پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، مواد غذایی، زیست محیطی

دانلود پایان نامه ارشد

با نتایج (خان حسنی، 1388) همخوانی دارد.
حالت کلی که برآیندی از وضعیت کلی موجود در تودهها بود گونه کاج و پهنبرگان در یک دسته قرار میگیرند و این به دلیل این است که خصوصیات رویشی گونه کاج شرایط برای حضور گونههای سایهپسند و نور پسند به طور همزمان فراهم میکند که با نتایج (خان حسنی، 1388) همخوانی دارد. مطالعههای مختلفی در راستای تنوع زیستی در تودههای سوزنیبرگ و پهنبرگ صورت گرفته است که میتوان به مطالعه (یکتاش، 1382؛ محمدنژاد کیاسری، 1386؛ اشرفی و همکاران، 1386؛ معماریان و همکاران، 1386؛ حسینی و همکاران، 1388؛ رضوی، 1389؛ اسدیان و همکاران، 1390؛یوسفی و همکاران، 2010؛ 2004; Ito et al.,1998 ;Virolianen et al., 2000; HumpHery et al.,1998; HumpHery et al., 2004;Cusack et al., 2007Marcos et al.,) اشاره کرد. در نتایج حسینی و همکاران (1388) پهنبرگان تنوع بیشتری نسبت به سوزنیبرگان داشتند، معماریان و همکاران (1386) بيشترين تعداد گونههاي بومي را در توده پهنبرگ آميخته شاخهزاد دانستند و شاخص تنوع در تودهی آميخته پهنبرگ شاخهزاد بزرگتر، ولي شاخص غنا و يكنواختي آن كوچكتر از تودهی آميخته سوزنيبرگ بیان کردند. رضوی (1389) بیان نمود دارتالاب باعث کاهش تنوع زیستی میشود. محمدنژاد کیاسری و همکاران (1386) تنوع در سوزنیبرگان را بررسی کردند و بیان نمود که سوزنیبرگ کریپتومریا ژاپونیکا و کاج دریایی امکان بیشترین توسعه از لحاظ فراوانی و غنا پوشش گیاهی را فراهم آوردهاند و گونه سوزنیبرگ کاج تدا و جنگلکاریهای افرا کمترین مقدار تنوع را داشتند، ایشان و همکاران علت کاهش تنوع زیستی در سوزنیبرگان ذکر شده را ماندگاری بلاتر درصد لاشبرگ این گونهها دانستند. Ito و همكاران (2004) (در مطالعات خود به اين نكته اشاره ميكنند كه Chamaecyparis و Cryptomeria japonica در ژاپن) و اشرفی و همکاران (1386) (در مطالعه مقایسه تنوع در سوزنیبرگان و پهنبرگان) اظهار داشتند که سوزنیبرگان باعث كاهش تنوعزيستي میشوند. Virolianen و همكاران (1998)، در مورد Pinus sylvestris، Cusackو همکاران (2004)، HumpHery و همكاران درسال 1998 و HumpHeryو همکاران 2000 در مورد جنگلكاري سوزنيبرگ در بريتانيا، و به اثر مثبت كاشت سوزنيبرگ در افزايش تنوع گونههاي بومي اشاره ميكنند. Marcos و همکاران (2007) افزایش سن در جنگلکاری باعث کاهش گونه علفی و تکامل گونههای چوبی میشود که با توجه به نتایج موجود تا به حال (سن) گونه چوبی در جنگلکاری کاج بروسیا و سرونقرهای مشاهده نشده بود ولی در زیر گونهها کاهش گونههای علفی مشاهده گردید که با مطالعه Marcos و همکاران از این نظر همخوانی دارد.
