پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ناسازگاری، ویژگی های اخلاقی، مصادره به مطلوب

دانلود پایان نامه ارشد

بارزی که به روشنی قابلیت نقد اخلاقی دارد، اما برخلاف آن‌چه برخی همچون کی‌یران دیدگاه او را مختص آثار روایی می‌دانند،357 کرول دیدگاهش را فقط محدود به آثار روایی نمی‌کند، بلکه از آن‌ها به عنوان مثال بارز بحث می‌کند.358 علاوه بر دیگرانی که بر اهمیت آثار روایی در نقد اخلاقی تأکید کرده‌اند،359 گات هم باور دارد که آثار روایی اهمیت جدی در بحث دارند، اما از آثار بازنمودی هم بسیار استفاده می‌کند.360 در مجموع درست است که بگوییم دیدگاه گات گسترده‌تر از دیدگاه کرول است، اما آیا گستردگی در مصادیق نوعی نقص استدلال به شمار می‌آید؟ همچنین کرول بر این باور است که با وجود شرایط، قبح اخلاقی «گاهی» نقص زیباشناختی است، اما گات معتقد است که با وجود شرایط «همواره» قبح نقص اخلاقی به شمار می‌رود. این مؤلفه هم دیدگاه گات را گسترده‌تر از کرول می‌کند، اما باز هم الزاماً نقص به شمار نمی‌رود. حتی این امر می‌تواند مزیت دیدگاه گات نسبت به کرول باشد، زیرا در صورتی که دیدگاه با «گاهی» صورت‌بندی شود، در برخی موارد با دیدگاه «نااخلاق‌گرایی میانه‌رو» همخوانی پیدا می‌کند و این اشکال با صورت‌بندی همراه «همواره» رخ نمی‌دهد. گات در جایی بر این امر تأکید می‌ورزد و این امر را اشکال دیدگاه کرول و مزیت دیدگاه خود می‌داند.361 اما در باره‌ی آن بخش از اشکال کی‌یران که به دلیل شناخت‌گرایی دیدگاه‌های کرول و گات را شبیه به هم و دارای اشکال می‌خواند و در مقاله‌ای دیگر هم با همین عنوان به دیدگاه گات حمله می‌کند.362

4ـ2ـ3ـ اصالت اخلاق
دیدگاه «اصالت اخلاق» یکی دیگر از دیدگاه‌های میانه‌رو است که توسط گات صورت‌بندی شده است. برخی دیدگاه او را در زمره‌ی «اخلاق‌گرایی افراطی» دسته‌بندی کرده‌اند، اما همان‌طور که در تقسیم‌بندی‌ها اشاره شد، این دیدگاه ذیل دیدگاه‌های میانه‌رو قرار می‌گیرد. «اخلاق‌گرایی میانه‌رو» و «اصالت اخلاق» در این امر با هم اشتراک دارند که ارزیابی اخلاقی در باره‌ی تمام آثار هنری جاری نیست و باید به سراغ آثاری رفت که چنین ارزیابی‌ای را بپذیرند. در مصداق‌یابی برای ارزیابی اخلاقی، کرول بیشتر به سراغ آثار روایی می‌رود، در حالی که گات برخی از هنرهای بازنمودی دیگر را نیز در بحث می‌گنجاند و همین امر سبب می‌شود که «اصالت اخلاق» دایره‌ی وسیع‌تری از آثار را شامل می‌شود. البته طبق مبانی تقریباً تفاوتی میان مصداق‌ها در هیچ‌کدام از این دو نظریه وجود ندارد. امر دیگری که دیدگاه گات را متمایز از دیدگاه کرول می‌کند، قید «همواره» به جای «گاهی» است. گات بر این باور است که اگر شرایط کافی برای ارزیابی اخلاقی محقق شد، همواره عیب اخلاقی نقص زیباشناختی به شمار می‌رود، ولی کرول با وجود شرایط نیز می‌گوید «گاهی» عیب اخلاقی نقص زیباشناختی به شمار می‌رود. به واسطه‌ی همین تفاوت، نوع صورت‌بندی «استدلال پاسخ درخور» نیز در دیدگاه هر کدام متفاوت است. در کنار این امور، در هر دو دیدگاه اصول «تا آن‌جا که» و «از تمام جهات» جایگاه مهمی دارد.363 از منظر «اصالت اخلاق» یک اثر از منظر زیباشناختی دارای نقص است تا آن‌جا که بیان‌گر یک قبح اخلاقی مرتبط با جنبه‌ی زیباشناختی است و از منظرزیباشناختی دارای حسن است تا آن‌جا که بیان‌گر یک حسن اخلاقی مرتبط با جنبه‌ی زیباشناختی است.
