پایان نامه با کلید واژه های هوش هیجانی، خودآگاهی، هوش عاطفی، خودتنظیمی

دانلود پایان نامه ارشد

مهمتریننظام‌هایبه‌کارگرفته‌شدهدرارزیابیعملکردشغلیعبارتنداز: مقیاس‌هایدرجه‌بندینگاره‌ای،روش‌هایمقایسهکارکنانومقیاس‌هاوفهرست‌هایرفتاری.

2-1-6-1) مقیاس‌هایدرجه‌بندینگاره‌ای
دراینروش،افرادبراساسمجموعه‌ایازصفاتیاعوامل،درجه‌بندیمی‌شوندوطیآنسرپرستقضاوتمی‌کندکهفردتحتنظارتاو،چهمیزانازویژگی‌هایموردنظرراداراست. متداول‌ترینعواملمقیاس‌هایرتبه‌بندیعبارتنداز: کمیتکار،کیفیتکار،قضاوتعملی،دانششغلی،همکاریوانگیزششغلی.

2-1-6-2) روش‌هایمقایسهکارکنان
درروش‌هایگوناگونمقایسهکارکنان،افرادتحتنظارتیکسرپرستیامدیر،بایکدیگرمقایسهمی‌شوند. بنابراین،ازتمرکزرتبه‌بندی‌هادریکبخشازمقیاسکهدرنتیجهخطایرتبه‌بندیبهوجودمی‌آید،جلوگیریمی‌شود. امابایددرنظرداشتکهدرهمهروش‌هایمقایسهکارکنان،بایدبهاینسؤالپاسخدادهشودکهآیاپراکندگیرتبه‌بندی‌هانشان‌دهندهتفاوت‌هایواقعیموجودبینعملکردشغلیافراداست؟بایددانستکهممکناستچنینتفاوت‌هاییبهدلیلماهیتاینروش‌ها،بهطورکاذببزرگجلوهکنند.

2-1-6-3)مقیاس‌هاوفهرست‌هایرفتاری
درسال‌هایاخیر،یکیازدلایلعمدهپیشرفت‌هاییکهدربهره‌گیریازشیوه‌هایارزیابیعملکردشغلیانجامگرفته،استفادهازمقیاس‌هاوفهرست‌هایرفتاریبودهاست. دراینمقیاس‌هاوفهرست‌ها،اصطلاحکلیدیهمانرفتاراست. مفهومرفتارکمترازعواملدیگرابهامداردواندازه‌گیریآننیزباسهولتبیشتریانجاممی‌گیرد. هرچهتوافقرتبه‌بندی‌کنندگاننسبتبهمعنیعملکردیکهموردارزیابیقرارگرفتهاستبیشترباشد،امکاناینکهارزیابیدقیقترانجامگیرد،افزایشخواهدیافت. همهروش‌هاییکهجزءمقیاس‌هاوفهرست‌هایرفتاریهستند،بهطورمستقیمیاغیرمستقیمریشهدرروشرویدادهایشاخصدارند. منظورازرویدادهایشاخص،همانرفتارهاییهستندکهمنجربهعملکردشغلیخوبیاضعیفمی‌شوند. دراینروشسرپرستانبهثبتآندستهازرفتارهایکارکنانتحتنظارتخودمی‌پردازندکهبهمیزانزیاددرعملکردشغلیآناناثرمی‌گذارد. سرپرستانیادرهنگاموقوعاینرفتارهادرحینکاربهثبتآنمی‌پردازندیابعدااینرفتارهارابهیاد ‌آوردهویادداشتمی‌کنند. رویدادهایشاخص،معمولاشاملجنبه‌هایمختلفعملکردشغلی،یعنی: “دانششغلی”، “تواناییتصمیم‌گیری”، “رهبری” ونظایرآنمی‌شود. محصولنهاییفهرستیکهبهاینوسیلهتهیهگردیده،مجموعهرفتارهایی(خوبیابد) استکهموجبعملکردشغلیاثربخشوغیراثربخش،می‌شود(ساعتچی،1386).

