پایان نامه با کلید واژه های نقاشي، انتزاعي، هايي

دانلود پایان نامه ارشد

زن و دوچرخه (1952-1953) تصوير(3-5)، دري به رودخانه (1960) ديدار (1966-1967).
دکونينگ در سال 1948 نمايشگاهي از نقاشي هاي سياه و سفيد خود برپا کرد که ظاهراً انتزاعي بودند ولي انگيزش هاي آني را منعکس مي کردند. او با اين نمايشگاه تا حد زيادي توجه جامعه هنري نيويورک را به خود جلب کرد. آزادي و گزندگي حرکت قلم او بيش از هر چيز ديگر از لحاظ تماشاگر اعتبار برانگيز بودند و ظاهر شور انگيز کارهايش منتقدان را تحت تاثير قرار مي دادند. دکونينگ چند سال بعد در سال 1953، با نمايش مجموعه اي از تابلوهاي بزرگ زنان پر هيبت، ستايش گران خويش را متحير ساخت، زناني که گويي دختران دوشيزگان آوينيون و در عين حال دختران انقلاب آمريکا بودند. تصاويري که در آنها نفرت و عشق در برابر هم صف آرايي مي کردند.
اين نقاشي ها بدون شک چيزي را به اثبات مي رسانند که نقاشي هاي قبلي او قرينه اش را به دست داده بودند، و آن اينکه نقاشي هاي سياه و سفيد انتزاعي اش که در سال هاي 1948-1949 کشيده شده بودند، نيز تلويحي به پيکر آدمي داشته اند ولي اين نقاشي هاي جديد مهمتر از هر چيز ديگر، بيانگر مهارت دکونينگ در به کارگيري قلم مو بودند و تحسين هايي که اين مهارت – حتي اگر به غلط – برانگيخت، باعث شدند که وي بتواند موقعيت خويش را به عنوان چهره اي برجسته در آنچه به (نقاشي نوين آمريکا) شهرت يافت حفظ کند – موقعيتي که مي توانست بر اثر روي گرداني دکونينگ از انتزاع از دست بروند.
مهمترين موضوعي که در نقاشي (و نيز اخيراً مجسمه سازي) دکونينگ اهميت دارد فرآيند کار اوست: بوم نقاشي، آماده شده يا نشده، محل مواجه نشانه هايي است که فرم ها را القا مي کنند. فرم هايي که فضاها را القا مي کنند، و نيز فرم ها، فضاها و در واقع رنگ هايي که سازنده يک پيکر بندي يا ترکيب کلي اند (ترکيبي که مي تواند دلالتگر يک تصوير انساني، يا گاه يک منظره باشد، يا هر گونه تداعي خاصي از اين قبيل را نفي مي کند و نيز مي تواند بيانگر يک حالت ذهني و دروني باشد. همين نقش واپسين بوده که هدف اصلي و مجاز اکسپرسيونيسم انتزاعي دانسته مي شده است.

مادرول رابرت (نقاش و نويسنده آمريکايي 1915-1991) ازجمله هنرمندان مکتب نيويورک، که آثارش و در عين وابستگي به اکسپرسيونيسم انتزاعي، از نوعي سازماندهي منطقي برخوردار است.
او نخست، در رشته هاي تاريخ هنر و زيبا شناسي آموزش ديد. نقاشي را در مکزيکو زير نظر کاتا آموخت (1941): و از طريق وي به خودکاري رواني جلب شد. نخستين نمايش آثارش را برگزار کرد (1944). اندکي بعدتر، با سلسله پرده هاي مرثيه براي جمهوري اسپانيا به شهرت رسيد.تصوير(3-6)و(3-7) در شکل هاي اندام وار سياه رنگ اين نقاشي ها، تاثير آرپ را مي توان تشخيص داد. مادرول سال ها به تدريس هنر مشغول بود. کتابي نيز با عناوين اسناد هنر نوين، نقاشان و شاعران دادا و هنرمندان نوگرا در آمريکا (به اتفاق راينهارت) به چاپ رسانيد. از جمله ديگر آثارش: پانچوويلا، مرده و زنده (1943)تصوير(3-8) کار (1968).

