پایان نامه با کلید واژه های نقاشي، ژاپني، چيني

دانلود پایان نامه ارشد

د می‌گیرد واگر چه اسلوبی سنجیده و با مهارت دارد اما در نهایت راه به تفنن می‌برد. به طور کلی در هنر ژاپنی رنگ‌های درخشان، ترکیب‌بندی‌های شگفت‌انگیز، تأکید بر اسلوب، حساسیت به بافت و تمایل به تزیینات بسیار به چشم می خورد.29 گرایش دوم، گرایش درون‌نگرانه و صور خیال شاعرانه است. روح اثر هنری در چنین آثاری از نظر بیننده بیشتر و مشخصا ژاپنی است و بهره‌مندی آن از نگاه عارفانه و درون‌نگر فرهنگ ژاپنی در کنار بهره‌گیری از سنت‌های بومی، جلوه‌ی نمایان‌تری می‌یابد.30
شاهكارهاي نقاشي ژاپن در طي هزار و دويست سال به وجود آمده‌اند، به شاخه های فراوان گوناگون منشعب شده‌اند و براثر گذشت زمان، از ميان رفته يا آسيب ديده‌اند. در وهله ی اول، بايد گفت كه ژاپني ها، همانند چيني ها، با همان قلم مويي كه خط مي‌نوشتند نقاشي مي‌كردند و مثل يوناني ها در آغاز، براي خط نويسي و نقاشي واژه‌اي يگانه داشتند. نقاشي ژاپني هنر خطوط است، نقاش ژاپني موادي ساده به كار مي‌برد: مركب يا آبرنگ، قلم‌مو، كاغذ نقاشي يا قماش ابريشمين. اما كار نقاش بسيار دشوار است، هنرمند بايد بر دو زانو بنشيند و روي پارچة ابريشمين يا كاغذي كه بر كف اطاق پهن مي‌كند خم شود، و برقلم‌موي خود چنان مسلط باشد كه از گردش آن هفتاد و يك شيوة گوناگون پديد آورد. در ابتدا كه آيين بودايي بر هنر ژاپني غلبه داشت، پيكرنگاران ژاپني، به شيوة نقاشي تركستان و آجانتا بر ديوارها تصوير مي‌كشيدند اما آثار مشهوري كه از گذشته باقي مانده است، تقريباً همه به صورت طومار (ماكي مونو) يا پرده (كاكه‌مونو) يا تجيرند. تصاوير ژاپني‌ يا جزو تزيينات ساختمان هاي معابد و قصرها و منازل بود يا به عنوان يادگار در گنجينه‌هاي خانواده‌ها حفظ مي‌شد، و فقط گاه به گاه مورد بازبيني اعضاي خانواده‌ها قرار مي‌گرفت. چهره نگاري، يعني كشيدن صورت فردي معين، كاري بسيار نادر بود. نقاشان معمولا به مناظر طبيعي يا صحنه‌هاي جنگي مي‌پرداختند، يا از حالات زنان و ‌مردان و جانوران ديگر صورت هاي ريشخندآميز مي‌كشيدند.
نقاشي ژاپني به مثابه شعري بود درباره ی عواطف انسان و بي‌اعتنا به توصيف دقيق اشيا؛ از اين رو به فلسفه نزديك و از عكاسي دور بود. نقاشي ژاپني به واقع گرايي توجهی نمي‌كرد و به ندرت در حفظ شباهت هاي ظاهري اهتمام مي‌ورزيد. مقتضيات سايه و روشن را رعايت نمي‌كرد و با تحقير از آن در مي‌گذشت. ترجيح مي‌داد كه چيزها را در جوي كاملا روشن عرضه دارد؛ همچنين اصل مناظر ومرايا، يعني كوچك نشان دادن اشياي دوردست را لازم نمي دانست و به اصرار نقاشان غربي دراين باره لبخند مي‌زد. هوكوسايي، با تساهلي فيلسوفانه، مي‌گويد: «در نقاشي ژاپني شكل و رنگ عرضه مي‌شود بي‌آنكه براي برجسته‌ نشان دادن تصاوير كوششي به كار رود. ولي در شيوه‌هاي اروپايي، تصاوير و واقع نمايي آنها مورد نظر است.» هنرمند ژاپني، درهر مورد، مي‌خواست احساس خود را ابراز كند نه آنكه يك شيء را نمايش دهد؛ مي‌خواست به نگرنده حالتي را القا كند، نه آن كه چيزي را به تماشاگذارد. به نظر او، نمايش همه ی اجزاي يك صحنه ضروری نيست. نقاشي مانند شعر بايد با چند جزء با معني، خيال تماشاگر را به جنبش درآورد و حالتي عميق را در او برانگيزد. نقاش به سهم خود شاعر است و وزن و تناسب خطوط وموسيقي اشكال را مرتبه‌ها از هيئت واقعي اشيا مهم تر مي‌شمرد. بر آن است كه اگرنسبت به احساس هاي خود صادق باشد، به قدركفايت رعايت واقع‌بيني را كرده است.
