پایان نامه با کلید واژه های نظم اجتماعی، سلسله مراتب، سبک زندگی، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

از سرنوشت انسان ها كه از طريق ارزيابي مثبت يا منفي از حيثيت اجتماعي تعيين می‌شوداشاره دارد)وبر، ۱۳۸۲ :214)
برآورد اجتماعي از آبرو )يا شرف( و حيثيت كنشگر يا كنشگران، جايگاه اجتماعي ايشان را در جامعه مشخص مي كند و اين جايگاه بر تقدير فرد يا گروه اجتماعي مؤثر است . همچنان كه واژة طبقه بر گروهي از افراد اطلاق می‌شود كه در وضعيت طبقاتي يكسان قرار دارند، گروه منزلتي نيز شامل افرادي است كه آبرو و حيثيت يكساني در نظام منزلتي دارند، اما يك طبقه به خودي خود تشكيل يك جماعت را نمي دهد، حال آن كه گروه هاي منزلتي، بر خلاف طبقات، نوعي جماعت هستند (همان: ۲۱۴ و ۲۱۲ و ۲۰۸ ) از این رو اعضاي يك گروه منزلتي با همديگر همبستگي دارند.ويژگي ديگر گروه منزلتي آن است كه ميان خود و ديگر گروه هاي منزلتي فاصلة اجتماعي ايجاد مي كنند و قيوداتي بر مراودات اجتماعي، يعني مراوداتي كه تابع مقاصد اقتصادي نباشد،قائل می‌شود (بنديكس، ۱۳۸۲ :99) و از اعضاء انتظار دارند در برخورد با آنهايي كه منزلت هاي پايينتري دارند از نظر اجتماعي فاصله بگيرند . نكتة قابل توجه در ارزيابي حيثيت و اعتبار گروه منزلتي آن است كه مبتني بر تعريفي است كه ديگران از گروه دارند(كوزر، :1377314 ) هر گروه منزلتي از اعضا خود انتظار دارد تا به شيوها ي خاص رفتار كند. از نظر محتوا هر گروه منزلتي با سبك زندگي خاص خود مشخص می سازد و از اعضاي هر گروه منزلتي انتظار مي رود تا سبك زندگي خاصي را دنبال كنند (گرب،1373: 78) .از اين رو، اگر طبقات برحسب رابطه شان با توليد و تحصيل كالا قشربندي مي شوند، قشربندي گروه هاي منزلتي بر اساس شيوه هاي مصرف كالاو سبك زندگي است. نقش تعيين كننده سبك زندگي چنان است كه هرگونه سبك بخشيدن به زندگي يا از درون گروه هاي منزلتي آغاز می‌شود و يا به وسيلة آن‌ها تداوم مییابد. همچنين سبك زندگي، سبكي فردي نيست بلكه نوعي اقدام جمعي است كه مورد توافق قرارگرفته است( وبر، 221:1383-215)
مدهاي گوناگون نيز از درون سبك هاي مختلف زندگي ناشي شده و به وسيلة آن ها نيز پذيرفته يا رد مي شوند. هر سبك زندگي آدابي خاص دارد كه اين آداب شامل مد نیز می شود.آداب زماني مد ناميده مي شوند كه تازه بودن رفتار مربوطه مبناي جهت گيري كنش باشد.(وبر،34:1374)
از اين رو در هر سبك زندگي به وسيلة آداب خاصي كه از اعضا انتظار مي رود، محدوديت هاو قيودي بر رابطه و مراودة اجتماعي اعمال می‌شود كه تابع نفع اقتصادي نيست. حيثيت هاي اجتماعي و گروه هاي منزلتي بيارتباط با موقعيت هاي طبقاتي نيستند و به اشكال مختلفي با تمايزهاي طبقاتي و تمايزهاي منزلتي با يكديگر ارتباط دارند. وبر نحوة توزيع حيثيت اجتماعي در جامعه و در بين گروه هاي مشاركت كننده در اين توزيع را نظم اجتماعی مينامد. نظم اجتماعي با نظم اقتصادي و نظم قانوني در ارتباط است؛ اما نظم اقتصادي و نظم اجتماعي يكي نيستند و درواقع طبقات و گروه های منزلتی واحزاب پديده هايي هستند كه توزيع قدرت در يك جامعه را شكل مي دهند. دارايي هميشه شرطي لازم براي كسب حيثيت و احترام اجتماعي نيست، گرچه معمولاً امكان سبك زندگي خاصي كه از اعضاي يك گروه منزلتي انتظارمي رود مشروط به وضعيت اقتصادي آن‌ها است.