پایان نامه با کلید واژه های نامه نگاری، رولان بارت، متون ادبی

دانلود پایان نامه ارشد

شاعران، به اقتضاي زندگي درباري، به جاي تازگي معني، به كمال صوري توجه مي‌كنند؛ به جاي ابراز هيجان ها، در اختفاي آنها مي‌كوشند؛ و آن چنان مغرورند كه جز به اختصار سخن نمي‌گويند. ولي در هيچ كشوري اهل سخن، در عين كم‌گويي تا اين اندازه گويا نبوده‌اند. ظاهراً شاعران ژاپن اصرار دارند كه درازنويسي و گزافه‌گويي مورخان خود را با اندك‌گويي خويش جبران كنند. مي‌گويند كه سه صفحه دربارة باد غربي نوشتن چيزي جز الفاظي عاميانه نيست و هنرمند حقيقي را نبايد هدفي جز اين باشد كه خواننده را به تفكر برانگيزد. براي برانگيختن تمام ادراكات و عواطفي كه شاعر غربي در تشريح آنها اصرار مي‌ورزد، شاعر ژاپني به كشف و بيان مفهومي تازه و جاندار بسنده مي‌كند. در نظر ژاپنيان، هر شعر سند الهامي است كه در يك لحظة گذرا روي داده است.
شاعران اين ديار سر آن دارند كه زندگي خود را در بيتي منعكس گردانند؛ بنابراين در كوكينشو يا هياكونين ايشو (اشعار منفرد از صد تن) از حماسه‌هاي پهلواني يا رزمي و تغزلات دامنه‌دار خبری نیست. وقتي كه سايگيو هوشي عزيزترين دوست خود را از كف داد و راهب شد و براي تسلاي خويش به زيارتگاه ايسه پناه برد، منظومه‌اي مانند آدونيس اثر شلي يا حتي ليسيداس اثرميلتن نساخت، بلكه تنها اين ابيات ساده را سرود:

چيست كه در اينجا هست؟
نمي‌دانم.
با اين وصف، دلم از سپاس سرشار است،
و اشك فرو مي‌ريزد!

و زمانی که بانو كاگا نوچي‌يو به مرگ شوهر ماتمدار شد، فقط چنين نگاشت:

آنچه به نظر مي‌آيد نيست، مگر رؤيايي. …
مي‌خوابم. … بيدار مي‌شوم. …
چه وسيع است
بستر بي‌همبستر!

همين شاعر بعداً در مرگ فرزند نيز دو خط بيشتر نسرود:

