پایان نامه با کلید واژه های وجوه معنایی، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

واقعي و براي مقصودي، جملهاي با ساختاري نحوي و داراي معنا ادا مي‌كنند.
ميتوان ادعا كرد ايزوتسو نيز با توجه به همين مباني، طرح عملياتي خويش را با فضاي قرآن متناسب سازي كرد و پيشنهاد زير را در خلال آثارش مطرح كرد:
الف- فهم ابتدايي كلمه:
– تعريف بافتي يا متني كه در آن معناي دقيق واژه از روي بافت و از راه توصيف لفظي مشخص مي‌شود؛ (يعني هم معناي اساسي، هم نسبي)
– مترادف بودن نسبي دو كلمه و معنا و سعي در فهم مؤلفههاي معنايي خاص؛
– فهم معناي واژه از واژه متضاد كه منجر به تعيين حدود واژه ميشود؛
– ترسيم و كشف ميدان معنا‌شناسي يا حوزه معنايي (مجموعهاي از روابط معنايي داراي طرح)
يعني پهنهها يا بخشهايي كه از پيوستگي و ارتباطات گوناگون كلمات در ميان آن ها حاصل ميآيد.
– كمك از موازنه عبارات براي فهم معاني كلمه (صدر و ذيل)؛
ب – پيدا كردن كلمات كليدي در متن و يا شناخت كلمه كانوني:
يعني چيزي كه بنا‌ بر آن يك دستگاه كلمات كليدي تأسيس و از ديگر دستگاهها متمايز ميشود، و بدست آوردن مركز تصوري يك بخش مهم معناشناختي واژگاني مشتمل بر عدهاي كلمات كليدي؛ (هرچند به راستي تصميم اين كه كلمات كليدي كدام اند دشوار است ديگر چه رسد كلمه كانوني).
ج – پيدا كردن شبكه تصويري يا مجموعه كلي با كمك چينشي معنادار؛
د – شناخت فرآيند انتقالي معنا از جهان بيني قديم به جديد؛
هـ – تفكيك معناي “پايه اساسي” از معناي “پايه نسبي”؛
و – يافتن ساحتهاي فرازباني؛
كه چيزي شبيه و نزديك به اين روش، با اندكي متناسب سازي بيشتر با بحث «حسنه»، انتخاب ماست. در اين روش شبكه پيچيده و در هم پيوسته واژگاني از كل قرآن كه مفاهيم را در دستگاه تصويري خود به طور منفرد و جدا از يكديگر مورد بررسي قرار نميدهد بلكه بر اساس آن، با مجموعه اين واژه‌ها ارتباط برقرار مي‌كند و در سايه كل انگاري و نگرش جامع به مفاهيم و توجه به فرهنگ و فضاي فكري حاكم بر واژگان، تعبير از واژه‌ها و اهداف و پيام قرآن را تغيير ميدهد. پس پيامهاي آن با ابعاد و نگرش ديگري مورد ملاحظه قرار ميگيرد.
به راستي، دستگاه قرآن يك دستگاه چند لايه است كه بر روي عدهاي از تقابلهاي تصوري و اساسي قرار گرفته است كه هر يك از آن ها يك ميدان معنا‌شناختي خاصي ميسازند. كشف و ربط اين ميادين، منجر به ترسيم شبكه معنا‌شناسي147 و در نتيجه پايان كار معنا‌شناسي ميشود.148
بر اين اساس نوشته حاضر، در اين فصل،‌ با نگاهي جزئي نگر، ابتدا به بررسي واژگاني «حسنه» و كاربرد‌هاي متفاوت آن در زبان عربي مي‌پردازد؛ آن گاه براي دستيابي به حدود و شخصيت واژه، هم‌نشين ها ، جانشين ها، و سياق هاي آن را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

