پایان نامه با کلید واژه های واقعیت و خیال، مرگ اندیشی، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی

دانلود پایان نامه ارشد

مد‌‌ت‌های مد‌‌ید‌‌ با او روابط نزد‌‌یک د‌‌اشت. د‌‌ر طول فیلم، آنی که د‌‌خترکی منزوی از اهالی حوزه‌ی مید‌‌وِست امریکا و شیفته‌ی عبارت “لا د‌‌ی د‌‌ا” است، به شخصی شهرنشین و مد‌‌رن و فرهیخته مبد‌‌ل می‌شود‌‌ و د‌‌ر این راه از آلوی زود‌‌تر رشد‌‌ می‌کند‌‌. فیلم اوقات این د‌‌و را با یکد‌‌یگر نمایش می‌د‌‌هد‌‌ و د‌‌ر این حین بر این نکته که د‌‌ر زمانه‌ی مد‌‌رن نمی‌توان روابط را حفظ کرد‌‌ تأکید‌‌ می‌کند‌‌.
مثل آینه‌ی د‌‌ق می‌ماند‌‌ ــ نام فیلم هم قرار بود‌‌ د‌‌ر ابتد‌‌ا “آنهِد‌‌ونی” باشد‌‌، یعنی نام شرایط روانی خاصی که به موجب آن فرد‌‌ فاقد‌‌ احساس لذت د‌‌ر زند‌‌گی است ــ اما “آنی هال” بی‌ترد‌‌ید‌‌ لذت و خوشی است.
این فیلم یکی از غنی‌ترین آثار وود‌‌ی آلن است؛ سرشار از د‌‌یالوگ‌های بی‌نظیر است (انستیتو فیلم امریکا آنی هال را د‌‌ر فهرست صد‌‌ نقل قول سینمایی برتر امریکا قرار د‌‌اد‌‌ه است)، اید‌‌ه‌های سینمایی معرکه‌ای د‌‌ارد‌‌ (د‌‌ر یکی از د‌‌یالوگ‌های میان آنی و آلوی، زیرنویس‌هایی می‌آیند‌‌ تا نشان بد‌‌هند‌‌ این د‌‌و شخصیت واقعاً د‌‌ارند‌‌ به چه فکر می‌کنند‌‌)، که این خود تکنیکی در انقطاعِ احساسِ بهم پیوستۀ تماشاگر است. اجرای بازیگران هم بسیار خوب است (د‌‌ست‌کم وود‌‌ی آلن نامزد‌‌ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد‌‌ و د‌‌ایان کیتون برند‌‌ه‌ی اسکار نقش اول زن شد‌‌، بازی‌های د‌‌رخشان د‌‌یگر بماند‌‌).
فیلم د‌‌ر هنگام اکران روح زمانه را تسخیر کرد‌‌! ظاهر آنی هال با بازی کیتون، یعنی کت و شلوار مرد‌‌انه با جلیقه و کراوات، به سرعت مُد‌‌ شد‌‌. خود‌‌ فیلم هم جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم را گرفت و همینطور هم بهترین فیلمنامه، کارگرد‌‌ان و بازیگر زن را نصیب خود کرد. اما متأسفانه وود‌‌ی آلن جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد‌‌ را نگرفت و از آن به بعد‌‌ هم د‌‌یگر د‌‌ر مراسم اسکار شرکت نکرد‌‌. مراسم‌های اسکار همیشه د‌‌وشنبه‌ها برگزار می‌شود‌‌ و شب‌های د‌‌وشنبه برای وود‌‌ی آلن شبی است که باید‌‌ حتماً کلارینت جاز بنوازد‌‌.
