پایان نامه با کلید واژه های پرونده هسته ای، دولت اصولگرا، شورای امنیت، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

رهبری
و شیوه تصمیم گیری، جهان بینی و نظام باورهای تصمیم گیرندگان
100
می شود، این متغییرها خود از آموزش و جامعه پذیری، عادات و
تجربیات شخصی، فرهنگ پذیری، پایگاه طبقاتی و استعداد رهبران
نشات می گیرد. )دهقانی فیروز آبادی، 1111311 (. بنابر این رهبران
و تصمیم گیرندگان از نظر شخصیتی به انواع مختلفی تقسیم می
شوند؛ که بر مبنای نظریه استفان کوهن که راهنمای نظری بحث
حاضر است، بعضی از رهبران واقع گرا هستند و براساس واقعیت ها
تصمیم می گیرند و دارای رویه های مدیریتی در حل و فصل منازه
ها و پدیده های سیاسی هستند. در حالیکه برخی دیگر آرمانگرا و
استعلاگرا بوده و بر پایه بایدها و نبایدها و آرمانها عمل می
کنند. بعضی نسبت به نظام بین الملل بدبین بوده و جهان را عرصه
ستیزه جویی و جنگ می پندارند، در مقابل گروهی دید خوش بینانه
به دنیای خارج داشته و کشور را جزئی از جامعه جهانی می بینند
که قابل اعتماد بوده و امکان حل و فصل مسالمت آمیز و دسته
جمعی مشکلات در آن وجود دارد. در این چارچوب، فرض پژوهش حاضر
آن است احمدی نژاد و اطرافیان او چون سعید جلیلی دارای نگرش
آرمانگرایانه هستند و نگرشی ستیزه جویانه و استعلاگرا به روابط
بین الملل داشته اند، در حالیکه حسن روحانی و محمد جواد ظریف
دارای نگرش واقع گرا و مدیریتی نسبت به عرصه روابط بین الملل
هستند. از این رو بازتاب این نگرش ها و رویکردها در مسئله
هسته ای می تواند سمت و سو های متفاوتی به آن ببخشد. در مورد
دولت محمود احمدی نژاد می توان اشاره کرد که او و همراهانش
چون سعید جلیلی، منوچهر محمدی، اسفندیار مشایی، بقایی بر این
101
عقیده بودند که می باید زمینه را برای ظهور امام زمان آماده
سازند و مدینه فاضله را در ایران و متعاقب آن در جهان بر پا
نمایند (2006,Chathamhouse) . بر این اساس آنان خواهان عدالت و نظام
های جهانی عادلانه بوده اند، و در جهت تعیین نظام های موجود
تلاش کرده اند، بر این اساس، اهداف و ایدئالهایی مانند ظلم
ستیزی، مبارزه با استکبار، حمایت از محرومان، مواجه و مبارزه
با غرب در سیاستهای اعلامی و اعمالی نظام سیاسی و دولتمردان
حاکم جایگاه محوری پیدا می کند. چنانکه حمایت از ملت مظلوم
فلسطین و مبارزه با اسرائیل، طی این دوره به یکی از اموال
ثابت سیاست خارجی ایران تبدیل شده بود. در این سالها و در
نتیجه مالکیت این دولتمردان اصولگرا، بحث عدالت و استقلال می
تواند به پا فشاری ایران برای پیگیری فعالت هسته ای معنی دهد.
و بحث پایداری می تواند سیاستهای تهاجمی و کم تر منعطف ایران
در سالهای اخیر را توضیح دهد. در واقع جهت گیری هسته ای دولت
اصولگرا با رهبری اشخاصی چون سعید جلیلی، مبتنی بر یک انطباق
تهاجمی بوده است. الگویی که بیش از آنکه تابع قدرت و امکانات
یک کشور و شرایط بین المللی باشد، تابع دیدگاهها و ویژگی های
شخصی و رویکرد تیم تصمیم گیرنده می باشد. )رسولی ثانی آبادی،
51911391 (. اینک با شناخت ابعاد و ویژگی های فکری تیم هسته ای
دولت اصولگرا، در ادامه به تشریح رفتارهای آنان در قبال مسئله
هسته ای در سالهای اخیر می پردازیم.
