پایان نامه با کلید واژه های هویت اجتماعی، هویت فرهنگی، هویت فردی، هویت دینی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد:اکتشاف (که گاهی به آن بهران می گویند)وتعهد.در دوره اکتشاف ، نوجوان به شدت با جنبه های مختلف هویت خویش رودررو می شود وآنها رازیر سوال می برد. تعهد با تصمیم داشتن یا نداشتن ،رابطه دارد ،نوجوانان از لحاظ میزان بحرانی که با آن روبه رو می شوند یا تعهدشان ،با هم فرق دارند (جوکار وچناری ،1380).
2- هویت اجتماعی:کودک از حیث «حس مالکیت» و«خود محوری» به شدت «غیر اجتماعی»است .از نوجوانی به بعد به تدریج ،گرایش به«اجتماعی شدن»در شکل دوستیابی ووفاداری به او ظاهر می شود.آلپورت معتقد است:مسئله اساسی در روانشناسی رشد،دگرگونی وتحولی است که از طریق آن، کودک غیر اجتماعی جامعه پذیر می گردد،به دوستی ها،نفرت ها ،وابستگی ها ورغبت های خود ،ساختمان وشکل می دهد وبرای خود،جای دراجتماعی پیچیده ومنظم پیدا می کند(جوکار وچناری،1380)
3- هویت خانوادگی:تعریف دقیق هویت خانوادگی، کاری نسبتاَ دشوار است،ولی دریک عبارت میتوان گفت که منظور از این نوع هویت، تعیین نسبت میان نوجوان وخانواده او (به عنوان یک گروه)است واین که چه پیوندهای میان آن ها وجود دارد؟در بحث هویت ،خانواده نوجوان از دو جنبه برای او حائز اهمیت است:ابتدا بعد مرجعیت وسندیت خانواده است ،به این معنا که« رفتار کلامی وعملی والدین(به رغم سنین حساس نوجوانی)برای فرزند از نوعی اعتبار برخوردار است» وهر چند در رفتار ظاهری ،چنین واقعیتی رابروز ندهد،در باطنش به آن باوردارد. جنبه دوم،کثرت ارتباط های نوجوان ووالدین در درون نهاد خانواده است که می تواند هم آن هارا به یک دیگر نزدیکتر کند،وهم در مواردی دورتر نماید(جوکار وچناری،1380).
4- هویت دینی:از نیازهای فطری آدمی ،گرایش به عشق وپرستش است؛یعنی فرد ،مستقل ازهر نوع یادگیری ،دردرونشتمایل به عبادت وبندگی خدااحساس می کند .چنین احساس وتمایلی ،در اعمال ورفتار دینی آشکار می شود .رابطه آدمی ودین ونسبتی که با پیدا می کند درمقوله ی«هویت دینی»تیین می شودبه گفته ییکی از روانشناسان ،هدف ایدئولوژی«ایجاد تصویری در ذهن شخص است که احساس فردی و جمعی هویت را در او تقویت نماید»(شاملو ،1382).
5- هویت ملی:هدف تربیت از حیث توجه به آرمانهای ملی در تاریخ ،دستخوش تغییراتی گردیده است.تربیت بعضی از جوامع ،مقدم بر هر عامل دیگر بر میراث گذشته ،تکیه داشته و پایبندی را توصیه می نمود در دورران رنسانس ،عمدتامتوجه زیبای وهنر شدودر دوران جدید ،بیشتر بر مشارکت اجتماعی متمرکز گردیده است ،(اثنی عشران ،1378).
