پایان نامه با کلید واژه های پیامدگرایی، پیامدهای رفتاری، زیباشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

خوانده‌اند،275 اما دیدگاه او بر اساس آن‌چه خود بیان کند، دقیقاً با دیدگاه مابعدالطبیی در باب هنر دینی همخوانی ندارد.276 البته این امر قطعی است که تولستوی تمام آثار هنری را واجد صلاحیت برای ارزیابی اخلاقی قرار می‌دهد و حتی طبق باور او باید یک اثر هنری بر اساس بالاترین معیارهای دینی زمانش مورد قضاوت قرار گیرد.277 بر همین اساس است که او بهترین هنر را در راستای اخلاق و زندگی اخلاقی می‌داند که نمونه‌ی بارز آن هنر مسیحی است.278 به همین دلیل است که او نه تنها ارزش هنری بسیاری از نقاشی‌ها، قطعه‌های موسیقی و رمان‌ها را به عنوان هنر تقلیدی کاهش می‌دهد، بلکه شمار بسیاری از آثار بزرگ همچون هملت279 شکسپیر،280 سونات اپوس 101281 بتهوون282 و حلقه‌ی نیبلونگ283 واگنر284 را در همین دسته جای می‌دهد. از منظر او تنها هنری دارای ارزش است که موجب اعتلای هم‌دلانه‌ی وحدت و پیوند مردم می‌شود و همچنین ناقل احساس‌های انسانی تایید‌شده‌ی جهان‌شمول است.
در این نوع از اخلاق‌گرایی، برخی بر این باورند که خوب و بد اثر هنری با توجه به نتایج مترتب بر آن مشخص می‌شود که می‌توان آن را «پیامدگرایی»285 نامید. بر این اساس، یک فیلم بد است به این دلیل که به خشونت دامن می‌زند یا این که فیلمی دیگر خوب است، زیرا باعث تقویت عملکرد اخلاقی مخاطب می‌شود. همچنین می‌توان اثر هنری را به اعتبار باورهای اخلاقی که به مخاطب القا می‌کند مورد ارزیابی قرار داد. یک فیلم نژادپرستانه را به این جهت بد می‌دانیم که می‌کوشد اصولی مغایر با اخلاق را به تماشاگر بقبولاند. از سوی دیگر، برخی بر این باورند که اثری با مضمون برابری انسان‌ها، صرف نظر از جنبه‌های دیگر، اخلاقاً اثر خوبی است، زیرا متضمن گزاره‌ای در دفاع از اخلاق است. این رویکرد را گزاره‌گرایی286 می‌نامیم. همچنین می‌توان گزاره‌گرایی و پیامدگرایی را از این منظر با هم تلفیق کرد که بگوییم آثار هنری پیامدهای رفتاری به همراه دارند، به این دلیل که این آثار باورهای اخلاقی یا غیراخلاقی معینی را به مخاطب القا می‌کنند.287
دیدگاه معاصری نیز وجود دارد که ذیل همین نوع از اخلاق‌گرایی قرار می‌گیرد که صرفاً صورت‌بندی جدیدی از آن ارایه می‌کنند و البته در برخی بخش‌ها به دیدگاه میانه‌رو گره می‌خورند.288 در همین دیدگاه‌های معاصری که ذیل این گروه از اخلاق‌گرایی قرار می‌گیرند، افرادی نیز وجود دارند که از چیزی با عنوان «اخلاق‌گرایی افراطی» دفاع می‌کنند و در همین بخش جای می‌گیرد. از جمله جیوونلی289 که دیدگاهی با عنوان «نظریه‌ی تناسب اخلاقی»290 به این صورت را بیان می‌کند.291 در دیدگاه او که تأکید آن بر هنرهای بازنمودی است، قبح اخلاقی همواره نقص زیباشناختی و حسن اخلاقی حسن زیباشناختی است.292 به صورت خلاصه نظریه‌ی او عبارت است از این‌که در زمینه‌ی هنرهای بازنمودی از هر نوعی که باشند، هر زمانی که یک اثر هنری موضوع ارزیابی اخلاقی به دلیل ویژگی دیدگاه اخلاقی‌اش قرار گیرد، وضعیت اخلاقی اثر به صورتی سیستماتیک293 در ارزش زیباشناختی اثر هنری شرکت می‌کند و نقش دارد. در این حالت، زمانی که دیدگاه اثر اخلاقاً در نیل به سازگاری294 در قالبی فوق‌العاده تخیلی، قابل ستایش بود، این ویژگی اخلاقی سبب بهتر شدن اثر از منظر زیباشناختی می‌شود. همچنین زمانی که دیدگاه اثر اخلاقاً در نیل به سازگاری در قالبی فوق‌العاده تخیلی، سزاوار سرزنش بود، این ویژگی اخلاقی سبب معیوب شدن اثر از منظر زیباشناختی می‌شود.295 دیدگاه جیوونلی با آن‌که مدافعانی دارد،296 اما تنها یک صورت‌بندی جدید از اخلاق‌گرایی افراطی است و نمی‌تواند پاسخی برای همیشگی و در تمام موارد جاری بودن ارزیابی اخلاقی ارایه کند.