بخش دوم: هوش هیجانی
2-2-1) مقدمه
سال هاست که محققان، متخصصان منابع انسانی و غیره می دانند چه چیز کارکنان متوسط را از ستارگان متمایز می کند که آن هوش هیجانی است.
مبحث هوش هیجانی یکی از موضوعات جدید در زمینه روان شناسی است که به تازگی به عرصه مدیریت وارد شده است. درباره این موضوع مقالات، تحقیقات و کتاب های زیادی در این چند سال اخیر تالیف شده است. در بیشتر این مطالعه ها و تحقیقات بر این موضوع تاکید شده است که هوش هیجانی به عنوان یک ملاک تعیین کننده ی موفقیت افراد در زندگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است( آقایار و شریفی در آمدی ، 1385 ).
هوش هیجانی نقش مهمی را در محیط کار ایفا می کند ، بویژه بنا بنظر محققان هوش هیجانی در کارکنان می تواند نتایج مرتبط با شغل، نظیر عملکرد شغلی را پیش بینی نماید(Parti ,2003 ).
یکی از ویژگی های بسیار مهم فرد هوش هیجانی است، هوش هیجانی امروزه به یکی از مفاهیم جدید در مدیریت تبدیل شده است و به نظر می رسد که بخش گمشده ای است که مدیریت متوسط را از مدیریت با عملکرد عالی جدا می سازد Tony , 2007)). هوش هیجانی در دستیابی به موفقیت در عرصه های مختلف، نقش مهمی را ایفا می کند Virginia , 2009)) .

2-2-2) تاريخچةهوشهيجاني
هوش هیجانی11که به اختصار به آنEI گفته می شود و معمولا معیار ارزیابی آن «ضریب هوش هیجانی» یا EQمی نامند ، به توانایی، ظرفیت یا ادراک، سنجش و مدیریت هیجانات خود و دیگران دلالت دارد. افلاطوندر حدود 2000 سال پیش گفت که تمام یادگیری ها دارای یک زیر بنای هیجانی و عاطفی است. متاسفانه تفکر حاکم در این 2000 سال این بود که هیجان ها مانع انجام کار و تصمیم گیری هستند و تمرکز حواس را مختل می کنند. در سال 1920 ، ثورندیگدر دانشگاه کلمبیا از عبارت هوش اجتماعی برای تشریح مهارت کنار آمدن با سایر مردم استفاده کرد . در سال 1975 هوارد گارنر ایده هوش چندگانه را مطرح کرد. عبارت هوش هیجانی ابتدا در سال 1985 توسط وین پین مطرح شد(خان محمدی ، 1387 )، اما توسط دانیل گلمن در سال 1995 محبوبیت یافت، بیشترین پژوهش ها در ای زمینه توسط پیتر سالووی و جان مایر در دهه 90 صورت گرفته است. دانیل گلمندر 1995 با انتشار کتاب هوش هیجانی به آن شهرت بخشید نظریه هوش هیجانی دانیل گلمنهوش درون فردی و بین فردی را گسترشداده و بر توانایی شناخت، درک و تنظیم و نظارت بر احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از آن در جهت هدایت افکار، اعمال و ارتباطات خود و دیگران تاکید میکند (فرمانی ، 1387).
پس می توان گفت که: اصطلاحهوشهيجانيدرسال (1995) توسطدانيلگلمن12مطرحشدوبحثهايبسياريرابرانگيختهوشهيجانيباتواناييدركخودوديگرانيعنيشناختهرچهبيشتراحساسات،‌عواطفخويشوارتباطوسازگاريفردبامردمومحيطكهپيونددارد.

2-2-3) تعریف هوش هیجانی
هوشهيجانعبارتاستازتوانايينظارتبراحساساتوهيجاتانخود،ديگرانوتواناييوتفكيكاحساساتخودوديگرانواستفادهازدانشهيجانيدرجهتهدايتتفكروارتباطاتخودوديگران (Mayer,1990).
هوشهيجانيهمعناصردرونياستوهمبيرونيشاملميزانخودآگاهي،خودانگاره،احساسات،استقلالوظرفيتخودشكوفاييوقاطعيتميباشدعناصربيرونيشاملظرفيتفردبرايقبولواقعيتانعطافپذيريوتواناييحلمشكلاتهيجاني،تواناييمقابلهبااسترتوتكانههايميشود(Goleman, 1995).

