پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، زیست محیطی، رگرسیون، مواد غذایی

دانلود پایان نامه ارشد

نیتروژن توده کاج بروسیا نسبت به سایر تودهها بیشتر بود. بالاترین مقدار پتاسیم تبادلی در رویشگاه بلندمازو دیده شد. و بیان نمودند که جنگلکاری با افرا پلت تأثیر مناسب در منطقه داشته است.
امینپور و همکاران (1386) به بررسی جنگلکاریهای پارک جنگلی حسنآباد سنندج پرداختند، در بررسی از روش آماربرداری ترانسکت خطی استفاده کردند، به این نتیجه رسیدند که کاجسیاه، سرونقرهای و کاج الدار به ترتیب دارای درصد زندهمانی خوب، سرونقرهای درصد زندهمانی مناسب، زبانگنجشک و تالیه از لحاظ درصد زندهمانی ضعیف و اقاقیا پایینترین درصد زندهزمانی را داشت.
وطنی و همکاران (1386) به بررسی تنوعزادآوری طبیعی گونههای چوبی در جنگلکاری 15 ساله توسکا در مناطق پایینبند جنگلهای چوب و کاغذ مازنداران پرداخت. در هر یک از قطعات سه پلات 20×20 متر مربعی و یک پلات نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که در مورد شاخصهای تنوع زیستی تفاوت آماری معنیداری بین مناطق جنگلکاری و جنگل طبیعی وجود ندارد.
محمدنژادکیاسری و همکاران (1386) مطالعهای تحت عنوان بررسی تنوع زیستی پوشش گیاهی در جنگلکاریهای سوزنیبرگ انجام داند، در این طرح تحقیقاتی سازگاری سوزنیبرگان غیربومی در قالب آماری بلوکهای کامل تصادفی، در 3 تکرار و با 8 تیمار و در کرتهای به ابعاد 20 متر در 20 متر اجرا شده بود (در سال 1373). تنوع پوششگیاهی از شاخصهای سیمپسون، 2 Nهیل، شانون–وینر و مکآرتور و غنای پوشش گیاهی از شاخص مارگالف و منهینیک استفاده کردند. ارتباط بین تنوع زیستی را با مجموعهای از متغییرهای کمی و کیفی تیمارهای مختلف و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک عرصه را با استفاده از روش تجزیه تحلیل مولفهاصلی مورد بررسی قرار داند. به این نتیجه رسیدند که تیمارهای عرصه فاقد پوشش درختی و گونههای سوزنیبرگ کریپتومریا ژاپونیکا و کاج دریایی، با دارا بودن حداقل ماندگاری و کمترین درصد پوشش لاشبرگ، امکان بیشترین توسعه از لحاظ فراوانی و غنا پوشش گیاهی را فراهم آوردهاند، در حالی که تیمارههای گونه سوزنیبرگ کاج تدا و جنگلکاریهای افرا، با دارا بودن بالاترین میزان ماندگاری و بیشترین میزان درصد پوشش لاشبرگ، کمترین مقدار شاخصهای تنوع زیستی پوشش گیاهی را در سطح کف عرصههای را به خود اختصاص دادهاند.
میرزایی و همکاران (1387) به مقایسه عکسالعمل تنوع زیستی گونههای علفی و چوبی به عوامل محیطی در جهتهای مختلف جغرافیایی جنگلهای زاگرس پرداختند. 24 پلات در جهت شمالی، 20 پلات در جهت جنوبی، 13 پلات در جهت غربی انتخاب کردند. نتایج نشان داد که گونههای چوبی در تمامی دامنهها نسبت به عوامل فیزیکی عکسالعمل بیشتری نشان میدهند.
رادمنش و جلیلوند (1387) به بررسی خصوصیات کمی و کیفی رویش جنگلکاری 19 ساله گونههای پهنبرگ بومی (پلت و بلند مازو) و سوزنیبرگ غیربومی کاج بروسیا در جنگل آموزشی پژوهشی دانشکده منابع طبیعی ساری (منطقه دارابکلا استان مازندران) پرداختند. با توجه به نتایج حاصله گونههای بومی افراپلت و بلندمازو چه از نظر کمی چه از نظر کیفی در مقایسه با کاج بروسیا از وضعیت مطلوبتری برخوردار بود.
