پایان نامه با کلید واژه های نظم اجتماعی، ارتباطات آیینی، ایدئولوژی، انتقال اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

رویکرد خود پرداختند. از سوی دیگر قوت گرفتن برخی پژوهشهای مبتنی بر مخاطب که مخاطبان لزوما پیام را آنگونه که مطلوب نظر فرستنده است رمزگشایی نمیکنند، موجب بروز ترکهایی بر مبانی این مکتب شد. در هر صورت نگاه انتقالی به ارتباطات نگاهی سطحی و سادهانگارانه بود و در حال حاضر نیز پژوهشهای ارتباطی در حال ترک این دیدگاه هستند که ارتباطات و رسانهها صرفا ابزارهای انتقال و انتشار اطلاعات هستند.(هوور و لاندبای، 1385 به نقل از رولاند29، 1983)

2-6-2 ارتباطات به مثابه تولید و تبادل معنا
همانگونه که در بخش قبل عنوان شد، بروز تشکیکاتی در خصوص تفاوت رمزگشایی مخاطب از پیام و تفاوت آن با رمزگذاری فرستنده، مکتب انتقال را با انتقادات جدی مواجه ساخت. در مقدمه ورود به این بحث باید عنوان داشت درک، نقش مهمی در هر نوع ارتباط دارد. معنی درک آن است که افراد مختلف میتوانند نسبت به پیام مشابه، به گونههای متفاوتی واکنش نشان دهند. در حقیقت نظام ذهنی که مخاطبان بر مبنای آن پیام را رمزگشایی میکنند، یکسان نیست، پس فرایند رمزگشایی آنها نیز یکسان نخواهد بود و این بیان بدان معناست که مخاطبان مختلف با درجه بالایی از احتمال ممکن است از یک پیام رمزگشاییهای متفاوتی داشته باشند. پس ممکن است به هیچ وجه معنای مورد نظر فرستنده در ذهن مخاطب خلق نشود. مخاطب آنگونه که مکتب انتقال تصور میکند، لزوما محتوای فرستنده را در ذهن خود خلق نمیکند بلکه مبتنی بر نظام خاص ذهنی خود معنای مطابق با آن را از پیام رمزگشایی خواهد کرد. هیچ ارتباطگری نمیتواند فرض را بر این بگذارد که پیامی که برای همه گیرندگان معنی مورد نظر را خواهد داشت یا حتی برای گیرندگان معنی مشابهی خواهد داشت.
سروین و تانکارد30 در کتاب ارزشمند خود، نظریههای ارتباطات با بیان این مطلب با بیانی حاکی از نومیدی مینویسند: «شاید ارتباط جمعی تنها اصابت یک پیکان به یک هدف(فلش) نیست، چنانکه بعضی الگوها مطرح میکنند. پیام ممکن است به گیرنده برسد(به هدف اصابت کند)، اما به خاطر اینکه در معرض تفسیر مخاطب است، به مقصود خود منتهی نشود.»(سورین و تانکارد، 1384: 93) این امر حتی در نظامهای ارتباط جمعی نیز در درجه بالای اهمیت قرار دارد. جنسن31 با اشاره ضمنی این مکتب تاکید دارد که معنای اقتباس شده از محتوای رسانهها تا حد زیادی به تصورات، تجارب و مکان اجتماعی یکایک مخاطبان بستگی دارد.(جنسن، 1991 به نقل از مککوییل، 1387) جیمز لال نیز در کتاب «رسانهها، ارتباطات و فرهنگ» در توضیح این مطلب که متنهای ارتباطاتی حاوی معانی یکسانی نیستند، مینویسد: دشوار بتوان چیزی یافت که تن به برداشتها و کاربردهای گوناگون ندهد. نمادها میتواند برای افراد ناهمگون، معناهای ناهمگون و حتی برای یک فرد معناهای غیریکسان داشته باشد. بنابراین جنبههای گوناگون متن نیز میتواند به همان سان، برای یک فرد یا افراد ناهمانند معناهای گوناگون داشته باشند. معناسازی کنشی پویا و دگرگون شونده و بازنماییهای نمادین، چند معنایی است.(لال، 1379)
پارادایم دریافت دربردارنده توعی انتقال از رویکرد انتقالی به رویکرد نشانهشناختی نسبت به پیامهاست. در این برداشت، پیام دیگر به منزله بسته یا توپی که فرستنده برای دریافتکننده پرتاب میکند، تلقی نمیشود. این اندیشه که پیام از سوی تولیدکننده برنامه، «رمزگذاری» و سپس از سوی دریافتکنندگان «رمزگشایی» و معنادار میشود مستلزم این است که پیامهای ارسالی و پیامهای دریافتی لزوما یکسان نیستند و مخاطبان مختلف ممکن است یک برنامه را به شیوههای متفاوتی رمزگشایی کنند. چگونگی قرائت متنها و نشانههای ارتباطاتی توسط مخاطب از اصول محوری این مکتب است.