در کل میتوان نتیجه گرفت سوزنیبرگی مانند سرو نقرهای باعث کاهش تنوع زیستی میشود که با نتایج مطالعه Ito و همكاران (2004) و اشرفی و همکاران (1386) همخوانی داشت ولی در سوزنیبرگی مانند کاجبروسیا از نظر تنوع زیستی در گروه پهنبرگان قرار گرفت یا حتی در فضای باز وضعیت بهتری را نیز داشت که مخالف نتایج ذکر شده است و با نتایجVirolianen و همكاران (1998)، Cusack و همکاران (2004) HumpHery و همكاران درسال 1998 و HumpHeryو همکاران 2000 همخوانی دارد. در نتایج یوسفی و همکاران (2010) جنگلکاری با گونه سوزنی و پهنبرگ از جمله ون و کاجبروسیا را مؤثر بر افزایش تنوع زیستی دانستند که با نتایج موجود همخوانی دارد. نتایج مطالعهNewmaster و همکاران 2006 به همبستگی منفی جذب نور و ریزش برگ آنها، در کاهش تنوع زیستی اشاره کرد که میتواند با نتایج به دست آمده در زیر تاج پوشش گونههای سوزنیبرگان در این مطالعه همخوانی داشته باشد. محمدنژاد کیاسری و همکاران (1386) نیز اشاره میکنند که گونههای سوزنیبرگ با کمترین درصد پوشش لاشبرگ، امکان بیشترین توسعه غنا و یکنواختی را به وجود میآورند. میتوان این گونه نتیجهگیری کرد که گونههای سریعالرشد که بیوماس برگ آنها کمتر است نسبت به آنهایی که بیوماس برگ بیشتری دارند در جنگلکاری از اولویت بیشتری برخوردار هستند، زیرا به عنوان کاتالیزور بهتر عمل میکنند (2002Kamo et al,) که در نتایج نیز مشاهده شد که در بین تنوع دو سوزنیبرگ کاج بروسیا و سرو نقرهای کاج بروسیا بهتر عمل نموده است. درختان سوزنیبرگ سریعالرشد به خصوص کاجها برای جنگلکاری و احیاء جنگلهای مخروبه و بازسازی اکولوژیکی از اهمیت خاصی برخوردارند، زیرا این درختان به دلیل نرخ رشد زیاد، کارایی زیاد در جذب ازت، ایجاد تغییراتی در مواد آلی و تسریع در چرخه موادغذایی خاک توسط لاشریزه در رقابت با سایر گونهها پیروز میشوند (2003Wesenbeeck et al,). درختان کاج راندمان بیشتری در تبدیل انرژی خورشید به تولید چوب، سازگاری بیشتر در شرایط بومشناختی گستردهتر و بالاخره پتانسیل مصرفی بیشتر در صنایع دارند (اسدالهی، 1368). در مطالعه Guller و همکاران (2011) از کاجبروسیا به عنوان یک گونهای که عملکرد رویشی خوبی دارد و در مناطق مختلف یافت میشود یاد شده است که این نتیجه و نتیجه Gharachorlou و همکاران (2010) که کاج بروسیا را گونه موفق معرفی کرده است همخوانی دارد. به همین دلیل از سدههاي درختان سوزنيبرگ مورد توجه ملل جهان قرار داشته و این توجه موجب گسترش اين گونهها از موطن اصلي خود به اقصي نقاط جهان شده است (رضايي، 1379). البته گونه ارغوان که گونه سازگار با مناطق خشک نیمهخشک است (رضائی پور و همکاران، 1390) و از لحاظ خصوصیات رویشی وضعیت بهتری از دیگر پهنبرگان دارد به عنوان گونه دوم معرفی میگردد. در مقایسه با گونهسوزنی و پهنبرگ در حالت کلی در گروه پهنبرگان و در بعضی شاخصها نیز حتی بهتر نسبت به بعضی گونهها نیز عمل نموده است این نشان میدهد که در بررسی تنوع زیستی نه تنها باید به بررسی تنوع در زیر گونهها پرداخته شود بلکه باید به تنوع در فضای باز نیز پرداخته و اثر تراکم و سطح تاج پوشش نیز با مقدار تنوع در نظر گرفته شود و در شیوههای مدیریتی به کار گرفته شود.