روانشناسان انواع هوش را در سه دسته تقسیم بندی کرده اند:
1)هوش انتزاعی: به معنای تواناییادراک و بکارگیریماهرانه از نماد های ریاضیو کلامی می باشد.
2)هوش عینی: به معنای توانایی ادراک برخورد ماهرانه با موضوعات می باشد.
3)هوش اجتماعی: به معنای توانایی ادراک دیگران می باشد.

ریشه هوش هیجانی از مفهوم هوش اجتماعیکه اولین بار توسط ثورندیگتعریف شده، نشات می گیرد. مفهوم هوش هیجانی یک اصطلاح فراگیر است که مجموعه گسترده ای از مهارت هاو خصوصیات فردی را در بر می گیرد و معمولا به مهارت های میان فردی ودرون فردی اطلاق می شود که فراتر از حوزه مشخصی از دانش پیشین بهره هوشی (IQ) و مهارت فنی یا حرفه ای می باشد(خان محمدی ، 1387 ).هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست .بطور خلاصه هوشهیجانی یعنی: داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجان های خود و دیگران و استفاده از این هیجان ها به بهترین نحو برای برقراری ارتباط با خود و دیگران،هوشهیجانیبهعنوانیکمتغیرعملیدرتوضیحموفقیتدرزندگیومحلکار عنوان شده است(Golman,19966).تابهبرخیازروابطباعملکرد(Vayn Berger ,2003) وهمچنیناهمیتآندر رابطه با کمکبهمردمبرایتعاملبامحیطخودبپردازند (Rahem & Svyantek,2002).هوشهیجانیبهطورفزایندهتوسطمحققانوسازمان ها بهمنظوربررسیرفتارمردم،نگرشها،مهارتهایفردیوسازمانیبرایارزیابیاستفادهمیشود(Jewell,2007).
منتقدانادعامیکنندهوشهیجانیبیشازحدمبهماست و در اصل یکمفهوممی باشد و نمیتوانآنرااندازهگیری کردوهچنین اعتبارآن ناپایداراست(Rabinz,2009).هوشهیجانی (EI) بهتواناییهایمربوطبهشناختوتنظیماحساساتدرخودودیگران واجازهاستفادهازایناطلاعاتبرایهدایتتفکروعملاشارهدارد(Mayer,Caruso, & Salovey,2008). هوشهیجانیمفهومیبرایپیشبینیعملکردکاریکارکنانسازماناست ، که نیازبهتعاملبینفردیبرایرسیدنبهاهدافمربوطه دارد زیرااکثرمشاغلنیازبهتواناییمدیریتاحساسات دارند (Cote, 2003; Goleman, 1995).مفهومهوشهیجانیبیانگر اطلاعاتیدر مورد درک احساساتو عواطف استکهممکناستاطلاعاتیراتسهیلمیکند، هوشهیجانیتواناییفردبرایمقابلهموثرباخواستههاوفشارهایمحیطیاست(Mayer & Ciarrochi ,2006).
هوش هیجانی از مفاهیم هوش میان فردی و هوش درون فردی نشات گرفته است هوش میان فردیبه عنوان توانایی شناخت افراد دیگر، چگونگی انگیزش آنها و چگونگی کار کردن با آنها که به گونه ای مشارکتی تعریف می شود. هوش درون فردی عبارت است از توانایی برای شکل دادن شناخت درست خود و قادر بودن به استفاده از آن ، برای فعالیت موثر.