4ـ1ـ4ـ تحلیل و بررسی
بررسی دیدگاه‌های که ذیل اخلاق‌گرایی افراطی قرار می‌گیرند، نشان می‌دهد که با اشکالاتی روبرو هستند. هر سه جریان اخلاق‌گرای افراطی به این مشکل مواجه هستند که ارزیابی اخلاقی را دارای شمول عام می‌دانند و تمام هنرها را در این مقوله جای می‌دهند، اما برخی از هنرها همچون موسیقی ناب یا نقاشی انتزاعی، وجه اخلاقی ندارند که بشود مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. این اشکال از سوی خودآیینی‌گرایان مطرح شده و اخلاق‌گرایان میانه‌رو نیز به آن اذعان دارند. از این‌رو هر دیدگاهی که ارزیابی اخلاقی را در باره‌ی تمام آثار هنری و تمام گونه‌های هنری جاری بداند، نمی‌تواند دیدگاه درستی باشد. حتی ممکن است از این هم بیشتر پیش برویم و بگوییم که در گونه‌ای که ارزیابی اخلاقی می‌پذیرد هم تمام آثار را نمی‌توان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد.
اشکال دیگری که گریبان هر سه جریان افراطی را خواهد فشرد این است که اگر ارزش هر اثر هنری (شامل تمام گونه‌ها و مصادیق) کاملاً بر اساس سرشت اخلاقی آن تعیین می‌شود، پس چگونه ما معمولاً تصدیق می‌کنیم که سرشت اخلاقی اثری هنری ممکن است مسأله آفرین باشد و با این حال، آن را اثر هنری ارزشمندی بدانیم؟ برای نمونه، فیلم «پیروزی اراده» (1935) را در نظر بگیرید. از یک سو، این فیلم تفکر نازیسم را مطرح و ستایش می‌کند و از سوی دیگر نمی‌توان جنبه‌های زیباشناختی اثر را نادیده انگاشت.297 در دیدگاه افراطی ـ اگر طرح و ستایش نازیسم غیراخلاقی باشد ـ این اثر باید محکوم شود و دارای ضعف زیباشناختی به شمار آید و دیگر جایی برای تقدیر از ارزش زیباشناختی آن نخواهد ماند. اخلاق‌گرای افراطی در هیچ کدام از رویکردهایش نمی‌تواند پاسخ درخوری به این امر دهد و ارزش زیباشناختی اثر را به رغم وجود قبح اخلاقی‌اش توضیح دهد و تبیین کند. هر دیدگاهی که بتواند ارزش زیباشناختی «آنا کارنینا»298 یا «جنگ و صلح»299 را به واسطه‌ی ارزیابی اخلاقی نادیده بگیرد، ـ همان‌طور که تولستوی همین‌گونه نسبت به این آثار نظر می‌دهد ـ به طور قطع دیدگاه درستی نخواهد بود.