عبدی و همکاران (1387) در تحقیقی برآورد ظرفیت ترسیب کربن در گونزارهای استان مرکزی (مطالعه موردی منطقه مالمیر شهرستان شازند) پرداختند. خاک را مهمترین مخزن کربن آلی در گونزارها دانستند. نتایج همبستگی و رگرسیون گام به گام ایشان نشان داد که ترسیب کربن با ارتفاع و حجم بوتههای گون، بیوماس هوایی، بیوماس زیر زمینی، بیوماس کل، مقدار لاشبرگ و کربن آلی خاک رابطه مثبت و معنیدار داشت.
مهدوی راد (1387) وضعیت کمی و کیفی و تنوع زیستی تودههای دست کاشت زبان گنجشگ، افرا پلت، شیردار و توسکا ییلاقی در حوضه آبخیز تالار در منطقه اتو زیر آب (به ترتیب 250 و 900 متر از سطح دریا) را بررسی کرد، به این نتیجه رسید در چای باغ توده آمیخته پلت–شیردار–ون و در اتو توده پلت خالص داری بزرگترین شاخص غنا و تنوع زیستی بودهاند. پلت خالص در چای باغ و توسکا خالص در اتو از کمترین تنوع زیستی برخوردار بودند. به طور کلی هر دو منطقه، توسکای خالص و سپس پلت (هم آمیخته و هم خالص) داری رویش مطلوبتری نسبت به دیگر گونهها بودهاند.
گودرزی (1388) به بررسی خواص خاک و تنوع زیستی (تنوع، غنا، یکنواختی) گونههای زیرآشکوب در جنگلکاریهای خالص و آمیخته پهنبرگ (پلت، توسکا، ون و شیردار) در منطقه چای باغ شیرگاه (ارتفاع 250 متر از سطح دریا) پرداخت. به این نتیجه رسید که میزان تنوع در جنگل طبیعی و سپس در جنگلکاریهای آمیخته بیشتر از جنگلکاریها خالص بود و پوشش گیاهی تأثیر مثبتی بر خواص فیزیکی و شیمیایی خاک سطحی دارد.
فروزشسوتگوابری و همکاران (1388) به بررسی کمی کیفی توده دست کاشت توسکای ییلاقی 19 ساله در منطقه سیاهکل پرداختند. متوسط رویش قطری ورویش ارتفاعی به ترتیب برابر با 66/0 و 54/71 سانتیمتر بود. نتایج نشان داد که به دلیل عدم اجرای عملیات پرورشی به ویژه تنک کردن در توده دستکاشت توسکای ییلاقی، توده مورد بررسی از نظر خصوصیات کمی و کیفی به ویژه مقدار رویش سالیانه قطری و ارتفاعی داری وضعیت مناسبی نبوده و بر اجرای تنک کردن در چنین تودههای تاکید شده است.
آزادی نجات و همکاران (1388) کاربرد فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در ارزیابی جنگلکاریهای شهری به منظور انتخاب گونه درختی مناسب در مناطق خشک و نیمهخشک پرداخت. به این نتیجه رسید با انجام این مراحل (اندازهگیری میانگین موزون) هر گونهاي که داراي بالاترین میانگین موزون باشد به عنوان مناسبترین گونه با توجه به معیارهاي مختلف، معرفی شده و گونههاي دیگر در اولویت بعدي براي کاشت قرار میگیرند.
