پایان نامه با کلید واژه های نوجوانان بزهکار، ارتکاب جرم، تکرار جرم

دانلود پایان نامه ارشد

بسته آنها خاصه تيروئيد خوب کار نمي‌کند. (کي نيا، 520،1388).
بنا به عقيده “نيکلاپند” اشخاص کوتاه قد آستنيک به ندرت در ميان تبهکاران پيدا مي‌شوند و به عکس کوتاه قدهاي آسنتيک قسمت عمده متجاوزان، دزدان ، دزدان ناموس و … را تشکيل مي‌دهند.
– شخصيت بلندبالاي آسنتيک : در ميان تبهکاران و به ويژه در ميان دزدان و قاچاقچيان فراوان ديده مي‌شود.
بلند بالاي آستتيک : به ندرت يافت مي‌شوند اما همان تعداد کم، دست به خيانت زده اعمال خشونت آميز، قتل بر اثر شهوت، جنايت بر اثر تعصب و … از آنها سر مي‌زند.
تحقيقات دوشيزه براسون در روي 240 نفر جنايتکار فقط قسمت اخير تحقيقات وروانک را تاييد کرده است. تحقيقات همين خانم نشان مي‌دهد که بازه 11 درصد از تبهکاران ده سانتي‌متر از طول قدشان طويل‌تر است و حال آنکه تحقيقات وروانک نشان مي‌داد که طول بازه 25% بزهکاران 9 تا 10 درصد سانتي متر از طول قدشان درازتر است.
“دي توليو”اثر مهم وي توليو “انسان شناسي جنائي است. به اعتقاد او “سرشت تبهکاري، يک عامل اساسي مخصوص تبهکاري است ولي البته تمام تبهکاران از جمله بزهکاران اتفاقي اجباراً به اين تيپ تعلق ندارند البته افرادي که به اين تيپ تعلق دارند جداً مستعد تبهکاري هستند و اگر مرتکب جرم هستند بايد آنان را تبهکار خطرناک دانست.
ريشه‌هاي سرشت تبهکاري بنا به گفته خود دي توليو اصولاً داخلي است :”جرم زائي پديده‌اي است که به طور کلي به جريانات بيولوژيک، بيوشيميک، هورموني، عصبي و رواني مربوط است که گاهي نقش عامل آماده کننده و گاهي نقش عامل تعيين کننده را ايفا مي‌کند.” جنايتکاراني که بر اثر “سرشت تبهکارانه” خود مرتکب جرم مي‌شوند از شخصيت پسيکو پاتيک هستند.” (کي نيا، 526، 1388).
با اينکه دي توليو بر عامل جرم زائي زيستي تاکيد فراواني دارند، در کتاب انسان شناسي جنايي بزه را پديده‌ايي بيلوژي نمي‌شناسد بلکه به جهات و علل رواني و اجتماعي بزه نيز توجه دارد.
به اعتقاد نگارنده اختلاف اساسي بين مفهوم سرشت تبهکارانه دي توليو و مفهوم لومبوزوئي وجود دارد آنقد آشکار است که درک آن نيازي به اطلاعات علمي در سطح خيلي بالا ندارد آنچه در نظريه دي توليو حائز اهميت است مفهوم آستانه است و مقصود اين است که هر فرد انساني مي‌تواند واکنشهاي مجرمانه را از خود بروز دهد منتهي شدت واکنش افراد در برابر يک محرک هميشه به يک اندازه نيست و براي بعضي بسيار خفيف و براي بعضي بسيار شديد خواهد بود. مسلم است که اين دو قطب درجات مختلفي وجود دارد.

3-6-2- طبقه بندي کرچمر
کرچمر : طبقه بندي کرچمر که يادآور انسان شناسي جنائي لومبروزو مي‌باشد بيش از دو طبقه‌بندي ديگر مورد توجه جرم شناسان گرفته است.
سه تيپ اصلي کرچمر که در کتاب او به نام “ساحت بدن و منش” مورد بررسي قرار گرفته است عبارت‌اند از :
1-تيپ استخواني 2- تيپ عضلاني 3 – فربه تنان
– تيپ استخواني، افراد اين تيپ داراي قدي بلند، بدني لاغر، شانه‌هاي باريک، چهره کشيده، بيني نازک، شکم کوچک، ريشي نامنظم هستند. (قيافه شيطان که گوته شاعر الماني براي فاوست برگزيده است) از نظر اخلاقي نيز گوشه گيري، دير جوش، خيال باف، کينه توز، دل واپس و به اشياء دير دل مي‌بندند و دير هم دل مي‌کند و فوق‌العاده حساس و زود رنج هستند. از نظر جرم شناسي تيپ استخواني قسمت عمده از تبهکاران مالي و جاني را تشکيل مي‌دهد (کي نيا، 536، 1388).
– فربه تنان : افراد اين تيپ : تنومند، داراي شکمي برآمده، سينه‌اي فراخ، عضلاتي نرم، سري گرد، گردني کوتاه، چهره‌ي گرد، ريش انبوه، بدني پر مو از نظر اخلاقي بشاش، اجتماعي خوش گذران، و فعال هستند. کينه توز نيستند به اشخاص خيلي زود دل مي‌بدند و به همان سرعت نيز دل مي‌کنند. از نظر قواي عقلي اندکي ضعيف هستند؟! (کي نيا، 537،1388).
از نظر جرم شناسي نيز در ميان تبهکاران به ندرت از اين تيپ ديده مي‌شود. فربه تنان مجرم نيز در بين کلاهبرداران ديده مي‌شود که با زبان چرب و نرم و قيافه حق به جانب در اين راه بهتر از ديگران توفيق مي‌يابند.
– تيپ عضلاني : افراد اين تيپ داراي عضلات و ماهيچه‌هاي نيرومند استخوان بندي محکم، شانه‌هاي پهن و سينه فراخ هستند. چهره‌اي بيضوي، گونه‌هايي برجسته، ابرواني کماني، مي‌خواهند جدي باشند به همين خاطر کمتر شوخي مي‌کنند. شوخي آنها سطحي است.( کي نيا، 1388، 537).
از نظر جرم شناسي اين تيپ در بين عاملان بزه‌هاي عليه اشخاص و سرقت مسلحانه و حريق عمدي ديده مي‌شوند.
از مشخصات بزهکاري تيپ لاغر اندامان اسکيزوتي ميک کثرت و وفور جرم، پيش رسي آن و تمايل فوق‌العاده و متصاعد آنان براي تکرار جرم است. علاوه بر اعمال خشونت آميز مرتکب سرقت، جعل، خيانت در امانت مي‌شوند و از سوء رفتار خود دچار ندامت نمي‌شوند و چون به خود مي‌انديشند نسبت به قربانيان خويش نيز بي قيد هستند.
در مقابل تيپ لاغر اندامان تيپ فربه تنان ياسيکلو تيمک هستند که به قدرت دچار جرم مي‌شوند و به عکس لاغر اندامان ، ارتکاب جرم در ميان آنان سيار و در سنين بالا و مبتني بر حيله ، مکر وتزوير. (کلاهبرداري)
در آلمان “شواب” روي 3052 مورد بررسي کرد و در ژاپن “سازا” بدون آنکه از تحقيقات همکار آلماني خود خبر داشته باشد 528 مورد را بررسي کرده و به نتايج قابل ملاحظه‌اي و يکسان دست يافته و نتايج اين دو تحقيق که اهميت نقش تيپ استخواني ( صفراوي ) را در جرم زايي نشان مي دهد به شرح جدول(3-1) ذيل آمده است .
جدول (3-1) اهميت نقش تيپ استخواني ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر “شواب و سازا”
پژوهشگر
شکمي
استخواني
سخت پيکر
ديس پلاستيک
شواب
7/9%
7/33%
2/13%
1/7%
سازا
5/12%
1/37%
9/11%
8/7%
مأخذ : کي نيا، 540:1388

به علاوه دکتر “دوگريف” بر اساس نظريه کرچمر تحقيقات متعددي در بين بزهکاران به عمل آورد در تحقيقي که در حدود 800 نفر بزهکار صورت گرفت نسبتي به شرح جدول (3-2) ارائه گرديده است

جدول (3-2) نقش تيپ لاغر اندام ها ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر ” دوگريف”
تيپ
300کلاهبردار
300 دزد
200 مجرم عليه‌اشخاص
800 تکرار کننده جرم
لاغر اندامان
41
35
16
22
سخت پيکران
12
24
34
24
شکمي
16
14
5/3
12
لاغر اندامان سخت پيکر
11
12
20
13
سخت پيکران لاغر اندام
12
10
15
12
استخواني شکمي
6
3
2
9/3

مأخذ: (کي نيا، 539،1388)
بالاترين رقم تبهکاري به سابقه مربوط به استخواني‌هاست (صفراوي) و پس از آن تعداد سخت پيکران(دموي) و در رديف پايين‌تر رقم مربوط به شکمي‌ها (بلغمي) قرار دارند. (کي نيا، 539،1388)

3-6-3- سيستم طبقه بندي رواني شلدن
طبقه بندي شلدن :
سيستم شلدن که بر اساس علمي يافته‌اند به اين شرح است :
نسج جنيني از سه ورقه تشکيل مي‌شود :
قشر دروني سلول نطفه (الف) که در رشد بعدي خود، دستگاه داخلي و جهاز هاضمه فرد را ايجاد مي‌کند.
قشر ميانه سلول نطفه (ب) که استخوان بندي و ماهيچه‌ها و نسج‌هاي ملتحمه را مي‌سازد.
قشر خارجي همان سلول (ج) که سلسله اعصاب را به وجود مي‌آورد.
رشد هر يک از اين سه قشر به يک اندازه نيست. بنابراين در هر فردي يکي از اين سه قشر به طور پيشرفته‌اي توسعه مي‌يابد و تسلط يکي از اين سه مولفه بر دو مولفه ديگر باعث مي‌شود که اشخاص به سه گروه زير تقسيم گردند :
– آندومورف – وجه تمايز اين اشخاص در برتري بدن به اعضا و برتري شکم بر سينه است. از تناسبي برخوردارند. بنا به قاعده فربه مي‌شوند و طاسي در سر اين دسته کم نيست. داراي بدني نرم و اندامي مدور، گردني کوتاه وچهره‌ي پهن هستند.وزن آنها ضعيف است بااينکه معمولا پرچربي هستند. (کي نيا،546،1388)
همبستگي بين اين تيپ و تيپ بطني يا فربه تنان وجود دارد.
– موزومورف – وجه تمايز اين تيپ در اهميت عضلات و استخوان بندي و استحکام عمومي بدن آنها مي‌باشد و داراي بدني پهن و عضلاتي نيرومند و استخوان‌هاي قوي و پر حجم هستند. حجم سينه آنان به مراتب بيشتر از شکم است. قد آنها کشيده و دراز مي‌باشد. پوست بدن آنها کلفت ، خشن و موي سرشان به طور کلي زبر است. در آنها نماي چهره‌اي نسبت به سر بالنسبه بزرگتر است. (کي نيا، 546،1388)
اين تيپ، تيپ عضلاني يا سخت پيکران کرچمه و تيپ آسته نيک ايتاليايي را به خاطر مي‌آورد.
– اکتومورف- وجه تمايز اين دسته از اشخاص در اهميت اعضاي حواس و سلسله اعصاب مي‌باشد. اين گروه داراي بدني ضعيف و عضلاتي نازک و لطيف، سينه‌اي صاف و متمايز از شکم و شانه‌هاي باريک، چهره‌اي مثلثي شکل، لاله‌هاي گوش از هم جدا، پيشاني بلند، پوست بسيار ظريف و خشک، رنگ پريده و خاکستري مي‌باشند. (کي نيا، 546،1388)
اکتومورف نظير تيپ‌هاي بلند قد ايتاليايي و تيپ لاغر اندامان يا استخواني‌هاي کرچمه آلماني است. تحقيقات باليني و آماري ويليام شلون در بوستون دويست تن جوان بزهکار از 15 تا 23 ساله را مورد آزمايش قرار داد در ميان انان تعدادي آندرمورف بودند ولي نسبت مزومورف بسيار قابل ملاحظه بود.
همچنين در بين 500 تن بزهکار که از طرف شلون مورد معاينه قرار گرفته‌اند تفوق تيپ مزومورف چشمگير بوده است حال آنکه در ميان 500 نفر افراد ناکرده بزه که به عنوان مقايسه و کنترل برگزيده بودند اکثريت با اکتومورف بودند.که نتايج در جدول (3-3) و شکل (3-1) ذيل ذکر گرديده است .