حال باید جزییات بیشتری را از مهم‌ترین منابع مربوط به دیدگاه گات بیان کنیم.364 گات پیش از ورود به تبیین دیدگاه اصلی خود، پس از اشاره‌ای به تحلیل دیدگاه‌های «خودآیینی‌گرایی»، «نااخلاق‌گرایی» و «اخلاق‌گرایی افراطی»، مهم‌ترین استدلال‌های موجود برای اخلاق‌گرایی را تحلیل می‌کند365 که عبارتند از:
1ـ دیکی یک استدلال ساده برای اخلاق‌گرایی پیشنهاد کرده است. نگرش اخلاقی یک اثر هنری، بخش ذاتی اثر است و هر گونه اظهارنظر در باره‌ی یک بخش ذاتی اثر هنری، یک اظهارنظر زیباشناختی در باره‌ی اثر است. بنابر این، اظهارنظر در باره‌ی نگرش اخلاقی اثر، یک اظهارنظر زیباشناختی در باره‌ی اثر است. این اظهارنظر می‌تواند توصیفی یا به صورت ارزیابی باشد. دیکی خود کلمه ذاتی را در استدلالش به کار نمی‌برد ولی در مثال برای توضیح بیشتر می‌گوید که نگرش اخلاقی یک رمان بخش ذاتی آن به شمار می‌رود و اگر حذف شود ـ البته اگر چنین چیزی امکان پذیر باشد ـ رمان تغییر اساسی خواهد کرد.366 اما این صحیح نیست که اظهارنظر در باره‌ی هر بخش ذاتی، اظهارنظر زیباشناختی باشد. برای نمونه، این امر ذاتی شعر است که باید از واژه‌هایی تشکیل شده باشد و ضرورتاً باید از حروف الفبا استفاده شده باشد. اگر استفاده از حروف الفبا به عنوان حروف الفبا، ویژگی ذاتی اثر باشد، آیا می‌توان اظهارنظر در باره‌ی استفاده از حروف الفبا را اظهارنظر زیباشناختی دانست؟ آیا گزاره‌ی شعر الف حروف الفبا دارد» یک گزاره‌ی زیباشناختی است؟ البته ممکن است در برخی موارد بتوان این را زیباشناختی توصیف کرد،367 اما زیباشناختی بودن اظهارنظر در باره‌ی بخش ذاتی، آن‌طور که دیکی می‌گوید «همیشه» صادق نیست. بخش ذاتی الزاماً نقشی در ویژگی زیباشناختی ندارد.
2ـ شاید یکی از خصمانه‌ترین تهاجم‌ها به اخلاق‌گرایی از سوی فرمالیست‌ها باشد.368 پال369 نه تنها استدلال می‌کند که اخلاق‌گرایی با فرمالیسم همخوانی دارد، بلکه تلاش می‌کند اخلاق‌گرایی را از فرمالیسم نتیجه بگیرد. او بیان می‌کند که غیراخلاقی بودن یک اثر هنری، یک نقص صوری است، زیرا این امر نوعی ناسازگاری درونی به شمار می‌رود. اگر یک اثر هنری بیان‌گر دیدگاه اخلاقاً معیوب باشد، این کار را با تحریف و صورت‌بندی اشتباه برخی از چیزهایی که بیان می‌کند، انجام می‌دهد. این انحراف و کاستی با دیگر اموری که سر جای خودشان هستند، نزاع پیدا می‌کند و همین امر سبب می‌شود که این نقص درونی باشد، چیزی که یک فرمالیست به آن اهمیت می‌دهد.370 در پاسخ باید گفت که اگر چیزی از منظر اخلاقی معیوب باشد، الزامی وجود ندارد که امور دیگر را به انحراف بکشاند تا سبب نزاع با حقیقت اثر شود. اگر فرض بگیریم وحدت، شرط خوب بودن اثر است، گویا پال ابتدا فرض گرفته نقص اخلاقی همان نقص صوری است، تا به این نتیجه رسیده است که نقص اخلاقی سبب انحراف و ناسازگاری و عدم وحدت اثر می شود و این مصادره به مطلوب است.
