پایان نامه با کلید واژه های پیشگیری از جرم، نهی از منکر، کمال انسانی، سیاست جنایی

دانلود پایان نامه ارشد

به طور عمده از مجازات ها، آن هم از انواع شدید استفاده می کردند (نجفی ابرندآبادی، 1382، ص129).
طبیعی است که این نوع پیشگیری، چندان هم پیشدستی به شمار نمی رود؛ البته نفس وضع مجازات ها می تواند عاملی رعب آور و از این رو مانعی در اجرای جرائم به حساب آید و مانعی بر سر راه فعلیت یافتن اندیشه مجرمانه تلقی شود؛ اما امروزه کمتر کسی بر این کارکرد مجازات اصرار می ورزد و آن را تصدیق می کند. به عکس، امروزه از شکست رژیم مجازات های کیفری سخن می رود. امروزه وقتی در باره پیشگیری از جرم سخن گفته می شود معنای دیگری ازآن مد نظر است. در معنای جدید مقصود از پیشگیری، مجموعه فعالیت ها وتدابیری است که از اساس، مانع وقوع جرم و فعلیت یافتن اندیشه جنایی می شود و با ریشه ها و علل پیدایی جرم مبارزه می‌کند.
ریموند گسن، محقق و جرم شناس فرانسوی تعریفی در باره پیشگیری از جرم ارائه کرده است که مبنای کار ما می باشد: «از نقطه نظر علمی می توان گفت که مراد از پیشگیری هر فعالیت سیاست جنایی است که غرض انحصاری یا غیرکلی آن ، تهدید حدود امکان پیش آمد مجموعه اعمال جنایی از راه غیرممکن الوقوع ساختن یا سخت دشوار نمودن یا احتمال وقوع آنها را پائين آوردن است؛ بدون اینکه به تهدید کیفر یا اجرای آن متوسل شد».
وی برای مفهوم پیشگیری از جرم با توجه به معنای موسع جرم، معیارهای چهارگانه زیر را در نظر می گیرد (نجفی ابرندآبادی، 1382، ص136).
1-اقدامی پیشگیرنده تلقی شود که هدف اصلی آن تضمین پیشگیری از بزهکاری یا انحراف های جرم گونه باشد؛ یعنی اقدام موثر علیه عوامل یا فرایندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیین کننده و قاطع ایفا می کنند.
2-تدابیر یا اقدام های پیشگیرنده، جنبه جمعی دارد؛ یعنی مخاطب آن، کل جمعیت یا گروه یا بخش معینی از آن کل است.
3-اقدام های پیشگیرنده اقدام هایی هستندکه پیش از ارتکاب رفتارهای بزهکارانه یا کجروانه، و نه پس از آن اعمال می شود.
4- به لحاظ اینکه این اقدام ها پیش از اعمال بزهکارانه است، نمی تواند به طور مستقیم، قهرآمیز و سرکوب گرانه باشند.

3-3- واژه شناسی پیشگیری از جرم
باتوجه به توضیحاتی که در تبیین مفهوم واژه پیشگیری گذشت، می توان از واژگان فراوانی در سخنان امام علی(جهت استخراج مباحث مرتبط با این موضوع و آموزه هایی که این واژگان را در بر دارند، استفاده کرد. برخی از واژگان مرتبط با مفهوم جرم، عبارتند از: اثم، سیئه، حرام، خطیئه، فسق، فساد، جور، منکر، فاحشه، شر، لمم، وزر، ذنب، هلکه، مهلکه و…؛ البته نمی توان تفاوت مفهومی این واژگان با یکدیگر و گاهی با جرم به مفهوم موسع آن را نادیده گرفت؛ ولی از آنجا که به لحاظ مصادیق و موارد به نوعی با مصادیق جرم به مفهوم موسع آن همپوشانی دارند می توان از آنها استفاده کرد. از واژگان ناظر به مفهوم پیشگیری نیز می توان به تعبیرهایی چون وقایه، نجات، دفع، تحصین و… اشاره کرد.
بیان کلید واژگان یاد شده، هرگز به مفهوم اکتفا به لفظ و جمود بر آن در استخراج آموزه های پیشگیری از جرم نیست؛ اگرچه در مواردی که این واژگان یافت شوند تایید و تصریحی بر آموزه تلقی می شود (خسروی، 1387، صص 25-24).
واژه پیشگیری امروزه در معنی جاری و متداول آن دارای دو بعد است: پیشگیری یا جلوگیری کردن هم به معنی”پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلو چیزی رفتن”و هم به معنی “آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن” است. اما در جرم شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنای اول آن مورد استفاده واقع می‌شود، یعنی با کاربرد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری، هدف به جلو جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است. اما از نظر علمی، پیشگیری یک مفهوم منطقی-تجربی است که همزمان با تاملات عقلانی و مشاهدات تجربی ناشی می‌شود (نجفی ابرندآبادی، 1382، ص 21).