محتملا كشور كره، نقاشي را به اين امپراطوري بي‌آرام آورد؛ اما نقاشي ژاپني سال ها زير نفوذ نقاشي چيني قرار گرفت. نقاشان ژاپني هنگامي توانستند به مناظر و موضوع هاي خاص ژاپن بپردازند كه رابطه ی چين و ژاپن گسست. درحدود سال 1150 نحلة ملي نقاشي به كمك دربار و اشراف دركيوتو پديد آمد. اين نحله، كه با موضوعات و سبك هاي خارجي مخالفت مي‌كرد و سراهاي اشرافي پايتخت را با تصاوير گل ها و مناظر ژاپن مي‌آراست، استادان بزرگ پرورد و به نام هاي متعدد درآمد: «ياماتو ريو»، «واگاريو»، «كاسوگا» كه نام بنيادگزار آن بود، و بالاخره «نحلة توسا» كه از نام تسا ميتسونبو31(1434–1525) گرفته شد. او كه نقاش رسمي دربار بود به روش نقاشان چيني بر خط هاي شكل ساز تاكيد كرد ولي از مضمون ها و نقش مايه هاي كهن بومي نيز مايه گرفت.32 نحلة ملي، به بركت وجود توسا اعتبار ملي يافت چرا که هيچ يك از آثار نقاشي چين، نمي‌توانست از لحاظ شور و گرمي و تنوع و طنز، با طومارهايي كه هنرمندان ملي ژاپن از مناظر عشق و جنگ فراهم آوردند برابري كند(تصویر1-3). اما به مرور ايام سبك هاي نقاشي ژاپني بيروح و تابع قيد و محدوديت شدند، و نقاشان يك بار ديگر تحت تأثير سبك هاي چيني عصر درخشان سونگ قرار گرفتند. ميل به تقليد چنان شدت يافت كه هنرمندان ژاپني، بدون آنكه هرگز به چين رفته باشند، عمر خود را به كشيدن اشكال و منظره‌هاي چيني مي‌گذرانيدند بزرگترين نقاش ژاپني، سس‌شيو33 (1420-1506) در اين دوره پديد آمد. وي از روحانيان فرقه ی بودايي ذن بود؛ آثار او از حيث تنوع و وفور و دقت و روشني در ژاپن بي سابقه بودند و درچين هم به ندرت نظيري داشتند. در نظر هنردوستان ژاپني، آثار او همان پايه و مايه‌اي را دارد كه آثار لئوناردو نزد اروپاييان(تصویر1-4).