6- هویت فرهنگی:در تعریف فرهنگ آمده است :«مجموعه عادتها ،باورها ،هنر ،موسیقی وسایر دستاوردهای تفکر انسانی که به وسیله یگروهی از مردم در زمان خاص به وجود آمده است »انسان موجودی اجتماعی است که در بستر جامعه زندگی می کند درآن کسب امنیت می کند و به اتکای تغییر معنایی خاصی،به تکامل مادی ومعنوی هویت خویش دست میا بد.به دیگر سخن ،اشتراک در پیروی از الگوهای رفتاری و استفاده از ابزارهای فنی ،مایه قوام ودوام جامعه محسوب می شود و هرچند تنوع تجارب زیستی بشری می تواند مبداءاعتقادات ،هنجارها و ابزارهای گوناگونی باشد ،این فرهنگ است که به آنها هویتی واحد می بخشد .به این لحاظ است که «پرسش از فرهنگ سریعا مبدل به پرسش از هویت می شود ».منزلت «هویت فرهنگی »همانند فرهنگ ،ارجمند ودر خور تامل است ؛زیرا پیوند در نسل جوان و مشی زندگی ،آداب ورسوم ،هنر و سایر تعلقات از طریق معرفت و شناخت آن برقرار می شود .شناخت فرهنگ خودی (ملی )به معنای آ گاهی از ویژگی های آن است . یک جوان ف ضرورتا باید ریشه در فرهنگ خودی «ملی »داشته باشد تا بر اساس آن بتواند هویت فرهنگی اش را شکل دهد .لا زمه ی این امر ،شناخت فرهنگ ملی ،عقیده به آن و یافتن مشترکاتی میان خود و آن است (اثنی عشران ،1378).
7-هویت تمدنی :واژه ی «تمدن »و« فرهنگ »از جهانی با یکدیگر وجه اشتراک دارند ،در مواردی نیز مترادف با هم تلقی می شوند . اما اغلب هویت فرهنگی به مرز های یک کشور یا ملت محدود می شود ،در حالی که «هویت تمدنی »به طور عمده از مرز های کشوری خاص فراتر می رود و چندین ملیت را پوشش می دهد ؛منند تمدن اسلامی یا تمکدن غربی ونظایر آن که در مواردی نیز گسترده از یک قاره ،مطرح می شوند .منظور از هویت تمدنی ،معرفت و آگاهی عمیق آدمی به تمدن است که منسوب به آن است .در ک چنین هویتی ،به فرد امکان احساس ،زندگی در سرز مینی را می دهد که ریشه های فرهنگی آن تا اعماق تاریخ کشیده شده است و این احساس ،سبب تعلق ارتباط با آن تمدن و افتخارات ،میراث و ارز ش های آنو در نتیجه ،شکل گیری « هویتتمدنی »می شود .(اثنی عشران ،1378).
2-4-2- هویت ازدیدگاه روزنبرگ
کارهای( روزنبرگ 55،1995) درباره « خودانگاره » یا « برداشت از خود» و « خود »)، از اهمييت ویژه ای برخورداراست.نظرات وی براساس عقاید میو وکولی شکل گرفته است.. عقاید روزنبرگ نشان ميدهد که مفهوم خوانگاره یا برداشت از خود بيش از آنکه ناظر به ویژگيهای هویت فردی شخص باشد، بيانگر ویژگيهای هویت اجتماعی شخص است. اگر پژوهشگران، نظرات دیدگاه کنش متقابل نمادی و بویژه روزنبرگ در باره ی جنبه های اجنماعی مفهوم برداشت از خود را با دقت دنبال نکنند. ممکن است در درک استدلال « مکپارتلند 56» و « کوهن57 » ، که چگونه ميتوان با اجرای آزمون بيست جمله ای « من کیستم؟» هویت اجتماعی افراد را تعيين کرد، ، دچار اشتباه شوند .