آيا امروز تا كجا رفته است
آن صياد دلير سنجاقك ها؟

در مجامع سلطنتي نارا و كيوتو، ساختن شعر تانكا نوعي تفنن اشرافي به شمار مي‌رفت. در اوج عصر هيان، امپراطور گاه‌گاه مجالس مسابقه برپا مي‌كرد، در اين مجالس، جمعي از شاعران كه تعدادشان به يك هزار و پانصد مي‌رسيد، در حضور داوران دانا، تانكا مي‌ساختند. در سال 951 براي رتق و فتق مسابقه‌ها، «ادارة شعر» تأسيس شد و به بايگاني كردن قطعات برنده پرداخت. در قرن شانزدهم، ژاپنيان تانكا را دراز شمردند؛ در نتيجه قالب شعری هوكو43 يا های كو44پيدا شد. هايكو با قالبی بسيار ساده، فقط سه مصرع دارد؛ پنج هجا در سطر اول، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم؛ روي هم رفته هفده هجا45. مردم ژاپن كه بين دو قطب ادراك و عاطفه در نوسانند و از اين رو به آساني از سبكي به سبكي ديگر مي‌گرايند، ديوانه‌وار از شعر جديد استقبال كردند. در عصر گنروكو(1688-1704) ساختن «هوك‌كو» در همه‌جا معمول شد؛ مردان وزنان، بازرگانان وجنگجويان، و پيشه‌وران و كشاورزان دست از كار كشيدند و به مسابقات بديهه‌گويي روي آوردند و چندان در مجالس مسابقة «هوك‌كو» شرط‌بندي كردند كه برخي از سودجويان تشكيل اين مجالس را حرفة خود ساختند و به خالي كردن جيب هاي هزاران تن پرداختند. عاقبت، حكومت مداخله كرد، به اين پايگاه هاي شعري تاخت، و آن هنر كاسبانه را از رونق انداخت. هايكو بيانیست بسيار كوتاه از ذهنيت و ديدگاه شاعر به جهان هستی؛ اين ديدگاه ممكن است گاه آنقدر متمركز باشد كه در جهيدن غوكی در آب خلاصه شود. در هايكو مشاهده ی دقيق طبيعت و عشق به آن باز گفته می شود. نماد گرايی و اشاره هايی پنهان، كه غالباً لطيف است، فراوان به كار برده می شود. هایکو چیزی فراتر از فرم ادبی است؛ راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون؛ هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند؛ لحظه ای عادی که آوازش تا به دورها شنیدنی است و وقتی این لحظه، یم دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید: “خیلی آشناست … این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و…”بسياری از هايكوها، نگاره ها يا تصويرهای كلامی زيبايیست، اما نه توصيف پر از ريزه كاری و پركار؛ نگفته ها و نيامده ها  در آن بسيار است و خواننده مختار است كه آن ها را در انديشه ی خود پر کرده و به هر شكلی كه می خواهد تعبير كند. كم نيست هايكوهايی كه می توان آن ها را به چندين گونه تعبير كرد؛ زبان ژاپنی از اين نظر بسيار انعطاف پذير است. شكل گيری هايكو و تكامل آن روند مدت داری را پيمود،  اما بسياری بر اين باورند كه سر آغاز جهش هايكو سرايی، با هايكویی شكل گرفت که ماتسوئو باشو46 ( 1694- 1644 ) سرود.

بركة قديمي،
آري، و صداي غوكي كه در آب مي‌جهد.

باشو را عموماً بزرگترين هايكو سرای ژاپن قلمداد می كنند؛ با اينكه از طبقة ساموراي بود، در جواني چنان ازمرگ خداوندگار و استاد خود متأثر شد كه زندگي درباري را ترك گفت، از همة لذات جسماني روي برتافت، آوارگي و تفكر و تعليم پيش گرفت و فلسفة آرامش‌پسند خود را با وصف طبيعت آميخت و به زبان شعر بازگفت. او كه از رهروان ذن بود، با خلاقيت و احساسات عميق خود، مظامين نو و پر باری را در هايكو خلق كرد كه تأثير ذن بر آن كاملاً مشهود بود. در هايكو برکه قدیمی، چيز انقلابی، بينش باشو است به طبيعت، كه زمينه ی شعر او را می سازد. او در واقع به اعماق كل آفرينش راه يافته و آنچه آنجا ديده به صورت نقش بر این هايكو بيرون آمده است. بسياری معتقدند كه هايكو سرايی باشو آغاز دوران جديدی در شعر سرايی ژاپن بود. دكتر سوزوكی معتقد است: پيش از باشو كار هايكوسرايان بازی با كلمات بود و همين باشو را بر آن داشت كه شأن هايكو را به مرتبه ی بالاتر برساند. می توان گفت كه هايكو از راه های گوناگون بازتاب منش ژاپنی ست. ژاپنی ها به دراز گويی خوگر نيستند؛ استدلالی نيستند، از انتزاعات عقلی می پرهيزند، بيش تر شهودی اند و چنين می پسندند كه واقعيت ها را چنان كه هستند، بی هيچ تفسير، خواه تفسير عاطفی و خواه مفهومی، بيان كنند. در زیر نمونه هایی از هایکو ژاپنی، برای درک دیدگاه آنها به طبیعت که بر تمام هنرهای آنان تاثیر گذار است آورده شده است:

ساقة علف، كه از روي آن
يك سنجاقك براي فرود آمدن كوشيد.
 ماتسوئو باشو  
می شكفند و . . .
نگاه می كنيم و . . .
فرو می ريزند و . . .
                                       اواجينا اونيتسورا 47
آه از اين دنيای پر مشغله !
سه روز تمام
نديده ام شكوفه ی گيلاس
                                     اوشيما ريوتا 48
 
شكوفه های آلو
ايثار می كند بوی خود را
بدان كس كه شاخه را می شكند.
                                    بانو چی يوجو49
بیدار شو پروانه
دیر شده است، راهی دراز داریم
برای همراهی.
  ماتسوئو باشو
با تربچه اش
راه را نشان می دهد
تربچه چين
                   كوباياشی ايسا50 

نقاشي هاي ژاپني براثر نياز به مصور كردن متون، توسعه يافته است. در تمام عصرها محبوبيت غزل “واكا”51 در هنر گرافيكي تأثير شديدي داشته است. اين وحدت متن و تصوير كه در آثار نقاشی سنتي ياماتواي52 در حدود قرن نهم آغاز شده و به سبك ملي متمايزي توسعه يافته است، احتمالاً مشابه با هنر هيچ ملت ديگري نيست. ارتباطی تنگاتنگ و مشابه بين متن و نقاشي در نقاشي هاي طوماري ديده مي شود. اما اوج هنر امپرسيونيستي بعد از نقاشي، فراتر از تصوير رفته و محتواي معنوي آن با فرم هاي ادبي ثابت در هم ریخته بود. اين نكته مهم در نماد معنوي هنر ذن ظاهر مي‌شود. آنچه مسلم است، هايكو به گونه ای تجلی عرفان ذن را نمود می كند. شايد نتوان هايكو را شعر ذن ناميد اما مسلماً نمی توان تاُثيرات ذن برآن را انكار كرده و يا بنيان های هايكو و ذن را از يكديگر مجزا دانست؛ مشابه این گونه تاثیرات را در نقاشی های متاثر از آیین ذن نیز می توان دید؛ هنرمندان ذن فقط از جوهر تك رنگ و از حداكثرسازي موضوع و قلم كاري بسيار مختصر استفاده مي كردند. آنها با چند ضربه قلم مو، ارزش هاي معنوي جاودان و افكار نامحدود را آشكار مي سازند و منظورشان اين نيست كه تجريد از لحاظ زيبايي شناسي خود قابل ارزش است، بلكه تجريد مي‌تواند به علامت يا نماد فعاليت معنوي الهام بخش تبديل شود.53