همانگونه که عنوان شد، مخاطب بر حسب نظام ذهنی خود اقدام به رمزگشایی از پیام میکند. نظام ذهنی مخاطب خود به شدت متاثر از فرهنگ و خردهفرهنگهایی است که فرد درون آن زندگی میکند. پس این مکتب ارتباطات تنگاتنگی با فرهنگ اجتماعی مخاطبان دارد. در این فرایندهای پویاست که پیامهای ارتباطی، تعبیر، تفسیر و معناگذاری و رمزگشایی میشوند. به تعبیر بشیریه(1379) فرهنگ مردم آمیزه تناقضآمیزی از علایق و ارزشهای فرهنگی متعارض و همواره در حال نوسان است. پس، فراوردههای فرهنگی و رسانهای در مرحله مصرف،استفاده و یا مطالعه به شیوههای پیشبینی نشده و پیشبینی ناپذیر، گزینش، حذف، تعبیر و بازسازی میشوند.(بشیریه، 1379) مهدیزاده(1384) نیز معتقد است ارتباطگر، پیام را بر اساس اهداف ایدئولوژیک و منافع خود رمزگذاری میکند؛ ولی دریافتکننده که در فرایند ارتباط، نقش رمزگشا را را بازی میکند، اجباری در پذیرش پیام دریافت شده ندارد . در واقع در برابر معانی ایدئولوژیک پیام، مقاومت و آن را در چارچوب دیدگاه و تجربیات خود تحلیل و ارزیابی میکند.(مهدیزاده، 1384)
فیسک در توضیح اصول موضوعه این مکتب مینویسد: «این مکتب دلبسته آن است که چگونه پیامها با متنها در کنش متقابل با مردم قرار میگیرد تا معنا تولید کند؛ یعنی به نقش متنها در فرهنگ ما وابسته است. این مکتب اصطلاحاتی چون دلالت را به کار میگیرد و سوء تفاهمات را لزوما شواهد شکست ارتباط نمیداند؛ شاید شکست ناشی از تمایزات فرهنگی فرستنده و گیرنده باشد.»(فیسک، 1386: 11) جملات فیسک حاوی یک نکته مهم است. سوءتفاهمات در ارتباط آنگونه که مکتب انتقال ادعا میکرد، نشانه شکست در ارتباط نیست. شاید بتوان عنوان داشت در این مکتب چیزی به نام شکست در ارتباطات وجود ندارد. آنچه که مکتب انتقال آن را شکست در ارتباط تعریف و امتیازی منفی برای فرایند ارتباط تلقی میکند، در این مکتب تنها نشانه تفاوت قرائت مخاطب نسبت به صاحب پیام است. براساس مکتب دریافت، پیامهای رسانههای جمعی همیشه باز هستند؛ بدین معنی که میتوانند معانی مختلفی داشته باشند. لذا این دریافتکنندگان پیام هستند که با توجه به متن پیام و زمینههای فرهنگی خویش دست به تعبیر و تفسیر پیام میزنند.