گتليب، آدلف157 (نقاش آمريکايي، 1906-1974) هنرمندي ژرف انديش که با جنبش امپرسيونيسم انتزاعي پيوند داشت.
او در اروپا آموزش ديد (1921-1922) پس از بازگشت به آمريکا اشياي گردآوري شده از بيابان آريزنا را با اسلوب واقع نما به تصوير کشيد. مدتي به روانشناسي يونگ جذب شد. در اوايل دهه 1940، تحت تاثير هنر بدوي نقش مايه هاي نمادين را وارد کار خود کرد. بعدها دست به تجربه در رابطه ميان دو شکل متباين زد و مجموعه نقاشي هاي «انفجار» را آفريد. او در عرصه ديوارنگاري، طراحي براي نقش بافت ديوار کوب نيز به فعاليت پراخت – از جمله ديگر آثارش، صداهاي منجمد شماره 1 (1951) غلتان (1961).تصوير(3-9)

گرکي، آرشيل (نقاش متولد در ارمنستان 1904-1948) يکي از بنيان گذاران اکسپرسيونيسم انتزاعي به شمار مي آيد. او در تفليس آموزش ديد. در اروپا تحت تاثير آثار هنرمنداني چون سزان و پيکاسو قرار گرفت. به ايالات متحده آمريکا رفت (1920) و در آنجا اقامت گزيد. مدتي هم در نيويورک هنر آموزي کرد. با استيوارت ديويس و دکونينگ آشنا شد و آثار اوليه اش تا حدي متاثر از کوبيسم بود. در مجموعه اي از تک چهره هاي خانوادگي، با آنکه رويکردي به واقعيت داشت. اساس سبک آينده اش را به وجود آورد. در پرده هايي چون جگر، تاج خروس است (1944)تصوير(3-10) به جنبه هايي از اکسپرسيونيسم کاندنيسکي جلب شد. سپس با بهره گيري از شکل هاي اندام وار ميرو، به نوعي سورئاليسم نيمه انتزاعي گرائيد. در اين نقاشي ها، خودکاري و حرکات بيانگر اهميت اساسي داشتند. گرکي بر تحولات هنري بعدي در آمريکا بسيار اثر گذاشت – او که در حادثه اي عليل شده بود، به زندگي خودش پايان داد. از جمله ديگر آثارش: آبشار آسياب پر گل (حدود 1944)تصوير(3-11) نقاش سبز تيره (حدود 1948).

رتکو، مارک158 (نقاش متولد در روسيه 1903-1970) يکي از سردمداران جنبش اکسپرسيونيسم انتزاعي به شمار مي آيد.
در نوجواني به آمريکا کوچيد (1913) زير نظر وبر آموزش ديد. در اداره پيشرفت کار به فعاليت پرداخت (1963-1937) با همکاري هنرمنداني چون مادرول نيومن، هنرکده اي را در نيويورک به راه انداخت (1948). در همين زمان، با بهره گيري از آثار ميرو و ماکس ارنست، آثاري چون خاکسپاري شماره 1 را پديد آورد. بعداً به يک شيوه انتزاعي خاص دست يافت. ترکيب بندي هاي او عموماً متشکل اند از مستطيل هايي با رنگ پر فروغ و با لبه هاي غير صريح که بر پس زمينه اي خاموش شناور شده اند. افسردگي شديد که به خودکشي او انجاميد در رنگ هاي تيره کارهاي متاخرش منعکس بود. از جمله ديگر آثارش: چهار تيره در قرمز (1958) قرمز روي البالويي (1959) قرمز، نارنجي و زرد (1961). تصوير(3-12) و (3-13).

دختر بيمار(1886) تصوير(3-1)-

تصوير(3-2)- پيکرها (1944)

تصوير(3-3)- ماده گرگ (1943)

تصوير(3-4)- پاسيفائه (1943)

تصوير(3-5)- زن و دوچرخه (1953-1952)

تصوير(3-6)- قسمتي از مجموعه مرثيه اي براي جمهوري اسپانيا( 1945)

تصوير(3-7)- قسمتي از مجموعه مرثيه اي براي جمهوري اسپانيا( 1945)

تصوير(3-8)- پانچوويلا ، مرده و زنده (1943)

غلتان(1961) تصوير(3-9)-

تصوير(3-10)- آبشار آسياب پرگل(حدود1944)

تاج خروس(1944) تصوير(3-11)-

تصوير(3-12)- بدون عنوان

تصوير(3-13)- بدون عنوان

فصل چهارم
تاثير کودک درون در خلق آثار اکسپرسيونيستي

4-1- هنر و هنرمند از ديدگاه روانشناسان
4-1-1- هنر چيست و هنرمند کيست؟
وجه التزام تجليات گوناگوني دارد و يکي از اين تجليات، هنر است. هنر اتصال به ابديت و جاودانگي است. آنچه هرگز از ميان نمي رود هنر است، به همين جهت اگر هنرمند به چيزي بپردازد که مربوط به عالم گذران است هنرش هم گذران مي شود، بايد از جاودانه ها حرف بزند (الهي قمشه اي، 1378،ص22).
عشق در پرده مي نوازد ساز عارفي کو که بشنود آواز
همه عالم صداي نغمه اوست که شنيد اين چنين صداي دراز
هنر، ديگر نه بر زيبايي استوار است و نه بر اثر گذاري، هنر فقط و فقط بر آزادي متکي است و تنها اين عنصر ارزشمند است که بر او وجود و معني مي دهد، وجه تمايز انسان و حيوان هنر است، وجه شباهت انسان و خدا هم هنر است، بر اساس اين تعريف تازه حالا ديگر يک مربي يا معلم، در هر گوشه از يک کار هنري، سراغ آزادي را مي گيرد، انگيزه هاي آزاد شده، تنش هاي رها شده، کشمکش هاي خلاصي يافته، حرف هاي مگوي به دست آمده و دهها و صدها ويژگي وجود و شخصيتي را مي جويد که سال ها و شايد قرن ها در پشت صدها سد و مانع محبوس و متراکم مانده بودند (واتسون159، 1988، ص227).
هر چيزي که بتواند در ما ايجاد احساس کند آنرا هنر مي نماييم، تنها اشياء و چيزهايي که ما را احاطه کرده اند و در ما احساس لذت، شادماني و فرح ايجاد مي کنند هنر مي نمائيم، بلکه مناظر و اشيايي که احساس ترس، وحشت، غم يا اندوه مي نمايند، نيز هنر هستند (اربابي، 1344، ص41).
هنرمند بودن مستلزم اين است که انسان احساس را بگيرد، نگاه دارد، به خاطر بسپارد و خاطره را به قالب بيان و ماده درآورد. عاطفه براي هنرمند کافي نيست او بايد پيشه خود را بشناسد و از آن لذت برد، تمام قواعد، فنون، اشکال و قرار دادهايي را بفهمد که بدان وسيله، طبيعت اين عجوزه دهر را مي توان رام و تابع ميثاق هنر کرد. هنرمند مغلوب حيوان سرکش نمي شود بلکه آن را رام مي کند. (فيشر160، 1385، ص304).
هنرمندان نابغه، شما آن آزادي غير قابل توصيف را که در هنگام به وجود آوردن يک اثر هنري عالي در درون خود ديده ايد که فقط خود شما مي توانيد عظمت آنرا درک کنيد. براي پس از ظهور و به وجود آمدن آن اثر نيز که براي مردم مطرح خواهد گشت، حفظ نمائيد. شما عاشق شگفتي و حيراني مردم نباشيد، شما خود را رودخانه اي فرض کنيد که يک واقعيت مفيد مانند آب حيات از رودخانه درون شما به مزرعه معارف مردم جامعه، سرازير مي شود. هنرمند بايد سازنده و پيشرو باشد و بشر را از محاصره شدن در معلومات و خواسته هاي محدود و ناچيز نجات دهد، از عالم اکبر و مخفي هاي عقول يعني واقعيات هاي تعليم داده شده تحريک و به فعليت مي رساند (جعفري، 1375، ص45).
اگر جهت عواطف مستقيم هنرمند همسو با اجتماع باشد هنرمند در زندگي خصوصي موفق خواهد بود و اگر جهت عواطف غير مستقيم هنرمند همسو با اجتماع باشد هنرمند در زندگي اجتماعي و هنرش موقعيت به دست خواهد آورد. هنرمندان جاويد ولي ناکام در زندگي خصوصي خود نيز زائي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نقاشي، هايي، تاثير Next Entries منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، دوران اسلامی، علل شکل گیری