پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ارزش اخلاقی، پیش‌فرض‌ها

دانلود پایان نامه ارشد

قبح اخلاقی است.
پس از بررسی و تأیید وجود قبح اخلاقی در فیلم، می‌توان به مرحله‌ی بعدی بحث رجوع کرد. به سخنی دیگر هر فیلم از منظر این دیدگاه فرااخلاقی بررسی می‌شود و اگر دارای قبح اخلاقی باشد، گزاره‌ی «فیلم الف دارای قبح اخلاقی است» به عنوان یکی از مقدمات استدلال قرار می‌گیرد و بر اساس کبرای استدلال (که در فصل دوم پرداخته می‌شود) می‌توان نتیجه گرفت که «فیلم الف به دلیل داشتن قبح اخلاقی، از منظر زیباشناختی ضعف دارد».
2ـ4ـ ارزش زیباشناختی فیلم
در میان منتقدان هنر، هیچ اختلافی در این اصل محوری نقد وجود ندارد که داوری باید مبتنی بر نظامی از معیارها باشد که قضایای آن به نوبه‌ی خود مدلل باشند و اختلاف تنها بر سر تعیین معیارها است.172 می‌توان گفت تمام نظریه‌های اصلی در باب نظریه‌ی فیلم، به طور ضمنی توضیحی در باب ارزش زیباشناختی آن نیز دارند، همان‌طوری که تمام نظریه‌های اصلی در باب تعریف هنر نیز به طور ضمنی توضیحی در باب ارزش هنر دارند.173
تعاریف ارایه شده در زمینه‌ی ارزش زیباشناختی اثر هنری، در قالب دو گروه عمده قرار می‌گیرند. گروه نخست تعاریفی هستند که ارزش زیباشناختی را در ویژگی‌های اثر هنری می‌دانند و در مجموع از آن‌ها به عنوان «ویژگی‌های زیباشناختی» یاد می‌کنند. افرادی همچون گلدمن،174 سیبلی،175 زماک176 و زنگویل177 از این دیدگاه حمایت می‌کنند.178 در یک تعریف کلی، ویژگی‌های زیباشناختی عبارتند از خصوصیات ادراکی یا مشاهده‌پذیر؛ خصوصیاتی که مستقیماً در معرض تجربه قرار می‌گیرند و خصوصیات مرتبط با ارزش زیباشناختی اشیایی که از آن خصوصیات برخوردارند.179 گروه دوم تعاریفی هستند که ارزش زیباشناختی را در تجربه‌ی اثر هنری یا چیزهای دیگری می‌یابند که در اثر ارتباط نزدیک با آثار هنری پدید می‌آیند. افرادی همچون بیردزلی،180 باد،181 دیکی182 و لوینسون183 نیز از این دیدگاه حمایت می‌کنند.184 بیردزلی در باره‌ی ارزش زیباشناختی اثر هنری بر این باور است که آثار هنری از آن جهت که می‌توانند تجربه‌های ارزشمند خلق کنند، از حیث ابزاری دارای ارزشند و این ارزش جنبه‌ی بیرونی دارد.185 آن‌چه در بخش‌های بعدی نسبت به ارزش زیباشناختی فیلم در دیدگاه‌های میانه‌روی کرول و کی‌یران بیان می‌شود، در واقع بر اساس پیش فرض گرفتن تعریف ارزش زیباشناختی بر اساس تجربه‌ی زیباشناختی شکل گرفته است. بر همین اسا، کی‌یران این امر را توضیح می‌دهد که مهم شمردن ارزش هنر به این معنا است که آن تجربه‌ی تخیلی186 حاصل شده را به شایستگی درک کنیم، تجربه‌ای که ممکن است زیبا، تکان دهنده، نشاط آور، لذت‌بخش، خردمندانه، عمیق و مانند آن باشد. ماهیت ویژه‌ی اثر است که ذهن فعال ما را هدایت می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد. بنابر این جنبه‌ای در تجربه‌ی اثر ویژه نهفته است که اگر از نظر هنری با ارزش باشد، نمی‌توان آن را با اثر دیگری جایگزین کرد.187

فصل دوم: نسبت هنر با اخلاق

1ـ ملاک تقسیم‌بندی دیدگاه‌ها
پس از آن‌که در فصل پیشین برخی از مقدمات و پیش‌فرض‌ها تبیین شد، در این فصل ابتدا به دو شیوه‌ی تقسیم‌بندی دیدگاه‌ها در زمینه‌ی نسبت ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی اشاره می‌شود و پس از آن به سراغ مهم‌ترین دیدگاه‌ها در این زمینه می‌روم. با مرور بر منابع موجود می‌توان به دو تقسیم‌بندی در این زمینه دست یافت.

1ـ1ـ ارتباط زیباشناختی
در این تقسیم‌بندی با توجه به نوع ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی، دیدگاه‌ها تقسیم می‌شوند. از این منظر، گروه نخست قایل به عدم ارتباط حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی هستند که خود دارای دو زیرگروه است. زیرگروه نخست نقد اخلاقی را هم جایز نمی‌دانند. این زیرگروه با نام‌های «خودآیینی‌گرایی افراطی»،188 «خودآیینی‌گرایی نامحدود»189 و «زیباگرایی» خوانده می‌شوند. زیرگروه دوم ارتباط میان ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی را نفی می‌کنند، اما نقد اخلاقی را جایز می‌دانند که با نام‌های «خودآیینی‌گرایی میانه‌رو»190 و «زیباگرایی پیچیده»191 خوانده می‌شوند. گروه دوم قایل به ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی هستند. این گروه نیز دارای دو زیرگروه است. زیرگروه نخست ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی را در تمام موارد جاری می‌داند و دارای دو شاخه است. شاخه‌ی نخست حسن (قبح) اخلاقی را در تمام موارد ارزش (نقص) زیباشناختی می‌شمارند که با نام‌های «اخلاق‌گرایی»،192 «اخلاق‌گرایی افراطی»،193 «اخلاق‌گرایی نامحدود»194 خوانده می‌شوند. این شاخه به سه زیرشاخه‌ی «افلاطون‌گرایی»،195 «آرمان‌شهرباوری»196 و «اخلاق‌گرایی متغیر جامع»197 تقسیم می‌شود که شرح آن‌ها در بخش‌های بعدی می‌آید. شاخه‌ی دوم از زیرگروه نخست گروه دوم، قبح اخلاقی را در تمام موارد ارزش زیباشناختی می‌شمارند که «نااخلاق‌گرایی» و «نااخلاق‌گرایی نامحدود»198 نام دارند. اما زیرگروه دوم گروه دوم، دیدگاهی است که ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی را فقط در برخی موارد جاری می‌داند. این زیرگروه نیز دو شاخه دارد. شاخه‌ی نخست حسن (قبح) اخلاقی را در برخی موارد ارزش (نقص) زیباشناختی می‌شمارند که با نام‌های «اصالت اخلاق»،199 «اخلاق‌گرایی میانه‌رو»، «میانه‌روترین اخلاق‌گرایی»200 خوانده می‌شوند. شاخه‌ی دوم قبح اخلاقی را در برخی موارد ارزش زیباشناختی می‌شمارند که «نااخلاق‌گرایی میانه‌رو» نام دارند.

این نام‌گذاری‌ها بر اساس منابعی است که از آن‌ها در این پژوهش استفاده شده است و از همین جهت در نام‌گذاری در برخی موارد با یکدیگر تداخل دارند.201 البته این دیدگاه‌ها به طور کامل در بخش‌های بعدی تبیین خواهد شد و به این ترتیب تفاوت‌های آن‌ها با یکدیگر مشخص می‌شود. نمودار شماره‌ی یک به طور مختصر وضعیت دیدگاه‌ها را بر اساس تقسیم‌بندی نخست مشخص می‌کند.

نمودار 1: تقسیم‌بندی بر اساس ارتباط زیباشناختی

1ـ2ـ نسبت ارزشی
این تقسیم‌بندی با آن‌که تا حدودی شباهت به تقسیم‌بندی پیشین دارد، اما از دقت بیشتری برخوردار است. این تقسیم‌بندی که توسط گات مطرح شده است،202 بر اساس چند مفهوم کلیدی در زمینه‌ی نسبت میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی شکل گرفته است که این مفاهیم اقسامی از «نسبت ـ ارزش»203 به شمار می‌آیند. در این تقسیم‌بندی یا نسبت برقرار است یا نسبت وجود ندارد. اگر نسبت برقرار باشد، بر اساس این تقسیم‌بندی نسبت میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی از دو منظر لحاظ می‌شود. از جهت منظر نخست، نسبت میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی یا ثابت204 (یکنواخت)205 است و یا پیچیده206 (چندنواخت)207 است. در دیدگاهی که نسبت ثابت است، همواره میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی نسبت برقرار است و همواره حسن (قبح) اخلاقی، ارزش (نقص) زیباشناختی زیباشناختی یا همواره قبح اخلاقی، ارزش زیباشناختی به شمار می‌رود. اما در دیدگاهی که نسبت، پیچیده است، تنها گاهی و در برخی موارد میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی نسبت برقرار است و فقط گاهی و در برخی موارد حسن (قبح) اخلاقی، ارزش (نقص) زیباشناختی زیباشناختی یا گاهی و در برخی موارد قبح اخلاقی، ارزش زیباشناختی به شمار می‌رود.
این تقسیم‌بندی در همین‌جا ختم نمی‌شود، بلکه جهتی دیگر را نیز در نظر می‌گیرد. از جهت منظر دوم، نسبت میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی یا مثبت208 (متناسب)209 است و یا منفی210 (معکوس)211 است. در دیدگاهی که نسبت مثبت است، حسن اخلاقی به عنوان ارزش زیباشناختی و قبح اخلاقی به عنوان نقص زیباشناختی تلقی می‌شود. همچنین در دیدگاهی که نسبت منفی است، قبح اخلاقی به عنوان ارزش زیباشناختی تلقی می‌شود.
حال بر اساس این تقسیم‌بندی می‌توان جایگاه هر دیدگاه را در اقسام زیر مشخص کرد:
1ـ نسبت نیست: خودآیینی‌گرایی افراطی و خودآیینی‌گرایی میانه‌رو.
2ـ نسبت ثابت و مثبت: اخلاق‌گرایی افراطی (شامل: افلاطون‌گرایی، آرمان‌شهرباوری و اخلاق‌گرایی متغیر جامع) و اصالت اخلاق (دیدگاه میانه‌رو گات).
3ـ نسبت ثابت و منفی: نااخلاق‌گرایی افراطی.
4ـ نسبت پیچیده و مثبت: اخلاق‌گرایی میانه‌رو (دیدگاه کرول).
5ـ نسبت پیچیده و منفی: نااخلاق‌گرایی میانه‌رو.
این اقسام پنج‌گانه بر اساس مبانی گات است، اما خود او بر اساس وجود/عدم نسبت و مؤلفه‌های ثابت/پیچیده و مثبت/منفی، تمام دیدگاه‌ها را به سه گروه اصلی اخلاق‌گرایی، بافت‌محوری212 و خودآیینی‌گرایی تقسیم می‌کند. او توضیح می‌دهد که (3) از اقسام پنج‌گانه مدافعی ندارد و حذف می‌شود. (2) با تمام اقسامش ذیل اخلاق‌گرایی قرار می‌گیرد و (1) نیز با دو قسمش ذیل خودآیینی‌گرایی قرار می‌گیرد. اما (4) و (5) هر دو ذیل بافت‌محوری قرار می‌گیرند. البته این در حالی است که خود او در جایی دیگر بافت‌محوری را تنها معادل نااخلاق‌گرایی میانه‌رو تعریف می‌کند.213 اما تعریف جدیدی که او از بافت‌محوری ارایه می‌دهد،214 شامل هر دوی اخلاق‌گرایی میانه‌رو (با تأکید بر دیدگاه کرول) و نااخلاق‌گرایی میانه‌رو (با تأکید بر دیدگاه کی‌یران) می‌شود. بافت‌محوری در این معنا بیان می‌کند که یک اثر هنری گاهی از منظر زیباشناختی معیوب است تا آن‌جا که دیدگاه اخلاقیِ معیوبِ مرتبط با ارزش زیباشناختی داشته باشد و گاهی از منظر زیباشناختی ارزشمند است تا آن‌جا که دیدگاه اخلاقیِ معیوبِ مرتبط با ارزش زیباشناختی داشته باشد. یک اثر هنری گاهی از منظر زیباشناختی ارزشمند است تا آن‌جا که دیدگاه اخلاقی شایسته‌ی مرتبط با ارزش زیباشناختی داشته باشد و گاهی از منظر زیباشناختی نقص دارد تا آن‌جا که دیدگاه اخلاقی شایسته‌ی مرتبط با ارزش زیباشناختی داشته باشد.
در این دیدگاه چگونگی نسبت به بافت اثر بستگی دارد و بافت است که تعیین می‌کند این نسبت چگونه برقرار است. از آن‌جایی که در این دیدگاه ممکن است گاهی قبح اخلاقی، نقص زیباشناختی به شمار آید، با دیدگاه اخلاق‌گرایی میانه‌رو کرول همخوانی دارد و از آن‌جایی که در این دیدگاه ممکن است گاهی قبح اخلاقی، ارزش زیباشناختی باشد، با دیدگاه نااخلاق‌گرایی میانه‌رو همخوانی دارد. بافت‌محوری خود نه اخلاق‌گرایی است و نه نااخلاق‌گرایی، اما هر دو را در خود جای می‌دهد. تقسیم‌بندی دوم به صورت خلاصه در نمودار شماره‌ی دو آمده است.

نمودار 2: تقسیم‌بندی بر اساس نسبت ارزشی

1ـ3ـ تحلیل و بررسی
تفاوت اصلی دو تقسیم‌بندی در این امر است که اخلاق‌گرایی یا اصالت اخلاق گات که نوعی از اخلاق‌گرایی میانه‌رو به شمار می‌رود، در تقسیم بندی نخست در جایی قرار می‌گیرد که در این جایگاه دیدگاه‌هایی وجود دارند که قایل به ارتباط حسن (قبح) با ارزش (نقص) زیباشناختی فقط در برخی موارد هستند. اما اصالت اخلاق گات در تقسیم‌بندی دوم ذیل نسبت ثابت و مثبت قرار می‌گیرد که بیان‌گر نسبت همیشگی میان حسن (قبح) با ارزش (نقص) زیباشناختی است. این امر با آن‌که یک نوع تناقض به نظر می‌رسد، اما در واقع تناقض نیست، زیرا دیدگاه گات هم نسبت اخلاقی را در برخی موارد جاری می‌داند و هم این نسبت را همیشگی می‌داند. توضیح این‌که طبق دیدگاه گات، همان‌طور که در بخش‌های بعدی تبیین می‌شود، نسبت میان حسن (قبح) با ارزش (نقص) زیباشناختی همواره برقرار است. این همان چیزی است که از آن به عنوان نسبت ثابت و مثبت یاد شد. اما در همین دیدگاه، تحلیل اخلاقی و این نسبت فقط در باره‌ی برخی از آثار هنری صادق است و شامل تمام آثار نمی‌شود، زیرا برخی از آثار همچون نقاشی انتزاعی215 اصلاً چنین تحلیلی را نمی‌پذیرند تا نسبتی برقرار باشد یا نباشد و از این رو در دیدگاه گات در این آثار نسبت برقرار نیست و این به معنای آن است که نسبت تنها در برخی موارد جاری است. بنابر این شاید بتوان گفت دو تقسیم‌بندی ـ آن‌گونه که گات دومی را برتر می‌داند216 ـ تفاوت مهمی با یکدیگر نداشته باشند، زیرا در نتیجه با یکدیگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های وجود خارجی، صدق و کذب، ارزش اخلاقی، وجود محمولی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ارزش اخلاقی، ساختار و محتوا، فرهنگ عامه