مکتب تبادل معنا به دنبال کشف قواعد هنجاری و باید و نبایدهایی که انسانها باید مبتنی بر آن رفتار و ارتباط برقرار کنند نیست بلکه همانگونه که لیتل جان ابراز میدارد در پی آشکار کردن شیوههایی است که مردم تجربیات خود را به طور واقع از نشانههای ارتباطی درک میکنند.(لیتلجان، 1384: 54) پس بر مبنای این مکتب، برای فهم نظام ارتباطاتی یک جامعه شناخت متن فرهنگی آن جامعه ضرورت دارد. پیام در این مکتب متشکل از نشانههایی است که برای افراد جامعه انسانی معنا دارد. پیام از نشانههایی تشکیل شده است که در تعامل با گیرنده تولید معنا میکند. پس مناسبترین شیوه برای شناخت متن فرهنگی و پیامهای جاری در آن همانگون که فیاض نیز اظهار میکند، علم نشانهشناسی است.(فیاض، 1389الف)
نکته دیگر آنکه فرستنده در این مکتب به عنوان فرستنده پیام اهمیت کمتری دارد. در مکتب مبادله معنا، بحث بر سر مبادله معناست و نه مبادله پیام و در جهان معنا، انسان آزادی خلق معنا دارد. به همین دلیل، اصالت نه با منبع پیام بلکه با فهم و درک مخاطب است. پس مخاطب و نظام ذهنی او و متن فرهنگی او موضوعیت مییابد. خواندن، فرایند کشف معانی است و زمانی رخ میدهد که خواننده با متن تعامل و گفتگو کند و این گفتگو تابع تجربه فرهنگی خواننده است تا خواننده بتواند با نشانهها و نمادهایی ارتباط برقرار کند که متن را تشکیل میدهند. تصورات روانشناختی و عوامل فرهنگی از جمله عوامل موثر در دریافت و تفسیر پیام از جانب گیرنده محسوب میشوند.(سورین و تانکارد، 1384: 96-94)

2-6-3 ارتباطات به مثابه آیین
عموما وقتی مردم از یکدیگر میپرسند: «امروز حالت چطوره؟!» توقع شنیدن چیزی را دارند مانند: «خوبم؛ تو چطوری؟!» پاسخهایی تفصیلی، مشخص، آگاهیبخش و صادقانه معمولا مطلوب نیست چرا که اطلاعات، هدف محاوره نیست. همانگونه که عنوان شد هدف بسیاری از این دست ارتباطات انسانی، انتقال اطلاعات نیست. این دست ارتباطات انسانی جزئیات ابلهانه جهالتآمیز نیست. اینها آیینهای حیاتی اجتماعیاند که روابط را مشخص و مستحکم میکنند و تا حدودی آن را میسازند. همان طور که وقتی یک زوج میخواهند آماده شوند تا بروند سر کار، راجع به اینکه وقتی دور از هم هستند چه خواهند کرد، چه وقتی بازخواهند گشت و پس از آن چه خواهند کرد، سخن میگویند. اغلب دقیقا عبارت «خداحافظ عزیزم، روز خوبی داشته باشی، ساعت 5:30 میبینمت» هر روز تکرار میشوند. این صور ساده خوشامدگویی و وداع همانگونه که رودنبولر عنوان میکند، مثالهایی از ارتباطات آیینی هستند که عنصری از نظم اجتماعی(روابط) را در درون خود دارند.(رودنبولر، 1387: 198-196) آیینهای اجتماعی آن دسته از مناسک فردی و اجتماعی هستند که افراد انسانی در بسیاری اوقات این نقشها و مناسک را بدون هیچگونه قصدی مبنی بر انتقال اطلاعات اجرا میکنند. سلام و احوالپرسیهای روزمره نمونه مشخصی از آیینهای اجتماعی هستند. این مناسک پیش از آنکه در دیدگاهی انتقالی یا معنایی هضم شوند، در دیدگاه آیینی قابل توجیه هستند. انسان به عنوان موجودی پویا و اجتماعی نیاز به همگرایی و استحکام پیوند خود با دیگر افراد جامعه دارد. از همین رو پدیدهای مانند سلام و احوالپرسی را میتوان نمود خارجی فرایندی دانست که حاکی از پیوند بین افراد جامعه انسانی دارد. این بیان ناظر به یکی از مهمترین ویژگیهای آیین است: پاسداری از نظم اجتماعی جامعه. آیین، نظم اجتماعی نیست بلکه بازنمود نظمهای پنهان اجتماعی و فرهنگی است که در نگاه اول پنهان هستند. در حقیقت، ارتباطات آیینی جامعه بازنمایی نمادین نظمهای اجتماعی جامعه است و پیش از آنکه به تبادل اطلاعات به مفهوم انتقالی آن توجه داشته باشد به حفظ نظم اجتماعی جامعه توجه میکند.