3ـ استدلال دیگر توسط هیوم اشاره شده371 که بوث372 آن را استادانه پرداخته است. ارزیابی ادبی وابسته به همدلی373 با آن است و مؤلف ضمنی اثر (شخصیت داستانی) برای منتقد یک دوست به شمار می‌رود. یک دوست ممکن است دارای ویژگی‌های باشد که برخی از آن‌ها ویژگی های اخلاقی است. همان‌طور که ارزیابی یک دوست، شامل ارزیابی اخلاقی او نیز می‌شود (همچون ارزیابی او به عنوان فرد احساساتی، مهربان، قابل اعتماد و مانند آن)، شخصیت بیان شده از دوست ضمنی در اثر هنری را نیز می‌توان این‌گونه ارزیابی کرد. این همان نقد اخلاقی اثر است.374 این استدلال شایستگی‌هایی دارد و با اصل «تا آن‌جا که» هم همخوانی دارد، اما نمی‌تواند ارزیابی اخلاقی تمام آثار هنری از جمله برخی از فیلم‌های هالیوودی را توجیه کند. فیلم‌هایی که فاقد شخصیت375 هستند یا تولید سبک صنعتی376 دارند، ممکن است مؤلف ضمنی به مخاطبان ارایه ندهند و شخصیتی برای اعتراض اخلاقی ـ زیباشناختی در آن‌ها وجود نداشته باشد. همچنین این استدلال ممکن است گرفتار یک اعتراض دیگر هم شود و اشکال کنند که این مؤلف ضمنی خیالی و ساختگی است و چنین چیزی نمی‌تواند متعلق همدلی و رفتار متقابل مخاطب شود.
4- استدلال دیگر را الدریج377 و نوسباوم378 بیان کرده‌اند. الدریج بیان می‌کند که درک اخلاقی نمی‌تواند به واسطه‌ی قواعد کلی به طور کامل برای فرد حاصل شود، بلکه این امر از طریق گسترش و تداوم آگاهی از ارتباط قواعد اخلاقی با موقعیت‌های واقعی به دست می‌آید. همه‌ی ما می‌توانیم با مبادرت ورزیدن به یافتن خودمان در روایت‌هایی از گسترش اشخاص به این فهم برسیم. این استدلال به صورت شناخت‌گرایانه به این صورت می‌شود که این یک ویژگی زیباشناختی در اثر هنری است که به مخاطب بصیرت برای موقعیت‌ها بدهد و ادبیات می‌تواند باعث عمق و صراحت فهم اخلاقی در موقعیت‌های واقعی شود که هیچ امر دیگری نمی‌تواند از این عهده به این شکل برآید. از این رو بصیرت اخلاقی باعث افزایش ارزش زیباشناختی اثر می‌شود.379 پاسخ این استدلال دقت‌های بیشتری نیاز دارد و بر نوعی جانبداری افراطی از اخلاق در هنر بنا شده است که وجود هر گونه اصول کلی و مفید را انکار می‌کند و به گونه‌ای مطلق‌انگار در اخلاق است. این دیدگاه ادبیات را قله‌ی فلسفه‌ی اخلاقی می‌داند. گات می‌گوید این استدلال تنها با دیدگاه پلورالیستی قابل نقد است.380 حتی اگر دیدگاه در جایگاه ادبیات میانه‌روتر بود، باز هم جای این توضیح خالی است که چرا بصیرت اخلاقی به امر زیباشناختی مربوط است. می‌توان بسیاری چیزها از مستندهای اجتماعی جذاب و مفید آموخت، اما نمی‌توان گفت همزمان این آموزندگی باعث بهتر شدن آن‌ها می‌شود. از این‌رو باید استدلال شناختی به امور دیگری ضمیمه شود تا بتواند ارتباط با جنبه‌ی زیباشناختی را نیز توجیه کند.
