پایان نامه با کلید واژه های نوع مالکیت، قانون مدنی، حقوق بشر، جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

برآن ، از دیربازموردتوجه حکومتها وپادشاهان بوده است چنانکه درمنشورکوروش آمده است : «من تاروزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت کسی مال غیرمنقول یامنقول دیگری رابه زوریابه طریق دیگربدون پرداخت بهای آن وجلب رضایت صاحب مال ، تصرف کند ومن تاروزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری رابه بیگاری بگیردوبدون پرداخت مزد ، وی رابه کاروا دارد. من امروزاعلام می کنم که هرکسی آزاداست درهرنقطه که میل داردسکونت کند ، مشروط براینکه درآنجاحق کسی راغصب ننماید وهرشغلی راکه میل داردپیش بگیرد ومال خود رابه هرنحوکه مایل است به مصرف برساند ، به شرط اینکه به حقوق دیگران لطمه نزند…»33
درپنج قرن قبل ازمیلاد مسیح دریونان و روم ، مالکیت بامفهومی که امروزه درحقوق فرانسه مطرح می باشد مشابهت داشته است. درحقوق اروپا ، مالکیت به معنای حق بهره برداری ودراختیارداشتن مال به نحو «مطلق» است. کلمه «اطلاق» درحقوق اروپابسیار موردتأکید واقع شده ودرحقوق ایران نیزبعنوان یکی ازمشخصه های مالکیت مطرح شده است.
اگربه سیر تاریخی حق ملکیت دراروپای غربی اززمان روم باستان تاانقلاب فرانسه نظرداشته باشیم وپس ازآن تاوضع قانون مدنی نگاه کنیم ، خواهیم دیدکه چنین حقی همواره دریک هیأت خود را نشان نداده است بلکه تطورات بسیارمهمی رابه خودپذیرفته است.
درعهد روم باستان مالکیت به صورت جمعی (gens)وخانوادگی (familia) بوده وحتی دربرخی موارد استثنایی ملاحظه می شود که به صورت فردی نیزبوده است. امادرقرون وسطی این حق راآمیخته بامالکیت غیرفردی برای افرادشناختند ، چنانکه درعرف آلمانها درزمینه های منقولات ومسکن و… مالکیت فردی ودر اراضی زراعی و… مالکیت جمعی کاملا امری شناخته شده بود.
پس ازانقلاب فرانسه کاملا هرگونه زمینه مالکیت جمعی وفئودالی واقطاعی ازبین رفت تا اینکه انجمن ملی در4 آگوست سال 1789 میلادی وپس از ویرانی باستیل ، تقریبا درکمترازیک ماه قانونی رابه تصویب رساند که چنین نظامی راازبنیاد ملغی کرد وزمین ها کاملا دراختیارافراد قرارگرفت وهرگونه قید وبند فئودالی ازآن برداشته شد. تنظیم قانون مدنی فرانسه واعلامیه جهانی حقوق بشر براساس دیدگاه فرد گرایان بوده ، بدین معناکه مالکیت رابه عنوان «حق شخصی» مطرح نموده اند ونه یک تکلیف اجتماعی.
حتی ماده 17 اعلامیه حقوق بشر اعلام می دارد که : « مالکیت فردی حقی مقدس بوده که هیچگونه حرمت شکنی نسبت به آن روانیست ، مگربه موجب مصلحتی کاملا جمعی که قانون آن رامقررداشته باشد.»
ماده 544 قانون مدنی فرانسه نیز چنین مقرر می دارد : « مالکیت، همان حق انتفاع ازچیزی وتصرف مطلق درآن با استوارترین شیوه ممکن است ، به شرطی که اموال راچنان به کارنگیرندکه قانون آن را نارواداشته باشد…»34درزمان تنظیم قانون مدنی فرانسه این قانون به شدت تحت تأثیرحقوق کشاورزی بود واصطلاحات وعبارات به کاررفته دراین قانون این امررانشان می دهد بعنوان مثال درماده 524 این قانون حیوانات ووسایل کشاورزی تحت عنوان اموال غیرمنقول تبعی قرارگرفته وبه زمین مرتبط شده اند.
ازنظر «جان لاک» فیلسوف غربی ، بنیادبزرگ بشردروجودبشراست که خداوندخودش ، مالک شخصی خویش وافعال وکارخویش است.35
اما درباره «مالکیت دراسلام» بایدگفت که دراسلام مالکیت براساس جهان بینی ایمان به مبدأ ومعاد سرچشمه می گیرد وبرهمین اساس ازدیدگاه اسلام ، کلیه موجودات جهان «مملوک خداوند» هستند واموالی نیزکه دردست انسانها باشرایط خاصی قرارمی گیرد بطور ذاتی ازآن خداوند است وبصورت عاریه ای به انسانها عطا شده است ومتقابلا وظایفی برای آن مقررشده است.
خداوند درقرآن می فرماید : «زمین رادراختیارانسانهاگذاردو درآن میوه ودرختان خرمای خوشه دارقرارداد.»36
اسباب ایجادمالکیت برای انسان و روشهای مشروع درکسب اموال را درحقوق اسلام «خداوند» تعیین کرده وبه حکومت اسلامی ، حق وضع آنهارا میدهد.ازدیدگاه مبانی اقتصادی اسلام ، برداشتن هرگامی درراه تقویت اقتصاد وهرگونه حرکت وفعالیتی درتحکیم بنیه اقتصادی جامعه اسلامی یک نوع عبادت وایجاد ارتباط مثبت باخالق جهان است.
امیرمومنان امام علی(علیه السلام) دراین زمینه می فرمایند : «… کسی که خداوندبه اومال عطافرموده ، لازم است به وسیله مال پیوند خویشاوندی خودرابرقرارومهمانان خودراپذیرایی کندواسیران وگرفتاران رارهایی بخشد وبه فقراومقروضان کمک نمایدودرسایه آن مال درراه ادای حقوق اجتماعی به منظورتحصیل ثواب خداوندگام بردارد ودست یافتن به این خصلت ها ، باعث شرافت وعظمت درزندگی دنیا ورسیدن به درجات عالیه آخرت است.»37
ازنظراسلام تحصیل مال بایدباروشهای مشروع وحلال وپرهیزازمکاسب محرمه وممنوع باشد ، همچنین داشتن مال باید بااحساس وظایفی ازقبیل انفاق درراه خدا وتوجه به مستمندان ومستضعفان باشدودرمصرف آن هم بایدازاسراف وتبذیر وتجمل گرایی دوری کرد.
امیرمومنان امام علی(علیه السلام) درنامه ای به حاکم خود درشهر «فارس» می نویسند: «…. تواموال مسلمانان راکه بانیزه هاواسبهایشان گرد آورده اند وخونهایشان برسرآن ریخته شده ، دربین خویشاوندان خودکه تورابرگزیده اند قسمت می کنی ، پس سوگندبه خدایی که دانه راشکافت وانسان راآفرید ، اگراین کارراست باشد ، ازمن نسبت به خودزبونی می یابی وازحیث مرتبه نزد من سبک گردی ، پس حق پروردگارت راخوارنکن ودنیایت رابه کاستن دینت آباد مکن که درجرگه آنان که ازحیث کردارها ، زیانکارترند خواهی بود.»38دین مبین اسلام مسلمانان راملزم می کندکه ازاسراف ، تبذیر ، تجمل گرایی ، تقلب ، ربا ، احتکاروگرانفروشی دوری کنند تااثری ازتورم ، فقر، پریشانی وبیکاری درجامعه اسلامی دیده نشود وجامعه براساس کارصحیح ومفید وبرپایه محبت ، اخوت ، عواطف انسانی ، ایثار ، احسان ، تعاون واستقلال استوارباشد.بایدگفت که ازنظر اسلام مالکیت را میتوان به دو دسته «مالکیت حقیقی» و «مالکیت اعتباری» تقسیم بندی نمود.
منظورازمالکیت حقیقی عبارت است ازقدرت وسلطنت تکوینی خداوندبرتمامی موجودات جهان هستی ولذا خداوند ازآن جهت که آفریننده وپدید آورنده جهان هستی است ، مالک حقیقی آن نیز می باشد ، همان گونه که انسان مالک صورتهای ذهنی است که آنها رامی آفریند ، اماخود و آفریده هایش نیزمملوک حقیقی خداوند قادرمتعال هستند.39 آیات متعددی از قرآن مجید نیز باصراحت تمام به مالکیت خداوند برآسمانها وزمین وآنچه که درآنهاست اشاره دارد ، بعنوان نمونه :
« لَهُ ما فِي اَلسَّماواتِ وَ ما فِي اَلْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ اَلثَّرى »40
«آنچه درآسمانها وزمین است وآنچه بین آنهاست وآنچه در دل زمین است همه ازآن خداست»
مقصودازمالکیت اعتباری نیزاین است که قانون گذاروعقلا ، دربین خود ، مالکیت را اعتبارمی کنند ماننداعتبار مالکیت خانه برای شخصی یا اعتبارمالکیت اتومبیل برای شخصی دیگر ، که بایدگفت مالکیت به این معنا موضوع مباحث فقهی ، حقوقی واقتصادی فراوانی شده است.اگرچه فقها درتعریف وبیان این مطلب اختلافات اندکی بایکدیگر دارند اما ازمجموع سخنان آنان درباره مالکیت می توان گفت که مالکیت ، امری اعتباری است.
مالکیت اعتباری متکی به مالکیت انسان است ودرقرآن کریم تمامی نعمتها با واژه هایی همچون «جعل لکم» و « خلق لکم» ومانند آنها برای انسان درنظر گرفته شده است ، بعنوان نمونه ، میتوان به آیه شریفه زیر اشاره نمود که حقیقت اموررابه خداوند متعال منتسب کرده است اما مالکیت انسان رانیز معتبرشناخته است.
«اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اَلْأَرْضَ فِراشاً وَ اَلسَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ اَلثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ »41
«آن پروردگاری که زمین را برای شما بستری گسترده و آسمان را سقفی برافراشته قرار داد و از آسمان، آبی [مانند برف و باران] نازل کرد و به وسیله آن از میوه های گوناگون، رزق و روزی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا شریکان و همتایانی قرار ندهید در حالی که می دانید [برای خدا در آفریدن و روزی دادن، شریک و همتایی وجود ندارد].»

گفتارنخست : معنا و مفهوم مالکیت
مالکیت درلغت به معنای «حیازت وتحت سیطره ودرتصرف خویش درآوردن است» ودرواقع استیلای مالک برمال می باشد.42 درمالکیت ، چیزی به شخص ، گروه ، جامعه یاعموم مردم اختصاص می یابد ولذا به طور خلاصه باید گفت مالکیت عبارت ازسلطه مالک برمملوک.43برخی از اساتید حقوق درتعریف مالکیت گفته اند که «مالکیت عبارت ازرابطه ای است بین شخص وچیزمادی که قانون آن رامعتبرشناخته وبه مالک حق می دهدکه انتفاعات ممکنه راازآن ببرد وکسی نتواندازآن جلوگیری کند.»44
برخی از حقوقدانان نیز درتعریف مالکیت گفته اند : «حقی است دائمی که به موجب آن شخص می تواند درحدود قوانین ، تصرف درمالی رابه خوداختصاص دهدوبه هرطریق که مایل است ازتمام منافع آن استفاده کند.»45
برخی دیگر نیزمالکیت رااینگونه تعریف کرده اند «حق استعمال وبهره برداری وانتقال یک چیزبه هرصورت مگر درمواردی که قانون استثناکرده باشد.»46

گفتاردوم : مالکیت درفقه
بندنخست : جایگاه مالکیت درفقه
همانطورکه پیش ازاین نیزبیان شد دریک تقسیم بندی کلی ، مالکیت دراسلام به مالکیت واقعی واعتباری تقسیم می شود. منظور ازمالکیت واقعی که مالکیتی تکوینی است ، این است که همه جهان وهرآنچه دراوست متعلق به خداونداست وبه همین علت هم خداوندمتعال «مالک الملک» نامیده شده است.
«قُلِ اَللّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ تُؤْتِي اَلْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ اَلْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »47
«بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.»
براساس احادیث ، مرتبه پایین تراز این مالکیت را خداوندمتعال به پیامبران وائمه اطهار(علیهم السلام) اعطا نموده است چراکه آنان مجاری فیض الهی وجلوه گاه نورخداوندهستندوبرهمه موجودات سلطنت معنوی دارند ، شایان ذکراست ازاین مالکیت به مالکیت جعلیه هم تعبیر شده است زیراخداونداین نوع مالکیت رابرای پیامبراعظم (ص)وائمه اطهار(ع)جعل نموده است.48
نوع دیگری که ازمالکیت واقعی وجود دارد ، مالکیت انسان برخودش است که ازجانب خداوندمتعال نیز به رسمیت شناخته شده است وبرخی فقهاازاین نوع مالکیت به مالکیت ذاتی تعبیرکرده اند ، بعنوان مثال آنجاکه موسی(ع) خطاب به خداوند متعال عرضه داشت «انی لااملک الانفسی»49 منظورهمین نوع مالکیت است.به واسطه این نوع مالکیت که نمونه ومرتبه پایین تری ازمالکیت حقیقی می باشد انسان می تواندکارکند یاخودرا اجیرکندوپیمان کارببندد.
نوع دوم مالکیت که تشریعی وغیرتکوینی است ومورد بحث فقهاوحقوقدانان قرارگرفته است ، مالکیت حقوقی است ، این نوع مالکیت راعقلا جهت اداره وتنظیم اموراجتماعی ، اقتصادی وسیاسی خود وضع کرده اند.
ذکراین نکته خالی ازلطف نیست که هیچ ایرادی نداردکه دریک زمان هم خداوندمتعال مالک مالی باشد وهم انسان ، چراکه این دونوع مالکیت ازیک سنخ نیستند تاایرادشودکه محال است یک مال دریک زمان ، دومالک کامل داشته باشد ولذا اینکه بارهاشنیده شده است که مالکیت انسان درطول مالکیت خداست نه درعرض آن ، یااینکه درفقه گفته می شود که مالکیت انسان درطول مالکیت پیامبراعظم(ص) وائمه معصومین(ع) قراردارد ، به همین معناست. دردین اسلام اجماع فقهابراین است که تشریع وقانونگذاری ، مختص خداونداست وحتی پیامبران وائمه(ع) تنها سخنگوی خداوندهستند.50
درادامه به ذکرشبهه ای که البته بیشترجنبه فلسفی دارد و برخی مطرح کرده اند خواهیم پرداخت وآن این است که چگونه می شود انسان که موجودی حقیقی است ، مالکیت راکه امری اعتباری است ایجادکند؟ مگرنه این است که این دو ، دو امرکاملا مستقل هستند؟
درپاسخ بایدگفت که این ایراد درفقه وحقوق راه ندارد ، بلکه ایرادی فلسفی است چراکه درعالم حقوق، فقه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش اقتصادی، قانون مدنی، حقوق ایران، فقه اسلامی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قانون مدنی، حق مالکیت، قانون اساسی، مالکیت معنوی