5-3- خصوصیات خاک:
کیفیت خاک (خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک) معیاری است که توانایی خاک را در تولید زیتوده گیاهی، چرخه عناصر غذایی، ذخیره کربن و تبدیل انرژی، در بوم نظامهای جنگلی را توصیف میکند (1997Khanna.,). کیفیت خاک نیز تحت تأثیر، فعالیتهای مدیریتی و نوع گونههای درختی میباشد (2000Binkly et al., )، در رابطه با اثر گیاهان اشکوب بالا بر خصوصیات خاک نظرهای مختلفی بیان شده است (1995; Binkley, 2002Augusto et al.,). شواهدی وجود دارد که احیای جنگل نه تنها باعث تغییر پوشش گیاهی میشود بلکه منجر به تغییرات قابلتوجهی در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک میگردد (مشکی و همکاران، 1384؛ گودرزی، 1388 1991;Binkley and Valentine, , Lin Zhao,2011
; 2012 ;Cuesta et al., 1954; Ovington, 1995; Raulund and Vejre, 0 2010 Paul et al,) که با نتایج موجود در این سن از جنگل تا حدودی همخوانی دارد (تغییرات خاک تودهای این مطالعه در بعضی موارد معنیداری کاملا محسوسی را نشان نداد) میتوان گفت با تغییر در اشکوب غالب از طریق کیفیت لاشبرگ وضعیت مواد غذایی، دریافت مواد غذایی و حرکت ریشه، دریافت رسوبات جو، اثر تاج پوشش و آبشویی ( 2004 Hagen –Thorn et al.,) ظرفیت توزیع مجدد موادغذایی، افزایش تثبیت نیتروژن، اثر بر نیتروژن معدنی خاک و جمعیت بیمهرگان میکروکلیما مؤثر (2007Russell et al.,) است و سبب تغییر در خصوصیات و فرآیند فیزیکی، شیمیایی و بیولوژکی خاک (فعاليت ريز جانداران)، جذب و نگهداري آب، كاهش تبخير مستقيم و حفاظت خاك تحت گونههای مختلف میشود (2010Andrew Scott,). عوامل اکولوژیکی مختلف (آب و هوا، پوشش سبز، توپوگرافی و سن بستر) به شدت میزان هوازدگی و میزان آبشویی و سرانجام رابطه بین مواد مادری و فراهمی عناصر غذایی تأثیر میگذارد (کوچکی و همکاران، 1384)، پس با توجه به آنچه بیان شد مقدار عناصر موجود در خاک میتواند به عنوان شاخصی از تأثیر گونه بیان شود (در این مطالعه همه عوامل مربوطه به جز نوع گونه یکسان در نظرگرفته شده است)، از طرفی اثر جنگلکاری بر خاک به عواملی مانند: شرایط زیست محیطی، گونهگیاهی، پوشش گیاهی قبل از جنگلکاری و مدت زمان جنگلکاری بستگیدارد اثر سن در چندین مطالعه نشان داده شده است (2004; Farley and Kelly, 1985; Turner and Kelly, 1998Jaiyeoba,) سن گونههای گیاهی عامل مهمی در میزان تأثیر گذاری بر خاک میباشد ( صیاد و همکاران، 1386)، که در این مطالعه گونهها هم سن مورد مقایسه قرار گرفتهاند.
برای ارزیابی حاصلخیزی رویشگاه و طبقهبندی آن، اطلاع از خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک ضروری است (2000Schoenholtz,). جنگلکاری در خصوصیات سطحی خاک (10-0 سانتیمتر) اثر میگذارد (2009Folorunso et al., ;2004Farley and Kelly.,). بنابراین در این مطالعه به بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در این عمق (0-10 سانتیمتر) تحت جنگلکاریهای خالص پرداخته شد.