با وجود تمايز وضعيت اقتصادي و وضعيت منزلتي در درازمدت اين دو بر يكديگر انطباق پيدا ميكنند. همچنين ممكن است كه يكي مبناي ديگري قرار گيرد. چنان كه حيثيت و اعتباراجتماعي ميتواند قدرت سياسي و يا ثروت به همراه بياورد، اما عموماً موقعيت اقتصادي صرف و عريان نميتواند بدون واكنش به وضعيت منزلتي تبديل شود؛ چرا كه اگر دستاوردهاي اقتصادي صرف (كه به خاطر منشاء غيرمنزلتي خود هنوز جنبها ي خفتبار دارند) سبب شود تا افراد ازهمان اعتباري برخوردار شوند كه افراد ذينفع در يك منزلت به دليل سبك زندگي خاص خود ،مدعي آن اند نظام منزلتي در معرض تهديد بنيادي قرار مي گيرد . از اين رو همة گروه هاي ذينفع در نظم منزلتي عليه ادعاهاي صرفاً متكي بر درآمد اقتصادي سخت واكنش نشان مي دهند.البته شدت واكنش در نظام هاي منزلتيا ي كه داراي ساختار محكماند با نظام هاي منزلتي كه ازنظر اقتصادي متزلزل اند، متفاوت است؛ اما به هر حال حيثيت منزلتي با تظاهر صرف به داشتن دارايي در تعارض است. از اين رو است كه خود نوكيسه گان هرگز بدون قيد و شرط مورد قبول گروه منزلتي قرار نمي گيرند؛ حتي اگر خود را با سبك زندگي آن‌ها تطبيق داده باشند؛ اما فرزندان نوكيسهگان كه براساس سنت هاي گروه منزلتي تربيت شدها ند، مورد پذيرش قرار مي گيرند( همان: 222-207)
يك گروه اجتماعي منزلتي به شيوه هاي مختلفي از جمله به وسيلة ازدواج هاي درون گروهي و محرمات آييني هويت متمايز گروه را حفظ مي كند. اين گروه ها اصولاً عزت و احترام خود را از راه هاي غاصبانه كسب مي كنند و با تخصيص شايستگي برخي از پاداش ها به خودشان،ادعاهايشان را در شيوة زندگي و رفتار و فعاليت هايي كه از لحاظ اجتماعي انحصاري است مناسكي مي كنند(تامین،11:1371)
صلاحيت آموزشي نيز يكي ديگر از راه هاي مسدودكردن است. شيوه هاي حفظ سبك زندگي يك گروه منزلتي از موضوعاتي چون آداب غذاخوردن و ياصحبت كردن تا حتي تضمين هاي قانوني و به كاربردن نيروهاي مسلح را نيز شامل مي شود. یک گروه منزلتي، داراي يك الگوي مجزاي زندگي، غذاخوردن، آشاميدن، لباس پوشيدن، تفريح و خلاصه الگوي مجزاي مصرف است. چنين الگوهايي، به تعريف اعضاي يك گروه منزلتي و به حفظ منزلت آن و به حرمت اجتماعي و فرهنگي آن در چشم خود و ديگر اعضاي صورتبندي اجتماعي كمك ميكند كه در ارزش هاي فرهنگي همانند شريك هستند (باكاك،1381: 8) گروه هاي منزلتي براي فهم جامعه هاي چندفرهنگي و مدرن بسيار اهميت دارند و ذائقه هاي مختلف را شكل مي دهند. گروه هاي منزلتي همچنين ميتوانند به اعضاي خود احترامي را بدهند كه در گروه هاي وسيعتر ممكن نيست. گروه هاي منزلتي نفع خودشان را در بازار دنبال مي كنند.انواع گروه هاي منزلتي كه ميتوانند مبناهاي مختلفي همچون قوميت، جنسيت، مذهب و حرفه نيز داشته باشند علاوه بر مزاياي فوق ممكن است براي اعضاي خود امتيازاتي چون انحصار برخي مشاغل را نيز به ارمغان آورند (كرايب، ۱۳۸۲: 228).
گروه هاي منزلتي به مرور زمان و با تثبيت جايگاه خود ميتوانند برخي امتيازات خود را به شكل قانون نيز دربياورند . «همين كه عملاً قشربندي خاصي از نظم اجتماعي به وجود آيد و به واسطة توزيع پايدار قدرت اقتصادي ثبات يابد، گذر از اين موضع صرفاً قراردادي و دستيابي به امتيازهاي قانوني مثبت يا منفي، به سهولت صورت خواهد گرفت (وبر، ۱۳۸۲: 216). همچنين مفهوم منزلت و سبك زندگي ميتواند در قياس با مفهوم طبقه تبيين بهتري از منازعات و جدال هاي سياسي در جامعة نوين را ارائه دهد؛ زيرا بسياري از منازعات و كشمكش هاي جامعة نوين را نميتوان صرفاً با مفهوم طبقه توضيح داد. چرا كه گروه هاي منزلتي نيز به همراه احزاب (علاوه بر طبقات) در توزيع قدرت در جامعه مؤثرند و نظم اجتماعي (متأثر از نحوة توزيع حيثيت اجتماعي) و نظم اقتصادي به نحوي همانند با نظم قانوني ارتباط دارند(همان : ۲۰۸-207).
اگرچه نظريات وبر تکلمها ي بر نظريات مارکس – تلقي می‌شود، اما وي نخواسته است تبيين هاي مارکس از وجوه مادي توليد و نقش آن در برساختن فرهنگ را به همراه نظريات خود در يک چارچوب نظري نظام مند تنظيم كند. بعدها انديشمندانِ اجتماعيِ ديگري درصدد تلفيق آراي اين دو متفکر مهم انديشة اجتماعي برآمدهاند.
دنيس رانگ در مقالها ي در مورد انديشه هاي وبر مي گويد منظور وبر از سبک زندگی، ارزش ها و رسم هاي مشترکي است که به گروه احساس هويت جمعي ميبخشد و نه آن طور که در حال حاضر، معمولاً اين اصطلاح به کار مي رود. يعني به منزله يک روش يا راه زندگي که سبب سازگاريا ش با نيازهاي روان شناختي افراد، آزادانه انتخاب می‌شود (توسلي، ۱۳۷۳ :62). جميز مک کي در مورد ديدگاه وبر مي گويد: آنچه وبر سبک زندگي مينامد به روش هايي باز مي گردد که طبقات و گروه هاي هم رتبه از نوعي از زندگي پديد ميآورند:{ به عبارتي الگوي فرهنگي رفتار و مجموعها ي از باورها}. هر يک از طبقات اجتماعي، سبک زندگي خود را پرورش مي دهد و جهان بینی متمايزي را به نمايش مي گذارد. روشي از نگاه به زندگي که تجربيات اجتماعي ويژه خود و روابطش را با ديگر گروه هاي اجتماعي بيان مي کند(مک كي،۱۹۶۹ : ۲۷۵) بنابراين، وبر سبک زندگي را معادل قشر اجتماعي نمي داند بلکه معرف آن مي شناسد. به بيان ديگر آن را چيزي معرفي مي کند که مرزهاي نامشخص موقعيت و قشراجتماعي را تعيين مي کند(يوث، ۱۹۹۶ : ۵). وبر، سبک زندگي را از جنس رفتار مي داند که تمايلات، آن را هدايت مي کند و فرصت هاي زندگي، بستر بروز آن را فراهم مي کند. (هندري و ديگران، ۱۳۸۱ : 2-231)

2-4-3 بوردیو
نظرية بورديو يکي از نظرياتي است که آراي مارکس و وبر در آن تلفيق شده است (و البته بورديو از آراء ديگران نيز بهره برده است). نظرية مارکس در تحليل نقش وجوه مادي توليدي در شکل دادن به ساختار اجتماعي و جايگاه افراد در آن بسيار توانمند است. نظرية وبر به نوعي تکميل اين نظريه است به وسيلة روشن ساختن چگونگي تأثير گذاردن عوامل غيراقتصادي در جايگاه فرد در ساختار اجتماعي.