2-2-4) اهمیت هوش هیجانی
به اعتقاد ارسطو، لازم است هوش و عقلانيت، مهار زندگي هيجاني ما را برعهده گيرد. از ديدگاه وي، مشکل انسان در اين نيست که از هيجان و احساس برخوردار است؛ بلکه آنچه اهميت دارد، مناسب بودن هيجان‌ها و چگونگي ابراز آنها است. بحث درباره اهميت هوش عاطفي نسل حاضر، به ويژه نوجوانان و جوانان در جهان نسبت به گذشته افزايش چشم‌گيري داشته است زيرا آنان افسرده‌تر، منزوي‌تر، خشمگين‌تر، سرکش‌تر، عصبي‌تر، پرخاشگرتر و بيش از گذشته تابع اميال آني و زودگذر خويش هستند (Goleman, 1995). به علاوه، صاحب‌نظران از جمله گلمن ضمن مهم شمردن هوش شناختي و هيجاني، 80 درصد از موفقيت‌هاي افراد را در گروي مهارت‌هايي مي‌دانند که مرتبط با هوش هيجاني است. بايد اذعان کرد که در عصر حاضر و با توجه به پيشرفت‌هاي روزافزون دانش و فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات، نسل امروز از هوش شناختي بالايي برخوردار است اما متاسفانه در قابليت‌هاي هوش هيجاني خود دچار مشکلات جدي است.هوش هیجانی، هوش غیرشناختی است که مشتمل بر درک عواطف و احساسات و استفاده درست از آنها، تصمیم‌های مناسب و به‌موقع، توانایی اداره مطلوب خلق‌وخو و کنترل رفتارها و مهارت‌های اجتماعی مطلوب است. در واقع، هوش عاطفی مجموعه‌ای از توانایی‌هاست که انسان را قادر به ساماندهی و مدیریت احساسات وعواطف خود و دیگران می‌کند. به علاوه، هوش هیجانی، استفاده مناسب از عواطف و حالت‌های خلقی برای حل مشکلات و داشتن یک زندگی مفید، خلاقانه و لذتبخش را ممکن می‌کند. توجه به هوش عاطفی به این دلیل اهمیت دارد که به سازگاری فرد با محیط (زندگی، مدرسه، کار و…) و نیز با خودش، می‌پردازد(شاهرخی ، 1389 )

همچنین موارد زیر را می توان به عنوان اهمیت هوش هیجانی بیان کرد:
* ایجاد حس مسئولیت پذیری
* ایجاد زندگی شاد و با نشاط
* برخورد با موفقیت های خطرناک
* ایجاد روحیه همکاری و کمک به دیگران(حسنعلیان، 1388)

افرادی که از نظر هیجانی سالم تر و با هوش تر هستند ویژگی های زیر را دارند:
* یادگیرندگان بهتری هستند.
* مشکلات رفتاری کمتری دارند.
* درباره دیگران احساسات بهتری دارند.
* در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت می کنند.
* خشونت کمتری دارند و قادر به همدلی بیشتری هستند.
* در حل مشکلات و تعارضها بهتر عمل می کنند.
* خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از دیگران هستند.
* دوستان بهتر و بیشتری دارند.
* بیشتر از دیگران قادرند هیجانات خود را کنترل کنند(صرمدی، 1393).

2-2-5) مدل های هوش هیجانی
در مجموع مهم ترین مدل های هوش هیجانی عبارت اند از :
* مدل گلمن
* مدل بار – آن
* مدل مایر و سالوی
* مدلدولويکسوهيگس

2-2-5-1) مدل هوش هیجانی “گلمن”
یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان هوش هیجانی، “دانیل گلمن” است که در ابتدا نظریه خود را با الهام از یافته‌های مایر و سالوی پایه‌ریزی نمود. اما او رویکرد خود را بسط داده ومولفه‌های زیادی را وارد چارچوب نظری خود کرد. گرچه برخی شباهت‌ها و پیوستگی‌ها بین نظریه گلمن و نظریه مایر و سالوی وجود دارد، اما در عین حال برخی تفاوت‌های مهم نیز بین آن‌ها دیده می‌شود. به عنوان مثال مدل هوش هیجانی گلمن شامل مولفه‌هایی مانند انگیزش و همدلی نیز هست و این‌ها عواملی هستند که مایر و سالوی معتقدند فراسوی مرز هوش هیجانی قابل گسترش‌اند (Jordan,Ashkanasy,Hartel & Hooper,2002).

“گلمن” در هوش هیجانی ۵ مولفه را مد نظر قرار می‌دهد: 

خودآگاهی: به معنی “درک عمیق و روشن از احساسات، هیجان‌ها، نقاط ضعف و قوت، نیازهای خود”. 

خودتنظیمی و مدیریت هیجان‌های دیگران: خودتنظیمی ازنظر گلمن (۱۹۹۵) به معنی توانایی تنظیم احساسات خود و به کارگیری درست هیجانات و هدایت آن‌ها درجهت رسیدن به اهداف است، که این توانایی متکی بر توانایی خودآگاهی است. او

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عملکرد شغلی، هوش هیجانی، استان گیلان، عملکرد کارکنان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های هوش هیجانی، کاهش استرس، رفتار سیاسی، مدیریت استرس