از میان عناصر موجود در خاک به بررسی سه عنصرN، P و K که به عنوان عناصر اصلي رشد گياه مطرح هستند پرداخته شد. در بین این سه عنصر بيشترين مصرف درختان از ازت به عنوان ماده اصلي رشد گياه و فون و فلور خاك بوده و فسفر و پتاسيم درمرحله دوم رشد حائز اهميت مي باشند (روحی مقدم، 1390)، از طرفی از کربن آلی و ازت کل در خاک جنگل به عنوان عناصری متغییری که بسته به نوع گونه و سن درخت، نوع خاک، آب و هوا، شیوه مدیریت و وضعیت خاک اولیه تغییر میکنند (2009Folorunso et al., ) یاد میشود در نتایج موجود خاک گونهها از نظر کربنآلی و ازت در یک گروه قرار گرفتند. به طور کلی برگ درختان پهنبرگ زودتر از درختان سوزنیبرگ تجزیه میشود (مهاجر، 1385). هر چند درنتایج به دست آمده بین گونهها اختلاف معنیداری از نظر ازت و کربن مشاهده نشد ولی باز در همان گروهها بیشترین ازت در پهنبرگان و بیشترین کربن در سوزنیبرگان بود که دلیل آن را میتوان حجم بیشتر کاتیونهای بازی در تنه و بیوماس درختان پهنبرگ و دوره تجزیه و تخریب کوتاهتر آنها را عامل اصلی زیاد بودن کاتیونههای بازی دانست (2004 Hagen-Tohorn et al., ). هاگنتورن و همكاران (2004) تفاوتي در ميزانN، C وC/N مشاهده نكردند که با نتایج موجود همخوانی دارد.
همانطور که ذکر شد نیتروژن مهمترین عنصر غذایی محدود کننده رشد در محدوده وسیع از اکوسیستم میباشد (1991 ; Vitousek and Howarth, 2010(Lin Hu et al,، و در بین خاکهای جنگلی نقش تعیین کنندهای در حاصلخیزی خاک دارد (مهاجر، 1385) که در این مطالعه در خاک گونههای مورد مطالعه تفاوت چشمگیری وجود نداشت، پس میتوان گفت سوزنیبرگان اثر چشمگیر منفی را نشان ندادند که با نتایج نوبخت 1389 هماهنگ است. در واقع میتوان گفت نسبت C/N به عنوان شاخصی برای نیتروژن معدنی است زیرا نسبت معدنی شدن در C/N بالا، کمتر است، در نتیجه سطح موادغذایی در خاک کاهش میباشد (2011;Haghdoost et al., 2008(D. Nsabimana et al., که در مطالعه حاضر سه گونه سرو نقرهای، کاج بروسیا و زیتون به ترتیب بیشترین مقدار C/N را داشتند. صياد و همكاران (2006) نيز تفاوتي در ميزان نسبت كربن با ازت خاك در زير جنگلكاريهاي خالص و آميخته مورد مطالعه خود گزارش ندادند، که با نتایج موجود همخوانی دارد. رستمآبادی و همکاران (1389) بازگشت ازت بيشتر به خاك و نسبت C/N كمتر لاشبرگ سبب بهبود و حاصلخيزي تدريجي رويشگاه ميشود که در گونههای مورد مطالعه موجود ارغوان و ون کمترین مقدار C/N را داشتند.
در تحقیق شعبانیان و همکاران 1389میزان کربن آلی خاک در خاک منطقه جنگلکاری با پهنبرگان تثبیت کننده ازت بیشتر از خاک منطقه جنگلکاری با سوزنیبرگان بوده که این مسله به تثبیت بیشتر و سریعتر توسط گونههای زبانگنجشک و اقاقیا ارتباط دادند، که با نتایج به دست آمده متضاد میباشد.
مطالعات بسیاری نشان داد که گونههای تثبیت کننده نیتروژن میتواند به میزان قابل توجهی نیتروژن خاک را افزایش دهد (2008 ;D.Nsabimana et al., 2003Chen and Li.,) در حالی که برخی دیگر هیچ همبستگی بین حضور گونههای تثبت نیتروژن و تجمع نیتروژن در سطح خاک وجود ندارد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های منابع طبیعی، پوشش گیاهی، مواد غذایی، استراتژی مدیریت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی