پایان نامه با کلید واژه های وسایل آموزشی، اجرای برنامه، مهارتهای ارتباطی

دانلود پایان نامه ارشد

که بر مفهوم و معنای جنگ متمرکز بوده است ، بر معنا و مفهوم صلح تاکید نموده است و در این طبقه بندی که معطوف بر صلح است ارائه داده است ، در این زمینه بندی دو برداشت متفاوت از صلح شده است ، یکی صلح منفی19 و دیگری صلح مثبت20. منظور از صلح منفی : فقدان خشونت سازمان یافته بین گروههای بزرگ انسانی ، و منظور از صلح مثبت : الگوی همکلامی و همبستگی بین گروههای بزرگ انسانی است، فقدان خشونت نباید با فقدان تعارضی اشتباه شود . خشونت بدون تعارض مادی به وقوع می پیوندد(گالتونگ21،1976: 11-10).
“ریردون”22هم صلح منفی را به معنای عدم وجود جنگ یا برخورد و خشونت فیزیکی یا مثبت تعریف نمیکند و معتقد است که به حفظ صلح و جلوگیری از کشمکش از طریق اجرای برنامه های حل تضاد و میانجیگر امکان پذیر است . والف23 هم صلح مثبت را تلاش برای ایجاد جامعه ای برابر و عادلانه که در آن کرامت و شان انسانی مورد توجه قرار گیرد و همکاری و مشارکت بین آنها ترویج گردد و افراد نیازهای اجتماعی، فیزیکی، روانشناختی و ذهنی خود را به طور صلح آمیز دنبال نمایند تعریف میکند.
استراگن هم تاکید دارد که باید از طریق احترام به فرهنگهای مختلف صلح مثبت در جامعه پیریزی کرد(استراگن24،2001).
برخی از محققین معتقدند که مفهوم صلح جدا از جنبه های عینی و ذهنی و فعلی آن و نیز خارج از متن اجتماعی و تاریخیاش مفهوم انتزاعی است . چنین مفهومی نمیتواند پدیدههای موجود را توصیف و مورد توجه قرار دهد، بلکه میتواند امری تصویری ، الگوی اسوهای و سرمشقی را توصیف کند . این همان اختلافی است که کانت بین یک موضوع بالقوه و یک موضوع واقعی و بالفعل قائل است . از طرف دیگر اندیشه صلح از دیدگاه بسیاری صاحبنظران دارای دو جنبه است . یک جنبهی جهانی مستقل از موقعیت جغرافیایی ، تاریخی و از مسائل مهم جهان به شمار میآید و دیگری جنبهای که در قالب فرهنگهای متعارف ومعمول زندگی است و نباید به تخاصم بیانجامد ، چرا که در عرصه زندگی فردی، اجتماعی و جهانی، صلح به طور مستقیم با عواملی چون عدم درک دیگران، ا ختلافات سیاسی، تزلزل اجتماعی، خشونت، احساس مظلومیت، احساس فقر مربوط است و انسانها قادرند بر همه این روندها تأثیر بگذارند. مانته سوری، در تکمیل این بحث عبارت کاملتری دارد، که میگوید، اگر چه آیندهای که از صلح استنباط می شود ، پایان بخشیدن به خشونت و جنگی “صلح منفی “است، اما صلح واقعی، ترویج و اعتلای عدالت و عشق دربین انسانها و ایجاد دنیای بهتر است که در آن هماهنگی ، همسانی و توافق حاکم باشد. (به نقل از فتحی واجارگاه،1382: 28).
براک اوتن25در یک برداشت وسیع منظور از صلح را عدم خشونت در کلیه اشکال مستقیم و غیر مستقیم آن، و نیز تضمین حقوق اعضای جامعه می داند، به نمونه ای که همهی آنها در قدرت در توزیع منابعی که در حفظ آن نقش دارند مشارکت نمایند . صلح در حقیقت ، فرایندی است در بر گیرنده ، مجموعه ای از مهارتها در راستای برقراری ارتباط و رعایت قواعداخلاقی که هیچکس از آن متضرر نمی شود و از این رو ، هم ایجاد صلح و هم حفظ آن ، با آموزش و پرورش و آمادهسازی کودکان و نوجوانان برای رفتار صلح آمیز در بزرگسالان ارتباط تنگاتنگی دارد (استراگن،2001).

مفهوم برنامهی درسی26
اصطلاح برنامه‏ی درسی در معانی گوناگونی بهکار برده شده است ؛ بهعنوان برنامهای برای یک موضوع درسی خاص در یک پایهی تحصیلی مشخص یا در طول یک دورهی تحصیلی و یا به عنوان برنامههای مختلف درسی در طول یک دورهی تحصیلی.
برنامهی درسی را بهعنوان مجموعهای سازمان یافته از نتایج یادگیری مورد انتظار تعریف میکنند که برای نظام آموزش بهعنوان درونداد عمل میکند (دیاموند، ترجمه‌ی فتحی و اجارگاه،1382، ص8).
بر اساس این تعریف ، برنامه‏ی درسی نمیتواند از مطالبی که باید در مدارس تدریس شود یا فهرستی از اهداف آموزشی ، موارد بیشتری را در برگیرد ؛ ولی در سالهای اخیر مفهوم «برنامهی درسی» گسترش یافته و مواردی همچون کلیهی فعالیتهای یادگیری ، راهبردهای یادگیری، شرایط اجرای برنامه ، انواع وسایل آموزشی و… را نیز شامل میشود.
هر برنامه‏ی درسی با توجه به تعداد و تنوع مواد و وسایل آموزشی بهکار گرفته شده ، از برنامهی درسی دیگر متمایز میشود. بهطورکلی مفهوم برنامهریزی بهصورت جهانی برای آموزش، عبارت است از محل برخورد همه خلاقیتها و جایی از تدریس ، که حواس پنجگانه ، هوش چندگانه و آموزش متنوع مبتنی بر استفاده از رایانه در مدارس و ارزیابی بر مبنای عملکرد دانشآموزان، همه جمع باشد.
یک برنامه‏ی درسی را میتوان بهعنوان محتوا، هدف و شرایط و موقعیت یادگیری و هم به عنوان نظامی که موضوع آن زمینهای است که در آن عمل انسانی صورت میگیرد و تصمیماتی اتخاذ میگردد و نیز بهعنوان حوزهی مطالعاتی در نظر گرفت. بوشامپ ، برنامهی درسی را اینگونه تعریف میکند:
« مجموعهای از اظهارنظرهای به هم مرتبط که به برنامهی درسی مدرسه از طریق روشن نمودن ارتباطات بین اجزاء و از طریق جهتدهی، به تکوین، توسعه، کاربرد و ارزشیابی آن معنا میبخشد.»
برنامهی درسی بهعبارتی ساده : شامل تعیین محتوای برنامهی درسی است. گاهی برنامهی درسی در مفهوم بسیار محدود آن ممکن است به تعیین محتوای یک درس به خصوص مربوط شود (فیوضات،1376،ص44).

تعریف دیگر از برنامهی درسی چنین بیان میشود : برنامهای آموزشی است که کودکان بتوانند دانش مربوط به حوزههای مختلف مرتبط با محیط زندگی خود را بهطورگسترده مورد کاوش و بررسی قرار دهند (هاموفیس به نقل از تقی پور ظهیر،1376).
ارائه‏ی یک تعریف جامع از برنامهی درسی دشوار است؛ اما تعریف زیر، یکی از تعاریفی است که مورد قبول متخصصان است:
« برنامهی درسی عبارت است از محتوا و فرآیند رسمی و غیررسمی که از طریق آن، فراگیران تجربیات یادگیری، دانش، مهارت و نگرش را تحت نظارت معلم فرا میگیرند» (دال به نقل شریعتمداری،1386،ص6).

طراحی برنامهی درسی
تقسیمِ مجموعهی فعالیتهای برنامهی درسی به دو بخش «طراحی» و «برنامهیدرسی»، خود نوعی نظام بخشیدن به فعالیتها و کسب موفقیت در تهیهی برنامههای درسی مناسب به شمار می‌آید. در بخش طراحی، طراح، نگرش کلی خود را در مورد عناصر و اصول برنامهیدرسی تعیین میکند. از اینرو میتوان برنامهی درسی را بر اساس طراحی، به سه مقولهی‏ موضوع محور، فراگیرمحور و جامعه محور تقسیم کرد.
چنانچه طراحی برنامهی درسی ، موضوع محور باشد ، هدفها و مراحل مختلف یادگیری، گام به گام بوده و از قبل تعیین شده است و تأکید بر محتوا است تا فرآیند یادگیری.
اگر برنامهی درسی فراگیرمحور باشد ، تأکید بر ویژگیها و نیازهای یادگیرنده است، و در صورتی که جامعه محور باشد ، هدف آن توسعه و اصلاح جامعه بوده و محتوای اجتماعی بیشتر مورد تأکید است تا انفرادی.
اما به نظر میرسد که در طراحی برنامه‏ی درسی، میتوان به مقولهها و نقشهای یادگیری، از جمله نقش هدایتگر بودن فراگیر در طراحی برنامهی درسی اشاره کرد.
فراگیران بهعنوان افرادی که فعالانه در طرحریزی برنامهی درسی خودشان دخالت میکنند، تلقی میشوند و در واقع ، آن‏ها نقش رهبری را در فرصتهای یادگیری که از برنامههای طرحریزی شده در مرکز تربیتی آن‏ها انتخاب شده است ، به عهده دارند. آن‏ها بهعنوان عضوی از جامعهی فراگیران و متناسب با سطح بلوغشان ، فرصتهای همکاری در طرحریزی تمامی برنامه را دارند.
در چنین فرآیندی از طرحریزی برنامهی درسی، فراگیران ، الزاماً نقش رهبری نداشته و مشارکت کننده تلقی میشوند. در بخش برنامه‏ی درسی نیز لازم است سلسله گامهایی مثل: نیازسنجی، هدفهای آموزش، طراحی، اجرا و ارزشیابی را در نظر گرفت.
ماهیت برنامهی درسی صلح از نظر کانت
کانت در مقالهی خود دربارهی تعلیم و تربیت، و هرجا که مستقیم و غیرمستقیم به مسئلهی تعلیم و تربیت پرداخته ، از فعالیتهای روزمره و قصدناشدهی محیطهای آموزشی غافل نگشته است و مربیان را از اهمیت تجارب قصدناشدهی روزانه آگاه کرده است. او در اشاره به غفلت نظام تعلیم و تربیت از وظایف روزمرهی مدارس ، به تکالیف روزانهی دانشآموزان اشاره میکند و مینویسد:” درحالی که به احساس شان درمورد عظمت متعالی خویش میبالند، خویش را از قید اطاعت تکلیف متعارف و یومیه ، که در این صورت در نظرشان بیقدرو قیمت جلوه میکند، آزاد میسازند (کانت،1380:250،251). از نظریات کانت میتوان استنباط کرد که برنامهی درسی رسمی مدارس باید مورد نقادی شاگردان قرار گیرد. زیرا در جاهای متفاوت ، تلقین و اجبار را در تمام صحنههای زندگی و از جمله آموزش و پرورش، مخالف خودآیینی و شان و منزلت انسانی میداند و بر این باور است که هیچ عقیده و نظریهای از نقادی بینیاز نیست:”خرد، باید در همهی کارهای خود به نقادی گرفته شود و نیز باید اجازه یابد که کار خود را بیهیچگونه مانعی انجام دهد”(نقیبزاده،1386:292).
از آثار شناختشناسانهی کانت نیز میتوان نتیجه گرفت که تاکید کانت بر برنامهی درسی کسب شده پیش از برنامهی درسی طراحی شده است. تعابیر و تفسیرهای فراگیرندگان از برنامهی صلح و تجربیات یادگیری فراهم آمده، گویای تاکید بر فرآیندهای ذهنی است . کانت بر این باور است که در برنامهی درسی صلح باید فراگیرندگان را در مقابل مشکلات و چالشهای واقعی قرار داد تا بتوانند تجارب خود را بازسازی کنند . از نظر کانت ، آموزش برخی اصول اخلاقی و مفاهیم انساندوستانه به تنهایی برای تربیت یک انسان صلحطلب کافی نیست. یعنی” بسیاری اوقات، فرایندها و الگوهای یاددهی-یادگیری صلح از محتوای درسی مهمتر تلقی میشوند (لانرت27،2003:57). در نهایت، تاکید بیش از نتایج، بر فرایند یادگیری است.
کانت به تغییر چندبعدی ماهیت یک انسان صلحطلب عقیده دارد. از اینرو یک برنامهی درسی صلح باید تجربیاتی برای تغییر دانش، نگرش و مهارت افراد فراهم آورد. کانت تقویت مهارتهای ارتباطی را بر دوستی مبتنی بر آگاهی یا شناخت و مبتنی بر دل یا عواطف مفروض گرفته است. از نظر او پشتوانهی هر نوع ارتباط انسانی، خرد انسانی است؛ اما نقش عواطف را برخلاف باور برخی در ایجاد همگرایی و صلح انکار نمیکند.”حکم به دوست داشتن دیگران باید هم بر عشق مبتنی بر الزام و هم بر عشق مبتنی بر محبت مبتنی باشد (کانت،1380:267).
کانت به ممارست اخلاقی و تمرین عملی و نه فقط افزایش آگاهی انسان طلب عقیده دارد. به این سبب، برنامهی درسی صلح باید با تمرینهای عملی نیز توام باشد:”هرگاه انسان تشخیص نظری افعال را آموخته باشد، ممکن است در اجرای تحریک عملی به خطا رود. پس گاهی غیراخلاقی بودن رفتار در نارسایی مفاهمه نیست؛ بلکه در شرارت اراده یا دل است.”(کانت،1380،71-69).

تعریف برنامهی درسی صلح
در رشتهی مطالعات برنامهی درسی، اصطلاح برنامهی درسی با توجه به جهتگیریهای متخصصان و فعالان این رشته معانی متفاوتی دارد. ممکن است برنامهی درسی به نتایج، تجارب، فرایندها، توالیها، طرحها یا فعالیتها اشاره کند (ملکی، 1378 و سیلور و الکساندر، 1376و میرزابیگی،1380).
ارائهی یک تعریف جامع و مانع از برنامه درسی دشوار است؛ اما برای متخصصان برنامهی درسی، یکی از تعاریف نسبتا مورد قبول تعریف رونالددال است. به نظر دال تعریف برنامهی درسی عبارت است از : محتوا و فرایند رسمی و غیررسمی که از طریق آن ، فراگیرندگان تجربیات یادگیری(دانش، مهارت، نگرش) را تحت نظارت مدرسه فرا میگیرند (دال،1982:6).
رونالد دال 28برنامهی درسی را هم به محتوای رسمی و غیررسمی و فرایندهای از پیش قصدشده و قصدناشده یا از قبل برنامهریزی شده و از قبل برنامهریزی نشده نسبت میدهد و تعریف خود را تنها به محتوای مکتوب ، اهداف و مواد آموزشی محدود نمیکند.
اما تعریف”برنامهی درسی صلح ” بسیار دشوارتر از تعریف اصطلاح”برنامهی درسی”است. این امر به دلیل پیچیدگی تعریف اصطلاح “صلح” است. مفهوم صلح به معنای نبود جنگ نیست و واژههایی مانند دوستی، همگرایی، هماهنگی، علاقمندی، آرامش و عدم تعارض به درستی معنای این واژه را بیان نمیکنند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های برنامه درسی، دوره ابتدایی، محیط زیست Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، برنامه درسی، تدوین و اجرا