آیینها، از مناسک عادی ارتباطات روزمره نظیر سلام و احوالپرسیها گرفته تا مناسک دینی و اجتماعی چونان نقشهای یک سناریو هستند که انسانها به طور اختیاری آنها را انجام میدهند و بدین وسیله هویت فردی و اجتماعی خود را به گروه و جامعه بزرگتری گره میزنند. البته نقل چنین توصیفات و تعاریفی از آیین و ارتباطات آیینی به معنای ناآگاهانه بودن آن نیست. یکی از ویژگیهای مهم آیین، اختیاری بودن و نسبتا آگاهانه بودن آن است. رودنبولر در این زمینه مینویسد: «همواره در آیین رگهای از آگاهی و در پی آن داوطلب بودن وجود دارد. مردم به طور آگاهانه در آیینهای مربوط به رخدادهای ویژه شرکت میکنند به طوری که اجراکننده آیین یا شاهد آن هستند و معمولا میدانند که برگزاری آیین چیزی نیست که طبیعتا یا به طور جسمانی ضروری باشد بلکه فضیلتی انسانی قلمداد میشود.»(رودنبولر، 1387: 42)
مطالعات آييني ارتباطات از جريانهاي علمي متأخري است که بدنبال بررسي ارتباط در بستر مفهومي و نظري متمايز از رويکردهاي پيشين دانش ارتباطات است. در نظرگاه جديد تمرکز بر وجوه آييني ارتباطات انساني اعم از ميان فردي، بين گروهي و رسانه‌اي توضيح داده مي‌شود که نه تنها «جنبه‌هاي ارتباطي آيين‌ها» مي‌تواند به بخشي از موضوعات مطالعات ارتباطي تبديل شود بلکه دامنه بررسي را حتي مي‌توان تا «جنبه‌هاي آييني خود ارتباط» نيز توسعه داد. در اين ميان نوآوري اصلي نيز نه در توجه به جنبه‌هاي «ارتباطي آييني» بلکه تمرکز بر ابعاد «آييني ارتباط» است. اتفاق نظري که در شرايط جديد افتاد قرار گرفتن مفهوم «ارتباط» ذيل استعاره آيين است، گويا وسعت مفهومي «آيين» آنقدر گسترده شده است که حتي مرزهاي مفهومي ارتباط را در مي‌نوردد و آن را در بر مي‌گيرد. البته این نکته نیز قابل ذکر است که این نگاه ریشه در نگاه فرهنگی به ارتباطات دارد.
مطالعات ارتباطي تا پيش از تحولات جديد عمدتاً مبتني بر همنشيني ارتباط با «استعاره انتقال» پي گرفته مي‌شد و «ارتباط» در معناي انتقالي آن که مبتني بر جابجايي پيام از طرف فرستنده به گيرنده و بالعکس است مادر و مبدأ اصلي «ارتباط‌شناسي» بود. با عنايت به سابقه مذکور آنچه در چارچوب رويکرد آييني رخ داد، ارائه و تبيين مبدا مفهومي ديگري براي «ارتباط‌شناسي» است. رويکرد جديد براين ادعا مبتني است که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارتباطات آیینی، جنگ جهانی دوم، انتقال اطلاعات، ارتباطات انسانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، ارتباطات آیینی، انتقال اطلاعات، زندگی روزمره