پایان نامه با کلید واژه های نمایشنامه، معماری سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

واحد نمایش که اجرای نمایش‌های مختلف را بر عهده دارد; واحد موسیقی ضمن برگزاری دوره های عالی موسیقی خارجی و داخلی‌، اجرای کنسرت‌های مختلف و برنامه‌های پژوهشی موسیقی را نیز برعهده دارد; واحد سینما شامل فیلم‌خانه تخصصی با 26 برنامه موضوعی و برنامه‌های پژوهشی یک فیلم‌، یک فیلم‌نامه‌. همچنین‌، شنبه‌ها فیلم‌های سینمایی روز اکران می‌شود.در این فرهنگسرا‌ کلاس‌های آموزشی برگزار نمی‌شود.
  از دیگر مراکز فعال فرهنگسرا نگارخانه‌ای است با سه طبقه در کنار ساختمان شمال غربی با 160 متر دیوار نمایشگاهی. دیوار بزرگ نگارخانه که مشرف به حیاط نیز است، با سنگ مرمر زرد و سبز پوشیده شده است.
کتابخانه فرهنگسرادر بخش غربی ساختمان دایر شده است. در این فضای 250 مترمربعی که اززمان افتتاح فرهنگسرا دایر است. در ابتدا دارای منابع بسیارغنی درحوزه هنر و شرق‌شناسی  بود. باگذشت زمان این کتابخانه‌ به مرکزی برای استفاده دانشجوها و استادان وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی مبدل شد، اما به مرور زمان ضرورت تغییر کاربری این کتابخانه از “عمومی” به “تخصصی هنر” موجب ارتقای سطح هنری کتابخانه شده است
 بررسی از نظر اقلیم : فرهنگسرای نیاوران به لحاظ اقلیم در موقعیت معتدل کوهستانی می باشد در این اقلیم به علت وجود بادهای شمال معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است. نورگیری این بنا از 4 طرف صورت می گیرد.گر چه ساختمان نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بداعت های خاص طراح توانستند،ارتباطی صحیح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آید.
 حال به بررسی سه مجموعه دفتر مخصوص ، باغ قدیمی و فرهنگسرا می پردازیم: دفتر مخصوص این ساختمان که در انبوهی از درختان قرار گرفته به وسیله یک سکو از بخش پایینی باغ جدا گشته این ساختمان در میان فضای باز قرار دارد و خود بنا دارای حجمی تقریبا مکعبی شکل با چهار وجه خود به بیرون نگاه می کند.
 فرهنگسرا: معرفی فضاها: ساختمان فرهنگسرا که در بخش جنوب غربی بستر واقع شده است. ترکیبی از اجزاء مختلف می باشد که به گرد حیاط نظام یافته اند قرار گیری مجموعه بدین نحو، تقریبا شکل (U) مانند را به وجود آمده است حجم کلی بنا با ارتفاعی حدود دو طبقه دیده می شود و تمامی اجزاء مجموعه دارای ارتفاعی تقریبا یکسان هستند. بافت نمای مجموعه بتونی ( با چاشنی خردلی رنگ) می باشد در سطح نماهای دو بخش نگارخانه و نمایشخانه بلوکهای مرمر در داخل قابی از بتون، و همباز با آن دیده می شود. مجموعه نسبت به خیابان پاسداران، که جبهه اصلی برخورد با باغ است به دلیل وجود انبوه درختان به چشم نمی آید.
 بررسی و نقد ورودی : سر در ورودی این بنا، به صورت متقارن می باشد. این سر در به عنوان پیش ورودی برای دسترسی به درب اصلی فرهنگسرا می باشد. سر درفوق بر گرفته ازساختار فضای هشتی در معماری سنتی می باشد.

 سمت راست درب ورودی اتاق نگهبانی قرار دارد. دسترسی به ساختمانهای اصلی از طریق پله ها صورت می گیرد. وجود دو عامل بعدی سکوها و شمشادهادر دو طرف پله ها عمل هدایت مخاطب به سمت ساختمان اصلی را به عهده دارد.پس از ورود، از جبهۀ جنوبی، برای دستیابی به مجموعۀ فرهنگی، وارد فضایی باز می شویم. به این ترتیب خصلت فضای باز، نقش تعیین کننده ای در هدایت، به سمت فرهنگسرا دارد.این مسیر حرکت در فضای باز روی یک محور قرار گرفته که به وسیلۀ حصاری از درختان در دو سوی آن تقویت شده است. ردیف پله و ردیفی از درختان کوتاه تر که به صورت نامنظم در یک سمت این محور بر حرکت در این مسیر تأکید نموده است.در پس این راه به سطح وسیع باز می رسیم که تفاوت فضای آن با مسیر طی شده تأمل مخاطب را در هنگام روبه رو شدن با این فضا ایجاد می کند. مسیر طی شد ه، فضای خطی و عبوری می باشد، در حالیکه این سطح ایجاد احساس سکون و ساکت می نماید. وسعت این فضای باز شکل یافتن آن توسط کف سازی، و تفاوت نوع تک درختان آن همگی برآنچه که گفته شده تأکید کرده اند.
 در این مرحله، با چهرۀ اصلی مجموعه روبه رو می شویم. تاکنون مخاطب ـ تا رسیدن به این مرحله ـ تنها در فضای باز است که غوطه می خورد. اما در اینجا برای ورود به حیاط می بایست از یک طاقی بتونی گذشت. محل قرار گیری این طاقی و باغچه کناری آن باعث تأمل در فضا شده است. به این ترتیب قبل از ورود به حیاط، با چهرۀ داخل آن آشنا می شویم.حیاط از سه طرف، توسط ساختمان محصور شده است. از یک سمت باز می باشد. یک طاقی کوچک محل ورود به حیاط را، از این جبهه نمایان می سازد. این اشارۀ به ورود در برابر عظمت ساختمان و اجسام آن بسیار کمرنگ می نماید. در حقیقت در مقایسه با این همه فضای باز، طاقی به این کوچکی، تأثیر چندانی بر جدا ساختن حیاط ندارد.
 اینکه حیاط در میانۀ ساختمان جای گرفته و کف مناری خاص خود را یافته است و یک طاقی برای تأکید به ورودی ایجاد شده نشان دهندۀ آن است که عنصر مهمی در طرح می باشد. اما پایین تر قرار گرفتن آن، باغ را مشرف به آن کرده و اهمیت حیاط کم نموده است. برای ورود به حیاط باید از طاقی بتونی و سپس پلی که بر روی یک آنجا قرار گرفته است بگذاریم. حرکت روی این پل معلق موجب می گردد که متوجه ورود به یک فضای نوین شویم.

 پس از حرکت بر روی این پل و فرود از چند پله، با زاویۀ دید جدیدی با منظرۀ حیاط روبه رو می گردیم.
«ایجاد یک آنجا، که در ابتدای ورود به حیاط، در زیر پل ورودی قرار گرفته است و اینکه در هنگام ورود به حیاط، در زیر پای، قرار می گیرد. نقش آب را در فضا و ارزش آنرا، کم قدر نموده است. درست به عکس آن ارزشی که آب و حرکت آن در باغ قدیمی داشت».
«در حقیقت، در اینجا آب به صورت ابزاری بررسی جدا نمودن دو مرحله گشته است و نه یک اصل و عامل اساسی در حیاط».  نکته مهمی در بارۀ طاقی ورودی وجود دارد و آن این است که این عنصر فضایی به همان اندازه که در خارج حیاط به ورود به آن تأکید می کند به همان اندازه نیز، در داخل آن محل خروج را نشان می دهد. «نکته اینجاست که وقتی یک فضا به عنوان مراد و مقصود مطرح می گردد آن زمانیکه عنصر مهمی در یک مجموعه گشته، یک ورودی در نقش آن، طریقۀ مناسبی برای عودت می باشد. اما منطقی آن است که همان ورودی از داخل حیاط چهرۀ مشخصی نیابد، تا که مرتب به محل خروج اشاره کند. چرا که این اتفاق با اصل بودن و هدف بودن یک فضا، منافات دارد».حیاط در قلب قرار گرفته و علاوه براینکه قلب ارتباطی ساختمان است، عنصر اصلی فضایی مجموعه گشته. دو نمای پیش آمده یک حجم توپر و یک ورودی در گوشه حیاط، اولین اجزایی هستند که به دیده می آیند. و بدین ترتیب اولین فضاهایی هستند که خود را معرفی می کنند و به طرف حیاط چهره می یابند.حیاط دارای اهمیت بسیاری است و عامل اصلی وحدت دهندۀ مجموعه می باشد. اما در حقیقت بسیاری از فضاها به حیاط نگاه نمی کنند، به جز آنکه، ارتباط داشته باشند. یا نیم نگاهی.دو نمای پیش آمده، متشکل از فضاهایی هستند که به طور مستقیم با فضای باز حیاط در تماس اند و تمام بدنه نماهای آن ها، ورودی نیز می باشد.وهمچنین فضاهایی هستند که نگاه به سمت حیاط دارند و از لحاظ فضایی به حیاط وابسته اند. اما حجم توپر سمت دیگر عنصری از مجموعه است که ارتباط مستقیم با حیاط نداشته و منظر آن نیز بخشی از باغ است.عنصر دیگری نیز از مجموعه ـ کتابخانه ـ در کنج حیاط به دیده می آید، که با مراجعه به تصاویر فرهنگسرا مشخص است که عنصری واحد و منفرد است.وبه طور مستقیم با حیاط مرتبط نیست و تنها نیم نگاهی به آن می اندازد. بخش نمایشنامه نیز کاملاً جدا از حیاط شده است و تنها یک ارتباط غیرمستقیم با آن دارد. «جالب توجه است که دو جبهۀ حیاط که به آن رو کرده اند، عبارتند از غذاخوری و غرفه های فروش یعنی فضاهای خدماتی مجموعه. بدین ترتیب می توان تشهابهی بین این حیاط و یک میدان محله ای شهر برقرار کرد».
«میدانی که تعدادی دکان و مغازه به همراه بعضی از عناصر دیگر که با آن ممکن است توجه داشته باشند یا نداشته باشند ـ آنرا احاطه کرده اند».اجسام گرد حیاط، ناپیوسته و تکه تکه اند و نتیجتاً حصار کاملاً ثابت و یکنواختی به دور آن پدید نیاورده اند. به این ترتیب مطرح شدن تک تک اجزاء با هم ترکیب شده است. در این حال توجه به این اتفاق نیز ضروری است که فاصلۀ این اجزاء آنقدر زیاد نیست که حیاط، طرحی بی شکل یابد. چنان است که چهارگوشه بودن حیاط، به صورت تقریبی حس می شود. به واقع چشم مخاطب، بدنۀ این اجزاء را تا حدی یک حصار پیوسته احساس می کند. بلندای یکسان این بدنه ها به این اتفاق کمک کرده است.
 پلکان ورودی که در گوشۀ حیاط به چشم می خورد به صورت سکویی بیرون زده خود را به نمایش می گذارد. کوتاه شدن ورودی در حیاط، چهره آن را نمایانگر کرده است.با وجود وضوح زیاد این ورودی، مشخص نیست که مدخل ارتباطی کدام بخش از، مجموعه است. این ورودی در حقیقت محل ارتباط با نگارخانه و همچنین بخش اداری است. اما استقرار آن در کنار حجم نگارخانه به گونه ای نیست که ارتباط پیوستۀ با آن را به وضوح رساند. از طرف دیگر قرارگیری نگارخانه و غذاخوری این الهام را تشدید می کند. عدم وجود یک مدخل ورودی واحد برای همۀ بخشهای مجموعه از عوامل دیگری است که باعث می شود که مجموعه یک کل واحد به نظر نیاید، چرا که به این ترتیب، با سه بخش مرتبط با حیاط، روبه رو می شویم که هر یک دارای ورودی مجزا می باشند.«شکل حجم نگارخانه، عظمت و سنگینی و توپری آنچنان است که در مقایسه با اجزاء دیگر مجاور حیاط، گنگ و نامفهوم به نظر می رسد. این حجم با آنکه در یک سوی حیاط قرار گرفته است، اما به نظر می رسد که از آن دور می باشد، گویی حتماً می بایست داخل شویم تا ادارکش کنیم. انتظام فضای بسته: در این مجموعه چنین به نظر می رسد که نخست این اجزاء به صورت منفرد طراحی شده اند و سپس کنار یکدیگر چیده شده اند، بدین ترتیب کل نتیجه ای از اجزاء به نظر می رسد (منفرد در متصل). این امر در نمای خارجی مجموعه به خوبی مشهود است. به طوری که در نمای جنوبی حجم سنگین و توپر با سطوح مرمرین نمایشخانه در کنار حجم معلق کتابخانه رویت می شود.
 و تفاوت شفافیت کتابخانه به بسته بودن نمایشنامه و شکاف بین این دو ـ از نظر فضایی، تمایز بیشتری را باعث می شود. در نمای غربی نیز تفاوت میان اجزاء تفاوت میان حجم کتابخانه، آشپزخانه، رامپ ارتباطی و نیز حجم مکعب شکل اداری، تفاوت میان اجزاء را نمایش می دهد و به همین دلیل است که این نما، همانند یک بافت اتفاقی شهری شده است و باز به همین دلیل است که با بافت مسکونی اطراف خود همخوانی دارد. برای دسترسی به بخش نگارخانه (با وجود اینکه در کنار حیاط قرار گرفته) می بایست از پلکان بالا رفت. و پس از عبور از ورودی از یک دالان شیبدار (رامپ) گذشت.قرار گرفتن این مسیر ارتباطی میان نگارخانه و حیاط کاملاً این دو را از هم جدا کرده است. در حقیقت با گذر از این دالان، مخاطب از نظر حسی کاملاً از حیاط جدا می شود و سپس وارد نگارخانه می گردد.به همین ترتیب در مورد نمایشخانه، نخست از پلکانی در فضای بسته پایین می رویم، وارد یک راهروی ارتباطی می شویم و سپس به نمایشخانه می رسیم.ونیز برای دسترسی به کتابخانه، در آغاز وارد فضائی نیمه باز در گوشه ای حیاط می شویم که دارای جبهه ای باز به سمت جنوب و خارج باغ است. تا اینجا ما از فضای حیاط کاملاً جدا شده و وارد فضای دیگری می شویم. از این به بعد وارد فضای بسته شده و از پلکان ارتباطی بالا رفته و آنگاه وارد کتابخانه می شویم.گویی از یک میدان محله ای، خارج شده ایم، به کوچه ای رفته ایم و از آن نیز به بستی و سپس به خانه ای بخش اداری نیز همانند آنچه گفته شد از طریق دالان ارتباطی نگارخانه به حیاط مربوط می گردد.به نظر می رسد که در این مجموعه اصرار زیادی بر ایجاد عناصر مجزا شده است. و همانطور که گفته شد که کاملاً مشهود است که تعدادی ساختمان در کنار هم چیده شده اند و این مجموعه را ساخته اند.اما در بعضی نقاط مداری متناقض با این استدلال دیده می شود. به این ترتیب که گاه برای وصول به یک جزء باید از حریم فضایی جزء دیگر گذشت. مثلاً

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های هنرهای زیبا، طراحی شهری، زبان فارسی، پهلوی اول Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فضاهای شهری