پایان نامه با کلید واژه های نفي، سالك، سلوك، كنترل

دانلود پایان نامه ارشد

نهي اماني، هر سوش ميكشاني گه سوي بستگيها، گه سوي دل گشايي159

نتيجه اين خطابات پي در پي ذهني، براي عامه مردم دروني آشفته و پرمشغله خواهد بود كه آرامش روحي انسان را سلب ميكند و اگر آدمي در كنترل و مهار افكار خود تدبيري نينديشد، دچار
بيماريهاي رواني حاد ميشود.اهميت توجه به خاطرات ذهني و تلاش در نفي و زدودن آنها براي سالك راه حق كه در طريق الهي قدم ميزند و سوداي لقاء يار را در سر دارد، دو چندان خواهد بود و براي رسيدن به مطلوب خويش چارهاي جز خلاصي از اين هجومهاي خطابات دروني و به عبارتي نفي خواطر ندارد كه از اساسيترين مراحل سلوك و البته بسيار دشوار است.شايد مراد پيامبر اكرم(ص) از این حديث كه: «موتوا قبل ان تموتوا»160 اشاره به خالي كردن درون از تمامي انديشهها و خواطر و تحصيل صفاي باطن باشد. مولوي ميگويد:

تن و نفس تا نميـرد دل و جـان صفا نگـيرد همه اين شدهست كارم هله تا تو شاد باشي161

و نيز گفته است:

شكوفه چون همي ريزد عقيبش ميوه ميخيزد بقاء در نفي دان كه من بديد از نا بديدستـم162

در معناي نفي خواطر و اهميت آن سید بحرالعلوم( م 1212ق) در رساله منسوب به ایشان می‏گوید: «نفي خواطر عبارت است از صَمت قلب و تسخير آن، تا نگويد مگر به اختيار صاحب آن، و آن اعظم مطهرات سرّ است و منتج اكثر معارف حقه و تجليات حقيقيه است».163صاحب مرصادالعباد در توضيح شرايط هشتگانه چلهنشيني، ضمن ذكر نفي هرگونه خواطر نيك و بد به عنوان يكي از شروط چلّه، ميگويد: «به حقيقت هر خاطر كه درآيد نقشي از آن بر صحيفه دل پديد آيد يا نيك يا بد، آن جمله شاغل دل باشد از قبول نقوش غيب. تا آينه دل از جمله نقوش پاك و صافي نگردد، پذيراي نقوش غيبي و علوم لدني نشود و قابل انوار مشاهدات و مكاشفات روحاني نيايد».164نيز عارف بزرگ مير سيد علي همداني (م 786 ق)در توضيح «توبه» به عنوان يكي از شرايط چهارگانه سلوك، نفي خواطر را لايه باطن توبه ميداند كه نفس را از خواطر غير دوست منع ميكند.165
مولوي در قالب قصهاي، خواطر را به موش و مجاهدات و تلاشهاي سالك را به گندم انباشته تشبيه ميكند و نتيجه ميگيرد كه تا موش از انبار ريشهكن نشود، جمع كردن گندم ثمري نخواهد داشت:

مــا در ايـن انـبار گندم ميكــنيم گـنـدم جمـع آمـده گـم مـيكــنـيـم
مـينينديشيم آخــر مـا بـه هوش كـاين خلل در گندمست از مكر موش
موش تا انبار مــا حـفره زدســت وز فنـش انبـار مـا ويـران شـده‎ســت
اول اي جان دفـع شــرّ موش كن وآنـگه انـدر جـمع گندم كـوش كـن
بشنو از اخـبار آن صــدر صـدور لاصــلــوه تـــمّ الا بـالـحـضــــور166