3ـ 2حسنه درلغت
حسنه : از ريشه (ح س ن ) اين واژه، صيغه مؤنث صفت حسن است كه به عنوان اسم به كاربرده مي‌شود، به معناي نيكي و زيبايي، ضد زشتي و قبح است.149مقابل سيئه قرار دارد.150 بنابراين حسنه به معناي هرچيزي است كه متصف به صفت حسن باشد.151152حسنه بر دوگونه است: حسنه برحسب اعتبار عقل و شرع و دیگری به اعتبار طبع و سرشت و اين همان خوبي است كه طبيعت آن را سبك و سنگين مي‌انگارد.153
حسنه در معناي ديگر، منفعتي است154 كه از فراواني نعمت و فضل خداوند بر بنده اش حاصل مي‌شود.155 لفظ حسنه بيست و هشت بار در قرآن آمده 156و در معاني مختلفي مانند: توحيد، مطلق كار نيك، نقطه مقابل سيئه (فعل شر) و پيروزي به كار رفته است.
(حسنات) جمع حسنه است و شامل نعمت هاى دنيا و آخرت هر دو مي‌باشد ﴿وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ﴾157 و جمعا سه بار در قرآن يافت مي‌شود: هود: 114 ـ فرقان :70. 158
3ـ 3 حسنه در اصطلاح
هر نعمت خوشايند و‌‌‌‌‌‌‌ شاد كننده كه به انسان مي‌رسد. شامل نعمت دنيا و آخرت هر دو‌ است. هرگاه حسنه به عبد نسبت داده شود، منظور عبادات و طاعات و هرگونه كار نيكش است؛ ولي هنگامي كه به خداوند نسبت داده مي‌‌شود، در دنيا به معناي اعطاي نعمت و فضل و رحمت از جانب خداوند است159كه با آرزوهاي انسان موافق و با سعادت او در زندگي فردي يا اجتماعي سازگار است مانند عافيت، صحت، گشايش زندگي،160 و در آيات الهي به معناي عملي كه مورد رضاي خداي سبحان باشد و به آن ثواب تعلق گيرد، استعمال شده است.161 واژه حسنه مفهوم وسيعي دارد، تمام نيكي ها، خوبي ها، خيرات و بركات در مفهوم آن جمع است، از جمله ايمان به خدا و پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و ولايت ائمه عليهم السلام است كه در رأس هر كار نيك قرار دارد.162
3ـ4 مشتقات

حسن ـُ : خوب بود؛ نيكو شد؛ زيبا شد (ماضي ثلاثي مجرد).
تكرار در قرآن، 3مرتبه .
﴿خالِدينَ فيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً﴾163 «در حالي كه جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه نيكو قرارگاه و مقامي است!».
أحسن : نيكي كرد؛ كار نيك انجام داد (ماضي باب افعال) .
تكرار در قرآن، 21 مرتبه .
﴿إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً﴾164 «به درستي كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‌‌اند، [بدانند] ما پاداش كساني را كه كار نيك انجام داده‌اند، ضايع نخواهيم كرد».
حسن : نيكويي، زيبايي (مصدر ثلاثي مجرد).
تكرار در قرآن، 13 مرتبه .
(وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْنا﴾165 «و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكي كند».
حسن: زيبا، نيكو (صفت مشبهه) .
تكرار در قرآن، 19 مرتبه.
﴿فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها﴾166 «پس پروردگارش، او (مريم) را به روشي نيكو پذيرفت و به طور شايسته‌اي (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد) ».
أحسن : نيكوتر؛ بهترين ( اسم تفضيل ) .
تكرار در قرآن ، 36 مرتبه ؛ مونث آن «حسني» مي‌ باشد كه در قرآن، 18 مرتبه تكرار شده است.
﴿وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِن﴾167«و دين و آيين چه كسي بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، در حالي كه او نيكوكار است؟».
حسان: نيكوكاران؛ زيباها (جمع مكسر حُسن) .
تكرار در قرآن ،2 مرتبه.
﴿فيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ﴾168 «در آن (باغ هاي بهشتي) زناني نيكو خلق و زيبايند».
حسنه: نيكو (نعمت خوش آيند).
تكرار در قرآن، 31 مرتبه (به صورت حسنه وحسنات) . 169
﴿ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَن﴾170 «با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به (شيوه‌اي) كه نيكوتر است مجادله نماي».
احسان: (مصدر باب افعال ) به معنى نيكى كردن است مثل ﴿لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً﴾171
افعال اين ماده در قرآن مجيد همه از باب افعال آمده مگر در سه موضع كه از ثلاثى به كار رفته است. ﴿وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً﴾ 172و دو مورد ديگر آيه 31 كهف و 76 فرقان است.
محسن: نيكو‌كار. محسنين: نيكوكاران. محسنات: زنان نيكوكار. به نظر مي‌آيد كه اين اسماء فاعل در قرآن به جاى صفت مشبهه به كار رفته‏اند و از آن ها ثبوت اراده شده است . ﴿أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ﴾ 173 ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴾174﴿فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً﴾175 «محسنات» در قرآن فقط يك بار آمده است.176
البته در اين پايان نامه برخي از مشتقات مرتبط با موضوع مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

3ـ 5 وجوه
«حسنه» در قرآن، دارای وجوه معنایی است كه برخي از آن‌ها بدين شرح است177 :
1ـ حسنه؛ يعني پيروزي و غنيمت، (در مقابل سيئه به معناي كشتن و شكست دادن) قول خداي تعالي در سوره آل‏عمران ﴿إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها﴾178 يعني پيروزي و غنيمت در روز بدر، و مثل آن در سوره نساء ﴿وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ﴾179 وسوره توبه ﴿إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ﴾180
2ـ حسنه؛ يعني توحيد، (در مقابل سيئه به معناي شرك) قول خداي تعالي در سوره نمل ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها﴾181 و نظير آن در سوره هاي قصص و أنعام . در نهج البلاغه نقل شده كه حضرت فرمودند: توحيد اين است كه او را در وهم نياوري، و توحيد عملي يعني كردار نيك فقط براي رضاي خدا و انتظار ثواب اخروي از او، نه براي دلخواه خود و انباز وي.182
3ـ حسنه؛ يعني زيادت باران، سرسبزي و خرمي و (وسعت)، (در مقابل سيئه به معناي خشكسالي و كمي باران و خير) قول خداي تعالي در سوره اعراف ﴿فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِه‏ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ﴾183 يعني زيادت باران . و هم چنين سوره أعراف ﴿وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾184 يعني زيادت و كمي باران.
4ـ حسنه؛ يعني رحمت و عافيت، (در مقابل سيئه به معناي عذاب) مثل قول خداي تعالي درسوره رعد ﴿وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ﴾185 يعني به عذاب قبل از رحمت، و نظير آن در سوره نمل ﴿يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ﴾186
5ـ حسنه ؛ يعني گذشت وگفتارشايسته، (در مقابل سيئه به معناي اذيت و سخن زشت). قول خداي تعالي در سوره قصص ﴿وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ﴾187 يعني با سخن شايسته و گذشت، سخن زشت و آزار را دفع مي‌كنند. يا در سوره مومنون ﴿ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ﴾188 و نظير آن در سوره رعد و فصلت.

3ـ 6 سياق
آن چه مهم و اساسي است، بررسي آيات در سياق خود مي‌باشد؛ يعني در فهم يك آيه، به قبل و بعد آن نيز بايد توجه كرد و آيه را صرف نظر از سياق و محيط آن، نبايد مورد فهم قرار داد.189
در تعريف سياق مي‌توان گفت: «سياق عبارت است از نشانه‌هايي كه معني لفظ مورد نظر را كشف كنند چه اين نشانه‌ها، نشانه‌هاي لفظي باشند مانند: كلماتي كه با لفظ مورد نظر، كلام واحدي را با اجزاي به هم پيوسته و مرتبط به يكديگر تشكيل مي‌دهند و چه اين نشانه‌ها، قراين حاليه‌اي باشند كه كلام را در بر گرفته و بر معناي خاصي دلالت دارند.»190 سياق، نوعي ويژگي براي واژگان يا عبارت و يا يك سخن است كه بر اثر همراه بودن آن ها با كلمه‌ها و جمله‌هاي ديگر به وجود مي‌آيد. 191
3ـ 6ـ 1 سياق در آيات قرآن كريم
در اين مجال، تعدادي از آيات مربوط به حوزه «حسنه» كه با در نظر گرفتن سياق، معنايي متفاوت از تبادر اوليه، از آن بدست مي‌آيد از نظر مي‌گذرد.
3ـ 6ـ 1ـ 1 حسنه در معناي فتح، پيروزي و غنيمت
﴿أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً﴾192
آيه شريفه به سياقى كه دارد شهادت مى‏دهد بر اين كه مراد از حسنه و سيئه چيزهايى است كه مى‏توان آن را به خداى تعالى نسبت داد و مسلمانان مورد بحث نيز خودشان يكى از آن دو يعنى” حسنه” را به خداى تعالى و ديگرى را كه “سيئه” است، به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت داده‏اند، پس معلوم مى‏شود منظور از حسنه و سيئه اعمال خوب و بد نيست، بلكه حوادث و پيشامدهاى خوب و بدى است كه اين مسلمانان در اثر بعثت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و ترفيع پايه‏هاى دين و نشر دادن دعوت و آوازه آن به وسيله جهاد با آن روبرو شدند، به عبارتى روشن‏تر منظور از حسنه، فتح و فيروزى و غنيمت است (در صورتى كه در جنگ‏ها بر دشمن غالب آيند) و كشته شدن و مجروح گشتن و گرفتار و اسير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های معناشناسی، نزول قرآن، مؤلفه های معنایی، ساختار معنایی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ايمان، اين‌، بعدي:، مصيبت