نظرية بورديو به نحوي تحسين برانگيز اين هر دو را در يک نظام نظري منسجم تلفيق کرده است. ويژگي هاي نظرية ساختارگرايي تکويني اين نظريه را براي پيروان سنت وبري نيز استفاده كردني ساخته است. تحليل سبک زندگي در نظرية بورديو، در قياس با نظريات ديگر، به لحاظ قدرت تبييني و در نظر گرفتن عوامل مختلف و در عين حال انعطاف پذيري نسبت به شرايط اجتماعيِ متفاوت داراي مزيت هاي متعددي است که جامعيت و عدم تقليل گرايي از آن جملها ند.
تحليل هاي وبر به ويژه در مورد تأكيد بر عامليت، استقلال فرهنگ و قدرت و سلطه در نظريه هاي فرهنگي معاصر بسيار تاثير گذار بوده است. تحقيقاتي كه دربارة سرمايه فرهنگي و شأن اجتماعي صورت مي گيرد متأثر از ميراث فكري وبر است. مباحثات مربوط به «حوزه ها » و « منش» در آثار بورديو نيز متأثر از ميراث فكري وبر است ( اسميت، ۱۳۸۳: 39).
در نظرية بورديو سبك زندگي كه شامل اعمال طبقهبندي شده و طبقهبندي كنندة فرد درعرصه هايي چون تقسيم ساعات شبانه روز، نوع تفريحات و ورزش، شيوه هاي معاشرت، اثاثيه و خانه، آداب سخن گفتن و راه رفتن است، در واقع عينيت يافته و تجسم يافته ترجيحات افراد است. از يك سو، سبك هاي زندگي شيوه هاي مصرف عاملان اجتماعيا ي است كه داراي رتبهبندي هاي مختلفي از جهت شأن و مشروعيت اجتماعياند. اين شيوه هاي مصرفي بازتاب نظام اجتماعي سلسله مراتبي است؛ اما چنانچه بورديو در كتاب تمايز بر حسب منطق ديالكتيكي نشان مي دهد مصرف صرفاً راهي براي نشان دادن تمايزات نيست، بلكه خود راهي براي ايجاد تمايزات نيز است (باكاك، ۱۳۸۱: 96) .ذائقه ها و ترجيحات زيباشناختي متفاوت سبك هاي زندگي متفاوت را ايجاد مي كنند. «بنابراين سبك زندگي محصول نظام مند منش است كه از خلال رابطة دوجانبة خود با رويه هاي منش درك می‌شود و تبديل به نظام نشانه هايي مي گرددكه به گونها ي جامعها ي مورد ارزيابي قرار گيرد (مثلاً به عنوان، قابل احترام ، ننگآ ور و …)( بورديو، ۱۹۸۴: 172).
چنانچه بورديو در عبارت فوق نيز اشاره مي كند مصرف به منزلة نظامي از نشانه ها و نمادها مطرح است كه كاركردهايي چون تمايزگذاري اجتماعي دارد كه البته به نظر بورديو معنايش از همين تفاوت و تمايز ناشي می‌شود و چيزي جز آن نيست: از اين رو، در بحث بورديو مصرف همانند پاسخ به نيازهاي زيستي مطرح نمي شود، بلكه مصرف به منزلة استفاده از نظامي از نشانه ها و نمادها مطرح است (بورديو، ۱۹۸۴: 66)كه البته خود اين نشانه ها و نمادها از خلال فرايند مصرف توليد مي شوند. از اين رو، مصرف در انديشة بورديو، برخلاف ماركسيسم كلاسيك، صرفاً يك متغير وابسته نيست.
سبك زندگي متأثر از ذائقه، و ذائقه پيامد منش و منش نيز محصول جايگاه فرد در ساختارهاي عيني اجتماعي است. جايگاه فرد در ساختار اجتماعي كه مشخص كنندة ميزان بهره مندي وي از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، مصرف كننده، عامل اقتصادی، ساختار اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، طبقات اجتماعی، جامعه شناسی، سلسله مراتب