کوچ (1389) به بررسی تنوع زیستی واحدهای زیست محیطی در ارتباط با برخی خصوصیات خاک در اکوسیستم جنگلی ممرز پرداخت، در این مطالعه واحدهای زیست محیطی با استفاده از روش تجزیه تحلیل دو طرفه گونههای شاخص تهیه گردید و از شاخصهای سیمپسون، مارگالف و هیل برای تجزیه تحلیل پارامترهای تنوع، غنا یکنواختی استفاده کرد. برای مطالعه خصوصیات خاک در هر واحد زیست محیطی از سه عمق 10-0، 20-10 و 30-20 سانتیمتر خاک نمونهبرداری نمود. ارتباط بین شاخصهای تنوع زیستی با مشخههای فیزیک و شیمیایی و بیولوژیکی خاک با استفاده از مولفههای اصلی (PCA) بررسی نمود. نتایج نشان داد که هر یک از این مشخصههای خاک در سمت چپ محور اول دارند. فسفر قابل جذب در هر سه عمق به عنوان مؤثرترین عامل تأثیرگذار بر مشخصههای تنوع زیستی بیان نمودند.
کوچ و نجفی سال 1389 در تحقیقی تحت عنوان بررسی چگونگی بکارگیری AHP در ارزیابی توان اکولوژیکی تودههای جنگلی (پلت، بلند مازو، کاج بروسیا و توده آمیخته ممرز-آزاد به همرا بلند مازو) موجود در منطقه دارابکلا، نه معیار (اسیدیته خاک، نیتروژن کل، فسفر قابل جذب، پتاسیم محلول تبادلی، زیتوده کرم خاکی، شمار در ختان در هکتار، میانگین قطر برابر سینه در هکتار، ارتفاع کل و سطح تاج درختان) مورد ارزیابی قرار دادند. وزن نهایی محاسبه شده در این تحقیق نشان داد که توده جنگلی پلت با توجه به معیارهای مورد بررسی دارای توان بومشناختی بالاتری نسبت به تودههای دیگر بودند و تودههای بلندمازو، کاجبروسیا و توده آمیخته به ترتیب در مراحل بعدی قرار گرفتند. در نهایت به این نتیجه رسیدند که توده پلت دارای شرایط مناسبتر و بازدهی بیشتری نسبت به دیگر تودههای مورد بررسی است.
سردابی و همکاران (1389) در بررسی اثر گونههای اکالیپتوس بر خصوصیات خاک در استان گیلان به این نتیجه رسیدند که در میان شش گونه اکالیپتوس از نظر خصوصیات خاک شامل درصد لای، وزن خشک لاشبرگها، وزن مخصوص ظاهری، مقاومت به فرو روی، اسیدیته و فسفر، اختلاف معنیداری وجود دارد، و جنگلکاری اکالیپتوس نقش مثبتی در بهبود ساختمان و تخلخل خاک به ویژه در سطح خاک دارد.
شاهنظری (1389) به بررسی موفقعیت جنگلکاری با گونههای توت سفید ( Morus alba L) و کاج تهران ( Pinus eldarica Medw) در اصفهان و تأثیر برخی از مشخصههای خاک بر رویش این گونهها پرداخت، و به این نتیجه رسید که میزان رویش و مواد غذایی موجود در خاک و برگ برای گونه کاج در منطقه پارک کوهستان بیشتر از پارک شرق 1 بود و میزان رویش و مواد غذایی خاک و برگ در گونه توت، در دانشگاه صنعتی بیش از شرق2 بود. که نشان از حاصلخیزی بالای سایتهای مذکور دارد.
رستمآبادی و همکاران (1389) در مطالعه خود تحت عنوان مقایسه تغذیه، بازگشت و بازجذب عناصر غذایی در رویشگاههای توسکای ییلاقی و دارتالاب در منطقه تشبندان آمل-مازندران، تغذیه، بازگشت و بازجذب عناصر غذایی بین دو رویشگاه توسکاي ییلاقی (درخت تثبیت کننده ازت) و دارتالاب (سوزنیبرگ) کاشته شده روي یک خاك با زهکشی ضعیف را مقایسه کردند. عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم برگهاي زنده (سبز) و مرده (لاشبرگ) هر درخت و خاك تحت پوشش هر توده درختی، اندازهگیري کردند، در نتایج ایشان و همکاران توسکا ییلاقی در مقایسه با دارتالاب به طور معنیداري در برگ سبز از نیتروژن و منیزیم بیشتر و در برگ مرده نیز از نیتروژن، پتاسیم و منیزیم بیشتر، ولی کلسیم کمتر برخوردار بود. نسبت کربن به نیتروژن لاشبرگ و بازجذب نیتروژن در توسکا ییلاقی کمتر از دارتالاب بود. خاك توسکا ییلاقی در مقایسه با دارتالاب از نیتروژن و پتاسیم بیشتر، و فسفر، منیزیم و نسبت کمتري برخوردار بود، از نتایج این پژوهش میتوان دریافت که توسکا ییلاقی، در مقایسه با دارتالاب، به دلیل تجمع عناصر غذایی بیشتر لاشبرگ،، بازگشت ازت بیشتر به خاك و نسبت C/N کمتر لاشبرگ سبب بهبود و حاصلخیزي تدریجی رویشگاه میشود.
