پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، ارزش اقتصادی، مواد غذایی، توسعه پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

در تامين اين هدف، اولين گام بررسي ارتباط بين پوشش گياهي و خصوصيات خاكي تحت شرایط شكننده و نامساعد اقليمي ايران ميباشد (خانمیرزائی فرد و ثامنی، 1384). با توجه به نتاج به دست آمده چنین به نظر میرسد که گونههای سوزنیبرگ از نظر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی در بعضی موارد وضعیت بدتری نسبت به پهنبرگان داشتند (که ممکن به دلیل شرایط خود منطقه و سن مورد بررسی گونهها و عدم تأثیر گذاری در خصوصیات ذکر شده باشد) و در بعضی موارد با آن در یک گروه قرار میگرفتند و در کربن آلی وضعیت بهتری را نیز نشان دادند در نهایت تا این سن نمیتوان از گونههای سوزنیبرگ مورد مطالعه به عنوان گونه با اثر گذاری منفی یاد کرد از طرفی با توجه به وضعیت موجود باید مقدار زندهمانی و سازگاری گونهها نیز در نظر گرفته شود.
5-4-ترسیب و ارزش اقتصادی:
افزايش ذخيره جهاني كربن در خاك يكي از مهمترين عوامل کاهش 2 COاتمسفري بوده و حدود 75 درصد ذخيره كربن خشكي را در بر ميگيرد. همانطور که بالدوک و همکاران (1992) در نتیجه تحقیق خود به پوشش گیاهی به عنوان یک عامل اثر گذار در تغییر مواد آلی خاک اشاره نمودهاند. بسياري از پروژههاي احیایی مانند جنگلكاري، از طريق افزايش ترسيب كربن نقش عمدهاي در حفظ توازن چرخه جهاني كربن ايفا ميكنند (محمودی طالقانی و همکاران،1386). هر ساله مقدار زيادي كربن (بيش از 100ميليون تن) در مقياس جهاني ترسيب ميشود كه ذخيره كربن آلي خاك يكي از بزرگترين ذخاير كربن در سطح زمين ميباشد، به طوري كه اين مقدار حدود 1500 گيگا تن برآورد شده است (1992 Borchers and Perry,). همانطور که نتایج میانگینها نشان داد بیشترین میزان ذخیره کربن در خاک گونههای سوزنیبرگ (سرو نقرهای، کاج بروسیا) وجود داشت. نتایج تحقیق نوبخت نیز در سال 1389 نشان داد که گونه سوزنیبرگ پیسهآ و کاج سیاه مقدار ترسیب کربن بیشتری از پهنبرگان ( ون و بلند مازو) داشتند، به نظر میرسد که تجمع لاشبرگ در سطح خاک و حفاظت بیشتر تودههای سوزنیبرگ از خاک، تأثیر زیادی در جلوگیری از هدر رفتن کربن دارد و بر این اساس سوزنیبرگان کربن بیشتری را جذب میکنند (2003Cannell.,). یکی از مهمترین فاکتورهاي تعيين کننده تغييرات کربن خاک منطقه جنگلکاري شده، نوع خاک و کاربرد قبلي آن ميباشد (1992 Adger et al,). ذخیره کربن به ویژگیهای تبادلی کاتیونی، بافت و خاکدانه خاک بستگی دارد (2002Banfield et al.,). رابطه واضحی بین بافت خاک و کربن بیومس و کربن آلی خاک مشاهده میشود (1992Borchers and Perry,)، در این مطالعه بافت خاک اکثرا شنی لومی است و مقدار رس با توجه به سنگلاخی بودن منطقه بسیار کم است، از آنجایی که حضور گروههای اکولوژیک گیاهی تحت تأثیر رویشگاهی به ویژه ویژگی فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی خاک میباشد، لذا باید در بازسازی رویشگاههای جنگلی تخریب شده، به مساعد کردن ویژگیهای رویشگاهی نیز توجه شود و به نحوی عمل کرد که شرایط رویشگاه با توجه به نیازمندهای گروههای اکولوژیک اصلاح گردد (کوچ، 1386;2003 Ewald,) آهک موجود در خاک گونههای سوزنیبرگ بیشتر از پهنبرگان میباشد که باعث ایجاد شرایط قلیایی بیشتر شده است. مقدار جذب مواد غذایی توسط درختان، فعالیت میکرو ارگانیسمها و تغییر در جذب نیتروژن و مقدار کربن به تغییراتpH وابسته میباشد (2002Augusto, ). در نتیجه همهی عوامل مطرح شده گونههای سوزنیبرگ ( سرو نقرهای و کاج بروسیا) به عنوان گونههای سازگاری با شرایط رویشگاهی موجود از وضعیت بهتری برخوردار بودند که با مطالعات پیشین همخوانی داشت (عبدی، 1384؛ روحانی، 1388؛ رادمنش، 1386؛ نوبخت، 1390). تحقیقات کمی در راستای ذخیره کربن و ارزش اقتصادی آن در کشور صورت گرفته بود و با توجه به اهمیت موضوع توجه تعدادی از پژوهشگران را به خود جلب کرده است و در حال افزایش میباشد (مطالعه محمود طالقانی (1386)، مصباح و همکاران (1387) کرمی و همکاران (1389)، ورامش (1389) و نوبخت (1390). محمود طالقانی (1386) مطالعهای تحت عنوان میزان ترسیبکربن در جنگلهای مدیریت شده در جنگل گلبند شمال کشور انجام داد، مصباح و همکاران (1387) در طرح پژوهشی برآورد ترسیب کربن خاک و گونههای گیاهی غالب در پارک ملی بمو و ارزش اقتصادی آن را نیز برآورد کرد و همچنین کرمی و همکاران (1389) به بررسی گیاه درمنه در منطقه قشلاق دایلر اشتهارد پرداخت و نیز ترسیب کربن در خاک درمنه را نیز برآورد نمود که همه به اهمیت خاک در ترسیب کربن اشاره کرده اند. نوبخت در سال 1390 نشان داد بافت خاک از عوامل مؤثر بر مقدار ترسیب کربن میباشد، ورامش درصد رس را به عنوان یکی از عوامل مؤثر در افزایش ترسیب کربن معرفی کرد و عبدی نیز در سال 1384 افزایش سنگ، سنگ ریزه و شن در بافت خاک را عامل افزایش ترسیب کربن دانست و دلیل آن را سازگاری زیاد گونها در خاکهای سبک و واریزهای نسبت داد که با نتایج موجود مطابقت دارند. وارامش و همکاران (1390ب) نیز برای درصد سنگلاخی و درصد رس به ترتیب همبستگی مثبت و منفی با مقدار و ماده آلی به دست آورد، در مطالعه ایشان شن نیز یکی از عوامل مهمترین مؤثر در مقدار کربن آلی بود. که با نتایج موجود از نظر رس کاملا منطبق ولی برای درصد سنگلاخی و شن در این مطالعه نیز همبستگی وجود داشت ولی منفی بود و درصد سنگلاخی یک عامل مهم در نتایج رگرسیونی برای مقدار ذخیره کربن بود. حق دوست و همکاران (2011) در بررسی خود مشاهده نمودند که با افزایش سن ذخیره کربن در سروه تقرهای افزایش مییابد و انتخاب گونه مناسب را عاملی مهم در کاهش گازهای گلخانهای دانستند که با نتایج موجود همخوانی دارد.
ورامش و همکاران(1390ب) در برآورد نيروي جنگل شهري در ترسيب كربن اتمسفري ارزش اقتصادي حاصل از ترسيب كربن توسط تودههاي اقاقيا و زبانگنجشك به ترتيب 4/10 و 5/2 ميليون دلاربرآورد کرد و در تحقیق دیگر(1390آ) ترسيب كربن در خاك پارك جنگلی چيتگر ارزش اقتصادي حاصل از ترسيب كربن خاك توسط تود ههاي مذكور به ترتيب 000,000,800,111 و 000,000,875,26 ريال در كل سطح پارك جنگلي چيتگر تهران محاسبه گرديد. پالایش کربن به روش مصنوعی مثل فیلتر و… هزینههای سنگینی را در بر دارد و این هزینه در آمریکا حدود 100 تا 300 دلار برای هر تن کربن تخمین زده شده است (1996Finer,). جنگل کاری به عنوان یکی از روشهای بازسازی اراضی تخریب شده (2003 Cannell,) که در نتیجه آن، علاوه بر افزایش کیفیت آب و خاک بهبود و حاصلخیزی اراضی زراعی (2009;Busse et al., ورامش و همکاران، 1389)، اثرات گازهای گلخانهای نیز تعدیل مییابد. ترسیب کربن در زیتوده گیاهی و خاکهایی که تحت این زیتوده هستند سادهترین و به لحاظ اقتصادی عملیترین راهکار ممکن جهت کاهش دیاکسیدکربن اتمسفری است. شاید این مساله به عنوان راهکار درستی باشد که قابلیت تجزیه کربن آلی خاک یک راه حل کوتاه مدت برای مشکل گرم شدن جهانی هوا باشد اما در طولانی مدت میبایست خروج گازهای خاص از سوختهای فسیلی از طریق توسعه پایدار منابع انرژی کاهش یابد، با وجود این باز هم این مسله قابل توجه است و یکی از را حلهای تعدیل تغییرات آب و هوائی ناشی از خروج گازهای گلخانهای، مدیریت بهینه و مطلوب خاک میباشد (امینی نسب، 1382)، از طرفی نوع و ترکیب گونههای موجود در آشکوب فوقانی جنگل، تأثیر زیادی در وردی کربن به خاک دارند و مقدار کربن خاک را تغییر میدهند (2008Schulp Catharina et al., ) به طور كلي ميتوان گفت فرايند ترسيب كربن، به بهبود كيفيت آب و خاك، افزايش حاصلخيزي، بهبود سيستم هيدرولوژي خاك و نيز جلوگيري از فرسايش و كاهش هدر رفت عناصر غذايي ميانجامد، بنابراين مديريت بهينة اكوسيستمهاي مختلف بايد در جهت افزايش پتانسيل ترسيب كربن باشد (Adger et al., 1992). به همین دلیل باید سعی نمود بهترین گونه مؤثر را انتخاب، و در بازسازی اراضی به کار برد.
5-5-بررسی عناصر در برگ تابستان و پاییز و وضعیت بازجذب آنها
پوشش گیاهی هر رویشگاه به عنوان برآیندی از شرایط اکولوژیک و عوامل زیست محیطی حاکم بر آن بوده و به منزله آینه تمام نمای ویژگیهای اکولوژیکی و نیروی رویشی آن منطقه محسوب میشود از طرفی پوشش گیاهی فصل مشترک خصوصیات فیزوگرافی و خاک بوده که همواره از آنها تأثیر میپذیرد (اسماعیل زاده و حسینی، 1386)، در واقع درختان به عنوان اجزای اصلی اکوسیستم، از چرخه و عملکرد اکوسیستم (به عنوان مثال میکرو کلیما و مواد مغذی در دسترس) حمایت میکنند (2011Uddin, ). عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم جز اصلیترین و ضروریترین عناصر غذایی گیاه میباشد که رشد گیاه را محدود میکنند (2003Lodhiyal and Lodhiyal, ). که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد که گونههای پهنبرگ خزان کننده (ون و ارغوان) بیشترین مقدار نیتروژن و کمترین نسبت C/N را دارا بودند. وضعیت دو عنصر دیگر (فسفر و پتاسیم) در گونه ارغوان کمترین مقدار و در گونه ون به ترتیب وضعیت میانه (در گروه زیتون و سرونقرهای قرار داشت) و بیشترین مقدار را داشتند. مهمترین عامل در جذب عناصر غذایی توسط درختان، شرایط و خصوصیات خاک میباشد. عواملی از قبیل بافت، رطوبت، اسیدیته، میزان مواد آلی، نوع و میزان رس موجود در خاک و حتی عوامل فیزیکی موجود نظیر شیب زمین، ارتفاع محل و غیره در تغذیه درختان مؤثر میباشد. به عبارتی پراکنش پوشش گیاهی تابعی از اقلیم و خاک میباشد (2002Jin- Tun,). در قسمت نتایج نیز نشان داد شده است که عناصر موجود در برگ تابستانه و پاییز با بعضی از خصوصیات فیزیکی و شییمیایی وابستگی نشان داده است که ناشی از تأثیر پذیر بودن جذب و بازجذب از خاک منطقه میباشد. هرقدر میزان مواد مغذی در خاک بیشتر باشد، به همان نسبت مقدار این مواد در گیاه بیشتر خواهد بود (جزیرهای، 1381). ولی با توجه به عمق مورد بررسی عملا این گونه نبود با توجه به اینکه نیتروژن خاک در این عمق کم بود مقدار نیتروژن در برگها بیشتر بود و در میان عناصر برگ تابستانه گونه ون و ارغوان به عنوان گونه خزان کننده مقدار نیتروژن بیشتری نسبت به گونههای همیشه سبز (سرو، کاج و زیتون) داشتند، با این نظر که گونه همیشه سبز عناصر غذایی پایینی دارد مطابقت دارد (2000Aerts and Chapin, )، در مورد فسفر و پتاسیم بر عکس بود مقدار زیادی در خاک و مقدار کمی در برگ داشتند به نحوی که در همه گونههای مورد مطالعه غلظت فسفر و پتاسیم به ترتیب کمتر از حد مرزی ا تا 5/1 میلیگرم بر گرم (1996Mankoska,) و 5-3 میلیگرم بر گرم (1985 Will,) بود. ممکن است دلیل این تفاوتها به تفاوت گونهها در جذب عناصر برگردد زیرا گونههای گیاهی در قابلیت جذب عناصر غذایی خاک تفاوت زیادی دارند (کوچکی و همکاران،1384). آن نیز به دلیل نیازهای تغذیهای مشخص درختی در بومسازگان جنگلی میباشد (2002 Augusto et al.,). گونههای درختی موجود در اشکوب بالا با انباشت عناصر متعدد غذایی و تولید اسیدهای آلی در برگ و دیگر اندامها، و تعیین میزان ورودی-خروجی عناصر را مشخص مینماید (Augusto et 2002al.,). که در نتایج این تحقیق نیز متفاوت بودن مقدار جذب و عناصر در برگ تابستانه نشان داده شده است. ترکیب شیمیایی برگ تحت تأثیر عوامل مختلفی تغییر مییابد، مهمترین آنها زمان نمونهبرداری، سن برگها، خصوصیات ژنتیکی درخت، موقعیت برگها بر روی درخت و انتخاب گونه درخت است (زرین کفش، 1380). که در این مطالعه سعی شده در یک زمان و از یک موقعیت و سن برابر نمونهبرداری صورت گیرد، که تغییرات ناشی از نوع گونه باشد. درون جامعه غلظت مواد غذایی برگ به طور گستردهای در بین گونههای مختلف و افراد مختلف از همان یک گونه با وجود خاک مشابه تفاوت دارد، دلیل این ویژگی در گونهها و گیاهان هنوز به طور کامل شناخته شده نیست (کوچکی و همکاران،1384). میتوان اینطور تلقی نمود که مقدار جذب عناصر به مقدار سطح ریشه و خصوصیات جذب این سطح بستگی دارد که در گونهها مختلف متفاوت است از طرفی جذب عناصر غذایی به غلضت آنها در محیط و همچنین تقاضا گیاه وابسته است. تقاضا گیاه به وسیله رشد آن و غلظت نیتروژن در بافتها تعیین میشود زمانی که غلظت عناصر درون بافت بالا باشد جذب عناصر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، مصرف مواد، فیزیولوژی