3-4- مصادیق جرم و گناه در قرآن کریم
گناه به معنای خلاف است و در اسلام هر گونه کاری که بر خلاف فرمان خداوند باشد، گناه است، گناه هر چند کوچک باشد چون نافرمانی خداست، بزرگ است.
رسول اکرم (در سخنی به ابوذر فرمود: «کوچکی گناه را ننگر بلکه آن را بنگر که از چه کسی نافرمانی می کنی!»
واژه های بیانگر گناه در قرآن در زبان قرآن و پیامبر و امامان(با واژه های مختلف، از گناه یاد شده است که هر کدام گوئی از بخشی از آثار شوم گناه پرده برمی دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است، واژه هایی که در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از:
1-ذنب 2- معصیت 3- اثم 4- سیئه 5- جرم 6- حرام 7- خطیئه 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منکر 12- فاحشه 13- خبط 14- شر 15- لمم 16- وزر و ثقل 17- حنث
1-ذنب به معنای دنباله است، چون هر عمل خلافی یک نوع پی آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروی یا دنیوی دارد، این واژه، در قرآن 35 بار آمده است.
2- معصیت به معنای سرپیچی و خروج از فرمان خداست و بیانگر آن است که انسان از مرز بندگی خدا بیرون رفته است، این واژه در قرآن 33بار آمده است.
3- اثم به معنای سستی و کندی و واماندن و محروم شدن از پاداش ها است و بیانگر آن است که در حقیقت گناهکار یک فرد وامانده است، مبادا خود را زرنگ پندارد، این واژه در قرآن 48 بار آمده است.
4- سیئه به معنای کار قبیح و زشت است که موجب اندوه و نکبت گردد، در برابر”حسنه” که به معنای سعادت و خوشبختی است، این واژه 165 بار در قرآن آمده است. کلمه”سوء” از همین واژه گرفته شده که 44 بار در قرآن آمده است.
5-جرم در اصل به معنای جدا شدن میوه از درخت و یا به معنای پست است، جریمه و جرائم از همین ماده می باشد، جرم عملی است که انسان را از حقیقت، سعادت، تکامل، و هدف جدا می سازد، این واژه 61 بار در قرآن آمده است.
6- حرام به معنای منع و ممنوعیت است، لباس احرام لباسی است که انسان در حج و عمره می پوشد و از یک سری کارها ممنوع می شود. این واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است.
7-خطیئه غالبا به معنای گناه غیرعمدی است و گاهی در معنی گناه بزرگ نیز استعمال شده است، چنان که آیه 81 سوره بقره و 37 سوره الحاقه بر این مطلب گواه می باشد.
«بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ؛آرى كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در ميان گيرد پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.» (بقره/81)
«لَا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِؤُونَ؛ كه آن را جز خطاكاران نمى‏خورند.» (الحاقه/37)
این واژه در اصل حالتی است که برای انسان بر اثر گناه پدید می آید و او را از طریق نجات، قطع می کند و راه نفوذ انوار هدایت به قلب انسان را می بندد. (طباطبایی،1417ق، ج1؛ ص218) این واژه 22 بار در قرآن آمده است.
8-فسق در اصل به معنای خروج هسته خرما از پوست خود می باشد و بیانگر خروج گناه کار از مدار اطاعت و بندگی خداست که او با گناه خود حریم و حصار فرمان الهی را شکسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است، این واژه 53 بار در قرآن آمده است.
9-فساد به معنای خروج از حد اعتدال است که نتیجه اش تباهی و به هدر رفتن استعدادهاست، این واژه 50 بار در قرآن آمده است.
10-فجور به معنای دریدگی و پاره شدن پرده حیا و آبرو و دین است که باعث رسوایی خواهد گردید. این واژه 66 بار در قرآن آمده است.
11-منکر در اصل از انکار به معنای ناآشنا است، چرا که گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نیست و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بیگانه می شمرد، این واژه 16 بار در قرآن آمده و بیشتر در عنوان نهی از منکر طرح شده است.
12-فاحشه سخن و کار زشتی است که در زشتی آن تردیدی نیست و در مواردی به معنای کار بسیار زشت و ننگین و نفرت آور به کار می رود، این واژه 24 بار در قرآن آمده است.
13- خبط به معنای عدم تعادل به هنگام نشست و برخاست است، گویی گناهکار یک نوع حرکت نامتعادل، همراه با سستی و سقوط دارد.
14-شر به معنای هر زشتی است که نوع مردم از آن نفرت دارند و برعکس واژه خیر به معنای کاری است که نوع مردم آن را دوست دارند گویی گناه، خلاف فطرت و احساس درونی انسان ها است این واژه غالبا در مورد بلاها و گرفتاری ها استعمال می شود، ولی گاهی در مورد گناه به کار می رود، چنان که در آیه 8 سوره زلزال به معنای گناه به کار رفته است.
15-لمم (بر وزن قلم) به معنای نزدیک شدن به گناه و به معنای اشیای اندک است و در گناهان صغیره به کار می رود. این واژه در قرآن یک بار در آیه 32سوره نجم آمده است.
16-وزر به معنی سنگینی است و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به کار می رود، وزیر کسی است که کار سنگین حکومت را به دوش می کشد، گناهکار، غافل است که با گناه خود بار سنگین را به دوش خواهد کشید، این واژه در قرآن 26بار آمده است و گاهی در قرآن واژه “ثقل” نیز که به معنی سنگینی است در مورد گناه به کار رفته است چنان که آیه 13 سوره عنکبوت به این مطلب دلالت دارد.
17-حنث (بر وزن جنس) در اصل به معنای تمایل به باطل و باز خواست آمده است و بیشتر در مورد گناه پیمان شکنی و تخلف، بعد از تعهد که از گناهان بزرگ است آمده است. این واژه دو بار در قرآن آمده است. این واژه های هفده گانه هر کدام بیانگر بخشی از آثار شوم گناه و حاکی از گوناگونی گناه می باشند و هر یک با پیام مخصوص و هشدار ویژه ای، انسان ها را از ارتکاب گناه بر حذر می‌دارند (قرائتی، 369، صص25-21).