در عصرهاي شوگوني آشيكاگا و توكوگاوا، نفوذ چين در بين هنرمندان بسياري كه مورد حمايت اميران زميندار بودند، دوام آورد. در دستگاه هر يك از اميران ژاپن، نقاشي برجسته صدها تن را تعليم مي‌داد. در حدود 1660 گروه جديدي به رهبري كويتسو34 و اوگاتا كورين35( 1658-1716) تشكيل شد. آنها شيوه‌ها و موضوعات چيني را كهنه دانستند و به مناظر و موضوعات زندگي ژاپن روي آوردند. كويتسو استعدادهاي گوناگون داشت، او در خوشنويسي و نقاشي و فلز‌كاري و لاك‌كاري و درودگري چيره‌دست بود و مانند ويليام ماريس، براي احياي تصاوير چاپي زيبا نهضتي به راه انداخت و شاگردان گوناگون خود را در دهكده‌اي گرد آورد. مكتب اين تزئيين گرايان، توسط اگاتا كرين كه هماورد كويتسو به شمار مي‌رفت ادامه يافت و شهرت بين المللي كسب كرد. درتركيب بندي هاي زيبا و سنجيده كرين كوه ها, شاخه ي درختان پر شكوفه و امواج آب بر زمينه اي زرين درهم آميخته شده اند؛ او در كشيدن اشكال درختان و گل ها اعجاز مي‌كرد و به قول معاصرانش، با يك حركت قلم مو مي‌توانست برگ زنبق را بر پارچة ابريشمين نقش كند و بدان جان بخشد، هيچ يك از صورتگران ژاپني درانتخاب موضوعات خاص ژاپن وابراز ذوق و لطافت ژاپني به گرد او نرسيده‌اند.36( تصویر1-5) رونق مكتب كرين در دوران تكوگاوا مانع پيدايي جريان هاي ديگري در نقاشي ژاپني نشد. ايكنو تايگا37 1723–1776) ) و يسانو بوسن38 (1716–1783) از جمله نمايندگان مكتبي هستندكه نانگا (نقاشي جنوبي) نام دارد. در واقع مكتب مذكور معادل مكتب فرزانه نقاشان چيني به شمارمي آيد. با اين حال در مكتب نانگا الگوي چيني با مايه ي طنز و جنبه ي تزئيني آميخته شده است.39
آخرين نحلة نقاشي ژاپني كه جنبة تاريخي دارد، در قرن هجدهم به وسيلة ماروياما اوكیو40 در كيوتو برپا شد. «اوك‌يو» كه وابستة مردم بود و از نقاشي اروپايي اطلاعاتي داشت، تصميم گرفت كه برخلاف عرف هنري ژاپن، ايدئاليسم و امپرسيونيسم را ترك گويد و مطابق واقع‌پردازي (رئاليسم) مناظر سادة زندگي روزانه را نقاشي كند. اين نقاش در بازنمايي جانوران, حشرات و گياهان تا حدي از عينيت گرايي غربي پيروي مي كرد(تصویر1-7). پيروان سبك قديم از تجدد او هراسيدند، اما اوك‌يو از راه نو خود، پا بيرون ننهاد. به هنگام مرگ او (1795) سبك واقع‌پردازي نه تنها در ژاپن، بلكه در جهان مقامي يافته بود.

1-3 شعر
به‌طور كلي، هنر چيزي جز توصيف و انعكاس تصورات ذهني نيست. نگرش دروني افراد به طبيعت و عكس العمل هاي عاطفي آنها به دنياي طبيعي، نقطه شروع هنر است؛ و نكات مهمي براي شناختن ويژگي هاي هنر مردم ارائه مي كند. مفهوم معنوي كه هنر ژاپن سعي در بيان آن دارد، بسیار پيچيده است؛ به‌طوري‌كه نمي توان برداشتي كلي از آن داشت. اما مي توان احساسات گرايي را در آن به ‌عنوان يكي از بارزترين ويژگي ها دانست. گرايش عاطفي به ميزان قابل توجهي در هنر ژاپن و معمولاً در آثار برتر خود را نشان مي‌دهد.41
كهن ترين بخش ادب ژاپني كه به ما رسيده است، شعر است و شعر قديم در نظر محققان ژاپني بهترين شعر آن سرزمين است. يكي از كهنه‌ترين و نامورترين كتاب هاي ژاپني مجموعه‌اي است شامل بيست دفتر و مركب از 4500 قطعه شعر كه مانيوشو (كتاب ده‌هزار برگي) نام دارد و در ظرف چهار قرن سروده شده و دو ويراستار آن را گرد آورده‌اند. آثار هيتومارو و آكاهيتو، مفاخر دورة عظمت نارا، در اين مجموعه جلب‌نظر مي‌كند. وقتي كه معشوقه ی هيتومارو درگذشت و جسد او سوخته شد و دود آن در ميان تپه‌ها به هوا رفت، هيتومارو مرثيه‌اي سرود كه از لحاظ كوتاهي به هيچ وجه با مرثيه‌هايي از قبيل مرثية طولاني يادبود اثر تنيسن انگليسي قابل سنجش نيست.

اوه، آيا محبوب من است
آن ابر سرگردان
در شكاف كوه سخت دورافتادة هاتسوسه؟

امپراطور داي‌گو نيز براي حفظ شعر ژاپني از دستبرد زمان كوششي كرد و يك هزار و يك صد قطعه از اشعار متعلق به يك صد و پنجاه سال پيش از خود را در مجموعه‌اي به نام كوكينشو (اشعار قديم و جديد) گرد آورد. در اين كار، تسورايوكي شاعر و محقق، دستيار او بود و مقدمه‌اي بر اين كتاب نوشت. مقدمة او که توصیفی است از شعر ژاپنی، بيش از اصل كتاب دلپذير مي‌نمايد؛ برگزیده ایی از این مقدمه برای درک احساس ژاپنی ها نسبت به طبیعت که بارها در اشعار این کشور دیده شده، آورده شده است: «شعر ژاپني بذري است كه از دل آدمي سربرمي‌آورد و برگ هاي بيشماري تنيده از زبان مي‌آفريند. … انسان، در اين جهان آكنده از اشيا، مي‌كوشد كه براي ابراز تأثیراتي كه از ديدن و شنيدن در دلش برمي‌خيزد، كلمه بيابد. … براي ابراز سروري كه از زيبايي شكوفه‌ها مي‌يابد، حيرتي كه از آواز پرندگان به او دست مي‌دهد، شوق لطيفي كه به هنگام مناظر غرقه در مه احساس مي‌كند، و همچنين همدردي سوگ‌آوري كه شبنم زودگذر بامدادي در او پديد مي‌آورد، در دل خود جوياي كلمات مي‌شود… شاعران، در بامدادان بهاري، كه زمين را براثر رگبار برف‌آساي شكوفه‌هاي گيلاس سفيد مي‌يافتند، يا در شبهاي خزاني كه خش خش فروافتادن برگ ها را مي‌شنيدند، يا در جريان سال ها كه در آيينه به انعكاس غم‌انگيز بيداد زمان خيره مي‌شدند، يا آنگاه كه از ديدن ارتعاش قطرات شبنم برتيغة پرمرواريد علف برخود مي‌لرزيدند، به شور درمي‌آمدند».
در جزاير ژاپن، كه آتشفشان ها مناظر زيبايي به وجود آورده‌اند و باران فراوان زمين را سرسبز ساخته است، موضوع اصلي شعر تجليات و تحولات و شكفتن و پژمردن طبيعت است و تسورايوكي در اين زمينه بخوبي مطلب را ادا كرده است. برش هايي از طبيعت، برش هاي كم ‌اهميتي از منظره ی مزرعه‌ها و جنگل ها و درياها، شاعران ژاپني را سرمست مي‌گرداند- يك ماهي در دل يك نهر كوهستاني مي‌جنبد، قورباغه‌اي ناگهان به بركه‌هاي خاموش مي‌جهد، دريا باري دور از طغيان امواج، تپه‌اي پوشيده در مه بي‌جنب و جوش، قطره‌اي باران، لؤلؤوار، روي يك تيغة علف… كراراً موضوع عشق را با نيايش دنيايي كه در راه كمال است مي‌آميزند، يا بر زودگذري گل و عشق و آدمي مرثيه مي‌سرايند. اين ملت جنگ جو شعر رزمي كم مي‌گويد و سرودهاي روحاني هم به فراواني نسروده است. پس از عصر عظمت نارا، اكثر شاعران به كوته‌گويي رغبت نمودند. از ميان يك‌هزار و يك صد قطعه شعري كه در مجموعة كوكينشو گرد آمده است، همه، جز پنج قطعه، به صورت «تانكا»42 سروده شده است. تانكا یكی از فرم های  قالب  كلاسیك و بسیار قدیمی ‌ژاپن است. شعر تانكا فرم ثابتی دارد كه تشكیل شده از پنج خط  كه به ترتیب پنج و هفت و پنج و هفت و هفت هجا دارند. در آن اثري از قافيه نيست زيرا تقريباً همة كلمات ژاپني در پايان خود داراي حرفي باصدا هستند و به دشواري در تنگناي مقيدات قافيه قرار مي‌گيرند. شعر كلاسيك ژاپني لفظاً و معناً اشرافي است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ایران و هند، هنرهای زیبا، جامعه بین المللی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نامه نگاری، رولان بارت، متون ادبی