علاوه بر این اشکال، افلاطون‌گرایی و آرمان‌شهرباوری هر دو به شکل افراطی هنر را با تمام گونه‌ها و مصادیقش اخلاقی یا نااخلاقی توصیف می‌کنند و این در حالی است که توجه به مصادیق نمی‌تواند چنین امری را نشان دهد. برای مقابله با هر دو دیدگاه آثار فراوانی یافت می‌شود که نمی‌توانند اخلاقی باشند (ضد آرمان‌شهرباوری) یا نمی‌توانند غیراخلاقی به شمار آیند (ضد افلاطون‌گرایی). این گونه آثار نشان‌دهنده‌ی آن هستند که هر گونه حکم اخلاقی کلی در باره‌ی تمام آثار هنری مردود است. افلاطون‌گرایان باید نشان دهند که فیلمی همچون «پیام» (1977) چگونه می‌تواند غیراخلاقی خوانده شود و تأثیر منفی داشته باشد. آرمان‌شهرباوران نیز باید نشان دهند که چگونه فیلمی همچون «سالو، یا صد و بیست روز سدوم» (1975) می‌تواند اخلاقی باشد و تأثیر مثبت داشته باشد. ممکن است آرمان‌شهرباور این‌گونه ادعا کند که ویژگی‌های صوری این اثر امکان وضعیت اخلاقی دیگری را مطرح می‌کنند، اما بررسی صوری نمی‌تواند وضعیت شر اثر را بپوشاند و در واقع این صورت از آن محتوا جدا نیست. به همین صورت، حتی اگر افلاطون‌گرایان بتوانند نشان دهند که تمام هنرها با «همانند سازی»300 و «نقش‌آفرینی»301 سروکار دارند ـ و البته چنین تصویری احتمال ندارد، زیرا بسیاری از هنرها، مانند بخش عمده‌ی موسیقی ارکستری، از امکان نقش‌آفرینی دورند ـ باز هم باید ثابت کنند که نقش‌آفرینی مورد نظر آن‌ها اخلاقاً زیان‌بخش است. افلاطون احتمالاً تصور می‌کرد چنین امری شدنی است، زیرا به باور او عواطف مخاطب هنر واقع می‌شوند. اما حتی در این صورت تمام عواطف الزاماً قابل ایراد نیستند. در نتیجه حتی چنان‌چه مخاطبان هنر پاسخ‌های عاطفی خود را بر پایه‌ی احساساتی استوار کنند که اثر هنری در آن‌ها پدید می‌آید، دلیلی در دست نداریم که تصور کنیم این فرآیند اخلاقاً متضمن مشکلاتی خواهد بود.302
علاوه بر این امر می‌توان به این دیدگاه‌ها به صورت فردی همچون دیدگاه خاص افلاطون در محکوم کردن هنر،303 دیدگاه تولستوی در زمینه‌ی جهان‌شمولی و تعیین غایت غیرزیباشناختی304 یا قطعی گرفتن تأثیرات هنر بر مخاطب بدون بحث مجاب کننده از سوی افلاطون یا تولستوی305 نیز انتقاد کرد. وجود همین انتقادهای بی‌پاسخ باعث شد تا اخلاق‌گرایان در پی اصلاح برخی از مبانی آن باشند و دیدگاه میانه‌رو حاصل این اصلاحات است.

4ـ2ـ دیدگاه‌های میانه‌رو
همان‌طور که اشاره شد، اخلاق‌گرایی افراطی با مشکلاتی همراه است، از این‌رو اخلاق‌گرایان معاصر گونه‌ای جدید از اخلاق‌گرایی را پیشنهاد کردند که فاقد اشکالات وارد بر اخلاق‌گرایی افراطی است. صورت‌بندی اصلی دیدگاه میانه‌رو با کرول آغاز شد. او ابتدا نسخه‌های اولیه‌ی دیدگاهش با عنوان «اخلاق‌گرایی میانه‌رو» را در دانشگاه کلمبیا،306 دانشگاه ایلینوی شمالی307 و دانشگاه ویسکانسین ـ مدیسن308 در قالب سخنرانی ارایه کرد و نسخه‌ی نهایی آن را به صورت مقاله به چاپ رسانید.309 در همان زمانی که کرول دیدگاه خود را پخته‌تر می‌کرد، گات نیز در سال 1994 نسخه‌ی اولیه‌ی دیدگاه خود را با عنوان «اصالت اخلاق» در انجمن امریکایی زیباشناسی310 در قالب سخنرانی ارایه کرد و بعدها نسخه‌ی نهایی آن را در قالب مقاله به چاپ رسانید.311 هر دو نسخه‌ی دیدگاه میانه‌رو (کرول و گات) بارها به صورت‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفت. کرول و گات هر دو بارها در مقالات و سخنرانی‌های مختلف از این دیدگاه‌ها دفاع کردند و اشکالات را پاسخ دادند. در این میان برخی دیگر نیز نسخه‌هایی از اخلاق‌گرایی میانه‌رو ارایه کردند که در میان آن‌ها تنها دیدگاه کی‌یران با عنوان «میانه‌روترین اخلاق‌گرایی» نکته‌ی چشم‌گیری دارد.312
با توجه به آن‌چه گفته شد، در این نوشتار تنها به دیدگاه این سه فرد که مهم‌ترین افراد در جریان میانه‌رو به شمار می‌آیند، مطرح می‌شود. از همین‌رو تا به این‌جا سعی شد دیدگاه‌های دیگر (خودآیینی‌گرایی و نااخلاق‌گرایی) به صورت مختصر معرفی شوند. در این بخش دیدگاه میانه‌رو به صورت مفصل‌تر مطرح خواهد شد، زیرا پرسش اصلی این پژوهش مربوط به دیدگاه میانه‌رو است و دیگر دیدگاه‌ها صرفاً برای تبیین تقابلشان ضد اخلاق‌گرایی اشاره شد.