102
همانطور که در فصل قبل تشریح شد، بحران هسته ای ایران و غرب
در اواخر دولت خاتمی شکل گرفت و گفتمان اصلاحات که دمکراسی
خواهی در داخل و تنش زدایی در سیاست خارجی را در دستور کار
خود قرار داده بود، در صدد حل و فصل بحران هسته ای برآمد.
دولت اصلاحات که همه تلاش خود را بر عادی سازی روابط خارجی و
تنش زدایی قرار داده بود، مایل نبود موضوع هسته ای مانعی در
این مسیر باشد و تلاش کرد از طریق حاشیه ای کردن آن به سرعت و
با کم ترین فریضه از این مسئله عبور کند؛ اما گفتمان هسته ای
دولت اصلاحات به شدت از سوی گفتمان رقیب یعنی اصولگرایی مورد
انتقاد قرار گرفت. اصولگرایان بر خلاف اصلاح طلبان که در سیاست
داخلی بر توسعه سیاسی تاکید داشتند، بر پیشرفت و توسعه اقتصادی
پافشاری می کردند و در سیاست خارجی نیز عدالت طلبی و استکبار
ستیزی و پیروی از ایدئالها را مبنای کنش خود قرار دادند. بر
این اساس، پیروزی محمود احمدی نژاد در سال 1311 منجر به چرخش
گفتمانی در موضوع هسته ای گردید. بر خلاف گفتمان اصلاح طلبی که
به دنبال حاشیه ای کردن مسئله هسته ای بود، گفتمان اصولگرایی
در صدد برجسته سازی آن برآمد، چرا که آن را نقطه ضعفی در
گفتمان رقیب قلمداد می کرد. بنابر این پرونده هسته ای برجستگی
خاصی در گفتمان اصولگرایی یافت، چرا که این گفتمان با تمرکز
بر فعالیت های هسته ای به دنبال هژمونیک کردن گفتمان خود در
حوزه سیاست خارجی بود. )دهقانی فیروز آبادی و عطائی، 1393 :
.) 1 11-113
103
دولت اصولگرا خط مشی جدیدی را در خصوص برنامه هسته ای ایران
در پیش گرفت. این خط مشی بر سه پایه اصلی قرار داشت: 1- رویکرد
به بازیگران جدید و خارج کردن انحصار پرونده و مذاکرات از دست
سه کشور اروپایی؛ 2 – خارج کردن پرونده از مجاری سیاسی و قرار
دادن آن در چارچوب های حقوقی و در دایره آژانس بین المللی
انرژی اتمی؛3- قاطعیت در حفظ چرخه سوخت هسته ای و از سرگیری
بخشی از فعالیتهای هسته ای که به صورت داوطلبانه در دوره
اعتماد سازی به حالت تعلیق در آمده بود. دولت اصولگرا بر این
باور بود که اروپا و غرب بر اساس استراتژی گام به گام و یا
دفع وقت در پی آن است تا در نهایت حق ایران در دستیابی به
انرژی صلح آمیز هسته ای در هزار توی لابی های مذاکرات گم شود.
بنابر این با خارج کردن ابتکار عمل از دست اروپا و غرب باید
تعداد دولت های شرکت کننده در مذاکرات را افزایش داد و با
تشکیل جبهه شرق در مقابل حیله غرب و بر اساس استراتژی نگاه به
شرق و جهان سوم گرایی و ایستادگی و مقاومت مسیر را به نفع
ایران عوض نمود. به همین دلیل دولت اصولگرا از همان آغاز
فعالیت خود با جدیت تمام بر حفظ چرخه سوخت و رسیدن ایران به
توان هسته ای تاکید نمود و تعلیق را شکست و به این ترتیب
دیپلماسی هسته ای تهاجمی را اتخاذ نمود )فلاحی، 1316 : 61-69 (.