3-5- رابطه جرم و گناه
راغب اصفهانی در مفردات بیان داشته: اصل جرم در لغت به معنای بریدن میوه از درخت است و برای هر کار زشت و مکروه استعاره شده است و از آنجا که همه دستورات شرع اسلام به مقتضای حکم قانونگزار اسلام، شایسته و مشتمل بر مصالح و منطبق با عقل است. پس نافرمانی خدا و ترک آنچه بدان امر فرموده و ارتکاب آنچه از آن نهی کرده است جرم و جریمه است.
“معنی حقوقی جرم در فقه با آنچه در لغت به آن اشاره شد مشابهت دارد. زیرا فقهاء جرم را چنین تعریف کرده اند: «که جرم عبارتست از انجام دادن فعل یا گفتن قول که قانون اسلام آن را حرام شمرده و بر فعل آن کیفری مقرر داشته است.»
ولی این گونه تعریف کلی و عام است که می توان آن را بر اثم و معصیت و خطیئه نیز تسری دارد و در این تعریف همه دارای یک ماهیت هستند و عبارتند از نافرمانی خدای تعالی و سرپیچی از اوامر و نواهی او که به دنبال آن استحقاق مجازات وجود دارد اگر چه از حیث لغت و دقت در آن می‌توان تفاوت هایی را مشاهده کرد.
جریمه و جرم عبارتست از: کارهای ناپاک و زشتی که مجرم کسب می کند که از نظر عقل، بد و نفرت انگیز است.
اثم گناهی است که موجب کندشدن انسان در راه رسیدن به کمال انسانی و مدارج عالیه اسلامی است.
خطیئه هنگامی به یک گناه اطلاق می شود که سراسر وجود انسان را فرا گیرد و بر نفس چیرگی یابد تا جایی که بی اختیار و بدون قصد اراده نیز از انسان سر زند، چرا که خطیئه از خطا گرفته شده که نقطه مقابل عمد و اختیار است.
قول اکرمه و قتاده که از مفسرین مشهور هستند نیز گواه بر این مدعا است: آنها گفته اند: «خطیئه به معنی اصرارورزیدن بر ارتکاب گناه است» و در این آیه شریفه آمده است:
«بَلىَ‏ مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيَتُهُ فَأُوْلَئكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ آرى كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در ميان گيرد پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.» (بقره/81)
راغب گوید: «خطیئه و سیئه در معنی به هم نزدیکند و خطیئه در اکثر، بدون قصد ارتکاب می‌شود.» بسیاری از حقوقدانان اسلامی جنایت را مترادف جرم دانسته اند و آن را به هر فعلی که حرام است، اطلاق کرده اند. ولی گروهی از دانشمندان اسلامی جنایت را به فعل حرامی منحصر کرده‌اند که فقط در آن، تجاوز بر انسان باشد مثل اینکه کسی را مصدوم و یا مجروح کنند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پیشگیری از جرم، سلامت اجتماعی، قوانین حمایتی، امنیت اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پیشگیری از جرم، امر به معروف، قرآن کریم، نهی از منکر