4ـ2ـ1ـ وجه تمایز دیدگاه‌های افراطی و میانه‌رو
پیش از آن‌که دیدگاه‌های میانه‌رو تبیین شود، ابتدا باید تفاوت‌های اصلی دیدگاه‌های میانه‌رو با دیدگاه افراطی در اخلاق‌گرایی را بررسی کنیم. دیدگاه‌های مختلف میانه‌رو ممکن است با هم تفاوت‌هایی داشته باشند، اما در برخی اصول اشتراک دارند یا دست‌کم در برخی اصول تفاوت‌های بسیار اندک دارند. این اصول عبارتند از:
1ـ دیدگاه‌های افراطی قایل به ارزیابی اخلاقی آثار هنری در تمام گونه‌های هنری هستند، اما دیدگاه‌های میانه‌رو، ارزیابی اخلاقی را تنها برای گونه‌های از آثار هنری جایز می‌دانند که به دلیل ویژگی‌هایشان چنین ارزیابی را بطلبند. برای نمونه دیدگاه‌های میانه‌رو، ارزیابی اخلاقی نقاشی‌های انتزاعی را نادرست می‌دانند، زیرا اصلاً جنبه‌ی اخلاقی ندارد و همچنین آثار روایی را شایسته‌ی ارزیابی اخلاقی می‌دانند به این دلیل که چنین ارزیابی‌ای می‌طلبند. این در حالی است که در دیدگاه‌های افراطی تفاوتی میان ارزیابی اخلاقی نقاشی‌های انتزاعی و آثار روایی وجود ندارد و هر دو شامل ارزیابی اخلاقی می‌شوند.
2ـ با تفاوتی اندک، دیدگاه‌های میانه‌رو بر این باورند که در گونه‌هایی که ارزیابی اخلاقی را می‌پذیرند، تمام آثار شایسته‌ی چنین ارزیابی نیستند و از این جهت می‌توان میان آثاری که ذیل یک گونه‌ی هنری قرار می‌گیرند نیز تفاوت قایل شد. در دیدگاه افراطی نه تنها میان آثار ذیل یک گونه تفاوتی وجود ندارد بلکه حتی در میان گونه‌های مختلف هنری هیچ تفاوتی وجود ندارد.
3ـ برخی از دیدگاه‌های میانه‌رو قایل به این امر هستند که محدوده‌ی مجاز ارزیابی اخلاقی از آن‌چه در (1) و (2) گفته شد نیز تنگ‌تر است، زیرا همواره قبح اخلاقی اثر هنری، نقص زیباشناختی به شمار نمی‌آید و تنها زمانی میان جنبه‌ی اخلاقی و زیباشناختی اثر هنری نسبت برقرار است که جنبه‌ی اخلاقی از طریق دخیل بودن در جذب یا دفع مخاطب، با جنبه‌ی زیباشناختی ارتباط داشته باشد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حسن و قبح، آموزش و پرورش، اخلاق اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های معیارهای اخلاقی، آموزش اخلاق، زیباشناسی، حسین کرد