1-4 خوشنویسی
زبان ژاپنی تا حدود قرن پنجم میلادی، خط نوشتاری نداشت و برای مکتوب کردن اشعار و افسانه ها، اطلاع رسانی وحتی نامه نگاری از برخی گونه های نقاشی استفاده می شد. با ورود خط چینی و پیوند بلافصلش با خوشنویسی، نوشتار جدا از جنبه کاربردی اش به عنوان هنری جدید در کشور ژاپن مطرح شد. در بسیاری از موارد نقاش و خطاط یکی شدند. آثار فراوانی از تلفیق تصویر و نوشته به وجود آمدند و مصداق کلمه گرافیک شدند.54 خط نوشتاری و خوشنویسی، یکی از اولین و مهم ترین هنرهایی است که ژاپنی ها از چین وام گرفتند. «کاراکترهای اولیه این خط، یا کانجی55ها را «تس آنگ چیه»56 با الهام از رد پای پرندگان، در 1800ق.م ابداع کرد و شکل تکامل یافته و متحول شده آن، پس از طی چند سده، در دوران سلسله های نارا57 و آسوکا58(522-749ب.م) پا به ژاپن گذاشت»59 در نگارش کانجی توجه به انحناهای خاص هر کاراکتر، میزان کلفتی و نازکی خطوط تشکیل دهنده آن و حتی میزان فشار قلم مو برای نوشتن اجزاء مختلف متن حائز اهمیت بود. 60ورود الفبای چینی، هنر خوشنویسی را نیز با خود به همراه آورد برای فهم بهتر حروف و خوشنویسی چینی، بسیاری از تلفظ ها و حتی اشکال ظاهری حروف تغییر یافت. چنان که با شیوه نگارش چینی کاملاً تفاوت داشت. کوکایی اولین خط ژاپنی را با حرکات بی پروای قلم، معروف به هیکایکو پدید آورد. او حروف سنسکریت را سر مشق خود کرده بود. برخی از دست خط هایاو به اواخر قرن نهم می رسد، هنوز در دیر کویا سان، که مرکز مکتب شین گون است، موجود است61(تصویر1-9).
« ژاپنی ها سه روش قانونمند برای خطاطی و نگارش کانجی ابداع کردند:
کایشو62: دست خطی قانونمند و استاندارد، که عمدتاً برای ثبت اسناد و مدارک رسمی متون ادبی بودایی کاربرد داشت.
گیوشو63: دست خطی با حروف ساده و اختصار یافته (از لحاظ فرم هر یک از حروف) که پیوسته و روان نوشته می شد و کاربرد غیر رسمی داشت.
سوشو64: دست خطی با فرم های شکسته، اغراق شده و پیچیده است، که بیشتر برای نامه نگاری های شخصی و نگارش شعر استفاده می شد.»65
این نکته مهمی است که بدانیم هنر ژاپنی منشاء نوشتاری دارد و نه منشأ بیانی. (تصویر1-10) به رغم آنکه ابزار آغازین نقاشی و نوشتار یکسان (قلم مو) بوده است، این نقاشی نیست که نوشتار را درون سبک تزئینی خود می کشد، برعکس عمل نوشتار است که حرکت های نقاشی را زیر سلطه خود پرورش می دهد؛ به صورتی که نقاشی کردن هرگز چیزی جز نوشتن نیست. 66رولان بارت در کتاب امپراتوری نشانه ها با یک مقایسه بین عمل نوشتار در شرق و غرب، این نکته را این گونه بیان می کند«در مغازه نوشت افزار مکان گرد آمدن اشیای ضروری برای نوشتار است…اینجاست که دست با ابزار و ماده خط برخورد می کند…از این رو هرملتی مغازه نوشت افزار خاص خود را دارد، درایالت متحد، مشخصه ی چنین مکانی، فراوانی، دقت و هوشیاری آن است…آنجا مصرف کننده هیچ نیازی به تعمق در نوشتار خود ندارد…استیلای کاملی بر وسایل بدون آنکه هیچ خیال بافی درباره خط یا ابزار در کار باشد، نوشتار در موقعیتی کاملا مصرفی قرار می گیرد و هرگز به بازی یک انگیزش بدل نمی شود…موضوع نوشت افزار ژاپنی نیز همین نوشتار پنداره نگارانه است که در یک نگاه ما، ظاهرا از نقاشی ریشه گرفته است، در حالی که درست برعکس، این نوشتار است که نقاشی را بنیان می گذارد.»67
راهبان بودایی که جزء اولین و مهم ترین کاتبان کانجی در ژاپن بودند، تمرکز برای خوشنویسیِ «سوترا» را بهانه ای برای مراقبه و تزکیه نفس قرار دادند. خوشنویسی در ارتباط با بودیسم به عنوان هنری الهی و مقدس جلوه گر شد و خطاطان کانجی از مرتبه و احترام خاصی در جامعه برخوردار شدند. کالیگرافی تقریبا نزد تمام‌ پیشوایان بانفوذ ذن، عمومیت دارد. تنوع بسیار کاراکترها، شیوه ی نگارش، گردش قلم و امکانات ترکیب آن با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نقاشي، ژاپني، چيني Next Entries پایان نامه با کلید واژه های جنگ جهانی دوم، واقعیت های دنیا، سیر و سلوک