ورامش و همکاران (1389) در تحقیقی تحت عنوان اثرهاي جنگلكاري در افزايش ترسيب كربن و بهبود برخي ويژگيهاي خاك در پارک چیتگر تهران پرداختند. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که ترسیب کربن در خاک توده اقاقیا (19/78 تن در هکتار) به طور معنیداری (01/0 p) بیشتر از توده کاج تهران (57 تن در هکتار) و اراضی بایر (8/10 تن در هکتار) است. ارزش اقتصادی را برای گونههای مذکور 79/2 و 741/3 میلیون دلار محاسبه کردند. نتیجه رگرسیون گام به گام در بررسی ایشان نیز نشان داد که درصد رس و نیتروژن به ترتیب از مهمترین اجزای تأثیر گذار بر مقدار کربن آلی خاک هستند.
نوبخت (1389) عملکرد تودههای دست کاشت سوزنی برگ کاج سیاه و پیسهآو پهنبرگ ون و بلوط بلند مازو را در پارسل 7 سری یک طرح جنگلداری دهمیان را بررسی کرد. نتایج نشان داد که منطقه مستعد کاشت و توسعه سوزنیبرگان با در نظر گرفتن حداکثر تنوع گونههای علفی و کمترین تغییر و تأثیر در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک میباشد.
زینیوند زاده (1390) در تحقیقی اثر جنگلكاري با گونههاي سوزنيبرگ و پهنبرگ بر تنوع گونههاي گياهي و برخي خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك (مطالعه موردي: جنگل كاري دوشان سنندج) را بررسی نمود به این منظور در هر يك از مناطق مورد مطالعه (در جنگلکاریها و مراتع) به منظور مطالعه كمي تودهها‏، 20 قطعه نمونه مربعي شكل 400 مترمربعي به صورت تصادفي- سيستماتيك به عنوان قطعات نمونه اصلي مشخص کردند (در مجموع 60 قطعه نمونه). سپس به منظور تعيين نوع گونههاي علفي و درصد پوشش آنها، هر يك از قطعات نمونه اصلي به چهار بخش كوچكتر تقسيم، و در داخل هر بخش يك ميكرو پلات 5/1×5/1 متر مربعي مشخص کردند. به منظور بررسي برخي از خصوصيات اصلي فيزيكي و شيميايي خاك، در داخل هر پلات سه نمونه خاك از عمق 20-0 سانتيمتر برداشت و به منظور تهيه نمونههاي تركيبي با همديگر مخلوط شدند. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه تنوع گونهاي و غنا پوشش علفي در جنگلكاري پهن¬برگ بيشترين و ميزان شاخص يكنواختي آن كمترين مقدار را دارا بوده است. از نظر خصوصيات فيزيكي وزن مخصوص حقيقي، در بين مناطق مورد مطالعه اختلاف معنيدار وجود داشت. خصوصيات شيميايي خاك و اكثر پارامترهاي مورد نظر در تودههاي مورد مطالعه اختلاف معنيداري را نشان دادند.
هاشمی (1390) در تحقیقی تحت عنوان مقایسه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره **************************************************، 80bfm.teoritical.construct، 80BFm.experimental.construct، 92BF.experimental.construct Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی، روش نمونهگیری، شرایط آب و هوایی