داستان فیلم “آنی هال” مربوط به زندگی الوی سینگر (با بازی وودی آلن) می باشد که یک بازیگر طنز و شومن (Showman) است، که در ادامة داستان با دختری (با بازی دایانا کیتون) آشنا می‌شود. در سکانس شروع فیلم، آلن به معرفی خود و دیدگاهش نسبت به زندگی می‌پردازد، و رو به دوربین می‌گوید: «زندگی پر از درد و رنج و سختیه، با همه اینا تازه زمانی هم که بهت میدن خیلی کمه» و ادامه می دهد: «زیر نظر روانکاو بودم… مستعد خودکشی بودم. در حقیقت باید هم خودم رو می کشتم، اما زیر نظر یک روانکاو فرویدی بودم و اگر خودکشی می کردم… می دونین، این دکترها آدم رو مجبور می کنن پول جلسه هایی رو هم که نرفته بده». “الوی” یک کمدین عصبی است که با آنی هال آشنا می شود. آنی پس از چندی خواننده ای مشهور می شود. وودی آلن تاکنون بارها در نقش خودش ظاهر شده است و این بار هم این گونه گمان می شود که آلن در نقش آلن بازی می کند چون آن چه می گوید به زندگی خودش شباهت هایی دارد. آلن یک کمدین است و زمانی دلباختة دیانا کیتون بود. نام اصلی دیانا کیتون، دیانا هال است. عشق آلن و دیانا پایان یافت ولی دوستی آنها ادامه دارد، چنان که در فیلم های “منهتن”، “عشق و مرگ” و همین فیلم در کنار هم بازی می کنند. داستان “الوی و آنی” در دنیای خیالی سینما همانند قصة “آلن و دیانا” در دنیای واقعیت است. هم چنین الوی و راب در فیلم یکدیگر را “مکس” خطاب می کنند. خارج از سینما، وودی آلن و تونی رابرتز بازیگر نقش راب نیز یکدیگر را مکس صدا می کنند. در این فیلم واقعیت و خیال در هم می آمیزند و الوی هم که روانی شده می گوید که: در تشخیص خیال و واقعیت مشکل داشته است. جان مایة همة بخش های فیلم، مرگ اندیشی و رابطه استاد و شاگرد، و خالق و مخلوق است. هنرمندی عاشق مخلوقش می شود. خالق به آفریده اش جان می بخشد، مخلوق زندگی را آغاز می کند و خالق او را از دست می دهد. بخشی از فرآیند جان دادن به مخلوق، آگاه کردن او از مرگ است. آنی به دنبال کتابی می گردد، الوی به او می گوید: «که “انکار مرگ، اثر ارنست بکر” را بخوان». در دیگر فیلم های آلن نیز از این کتاب نام برده می شود. هنر راهی است به جاودانگی. مخلوقی که خود درگیر مرگ است، شخصیت هایی را در آثار هنری اش می آفریند. الوی هم نمایشنامه ای می نویسد که در آن عشق آنی به او از میان نمی رود. از طرفی، الوی در بخش های مختلف فیلم به کرات در مذمت ازدواج سخن می گوید، به عنوان نمونه در سکانس آخر با طرح جوک و لطیفه ای تعریف خود را از ازدواج این گونه به دست می دهد: «دیگر دیر شده بود، و هر دوی‌مان مجبور بودیم برویم، ولی دیدن دوباره آنی بسیار عالی بود. فهمیدم که او چه انسان فوق‌العاده‌ای است و تنها، آشنایی با او چقدر لذت‌بخش می‌تواند باشد، و یاد یک جوک قدیمی افتادم: “فردی سراغ روانپزشک می‌رود و می‌گوید: دکتر برادرم دیوانه است؛ او فکر می‌کند مرغ است” دکتر می‌گوید: چرا او را برای درمان نمی‌آوری؟ و یارو می‌گوید: “می‌خواهم، اما تخم‌مرغ‌هایش را نیاز دارم!” خب، فکر می‌کنم این تقریباً همان چیزی است که اکنون من در مورد رابطه ی زن و مرد احساس می‌کنم؛ می‌دانید، آنها (روابط) کاملا غیرمنطقی، احمقانه و پوچ هستند و… ولی، آه…، حدس می‌زنم ما همچنان به آنها ادامه می‌دهیم چون، اکثر ما تخم‌مرغ‌هایش را نیاز داریم!». تقابل زندگی با مرگ از دریچه ی طنز جمله ای منسوب به وودی آلن است که می گوید: «هر آدم بالای 35 سال که مرگ دغدغة اصلی زندگی اش نباشد، احمق است». در فیلم آنی هال نیز مرگ اندیشی قهرمان داستان مضمون اصلی فیلم بشمار می آید و داستان فیلم در اطراف زندگی مردی است که وسوسه مرگ تمام ذهنیات او را اشغال کرده و از قضا این مرد در تقابل با زنی قرار می گیرد که “آنی” نام دارد و بالعکس او شیفته و دلبسته زندگی و مظاهر پر زرق و برق آن است. فیلم با تک گویی قهرمان اصلی داستان رو به دوربین آغاز می شود و فیلمساز که خود بازیگر اصلی فیلم است شیوه روایت خاصی برای تعریف داستان خود برگزیده که در عین سادگی ظاهری، بسیار پیچیده می نماید. از همین رو به کرات در فیلم مرز میان واقعیت و خیال شکسته می شود و آدمهای ماجرا گاهی در گذشته آلوی سینگر (قهرمان اصلی فیلم) فرصت تجلی فیزیکی می یابند گاهی هم گمان میشود فیلم به ورطة پریشان گویی افتاده است. ولی در واقع “آنی هال” یک کمدی خوش ساخت و تفکر برانگیز است که نمی توان بسادگی از کنار آن گذشت. و حال آن که قسمتی از این گونه برانگیختن تفکر را می توان حاصلِ به کار بردنِ تکنیک هایِ سینماییِ “فاصله گذاری” توسط “وودی آلن” در ساخت فیلمش دانست. ماجرای داستان از این قرار است که “آلوی” مردی چهل ساله است که در روابطش با جنس مخالف دچار مشکل است. او پانزده سال است که تحت نظر روانپزشک قرار دارد. او در حالی که یک کمدین موفق برنامه های تلویزیونی بوده و در خنداندن مردم مهارت زیادی دارد، دغدغه و دل مشغولی اصلی اش اندیشیدن به مرگ است. همان دغدغه آشنایی که در بحران چهل سالگی بسیاری از کسانی که این مرز سنی را پشت سر گذاشته اند را فرا می گیرد. آلوی که در ارتباط با زنان دچار مشکل است بعد از آنکه با چند زن ارتباط برقرار نموده و ناکام می ماند سر راه زنی چشم و گوش بسته تحت نام “آنی هال” قرار می گیرد. رابطه آلوی با آنی برخلاف رابطه او با زنان دیگر تداوم بیشتری می یابد و آنها برای مدت طولانی تری یکدیگر را تحمل می کنند. آلوی طی این مدت فرصت می یابد تا “آنی هال” را از یک چهره گمنام به خواننده ای حرفه ای مبدل سازد. با رونق کار آنی در عرصه خوانندگی رابطه وی نیز با آلوی به سردی می گراید و با مراجعت آنی به لوس آنجلس نقطه پایانی بر روابط آنها گذاشته می شود. آلوی با نوشتن نمایشی در رابطه با این موضوع در پایان فیلم سعی در القای این مضمون می نماید که یک زن و مرد ممکن است زوج خوبی نباشند، اما می توانند دوستان خوبی برای یکدیگر باشند. فیلم “آنی هال” یک کمدی متکی به دیالوگ است. آنهم دیالوگ های طنز آمیزی که با بدبینی تعارضات و مناسبات درون جامعه آمریکا، بویژه شهر نیویورک را به سخره می گیرد. در آنی هال با تاکیدی که بر فیلم “غم و ترحم” می شود نگاه تلخ کارگردان به زندگی و تجلیات آن عمق بیشتری می یابد و در بستر این بدبینی، والدین، سیاستمداران، روشنفکران و گروههای مختلف اجتماع از تیغ طنز فیلمساز در امان نمی مانند. وودی آلن در این فیلم به پدیده ازدواج نیز با بدبینی می نگرد و بر این اعتقاد است که با زنها تا زمانی خوشبخت است که با آنها ازدواج نکرده است! نگاه الوی به زندگی نگاهی شریف است، او در یکی از دیالوگ هایش می گوید: «من نمی تونم از چیزی لذت ببرم، مگر این که همه از اون لذت ببرند». نگاه بدبینانه او به زندگی دائما اورا به تفکر در باره مرگ وا می دارد. از این رو اکثر کتاب هایی که جمع آوری نموده است عمدتاً به مرگ پرداخته اند. این توجه مفرط به مرگ آلوی را از وارد شدن در متن زندگی بطور جدی باز می دارد و از همین رو است که زنانی که سبک سرانه دل به جذابیت های فریبنده زندگی بسته اند نمی توانند چندان در رابطه شان با آلوی وفادار باشند و او را پس می زنند. در پایان آلوی اینگونه نتیجه گیری می کند که خیلی از ما زندگی کسالت بار و یکنواخت زناشویی را به این علت ادامه می دهیم که به تخم مرغ های آن احتیاج داریم. ختم کلام اینکه فیلم “آنی هال” یک کمدی فیلسوفانه است دربارة چهل سالگی، عشق، سکس، ازدواج و بالاخره زندگی در نیویورک در طول دهه ی هفتاد میلادی. منتقدان، آنی هال را سرآغاز فصل تازه ای از کار وودی آلن می دانند.