روزنبرگ میان خود وبرداشت از خود تمایز قائل است. وی خود را مفهومی عامتر از برداشت از خود می داند، و برای آن دو صفت شناسا و شناخته را برميشمارد در حاليکه برداشت از خود را فقط ناظر به جنبه ی شناختهی خود ميداند. روزنبرگ برداشت از خود را چنین تعریف می کند: جامعيت اندیشه ها و احساساتی که فرد در ارجاع به خودش به عنوان یک شناخت عينی دارد. بنابراین برداشت از خود فرد با آنکه بخش کوچکتر شخصيت کلی فرد است اهمييت فوق العاده ای دارد در برداشت از خود فرد، مجموعه ی اطلاعات و دیدگاههای منحصربفردی را که درباره ی خودش دارد به دیگران و به جامعه منتقل و منعکس ميکند. به اعتقادروزنبرگ بخش کوچکی از این اطلاعات را برداشتهای فردی که مربوط به هویتهای فردی شخص است تشکيل مي دهد، درحاليکه قسمت اعظم عناصر این مجموعه اطلاعات را رویکردها و برداشتهای اجتماعی تشکيل ميدهد. وی برای برداشت از خود چهار ویژگی قائل است که هرکدام با یکدیگر متفاوتند. باید به هنگام مطالعه و تحقيق در بارهی خودانگاره به این ویژگيها و تمایزات توجه کرد، چرا که در غير اینصورت ممکن است، مفهوم برداشت از خود را دقيقاً معادل هویت اجتماعی بدانیم و یا برعکس تصور کنيم برداشت از خود تماماً ناشی از تمایلات فردی و شخصی است و ربطی به هویت اجتماعی ندارد ، درحالکه بيشترین بخش برداشت از خود را اطلاعات مربوط به هویت اجتماعی تشکيل ميدهد.چهار ویژگی که روزنبرگ برای مفهوم برداشت از خود یا خودانگاره قائل شده است عبارتند از:1
1 – ویژگی محتوایی 2- ویژگی ساختاری3- ویژگی ابعادی 4- ویژگی مرزی

1- منظور روزنبرگ از ویژگی محتوایی برداشت از خود این است که میان هویت اجتماعی وتمایلات فردی تفاوت وجود دارد. برخی از جملاتی که افراد یا پاسخگویان در برابر این سوال که من کيستم؟می دهند دقیقا ناظر به تمایلات فردی و شخصی آنان است به گونه ای که نميتوان هيچ هدف اجتماعی را در آن پيدا کرد.درحالیکه برخی از پاسخهای آنان، حاوی محتوا و مضامينی است که براساس ميانگين قضاوت چند داور به خوبی ميتوان تمایلات اجتماعی را در آنان مشاهده کرد.
2- منظور روزنبرگ از ویژگی ساختاری برداشت از خود این است که ميان تمایلات فردی با تمایلات اجتماعی فرد رابطه وجود دارد.
3- منظور روزنبرگ از ویژگی ابعادی برداشت از خود اشاره به رویکردها و احساساتی است که فرد در باره خود خویش دارد.
4- منظور روزنبرگ از ویژگی مرزی برداشت از خود اشاره به قلمروهای بسط این مفهوم است که مرزهای شناخته های وی را از مرزهای ناشناخته اش جدا مي سازد. شخص در برابر این شناختهها از خود واکنش نشان ميدهد و آنها را سبب سربلندی یا شرمساری خود ميداندبه عنوان مثال از اینکه تيم محبوب کشورش پيروز و یا شکست بخورد، احساس سربلندی و یا شرمساری مي کند.(ریتز 581998،برگردان ثلاثی،:290:1377)
بنابراین به هنگام تعریف هویت باید موضوع، ماهيت و فرآیندهای پيچيده شکلگيری آن را از اشکال بروز آن تفکيک نمود. موضوع آن ممکن است فرد، گروه جامعه، سازمان و … باشد. اما هویت پس از شکلگيری ممکن است دراشکال مختلف ظاهر شود و به صورت احساس علاقه به خود(هویت فردی)،احساس علاقه به ارزشهای دینی(هویت دینی)،احساس علاقه به زبان وسنتهای فرهنگی مشترک گروهی(هویت قومی) و احساس تعلق وعلاقه به ارزشهای ملی مانند آب، خاک، زبان و …( هویت ملی)باشد. در این تحقيق تأکيد بر اشکال بروز هویت اجتماعی است. نظریه پردازان نحوه ی شکل گيری،تغيير و بروز هویت را ازسه دیدگاه متفاوت مورد بحث قرار داده-اند؛
دیدگاه اول: بر تغييرات ایجاد شده در خودانگاره توجه دارد. بدین معنا که افراد در تعریف و برداشت از خود چه نوع ویژگيهایی را به خود نسبت مي دهند.