جدول (3-3) نقش تيپ مزومورفي ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر ” شلدن ”
تيپ
بزهکار
ناکرده بزه
تيپ
تعداد
درصد
تعداد
درصد
آندومورفي
59
8/11
72
15
مزومورفي
298
1/60
148
7/30
اکتومورفي
72
2/12
191
6/39
بدون گرايش
67
5/13
71
7/14
جمع
496
8/99
482
100

مأخذ : ( کي نيا ، 548:1388)

شکل (3-1) مثلث گيلفورد در زاويه چپ مثلث تيپ آندومورف و در زاويه راست تيپ آکتومورف ودر زاويه رأس مثلث تيپ مزومورف و بر روي قاعده مثلث تيپ معتدل ديده مي شود ( کريمي ،1389:136) .
در فرانسه نيز تحقيقي که “بيز” زير نظر پرفسور هوير در مرکز نوجوانان بزهکار، به ويژه دشوار انجام داد نشان داده 5/47 درصد بزهکاران از تيپ مزومورف هستند (کي نيا، 548،1388 ؛ کي نيا 140،1383)
آزمايش مشابه ديگر در فرانسه نيز نشان داد که از بررسي 24 بزهکار و 42 ناکرده بزه که متوسط سن آنان اندکي بيش از 16 سال است تفوق مزومورنيک را بين بزهکاران 3/68 درصد به نسبت ناکرده بزه 2/64 درصد نشان مي‌دهد. دست آوردهاي آماري نيز در آمريکا را توفق تيپ مزرمورفيک ثابت مي‌نمايد. (کي نيا، 548،1388- 140) است. که اين ارتباط در جدول (3-4) نشان داده مي شود.

جدول (3-4) ارتباط فيزيک بدن و خلق وخوي از منظر شلدن و توفق تيپ مزومورف ( صفراوي ) در ايجاد ناسازگاري
ريخت‌شناسي بدني
سيستم بدني
لغات اصلي به کاررونده
فيزيک و بدن
خلق و خو
رويکرد درماني مناسب براي هر تيپ
اندومورف
سيستم گوارشي و اندروني(امعاء و احشاء)اش فعاليت زيادي دارد
راحتي
بزرگ،گرد، شل و ول(نرم)
لذت‌گرا،گرايش به دوستي،تنبلي،وابسته،
فقدان قوه‌ي تمييز،صلح جو
از فشار آوردن به لحاظ درمان اجتناب کنيد،براي درمانش زمان زيادي اختصاص دهيد،خودمختاري را در او ترغيب نماييد.
مزومورف
ماهيچه‌ها، گردش خون و استخوان‌بندي‌اش بر سيستم بدني تسلط دارند.
فعاليت
قدرتمند،
تنومند،
ماهيچه‌اي
فعاليت‌گرا،گرايش به فعاليت‌هاي جسماني،
رقابت‌جو،پرخاشگر، جسور
ظرافت و ملايمت را در او ترغيب کنيد، از طريق تلنگرهاي کوچک او را آگاه کنيد چون مي‌تواند خيلي شديد واکنش‌دهي نمايد.
اکتومورف
سيستم عصبي‌اش -شامل مغز-بسيار پرکار است.
بي‌تفاوتي
لاغر،قلمي
شکننده
انديشه‌ورز،تمايل به روشنفکرگرايي،تنيده،بي‌قرار،
عجول،منزوي
نگران،دوستدار سرعت
هشياري بدني و آرامش را در او ترغيب کنيد،به واسطه‌ي درمان بار سنگيني روي دوشش نگذاريد،با ملايمت و دقت به او نزديک شويد.
مأخذ : ( حسيني ،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ضعف اراده Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد مخدر