در مقابل دیپلماسی تهاجمی ایران، اروپا و آمریکا واکنش های
منفی ابراز نمودند و حتی تهدید نمودند مسیر پرونده را به سمت
نیویورک عوض خواهند نمود. که ارجاع پرونده هسته ای ایران به
104
شورای امنیت و در پی آن تصویب 6 قطعنامه از سوی این شورا علیه
ایران، تصویر واضح تری برای اثبات این ادعا فراهم می کند. پس
از این تغییر رویکرد ایران در برابر سیاست های غرب، آژانس بین
المللی انرژی اتمی و شورای امنیت فشارها را برای متقاعد کردن
ایران از طریق صدور قطعنامه افزایش دادند. قطعنامه های: 1696
)ژوئیه 2116 (، 1131 )دسامبر 2116 ( 1111 )مارس 2111 (، 1113 )مارس
2111 (، 1135 )سپتامبر 2111 (، 1929 )ژوئن 2111 (، 1911 )ژوئن 2111 (
و 2119 )ژوئن 2112 ( همگی قطعنامه هایی علیه برنامه های هسته ای
ایران در دوره حکومت اصولگرایان و نگرش های استعلاگرایانه و
اصولگرایانه آنها بوده است. در مقابل دولت وقت ایران که صدور
این قطعنامه ها را ناعادلانه، تبعیض آمیز و فراقانونی می دانست،
ضمن تاکید بر رفتار پیشین خود در خصوص فعالیت های هسته ای و
اعلام استمرار آن، سعی نموده صلاحیت شورای امنیت را برای بررسی
این موضوع به چالش بکشد )دهقانی فیروزآبادی و ذبیحی، 151139 (.
این قطعنامه ها تحریم های گسترده ای را برای ایران به همراه
داشت. در راستای فضای سیاسی پدید آمده، فشار ها از سوی شورای
امنیت و آژانس برای عقب نشینی ایران و پذیرش تعلیق غنی سازی
بی نتیجه ماند. احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور مواضع ایران
را به طور شفاف این گونه بیان می داشت: »جمهوری اسلامی با هیچ
کس درباره حق مسلم خود برای استفاده از فناوری صلح آمیز هسته
ای مذاکره نخواهد کرد، این خط قرمز ماست و هیچ گاه تسلیم نمی
شویم«) همان:11 (. هم چنین در مذاکرات1/1/1316 و 29/1/1311 هیئت
105
ایرانی با خاویر رسولانا، سعید جلیلی، دبیر جدید شورایعالی
امنیت مالی و از تصمیم گیرندگان پرونده هسته ای ایران، اظهار
داشت که ما معتقدیم که فشار به جای استدلال راهگشا نخواهد بود
)احمدیان و احمدی، 5611393 ( . جلیلی مجدد اً و در مو اضع بدی خود
تاکید کرد جمهوری اسلامی ایران به طور قاطعانه از حقوق هسته ای
خود، از جمله غنی سازی اورانیوم دفاع کرده و همکاری فراتر از
معاهده عدم اشاعه سلاح هسته ای (NPT) را نخواهد پذیرفت. در
واقع، وظایف و نقش دولت عدالت خواه احمدی نژاد که بر خرده
گفتمان اصولگرایی اسلامی تاکید دارد، در قبال برنامه هسته ای
قابل مشاهده است. چرخش از لحن مسالمت جو و صلح گرا در دولت
اصلاحات به لحن تهاجمی و منتقد با طرف های ذی نفع و در گیر در
مذاکرات، تغییری در رفتار ایران می باشد، که نیازمند تحلیل و
تشریح بیشتر است. در گفتمان اصولگرایی مفصل بندی و معنایابی
مفاهیم و عناصر گفتمانی حول نقطه کانونی و متعالی عدالت صورت
می گیرد و تمامی ادله ها، مفاهیم، سیاستها و موضوعات در رابطه
و نسبت به آن مفهوم معنایی یافتند. لذا همین تنش عدالت خواهی