دیدگاه دوم: بر عزت نفس فرد توجه دارد. منظور این است که فرد تا چه اندازه احساس مثبت یا منفی نسبت به خود دارد0
دیدگاه سوم :برتغييرات ایجاد شده در حس هویت تأکيدمي کند.حس اینکه او چه کسی است از کجا آمده و به کجا ميرود (وحیدا و همکاران،1382 ) با توجه به توضيحات فوق منظور از هویت اجتماعی آن دسته از خودانگاره های افراد است که ناشی از عضویت آن-هادر گروههای اجتماعی ميباشد و این نوع هویت از هویت فردی مجزاست.
2-4-3- دیدگاه اریکسون درباره هویت
هويت« من» را برای توصيف مسائل روانی بعضی از نظاميان بازگشته از جنگ جهانی دوم به کاربرد. او مشاهده کرد که اين سربازان نمی توانند از عهده تغيير نقش خود ازسربازی به شهروند عادی بر آيند و در انطباق با وظايف و مسئوليتهای جديد خود ناتوان هستند(اريکسون 59 1959 ؛ به نقل از آدامز 60، 1999) تعاريف متعددی را برای هويت ارائه داده است که متاثر از تفکر روان تحليل گری وی با تاکيد بر رشد من بوده ويک شخصيت پيوسته را سازماندهی کرده و « من » بر اين عقيده استوار است که نوعی يکسانی و پيوستگی، که توسط ديگران درک می شود، به آن می بخشد اومعتقد است واژه ی هويت هم بر يکسان بودن خود و هم بر نزديکی دائمی برخی ازويژگیهای اساسی با ديگران دلالت دارد. (اريکسون 1968 ، به نقل از آدامز1999) را برای تشريح تعامل بين عوامل « من » ، نظريه ی رشدی روانشناختی، تاريخی و رشدی در شکل گيری شخصيت مطرح مي کند.با توجه به نظريه ی روانی- اجتماعی( اريکسون 1968 ، به نقل ازبرزونسکی 612003) هويت به مثابه ی يک چارچوب مرجع عمل می کند که فرد به منظور تفسير تجارب شخصی و گفتگو درباره معنا، هدف و جهت گيری زندگی خود از آن استفاده مي کند . اريکسون مرحله نوجوانی را بعنوان فرصتی برای حل دوباره هويت از طريق ترکيبی که يکی سازی شده و تعالی بخش تمام همانندسازی های گذشته میباشد؛ می داند. اين يکی سازی جهت ايجاد يک کل جديد بوده که بر اساس آن؛ چيزهايی است که قبلا وجود داشته است ( اریکسون 1968 )مراحل رشد روانی- جنسی را به کل فراخنای عمر تعميم داده و ادعا مي کند که انسان در طول عمر خويش از هشت مرحله ی متوالی گذ رمی کند هر يك از مراحل، تكليف ويژه اي رانشان مي دهد و اين تكليف، فائق آمدن بربحران است. مقصود اريكسون از بحران، تصميم هوشيارانه در مواجهه با تكاليف رشدي هر مرحله است كه به منظور فراهم نمودن رشد مثبت بايد به طور مناسبي حل شود اريكسون معتقد بود كه هر فرد، هريك از اين بحرانها را بايد چنان موفقيت آميز طي كند كه براي انجام تكليف رواني–اجتماعي مرحله ي بعد آماده باشد (اتكينسون62 و همكاران؛ 1381) مرحله ی هويت يابی در مقابل سردرگمی نقش، به عنوان هسته ی اصلی نظريهی اريکسون در مراحل هشتگانهی رشد روانی- اجتماعی او مطرح گرديداست (اريکسون 63، 1968) طبق نظر اريکسون ( 1968 ؛ به نقل از برزونسکی64 و نيمير65 1988) وظيفه ی اصلی نوجوانی ايجاد حس روشن و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های فرزند پروری، فرزندپروری، عزت نفس، سبک های فرزند پروری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فرزند پروری، شیوه های فرزند پروری، بلوغ اجتماعی، سلامت روان