پایان نامه با کلید واژه های پیامبر اسلام(ص)، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، تصویرسازی

دانلود پایان نامه ارشد

متخاصم نتوانستند آنها را به خوبى مشاهده كنند در اين گير و دار دو ضربت رد و بدل شد عمرو شمشيرى بر على زد كه سپر آن حضرت را دو نيمه كرد و به سر مباركش هم آسيب رسانيد ولى آنحضرت با چابكى و نيرومندى خود چنان ضربتى به عمرو فرود آورد كه او را به خاك هلاكت افكند و خود بانگ تكبير برآورد، از صداى تكبير على(ع) همه را معلوم شد كه عمرو به قتل رسيده و با كشته شدن او شكست قريش هم حتمى خواهد بود چنانكه خواهر عمرو در اين مورد ضمن ابياتى چند چنين گويد:«آنها دو شير دلاور بودند كه در تنگناى معركه به يكديگر حمله‏ور شدند و هر دو همتايان بزرگوار و دليرى بودند. اى على برو كه تا كنون به كسى مانند او چيره نگشته بودى و اين ادعاى من سخنى است محكم و درست و در آن تكلف و اغراق نيست».
قريش پس از كشته شدن چنين سوارى خوار شد و اين خوارى، قريش را نابود كرده و اين رسوائى شامل همه آنان خواهد بود. چون على(ع) سر عمرو را به حضور پيغمبر آورد رسول خدا(ص) فرمود:«ارزش و پاداش شمشيرى كه على(ع) در روز خندق بر عمرو زد از پاداش عبادت جن و انس برتر است و يا از پاداش عمل امت من تا روز قيامت بهتر است.» زيرا شمشير على(ع) بود كه عمرو را به خاك و خون كشيد و اسلام نو بنياد را از شر مشركين رهائى بخشيد. با كشته شدن عمرو و فرار همراهانش دهشت و هراس در ميان مشركين افتاد و روحيه آنها را بكلى متزلزل نمود و علاوه بر اين طوفان سخت و سهمگين نيز به امر خدا برخاست و قريش را به وحشت انداخت. در نتيجه ابوسفيان درنگ را جائز نشمرده و شبانه با عده خود از كنار مدينه به سوى مكه كوچ نمود6(شهیدی، 1387، 12-13؛ صدر، 1380، 77-78).
4-1-1- تابلوی نبرد حضرت علی (ع) و عمرو بن عبدود از محمد مدبر
این اثر بر روی بومی به ابعاد 50 در 60 سانتیمتر مربع و با تکنیک رنگ و روغن و قبل از سال 1320 هجری شمسی اجرا شده و در مجموعهی مهندس عقیلی نگهداری میشود.7 این تابلو به داستان نبرد حضرت علی(ع) و عمرو بن عبدود در جنگ خندق اشاره دارد. در این اثر، زمان اوج نبرد این دو قهرمان، به ویژه ضربت خوردن عمرو به وسیلهی حضرت علی(ع) را نشان میدهد. این صحنه بیشترین فضای تابلو را به خود اختصاص داده و فضای کلی تصویر بسیار پر هیجان و پر جنب و جوش است(تصویر 4-1).
در قسمت فوقانی تابلو، در سمت راست عدهای سوار که لشگریان اسلام هستند وجود دارند و مردی با چهرهای پوشیده که پیامبر اسلام(ص) میباشند، دستها را به نشانهی دعا بالا برده و برای قهرمان اسلام از خداوند طلب کمک میکند. در کنار آنها، رود آبی، چشم را به سمت انبوه درختان که ساختمانی جلوی آنها

تصویر4-1) نبرد حضرت علی(ع) و عمرو بن عبدود، محمد مدبر، محفوظ در مجموعه عقیلی (عکس از نگارنده)8
وجود دارد و آسمان بالای تصویر سوق میدهد. کمی پایینتر، چهرهی آشفتهی مردی با سبیلهای پهن که روی زمین نشسته و سینه را باز کرده است، دیده میشود. این مرد عمرو بن العبدود است که با زرهی مجلل، سپری در دست و کلاه خود روی زمین افتاده و بسیار درشت اندام با ابهت و وحشتناک تصویر شده است. پشت سر وی اسبش قرار دارد که به حالت مرگ روی زمین افتاده است. عمرو دقیقاً در مرکز تابلو تصویر شده و جوانی با لباسهای معمولی سپری در دست و ریز اندام در سمت راست وجود دارد. این جوان که حضرت علی(ع) میباشد، دقیقاً مانند روایات موجود در داستان مربوطه جوان تصویر شده است. وی یک پای خود را روی زانوی عمرو گذاشته و با شمشیر ضربهای به گردن او وارد کرده است.
همان طور که در داستان بیان شده، حضرت علی(ع) ضربهای در سر دارند، که هنرمند آن را با دستمال سفیدی که یک لکه کوچک خون روی آن وجود دارد و نشان دهندهی ضربۀ عمرو به فرق سر ایشان میباشد، نقاشی کرده است. حضرت علی(ع) به درستی در مقابل قهرمان درشت اندام و سالخوردهی یهود، بسیار ریزاندام و جوان تصویر شدهاند، و نقاش برای تشدید آن از اغراقی که ویژگی خاص نقاشی قهوهخانهای است، بهره گرفته است. زمینهی تصویر نیز به رنگ اُکر و در جاهایی سبز میباشد، و امضای هنرمند در مناسبترین محل یعنی زیر پای حضرت دیده میشود.

4-1-2- تابلوی نبرد حضرت علی(ع ) و عمرو بن عبدود از عباس بلوکیفر
این تابلو در حدود سال 1359ه.ش کار شده است. ابعاد این اثر مستطیلی عمودی 50 در 70 سانتیمتر و جزء مجموعه مهندس عقیلی و تکنیک آن رنگ و روغن میباشد و به روش آبرنگی اجرا شده است. مهندس عقیلی در خصوص تکنیک این اثر اشاره داشتند که این روشی ابداعی که از همین تابلو آغاز شده و در مواردی ادامه پیدا کرده است، به دلیل سفید کردن تابلوی نقاشی شده و سپس زنده کردن رنگها و قلمگیری نقاشی قبلی که از زیر رنگهای سفید خودنمایی میکرد، توسط استاد بلوکیفر بهوجود آمده و به همین خاطر مانند اجرای آبرنگی به نظر میرسد9(تصویر 4-2).
فضای کلی تصویر متشکل از انبوه درختان نخل و چادری قرمز رنگ در سمت چپ، لشگریان اسلام به سرپرستی حضرت محمد(ص) که در حال دعا کردن میباشند، در سمت راست و دو انسان که یکی با هیبتی چون غول و دیگری انسانی جوان و ریزنقش ایستاده در وسط و فضای اطراف با لکههای رنگ به عنوان زمین و آسمانی آبی با لکههای سفید پر شده است. نقاش با کشیدن نخلهای فراوان و زمینی قهوهای رنگ بخوبی توانسته سرزمینی عربی را در ذهن بیننده تداعی کند. در کنار درخت نخلی در سمت راست، فرشتههایی فقط با سر و بال، بسیار کمرنگ کار شدهاند، این فرشتهها، تأثیر دعای پیامبر(ص) برای پیروزی حضرت علی(ع) و تقدس و الوهیت عمل ایشان را تشدید میکند، گویی فرشتگان نیز برای ایشان دست به دعا برده و

تصویر4-2) نبرد حضرت علی(ع) و عمرو بن عبدود، عباس بلوکیفر، محفوظ در مجموعه عقیلی (عکس از نگارنده)
حمایتشان میکنند.