نفي خواطر از جمله اعمال سلوكي است كه از ابتداي طلب و عزم بر حركت سالك، با او همراه است و تا انتهاي راه كه فناء و آرام گرفتن در جوار رحمت حق است، از او جدا نخواهد شد؛ اما بديهي است كه مرتبه و كيفيت آن در هر مرحله متفاوت خواهد بود و كاملترين شكل نفي خواطر در مرحله فناء صورت ميگيرد كه بيخويشي تام است و دوگانگي بنده و حق از ميان ميرود و چيزي از عارف به جا نميماند.
اينكه سالك چه مرتبهاي از نفي خواطر را در هر منزل به كار گيرد، به عهده پير و استاد است و رهرو از پيش خود قدرت تشخيص آن را ندارد. همچنين همانگونه كه پيشتر گفته شد، خواطر و عواقب آن دامنگير عامه مردم نيز كه دأب سلوك ندارند و به زندگي روزمره خويش مشغولند، ميشود و بايد چارهاي براي رهايي آنان نيز انديشيده شود كه بديهي است كيفيت مقابله با خواطر براي اين سطح ماهيتاً متفاوت خواهد بود.
واقعيت اين است كه اساساً در طريقت عرفاني، تمام مراحلي كه از ابتدا سالك طي ميكند و به مقاماتي كه ميرسد حتي طلب حقيقت جز به توفيق و عنايت وجذبه حق تعالي ممكن نيست و در اين ميان نفي خواطر كه از دشوارترين امور است جز به لطف حق ميسر نخواهد بود، اما به هر حال وظيفه رهرو است كه در عين توجه به عنايت الهي از تلاش دست بر ندارد.

اصل با جذبه است ليك اي خواجه تاش كـار كـن مـوقــوف آن جـذبه نباش167

2-6- ضرورت نفی خواطر با نگاهی دیگر
علاوه بر آنچه در باره ضرورت نفی خواطر گفته شد در اینجا می‏خواهیم از منظر دیگری به موضوع بپردازیم.
توجه به خواطر در دو سطح صورت مي‏گيرد:
1- نفي خواطر به نحو اتمّ كه منجر به فناء في الله خواهد شد و ويژه كاملين عرفاست. البته اين حال علاوه بر صعب الوصول بودن بر دوام نخواهد بود، زيرا لازمه بقاء اين حال براي سالك، رهايي از خرقه جسماني و قالب تهي كردن است.به اين سبب عارف پس از رسيدن به اين مرتبه و توقف كوتاه در آن -كه مدتش بسته به ظرفيت و استعداد افراد متفاوت خواهد بود-به وضع هوشياري برمي‏گردد.
2- نفي خواطر به معناي كنترل آن، كه نزد اهل سلوك و نيز عموم مردم كاربرد متداول‏تري دارد و همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. بديهي است كيفيت و سطح كنترل خواطر ميان دو قشر مذكور تفاوت اساسي دارد.
شايد بتوان يكي از دلايل ضرورت كنترل خواطر براي عارفان را اينگونه ذكر كرد كه، آنان در اثر مجاهدت فراوان و نيز توفيقات الهي ارادهشان در اراده خداوند فاني گرديده و به تواناييها و قدرتهايي دست مييابند كه به محض خطور موضوعي در دل و ذهنشان، امكان ظهور آن در عالم واقع خواهد بود كه چه بسا مشكلاتي را به صورت ظاهر موجب شود؛ لذا اين دسته از افراد با كنترل خواطر خويش مانع بروز چنين وقايعي خواهند شد. در اين خصوص از احوالات بايزيد بسطامي(م 261 ق) در تذكره الاولياء نقل شده است كه در اواخر عمرش، به جايي رسيده بود كه هر چه در خاطرش ميگذشت، پيش او ظاهر ميشد.168
درباره ضرورت كنترل خواطر براي عموم مردم، امروزه بحثهاي روانشناسي فراواني مانند قانون جذب مطرح است؛ بدين معنا كه نوع نگاه آدمي به مسائل پيرامونش در آنچه برايش رخ ميدهد، تعيين كننده خواهد بود. به دليل همين تأثير، چنانچه شخص با كنترل انديشهها و خواطر خود، بتواند افكارِ با منشأ سوءظن، بدبيني و نااميدي را از ذهن خويش پاك كند و خوشبيني را جايگزين آنها سازد، خود، رخداد و وقايع زندگياش را رقم خواهد زد.

