پایان نامه با کلید واژه های وجود خارجی، صدق و کذب، ارزش اخلاقی، وجود محمولی

دانلود پایان نامه ارشد

بدین معنا که ابتدا یک رویکرد و نظریه در فلسفه‌ی اخلاق اتخاذ می‌شود و به عنوان پیش‌فرض در این معادله قرار می‌گیرد. بر همین اساس می‌توان در تعریف قبح اخلاقی فیلم این‌گونه بیان کرد که اثر هنری و از جمله یک فیلم سینمایی، تنها در صورتی از نظر اخلاقی قبح دارد که تبیین‌کننده‌ی نگرش‌هایی باشد که از منظر اخلاقی ناموجه و نادرست باشد.152 طبق این تعریف می‌توان حاصل هر یک از نظریات در باب تعریف قبح اخلاقی را به جای «از منظر اخلاقی ناموجه و نادرست باشد» قرار داد و هر فیلمی که تبیین‌کننده‌ی نگرش لحاظ شده بود را دارای قبح اخلاقی دانست و اگر فیلمی چنین امری در خود نداشت، فاقد قبح اخلاقی معرفی کرد؛ پس در این‌جا صرفاً می‌توان به همان ملاک کلی اکتفا کرد و پژوهش را پیش برد. البته این امر بدین معنا نیست که اگر صرفاً یک اثر به شکلی قبح اخلاقی را مطرح کند، دارای قبح اخلاقی به شمار آید. برای نمونه، با فرض این‌که نژادپرستی از منظر اخلاقی قبیح باشد، هر اثری که به شکلی نژادپرستی را مطرح کند، از منظر اخلاقی دارای قبح اخلاقی به شمار نمی‌آید. صرف تصویرگری یک قبح اخلاقی یا به چالش کشیدن یک باور اخلاقی، نمی‌توان فیلم را از منظر اخلاقی معیوب دانست، زیرا ممکن است اثر با تصویرگری یک باور نادرست اخلاقی یا قبح اخلاقی در پی نقد آن باشد و همچنین چالش کشیدن باور اخلاقی فی نفسه عملی قبیح از منظر اخلاقی نیست، وگرنه فیلسوفان اخلاق از این منظر باید مورد مذمت باشند.153 بلکه زمانی می‌توان فیلم را دارای قبح اخلاقی دانست که:
1ـ اثر بیان‌گر این باشد که امری غیراخلاقی، اخلاقی و پذیرفته شده است. برای نمونه، یک فیلم نژادپرستی را امری اخلاقی یا پذیرفته شده از منظر اخلاقی نشان دهد و از مخاطب بطلبد یا به او توصیه کند که او نیز نژادپرستی را اخلاقی و پذیرفته شده تلقی کند.
2ـ بیان‌گر این باشد که امری اخلاقی، غیراخلاقی است. برای نمونه، فیلمی بیان‌گر این امر باشد که راست‌گویی، امری غیراخلاقی و از منظر اخلاقی ناپسند و ناشایسته است و از مخاطب بطلبد یا به او توصیه کند که او نیز راست‌گویی را امری غیراخلاقی تلقی کند.154 چگونگی این طلبیدن یا توصیه پاسخ غیراخلاقی در بخش‌های بعدی در خلال دیدگاه میانه‌رو به تفصیل مطرح خواهد شد.
تا به این‌جا بیان شد که برای بررسی نسبت ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی فیلم ضرورتی ندارد که اتخاذ رویکرد در معنای قبح اخلاقی صورت پذیرد، اما در ادامه‌ی این پژوهش با مسأله‌ای روبرو می‌شویم که اتخاذ رویکرد را ضروری می‌نماید. از آن‌جایی که در فصل سوم، دو فیلم به عنوان موردهای مطالعاتی برای تطبیق مبانی نظری استفاده می‌شوند، نیاز است که تعریفی از قبح اخلاقی داشته باشیم تا بتوان در تطبیق بر موردهای مطالعاتی به کار برد. از این‌رو بدون آن‌که وارد بحث‌های مربوط به اثبات یا رد دیدگاه‌های فرااخلاقی شویم، در این بخش رویکردی بیان می‌شود که به عنوان پیش‌فرض در این پژوهش بیان می‌شود و در تعیین معنای یکی از متغیرهای پرسش پژوهش (یعنی قبح اخلاقی فیلم) به کار خواهد رفت.
دیدگاه مختار که به نظر می‌رسد نسبت به دیدگاه‌های دیگر فرااخلاقی همخوانی بیشتری با اندیشه‌ی فلسفی اسلام نیز دارد، نوعی از «واقع‌گرایی اخلاقی»155 است که برخی از خصوصیات دیدگاه‌های واقع‌گرایانه را دارد و در جایی با «دیدگاه‌های مابعدالطبیعی» اشتراک می‌یابد. از منظر جنبه‌ی وجودشناسی، در این دیدگاه واقعیت‌های اخلاقی به نحوی از انحا در جهان خارج، ما به ازایی دارند. این مؤلفه در برخی از دیدگاه‌های «واقع‌گرایانه‌ی اخلاقی» نیز دیده می‌شود.156 توضیح چگونگی این ما به ازای خارجی در ادامه بیان می‌شود. از منظر دلالت‌شناسی، در این دیدگاه مفاهیم اخلاقی قابل تعریف و قابل تمایز با مفاهیم غیراخلاقی است و از منظر شناخت‌شناسی، ما می‌توانیم صدق گزاره‌های اخلاقی را به دست آوریم و شناخت گزاره‌های اخلاقی ممکن است. از این رو در این دیدگاه، گزاره‌های اخلاقی صدق و کذب‌پذیرند، اما این صدق ویژگی ذاتی آن‌ها نیست و تنها برخی از گزاره‌ها واقعاً صادق‌اند. این دو مؤلفه‌ی اخیر یعنی قابلیت صدق و کذب و صادق بودن برخی از گزاره‌ها نیز در برخی از دیدگاه‌های «واقع‌گرایانه‌ی اخلاقی» نیز دیده می‌شود.157 روشن است که بر اساس این مؤلفه‌ها، دیدگاه مختار در زمره‌ی دیدگاه‌های «شناخت‌گرایانه» قرار می‌گیرد و به همین جهت از دیدگاه‌های «ناشناخت‌گرایانه» جدا می‌شود و تمایز می‌یابد. در دیدگاه مختار، گزاره‌ها و واقعیت‌های اخلاقی برخلاف «طبیعت‌گرایی اخلاقی»، قابل تحویل به گزاره‌های غیراخلاقی نیست و از این رو این دیدگاه در زمره‌ی «ناتحویل‌گرایی»158 نیز قرار می‌گیرد.
در این دیدگاه، «خوب» و «بد» نه صرفاً نشانه‌ی عواطف و احساسات گوینده هستند و نه قرارداد و اعتبار محض و در این امر تفاوتی نمی‌کند که اعتبارکننده‌ی آن‌ها را عقل فردی یا جمعی بدانیم و یا امر و نهی الهی. در واقع در این دیدگاه، مفاهیم اخلاقی، مفاهیمی حقیقی و خارجی‌اند، البته نه به صورت مفاهیم ماهوی که دارای ما به ازای عینی و مستقل باشند، بلکه از قبیل مفاهیم فلسفی.159
در دیدگاه مختار، مفاهیم و واقعیت‌های اخلاقی «مفاهیم فلسفی» یا «معقولات ثانیه‌ی فلسفی» هستند که «عروض ذهنی» و «اتصاف خارجی» دارند. عروض در ذهن، به ذهنی بودن محمول و خارجی نبودن آن ناظر است و خارجی بودن اتصاف، به «رابط» ناظر است که در قضیه، پس از ذکر موضوع و محمول، با کلمه‌ی «است» بیان می‌شود. برای نمونه، در قضیه‌ی «انسان ممکن است»، با توجه به این‌که موضوعِ قضیه در خارج است، عروض امکان به این معنا است که وجود محمولیِ محمول در ذهن است و در خارج نیست و اتصاف به این معنا است که وجود رابط بین موضوع و محمول در خارج موجود است.160 در واقع در عروض و اتصاف، یک واقعیت بیشتر مطرح نیست. انسان به وجود اسمی در خارج موجود است و امکان نیز به وجود اسمی در ذهن