارساز نمی داند و در بهترین حالت آنها را مسکنی می پندارد که چه بسا ریشه درد را نیز مخفی می کند(همان منبع: 30).

6-9-2- دیدگاه های هدفگرا (راهبردی)( از نیمه دوم دهه 1980 و به خصوص 1990 تاکنون)
دیدگاههای هدفگرا(راهبردی) شامل مجموعه نگرش هایی می شود که بیشتر به ارائه راه حل پرداخته اند. “این نگرش ها از یک جنبه به دیدگاههای مسئله گرا شباهت دارند. چرا که در تبیین کلان پدیده و در تحلیل نهایی، آن را به عنوان یک واقعیت موجود پذیرفته اند و از طرفی هم با دیدگاه های مسئله گرا تفاوت دارند زیرا انتظار ندارند که چنین وضعیتی در شرایط ساز و کار طبیعی و به طور خودکار بهبود پیدا کند بلکه سخت به دنبال یافتن راه حل یا راه حل هایی برای بهبود شرایط زندگی ساکنان سکونتگاه های خودرو و حاشیه ای هستند”(شیبک، 1383: 29).
“این دیدگاه مبنای پژوهش های نیمه دوم دهه 1980 و 1990 و نیز ملاحظه تحول و دگرگونی در ساخت و بافت اجتماعی- اقتصادی و فیزیکی سکونتگاههای خودرو و با توجه به شکست سیاست های پاکسازی، تخریب و تهدید این سکونتگاه ها، بیش از هر چیز به راه حلها و راهکارهای توانمندسازی، بهسازی و نوسازی این سکونتگاهها با تکیه بر راهکارهای مشارکتی و بهره گیری هر چه بیشتر از توانهای نهفته مردمی در بهینه سازی ساخت و بافت سکونتگاه منطبق بر نیازها، امکانات و محدودیت ها و در نتیجه اولویت های خانوارهای ساکن پرداخته است” (شیخی، 1380: 36). در واقع هدف گرایان با قبول پدیده اسکان غیررسمی سعی دارند از پتانسیل ها و نقاط قوت این سکونتگاه ها در جهت ارتقاء کیفیت سکونت، ساماندهی و توانمندسازی آنها بهره ببرند.

شکل شماره8 : دیدگاه های راه حل گرا

10-2- رویکردهای مداخله با اسکان های غیررسمی در جهان

از ابتدای ظهور پدیده اسکان غیررسمی یا به اصطلاح حاشیه نشینی، در فراخور زمان و با توجه به شرایط مختلف اقتصادی- اجتماعی و نگرش های حاکم، رویکردهای مختلفی برای حل مسئله در دستورکار قرار گرفت. با این پیش فرض که علت تشکیل سکونتگاه های غیررسمی، فقر و عوامل ساختاری است، بسیاری از نظام ها و سیاست گذاران در سطوح کلان به دنبال راه حل های کلان برای این پدیده بوده اند. تمرکز بر سیاست های کلان اقتصادی از جمله سیاست های فقرزدایی و ایجاد عدالت اجتماعی از جمله این موارد به شمار می رود( مهندسین مشاور پرداراز، 1389: 36). اما همزمان با سیاست های کلان همواره در سطوح میانه و خرد رویکردهای متنوعی برای رفع مشکل مسکن فقرا و سکونتگاه های غیررسمی مورد توجه بوده است که در زیر به این رویکردها پرداخته شده است.

1-10-2- رویکرد نادیده انگاری
پشتوانه فکری این دیدگاه، نظریات لیبرالی است که عقیده دارد شکل گیری سکونتگاههای غیررسمی مرحله ای از توسعه جوامع است که به مرور زمان و با رسیدن جامعه به مرحله ای از توسعه، مشکل این سکونتگاهها به خودی خود حل می شود. سیاست نادیده گرفتن، در واقع تحمل این قبیل مکان ها و رها کردن آنها در دست نامرئی بازار است، که خود به هر تقدیر چاره ای خواهد اندیشید. این رویکرد قبل از دهه 60 میلادی بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین و آنکارا، کاراکاس و لیما استفاده شده است( پیران، 1380: 33).

2-10-2- رویکرد حذف و تخلیه اجباری
“حذف و تخلیه اجباری، در دهه های 1970 و 1980، به ویژه در کشورهای با نظام سیاسی متمرکز و خودکامه، و نیز کشورهای دارای حکمروایی و مدیریت شهری ضعیف، به راه حل رایجی بدل شد. رویکرد تخریب در نظام های محافظه کار جهان سوم، با نگرش از بالا و رویکردهای پدرسالاری، برای چند دهه مورد توجه قرار گرفت. دولت معمولاً برای این کار خود سه توجیه زیباسازی و بهسازی شهری، مبارزه با مشکلات بهداشتی و مبارزه با مشکلات و مسایل اجتماعی و جرم خیزی در این سکونتگاهها را عنوان می کند”( داداش پور و علیزاده، 1390: 73).

3-10-2- رویکرد مسکن عمومی
مسکن عمومی به مفهوم بالاترین سطح مداخله دولت و از رویکردهای فراگیر بکار گرفته شده در دهه های 60-1950 برای حل مشکل سکونتگاههای غیررسمی به شمار می رود. در این رویکرد با نگرش از بالا و با اتکا به منابع مالی دولتی، ساخت و تأمین مسکن نیازمندان موردنظر است (Abbott, 2002: 306). “این طرح اگر چه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه تجربه شد اما قابلیت تعمیم و گسترش در مقیاس شهری را نداشت. کشورهایی از جمله مصر، کنیا، فیلیپین، پاکستان و نیجریه از این رویکرد برای پاسخ گویی به نیازهای مسکن سکونتگاههای غیررسمی پرداختند ولی با شکست مواجه شدند. هزینه بالای این طرح، ناهمخوانی نقشه واحدها با سبک زندگی، تأکید بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اسکان غیررسمی، حاشیه نشینی، مالکیت زمین، ویژگی های اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های توانمندسازی، سکونتگاه های غیررسمی، نیروی کار، زیرساخت ها