عمربن عبدود، قهرمان نامی عربی، در وسط کادر بسیار بلند قامت و با زره، کلاه خود، سپر و ابزار جنگی با سبیل بلند، با چهرهای بسیار وحشت زده و متعصب تصویر شده است. تصویر حضرت علی(ع) کوچکتر از قد او، در سمت راست قرار دارند. لباسهای ایشان بسیار معمولی و سپری در دست، با ذوالفقار که اینجا در سر دارد، پای عمر و را از بالای زانو نصف کرده است. خون فراوانی از این زخم بر روی زمین میریزد. هالهی زرد رنگ دور سر حضرت علی(ع) از دو بخش کم رنگ و پر رنگتر تشکیل شده و در میان پیشانی ایشان، قطرات خون، که ناشی از ضربه وارد شده میباشد، در حال جاری شدن است.
همانطور که در روایات میخوانیم چهرهی حضرت علی(ع) بسیار جوان و آرام، با ایمانی سرشار، همانگونه که شایستهی پهلوان جوانمردی چون اوست، ترسیم شده و نقاش توانسته این واقعه را به خوبی بیان نماید.
4-2- تابلوهای مربوط به ماجرای جنگ خیبر و رشادتهای امیر مؤمنان علی(ع)
رشادتهای حضرت علی(ع) در جنگ خیبر موضوع اصلی بسیاری از تابلوهای نقاشی قهوهخانهای بوده است. در ادامه از میان تمامی آثاری که به صورت مجزا به این موضوع پرداختهاند، پنج اثر از هنرمندان مختلف معرفی خواهد شد. در تابلوی دیگری که موضوع آن زندگی حضرت علی(ع) است، قسمتی از اثر به این داستان اختصاص داده شده که در بخش مربوط به خود، به آن پرداخته خواهد شد. برای بررسی دقیق و جامع این تابلوها لازم است ابتدا داستان این نبرد بهویژه روایات مواردی که تصویرسازی شدهاند، به صورت مختصر شرح داده شود.
در 120 كيلومترى شمال مدينه دهستانى يهود نشين بود كه ساكنين آن در چند قلعه محكم زندگى ميكردند و بدين جهت آن محل را خيبر ميگفتند. وضع آنها نامعلوم بود و بعضی از آنان در جنگ خندق ابوسفیان را یاري کردند و احتمال حملهي آنان به مدینه میرفت. در سال هفتم هجرى به دستور نبى اكرم(ص) مسلمين به طرف خيبر حركت كردند، ساكنين آنجا به محض مشاهده لشگر اسلام داخل قلاع شده و در آنها را محكم بستند و به شدت ایستادگی میکردند. قلعهي قَمُوص بیست تا بیست و پنج روز در محاصره ماند. پیامبر (ص) در يكى از روزها پرچم را به دست ابوبكر و روز ديگر به عمر داد و پس از آنها فرماندهان دیگر را براى گشودن قلعه‏هاى خيبر مأمور گردانيد، ولى آنها نه تنها كارى از پيش نبردند بلكه از ديدن جنگجويان يهود مخصوصا مرحب خيبرى بيمناك شده و فرار كردند. پیغمبر(ص) سر انجام فرمود:
فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و پيغمبرش او را دوست دارند و او نيز خدا و پيغمبر خدا را دوست دارد. او كسى است كه هميشه حمله كننده است و هرگز فرار نكند. از جبهه جنگ بر نگردد تا خداوند به دست او قلعه‏هاى خيبر را بگشايد. سران مهاجر و انصار خود را نامزد این مأموریت میکردند. روز بعد رسول خدا (ص) پرسید: «علی کجاست؟» حضرت علی(ع) را در حالی که چشمهاي خود را بسته بود پیش پیغمبر(ص) آوردند. رسول خدا آب دهان در چشم او انداخت و چشم وي خوب شد.