نکات تدوینی “آنی هال”
1- در حالی که شکل ظاهری “آنی هال” به بيننده اش اين تأثير را منتقل می کند که اين فيلم يک فيلم کاملاً روايتگرانه و سرراست است، اما در آنی هال تقريباً هيچ دو صحنه ای با هم تداوم ندارند و می شود در یک تدوین مجدد تمام صحنه های فیلم را با هم جا به جا کرد. به عبارت دیگر شیوه روایت اين فيلم کاملاٌ غیر کلاسیک است.
2- فلاش بک های آنی هال ساختاری کاملاً نامتعارف در هالیوود کلاسیک دارد و اگرچه الهام گرفته از “توت فرنگی های وحشی” اثر “اینگمار برگمن” در سال 1958م. است. اما در سینمای آمریکا تا سال 1977م. نمی توان نمونه مشابهی برای آن یافت. در همین رفت و آمد میانِ گذشته و حال است که یکپارچگیِ ذهنی و احساسیِ مخاطب از هم می گسلد.
3- “آنی هال” در بسیاری از صحنه ها، قاب را به دو قسمت مجزا تقسيم می کند و در هر نیمه چیزی را نمایش می دهد. و کدام مخاطب است که می تواند کنش های هر دو قسمت تفکیک شده را، کامل و بدون لحظه ای انقطاع پی گیرد؟! چُنین است که با دو پاره شدنِ ذهن، بین مخاطب و کار فاصله ایجاد می شود. این ترفند اگرچه متعلق به سال های اول تاریخ سینما (مثل ناپلئون ابل گانس) می باشد، اما در سینمای کلاسیک آمریکا غیرعادی به نظر می رسد. . 4- “آنی هال” اولین فیلم تاریخ سینما است که در یک صحنه گفتگوی دونفره، “زیرمتن” گفتگوها را به صورت زیرنویس در پایین قاب درج می کند. (پیشتر به چگونگیِ ایجاد فاصله از این طریق اشاراتی شد)
5- شاید “آنی هال” نخستین فیلم آمریکایی باشد که به مصاف مفاهیم یا تعاریف سنتی آمریکایی می رود. کهن الگوهای اجتماعی مثل “کالیفرنیای دلچسب و خوش آفتاب” که آلن با مقایسه نیویورک و لس آنجلس، به نفع اولی و بر علیه دومی عمل می کند. یا اینکه بعد از “قول مردانه” 1945م. اثر “الیاکازان”، این نخستین فیلمی است که تا این حد صریح به نقد مفاهیم ضد سامی می پردازد.
6- “آنی هال” فیلم زمان خودش است. سال های سر برآورده از هشت سال ریاست جمهوری نیکسون و دورة طولانی جنگ ویتنام. ضمن این که موضع گیری سیاسی فیلم هم کاملاً همسو با دموکرات هاست. توجه به گفتگوی “آلوی” با “آنی” در حالیکه مجله ای در دست گرفته که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های انرژی هسته ای، مواد غذایی، موشک کروز، طرح و نقش Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اجتماعی و فرهنگی، شخصیت پردازی، زیبایی شناسی، زندگی روزمره