در این‌جا باید اضافه کرد که دیدگاه گات با مشکل روبرو است، زیرا در دیدگاه اتخاذ شده‌ی اخلاقی ما قایل به تکثرگرایی نیستیم و همچنین آن‌چه الدریج و نوسباوم استدلال کرده‌اند، دقیقاً مطابق با دیدگاهی است که می‌توان با آن استدلا‌ل‌های ضد شناخت‌گرایی را پاسخ داد.381
5ـ استدلال دیگر، استدلال شناختی است که توسط افراد مختلفی پیشنهاد شده است و گات آن را می‌پذیرد. استدلال‌های مربوط به آموزنده بودن هنر از جنبه‌ی اخلاقی، عموماً بر اساس توانایی هنر در فراهم آوردن انگیزش تجربی و عاطفی شکل گرفته‌اند. این انگیزش از آن جهت برای کنش‌گران اخلاقی مهم است که باید قادر به درک عناصر اخلاقی تجربه باشند، پاسخ‌های اخلاقی منطقی و پاسخ‌های عاطفی مناسب نشان دهند و ذهنشان را درگیر مسایل بحث‌برانگیز اخلاقی کنند. از آن‌جایی که پیش‌تر در باره‌ی شناخت‌گرایی در هنر بحث شد، از تکرار دوباره‌ی آن در این بخش پرهیز می‌کنیم و تنها مهم‌ترین استدلال‌های شناختی اشاره می‌شود:382
الف. هنر می‌تواند الگوها و سرمشق‌هایی به ما معرفی کند که در کنش‌های اخلاقی مشابه از آن‌ها بهره بگیریم. هنر و به ویژه آثار داستانی، به ما یاد می‌دهند که کارهایی انجام دهیم که اهمیتی اساسی در زندگی اخلاقی و مسئولانه ی ما دارند. علاوه بر این، محتوا و سبک اثر هنری می‌تواند نشان‌گر ارزش‌های مناسب و صحیح ادراک، احساس و تخیل باشد، به این ترتیب اگر اثر را نمونه یا الگوی والای اخلاق بدانیم می‌توانیم از آن درس بگیریم. ما با انجام دادن کاری یا عمل کردن به الگویی چیزهایی یاد می‌گیریم و به این ترتیب صاحب دانش اخلاقی می‌شویم، به این معنا که مهارت‌های لازم را در مقام کنش‌گر اخلاقی و مسئول پرورش می‌دهیم. ما با اندیشیدن با این مفاهیم در واقع مقولاتی همچون توانایی‌های اکتسابی یا مهارت و همچنین دانش گزاره‌ای را در زمره‌ی دانش تلقی می‌کنیم.
ب. هنر می‌تواند دانش اخلاقی خاص و بنیادینی در اختیار ما بگذارد و با به کار انداختن قوه‌ی تخیل این امکان را برایمان فراهم کند که با تجاربی که به قضاوت و دانش اخلاقی مربوط هستند آشنا شویم. همین که ما می‌توانیم در موقعیت‌های فرضی خاص پاسخ‌های عاطفی خاصی نشان دهیم خود کمک می‌کند که به اهمیت این موقعیت‌ها پی ببریم. برای نمونه، وقتی دیالوگ یک شخصیت در فیلم را زننده می‌دانیم، دلیلش این است که حس می‌کنیم دلمان می‌خواست آن شخصیت در آن لحظه این حرف را نمی‌زد. از این رو، تجربه‌ای که ما از اثر هنری به دست می‌آوریم می‌تواند نشان‌گر اهمیت و ارزش اخلاقی وقایع مشابه (واقعی یا خیالی) باشد.
ج. آخرین استدلال به نقش تفسیر در شناخت مربوط است. ممکن است تجربه‌ی ما از چنین آثاری کاملاً ناقص باشد و ما را از مقصودمان که کسب تجربه‌ی اخلاقی است دور کند، مگر این‌که با گوش سپردن به بحث‌ها و نظریاتی که دیگران در باره‌ی آثار هنری مطرح می‌کنند تجربه کسب کنیم. این امر عامل مقایسه‌ی تجربه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های معیارهای اخلاقی، آموزش اخلاق، زیباشناسی، حسین کرد Next Entries پایان نامه با کلید واژه های معیارهای اخلاقی، معیار ارزیابی، اقوام ایرانی، آموزش اخلاق