على(ع) زره محکمی را بر تن کرد و شمشیر مخصوص خود «ذوالفقار» را حمایل نموده، هروله کنان و با شهامت خاصی که شایسته قهرمانان ویژهی میدانهای جنگی است، به سوی دژ حرکت کرد، چون شيرى بلند طبع پيش رفت و پرچم اسلام را که پیامبر به دست او داده بود، در نزدیکی خیبر، بر زمین نصب نمود و افراد خود را براى تسخير حصار آماده نمود، در اين موقع جمعى از جنگجويان دلير خيبر بيرون ريختند و جنگ به شدت درگرفت، على(ع) با چند حمله حيدرانه آنها را در هم آويخت، بهطوريكه آنها فرار كرده و داخل قلعه شدند، وی نيز به دنبال آنها خواست وارد قلعه شود. رئيس قلعه حارث كه از شجاعان مشهور و بنام بود، از ورود وی به قلعه ممانعت میکرد ولى به ضرب شمشير آن حضرت جهان را بدرود گفت. در اين وقت نامى‏ترين و شجاعترين جنگجويان قلعه كه به مرحب خيبرى معروف و برادر حارث بود به خونخواهى برادرش بيرون‏شتافت.
جلو آمد و بر سم قهرمانان عرب اشعار زیر را بعنوان رجز میخواند:
قد علمت خیبر انی مرحب شاکی السلاح بطل مجرب
«در و دیوار خیبر گواهی میدهد که من مرحبم، قهرمانی کار آزموده و مجهز با سلاح جنگی هستم».
ان غلب الدهر فانی اغلب والقرن عندی بالدماء مخضب
«اگر روزگار پیروز است، من نیز پیروزم، قهرمانانی که در صحنههای جنگ با من روبرو میشوند، با خون خویشن رنگین میگردند».
علی نیز رجزی در برابر او سرود، و شخصیت نظامی و نیروی بازوان خود را به رخ دشمن کشید و چنین گفت:
انا الذی سمتتی امی حیدره ضرغام آجام و لیث قسوره
به معنی: «من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر (شیر) خوانده، مرد دلاور و شیر بیشهها هستم».
عبل الذر اعین غلیظ القصره کلیث غابات کریه المنظره
یعنی: «بازوان قوی و گردن نیرومند دارم، در میدان نبرد مانند شیر بیشهها صاحب منظری مهیب هستم».
رجزهای دو قهرمان پایان یافت. صدای ضربات شمشیر و نیزههای دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبی در دل ناظران به وجود آورد، بين آنها دو ضربت رد و بدل شد ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد، كه با وجود داشتن سپر، جمجمه‏اش را با كلاه فولادى و سنگ آسيا و ساير تشريفات شكافت و در نتيجه سپر دو نيم گرديده و كلاه فولادى و سنگ بشكست و عمامه دريده شد و ذوالفقار على كله‏اش را تا فكين بشكافت، مرحب نقش بر زمين شد. این ضربت آن چنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند پای قرار گذارده به دژ پناهنده شدند، و عدهای که فرار نکردند با علی تن به تن جنگیده و کشته شدند. ياسر شجاع دیگری که برادر سوم دو مقتول سابق بود از قلعه بيرون ولى در اثر يك ضربت آنحضرت كشته شد. علی(ع) یهودان فراری را تا در حصار تعقیب نمود، در این کشمکش یک نفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سپر وی زد، سپر از دست وی افتاد، ولی او فوراً متوجه در دژ گردید، و با نيروى خارق العاده خود آن را از جای خود کند، و تا پایان کارزار به جای سپر بکار برد پس از آنکه آنرا بروی زمین افکند، هشت نفر10 از نیرومندترین سربازان اسلام از آن جمله ابورافع، سعی کردند که آنرا از این رو به آن رو کنند، نتوانستند. در نتیجه قلعهای که مسلمانان ده روز11 پشت آن معطل شده بودند در مدت کوتاهی گشوده شد(سبحانی، 1346، 54-53).
در مورد کندن در دژ این مطلب را نیز آوردهاند که: زمانی که يهودیان در قلعه را بستند و خود به درون آن پناه بردند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس، یژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مرحب، گوشهی، قلعهی، درب