خلاصه
خواطر، خطابات و انديشههايي است كه بر قلب يا ذهن ميگذرند و در ورودشان عمل شخص دخالت ندارد. ويژگي عمده اين خواطر، سرعت خطور و عدم درنگشان است؛ اما هيچگاه درون آدمي خالي از این خواطر نيست. برخي از این خطورات به صورت حالات نفساني مانند غم و شادي ظهور مييابد و برخي از این خطابات به عنوان محرك و انگيزهاي براي انجام عملي واقع ميشوند. ولي از آن طرف هيچ فعلي بدون نقش بستن تصويري از آن در ذهن به وقوع نميپيوندد.
دستهبنديهاي متعددي از خواطر به دست دادهاند كه مشهورترين آنها تقسيم خواطر به چهار قسم: 1- رباني 2- ملكي 3- نفساني 4- شيطاني است كه براساس منشأ صدور آنها صورت گرفته است. خواطر ملكي، نفساني و شيطاني در حوزه احكام خمسه شرعيه واقع ميشوند و از ميان آنها خاطر شيطاني گرچه محدوده اصلياش احكام محرمات و مكروهات است، اما از آنجا كه شیطان براي اغواء و ايجاد وسوسه در بندگان اختيار و آزادي عمل دارد، با توجه به مراتب ايماني افراد از راه همه اين احكام پنجگانه براي فريب شخص وارد ميشود و با پشتكار و خستگيناپذير از هر دري وارد مي‏شود؛ لذا از ويژگيهاي خاطر شيطاني اين است كه بر هيچ خاطري تأكيد ندارد، اگر شخص آن را رد كند، با خاطر ديگري وارد ميشود. به همين دليل مواجهه و رهايي از اين نوع خواطر بسيار دشوار است. براي تشخيص اقسام خواطر از يكديگر روشهاي گوناگوني ذكر شده است تا بتوان آنها را از هم تشخيص داد و متناسب با هر کدام، با آنها مواجه شد.
واقعيت آن است كه رهايي از خواطر و خطابهاي قلبي و به عبارتي نفي خواطر بسيار مهم و در عين حال بسيار دشوار است و حتي آن را تقريباً ناممكن دانستهاند. وجود خواطر نفساني و شيطاني براي عامه مردم موجب ميشود كه آرامش و سكون قلبي از آنها سلب شده و همواره زندگي پر دغدغهاي داشته باشند. آنان كه قصد سلوك و رسيدن به حقيقت را دارند، مسير دشوارتري را در پيش دارند؛ زيرا بايد دل و ذهن خويش را از تمامي اقسام خواطر خالي كنند كه از سختترين دستورات سلوكي است؛ بنابراين جز با عنايت حق، تلاش رهرو نتيجه نخواهد داد. البته فرآيند نفي خواطر از ابتدا كه سالك قدم در راه ميگذارد، با او همراه است و در منازل و مراحل مختلف سلوك با توجه به آن منزل، مرتبه نفي خواطر نيز متفاوت خواهد بود.