موجود است، در عین حال، بین این دو ربطی حاصل می‌شود که این ربط در خارج است و نه در ذهن و کلمه‌ی «است» بر این ربط دلالت می‌کند. این وجود خارجی وجود جوهر یا عرض انضمامی یا وجود ربطی نیست و چنان با موضوعش آمیخته و در محدوده‌ی آن است که بین وجود این معقولات و وجود موضوعشان وجودی رابط در کار نیست161 و این وجود، موجود است به وجود موضوع و نه این‌که وجودی مستقل از موضوع باشد و چیزی جز جود موضوع نیست.162
انتزاع این گونه مفاهیم نیازمند به کند و کاو ذهنی و مقایسه‌ی اشیا با یکدیگر است، مانند مفهوم علت و معلول که بعد از مقایسه‌ی دو چیزی که وجود یکی از آن‌ها متوقف بر وجود دیگری است و با توجه به این رابطه انتزاع می‌شود. برای نمونه، هنگامی که آتش را با حرارت ناشی از آن مقایسه می‌کنیم و توقف حرارت را بر آتش مورد توجه قرار می‌دهیم، عقل مفهوم علت را از آتش و مفهوم معلول را از حرارت انتزاع می‌کند و اگر چنین ملاحظاتی نباشد، هرگز این‌گونه مفاهیم به دست نمی‌آیند. ویژگی مهم مفاهیم فلسفی این است که هنگامی که بر موجودات حمل می‌گردند، از انحا وجود آن‌ها و نه از حدود ماهوی آن‌ها، حکایت می‌کنند. همچنین در ازای آن‌ها مفاهیم و تصورات جزیی وجود ندارد.163
در این دیدگاه برای انتزاع مفهوم خوبی، باید تناسب و تلایمی میان دو چیز نیز وجود داشته باشد. این تناسب و تلایم باید میان دو حقیقت عینی و خارجی باشد و نه وابسته‌ی به ذوق و سلیقه‌ی افراد، هر چند ممکن است یکی از طرفین خود انسان باشد، اما نه به آن دلیل که دارای سلیقه‌ی خاصی است، بلکه از آن جهت که کمالی برای او در خارج متحقق می‌شود. یک طرف، کار اختیاری انسان است و طرف دیگر کمال واقعی و عینی او. هر کاری که منتهی به آن کمال مطلوب شود و در خدمت رسیدن به آن قرار گیرد، خوب و هر کاری که انسان را از آن دور سازد، بد است.164 از این‌رو حسن و قبح صفت اضافی‌اند و افعال از جهت نسبتی که با کمال نوع یا سعادت فرد و مانند آن دارند به این اوصاف متصف می‌شوند.165 بنابر این خوبی یا بدی کار اختیاری انسان پس از تأمل عقلانی با سنجش و مقایسه‌ی میان آن فعل و کمال مطلوب به دست می‌آید و تابع میل و سلیقه‌ی و قرارداد ما نیز نیست. هر فعل اختیاری در سنجش با کمال مطلوب انسان، یکی از این سه حالت را دارد:
1ـ میان آن‌ها رابطه‌ی مثبت برقرار باشد، یعنی انجام آن کارها ما را در وصول به کمال نهایی مدد رساند که در این صورت آن‌ها را «خوب» می‌نامیم.
2ـ میان آن‌ها رابطه‌ی منفی باشد، یعنی انجام آن اعمال ما را از دست‌یابی به کمال مطلوب باز دارد که چنین کارهای متصف به صفت «بد» می‌شوند.
3ـ میان آن‌ها و کمال مطلوب هیچ رابطه‌ی مثبت یا منفی نباشد که در این صورت چنین کارهایی، اگر وجود خارجی داشته باشند، نه خوبند و نه بد و ارزش خنثی دارند.
بر این اساس می‌توان گفت ملاک خوبی برخی از افعال، تناسب و تلایم میان آن‌ها و هدف مطلوب انسانی است و معیار بدی کارها، تباین و ناسازگاری آن‌ها با کمال مطلوب او است. خوبی و بدی از رابطه‌ی علی و معلولی که میان کارهای اختیاری و کمال مطلوب او برقرار است، انتزاع می‌شوند و به درستی می‌توان افعال آدمی را به آن‌ها متصف کرد.166 کمال در این دیدگاه خواستن رضای خدا و تنها خدا را خواستن167 و رسیدن به قرب الهی است و این بالاترین هدفی است که برای سیر تکاملی انسان وضع می‌شود و ارزش رفتارهای اخلاقی، از آن‌جا ناشی می‌شود که یا مستقیماً موجب قرب الهی می‌شوند یا زمینه‌ی تقرب به خدا را فراهم می‌آورند.168 از این‌رو کشف تلایم یا عدم تلایم یک فعل با کمال اهمیت زیادی در این دیدگاه دارد. در برخی امور، عقل به تنهایی توانایی کشف رابطه‌ی میان افعال اختیاری و نتایج و پیامدهای آن‌ها را دارد و در مواردی هم به ویژه در مصادیق و جزییات عقل به تنهایی قادر به کشف رابطه نیست و شرع مقدس و وحی نیاز است عقل را در کشف روابط چنین کارهایی با کمال مطلوب یاری رساند و این لطف خدا به بندگانش است.169
مؤلفه‌های نخستین این دیدگاه، آن را در زمره‌ی دیدگاه‌های شناخت‌گرا و تعریف‌گرا قرار می‌دهد و مؤلفه‌های پسین آن که خوبی را تلایم با کمال غایی و شناخت مصادیق را از طریق دین می‌داند، این دیدگاه را در زمره‌ی دیدگاه‌های مابعدالطبیعی اخلاقی قرار می‌دهد. حال بر اساس دیدگاه مختار، می‌توان معنای قبح اخلاقی فیلم را تبیین کرد.
پیش‌تر هم ذکر شد که پرداختن به این مفهوم و اتخاذ رویکرد برای مسأله‌ی اصلی پژوهش یعنی بررسی نسبت ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی فیلم، ضرورتی ندارد، اما از آن‌جایی که در فصل سوم در بررسی‌های موردی به رویکرد نیاز خواهیم داشت، این دیدگاه به عنوان پیش فرض پژوهش انتخاب و تبیین شد.
طبق این دیدگاه، فیلمی دارای قبح اخلاقی است که امری غیرملایم با کمال غایی یعنی مصادیقی که در شرع اسلام که از منظر اخلاقی مذموم‌اند، داشته باشد. به گونه‌ای که این امر غیرملایم با کمال غایی را امری اخلاقی معرفی کند یا امری ملایم با کمال غایی را امری غیراخلاقی معرفی می‌کند و در هر دو حالت پاسخی از مخاطب بطلبد یا به او توصیه کند که برخلاف این کمال غایی باشد. جست‌وجوی قبح اخلاقی در عناصر داستانی و تکنیک‌های بصری فیلم صورت می‌پذیرد، یعنی همان دو بخشی که تفکیک‌ناپذیرند. در واقع این جست‌وجو در عناصری است که با شیوه‌ی بیانی داستان فیلم به طور مستقیم در ارتباطند که می‌توان آن‌ها را چنین برشمرد: قصه (توصیفی از وقایع در برش‌های زمان خاص خود)، شخصیت‌سازی‌ها، تضاد، تم‌ها، صحنه‌پردازی‌ها، نمادها و مانند آن.170 برای نمونه فیلم‌های «تولد یک ملت» (1915) و «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید»171 (1967) هر دو نژادپرستی را در داستان خود به شکل‌های متفاوت مطرح می‌کنند، اما نمی‌توان هر دو را از منظر اخلاقی در یک قالب گنجاند. «تولد یک ملت» نژادپرستی را تبلیغ و ترویج می‌دهد و از مخاطب پاسخی همین‌گونه می‌طلبد، اما فیلم «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید» با طرح نژادپرستی، آن را محکوم کرده و به نقد می‌کشاند. از این‌رو، بر اساس دیدگاه مختار در معنای قبح اخلاقی، تنها اثر نخست دارای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پدیدارشناسی، علوم انسانی، علوم اجتماعی، مکتب انگلیسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ارزش اخلاقی، پیش‌فرض‌ها