است که باعث گردید تصمیم گیرندگان هسته ای همچون احمدی نژاد
و جلیلی به تعلیق دائمی و یا حداقل بلند مدت غنی سازی که خواست
غرب بود، تن در ندهند )دهقانی فیروزآبادی و ذبیحی،9111391 (. به
هر حال نکته قابل توجه آن است که در دوره اصولگرایی و بر مبنای
نگرش استعلاگرایانه تصمیم گیرندگان اصلی پرونده هسته ای،
دیپلماسی که در حوزه هسته ای بکار گرفته شد، از آن به عنوان
106
انطباق تهاجمی نام برده می شود. در این الگو محیط در جهت خواست
بازیگر تغییر می کند که البته مختص به قدرت های درجه اول و
هژمون است؛ این در حالی است که ایران فاقد امکانات لازم برای
اتخاذ چنین رویکردی است. تیم هسته ای دولت اصولگرا خارج از
دستگاه دیپلماسی بودند و در میان آنها دیپلمات های مجرب و اهل
فن وجود نداشت که کاملا از بازی دیپلماتیک سر در بیاورند.
همچنین دیپلماسی تهاجمی دولت ضمن ارجاع پرونده ایران به شورای
امنیت سبب شد قدرت های بزرگ در بازی کاملا سیاسی تعلیق را که
قبلاً امری د اوطلبانه از طرف ایر ان اعلام شده بود ، الز امی کنند
به گونه ای که در قطعنامه 1131 حتی حق ساخت و سازها مربوط به
فعالیت های هسته ای نیز از ایران سلب شود. همچنین پس از پایان
جنگ تحمیلی تا دوره احمدی نژاد شاهد سه قطعنامه شورای امنیت
علیه ایران بوده ایم که هر سه نیز در زمان حاکمیت اصولگرایان
و در رابطه با پرونده هسته ای و نحوه مدیریت آن اعمال گردید.
رفتن ایران به شورای امنیت کاملا در راستای اهداف آمریکا بود
و پس از چندین سال در نهایت توانست ایران را به جایی ببرد که
بیرون آمدن از هزینه های گزافی را به دنبال خواهد داشت )فلاحی
1316 : 11-11 (. با این اوصاف در ادامه به تشریح گفتمان اعتدال
گرایی و مبانی فکری تصمیم گیرندگان اصلی آن و تجزیه و تحلیل
سبک رهبری تصمیم گیرندگان اصلی پروده هسته ای در این گفتمان
می پردازیم.
107
افزایش تنش بر سر موضوع هسته ای ایران و غرب، منجر به اعمال
فشارهای سیاسی و اقتصادی از سوی غرب بر ایران شد. افزایش تحریم
های بین المللی و تشکلات ناشی از آن و عدم حل و فصل دیپلماتیک
معضل هسته ای موجب شد گفتمان های رقیب اصولگرایی انتخابات
ریاست جمهوری سال 1392 را فرصتی مناسب برای به حاشیه راندن
گفتمان هسته ای اصولگرایان قلمداد کنند. بنابر این انتخابات
ریاست جمهوری خرداد ماه 1392 به جدالی گفتمانی بر سر موضوع
هسته ای بدل گردید. حسن روحانی و سعید جلیلی به عنوان حاملان
اصلی دو گفتمان رقیب بر سر موضوع هسته ای در شعار ما و مناظرات
انتخاباتی ضمن برجسته سازی دال مرکزی گفتمان هسته ای خود در
پی شالوده شکنی از دال مرکزی گفتمان رقیب و به حاشیه راندن آن
بودند. این کشمکش گفتمانی بر سر موضوع هسته ای سرانجام با
هژمونیک شدن گفتمان اعتدالی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سیاست خارجی، دولت اصولگرا، نگاه به شرق، پرونده هسته ای Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پرونده هسته ای، سبک رهبری، مذاکرات هسته ای، سیاست خارجی