فصل سوم

روشهاي نفي خواطر

مقدمه
نفي خواطر از صعبترين دستورات سلوكي است تا آنجا كه عدهاي آن را غيرممكن دانستهاند؛ زيرا در حالت طبيعي دل و ذهن آدمي هيچگاه از تردد خواطر و حديث نفس خالي نيست و همواره خاطر و خطابي از پي خاطر ديگر در ساحت دل، مشغول جولان است و تا اينگونه باشد و شخص از خود به در نيايد، طهارت باطن، شنيدن نداي حق و نهايتاً فناي فيالله ميسر نخواهد بود؛ به عبارتي «غرض از سير و سلوك تصحيح ذهن و ايجاد نگرشي توحيدي به عالم هستي است»؛169كه البته اين هم جز به توفيق خداي سبحان واقع نميشود.
اساساً وجه غالب در عرفان و سلوك عرفاني، وجه سلبي است و رمز «بقاء»، «فناء» است؛ يعني براي بناي درون بايد آن را ويران كرد و هرگونه داراييهاي آن را سلب نمود و از او گرفت. «شخص بايد فراموش كند»، «خاتمه دهد»، «تفكر را متوقف كند»، «ذهن را بازدارد»،170 تعلقاتش را رها سازد،
ارادهاش را تعطيل كند و…

نشــاني دادهانـدت از خـرابـــات كــه الـتـوحيـد اسـقاط الاضـافـات171

مقدمه و شرط رسيدن به اين مراحل، نفي خواطر است. علامه حسيني طهراني از عارف بالله مرحوم هاشم حداد (م 1404 ق) نقل ميكنند كه: «اگر نفي خواطر براي سالك خوب صورت گيرد، بالاخره وي را به عالم نيستي ميرساند كه هستي محض است، به طوري كه ديگر نه تنها خاطرهاي بر او وارد نميشود، بلكه ممكن نيست وارد شود… توگويي ميان او و خواطر سدّ سكندر كشيدهاند كه به هيچ وجه قابل شكاف و رخنه و ثلمه نميباشد. در اين حال است كه خاطرات با اجازه وي و با اذن نفساني وي وارد ميشوند؛ يعني اگر اجازه دهد، خاطرهاي بر ذهنش عبور ميكند، والّا فلا».172
مولوي ميگويد:

احتمـا173 كـن احتمـا ز انـديشهها فـكر، شيـر و گـور و دلهـا بيشهها
احتمـاها بـر دواهـا سـرور است زانـكه خـاريدن فـزونـي گـر اسـت
احتمـا اصـل دوا آمـــد يــقيـن احتما كــن قـوّت جـــان را ببيــن174

و اما براي غلبه بر انديشهها و خاطرزدايي در سلوك عرفاني، پيران طريقت راه‏هايي گوناگون ارائه كردهاند تا سالك با به كار بستن روشمند آنها بتواند با موفقيت، اين مانع عظيم را پشت سر نهد كه در اين فصل به آن خواهيم پرداخت. در ادامه نگاه اجمالي به جايگاه و شيوه نفي خواطر در ساير اديان خواهد شد.

3-1-روشهاي نفي خواطر در عرفان اسلامي
براي زدودن انديشهها و خواطر از ذهن در عرفان اسلامي دستورات و روشهاي متعددي ذكر شده است و براساس تأثيرات متفاوت اين دستورات و عناصر مطرح در آن، جايگاهشان هم متفاوت خواهد بود. در اين ميان «ذكر» از منزلت ويژهاي برخوردار است كه تمامي فرقهها و سلسلههاي تصوف به جدّ بر آن تأكيد دارند.
از جمله ديگر روشهاي نفي خواطر، دل سپردن به شيخ يا توجه به صورت استاد، كم خوردن و محبت خدا در دل نهادن است.

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تــا كــرد مــرا تـهـي و پـر كــرد ز دوست
اجـزاي وجــودم هـمـگي دوسـت گـرفـت نامي است ز من بر من و باقـــي همه اوست175

در اينجا ممكن است سؤالي مطرح شود و آن اينكه آيا مراد از نفي خواطر، صرفاً نفي انديشهها و خطابات شيطاني و نفساني است يا هرگونه خاطري بايد از ذهن سالك پاك شود؟ اغلب بزرگان عرفان از جمله صاحب مصباح الهدايه، عزالدين كاشاني176 و نجمالدين كبري177بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های انفعالات نفس، قبض و بسط Next Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق