پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه، خوشگذرانی، تاریخ ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد

که جوان فرصت داشته باشد از این مرحله انتقالی که جوانی نامیده می‌‌شود عبور کند اغلب با مشکلات گوناگونی در زمینه‌های بهداشت، مسائل خانوادگی مانند (خانواده و نزدیکان) مسائل آموزشی، رشد و پیشرفت مواجه می‌شود. در بعضی از کشورهای توسعه یافته کلمه‌‌‌ی جوانان می‌تواند معنای اجتماعی و اقتصادی داشته باشد. مانند کار تمام وقت، ازدواج و بچه‌دار شدن ( و نیز تا حدودی نحوه زندگی بزرگسالان) دختران و زنان جوان در مرحله‌ی جوانی سریعاً نحوه‌ی زندگی بزگسالان را می‌پذیرند. بر این اساس تعریف جوان به عنوان فرد بین 15 تا 24 سال تعریفی مناسب برای کل جوانان و تحلیل آماری گروه‌های مختلف سنی به نظر می‌رسد. واژه جوان معانی گوناگونی در نقاط مختلف جهان دارد که تنها از طریق سن (تقویمی) افراد معنا پیدا نمی‌کند. با این حال، در فرهنگ و تاریخ کشورها نیز این نکته قابل بحث است که جوانی دوره‌ای خاص از زندگی تلقی نمی‌شود و معیار سن و سال بر آن حاکم نیست. اگر در تاریخ ادبیات ملت‌های مختلف نظری بیفکنیم این واقعیت کاملاً مشهود است که اکثریت ادیبان و حکیمان دردوران ما قبل مدرن هیچ معیار سنی خاصی برای جوانی قائل نیستند و جوانی را مجموعه‌ای از رفتارها، هنجارها، عادات امیال، آرزوها، آزادی‌ها، بی‌قیدی‌ها و آرمان‌های ضد و نقیض می‌دانند که توأم با عشق، صفا، وفا، خوشگذرانی و‍ آزادی‌های فارغ از جهان کار و تعلقات زندگی مادی است. در نگاه سنتی به جوان و جوانی ، معیار سن و سال برای تعریف جوانی کاری بی‌معنا‌ست و این مسئله‌ خود به سبک زندگی سنتی و جایگاه و چگونگی نظام آموزش در زمان گذشته‌های دوربرمی‌گردد در دوران ما قبل مدرن دانش آموزان علاقمند به شرکت در جلسات درس (جمعیتی از افراد نا بالغ گرفته تا افراد میانسال) بدون رعایت سن و سال در حلقه‌های مشترک درسی و بحث حاضر می‌شدند. همچنین در متون و ادبیات ما قبل مدرن نیز هیچ اثری از معیارهای جوانی مدرن مانند سن و سال و دوره‌ طولانی تحصیلات دیده نمی‌شود و بیشتر بر معیارهای عشق، خوشگذرانی ، شور و حال و توان و قدرت مردانه تأکید می‌شود. ( شرفي،1390،ص50)

2- 1- 3- ویژگیهای جوان
در اینجا به بیان شاخص ترین ویژگی¬های جوان امروز میپردازیم.
2- 1- 3- 1- استقلال طلبی
چنانکه گفته شد جواني حد فاصل ميان نوجواني و ميانسالي است . يکي از اساسي ترين ويژگي هاي کودک يا حتي نوجوان وابسته بودن اوست. مثلاً کودک به پدر و مادر ، اطرافيان و حتي آموزگاران خويش وابسته است. اين وابستگي تنها وابستگي عاطفي نيست ؛ بلکه در بروز رفتاها نيز نوعي مقلد و وابسته به شمار مي آيد . يا در تصميم گيري مستقل عمل نمي کند و به گونه اي احساس وابستگي مي نمايد.
اما جوان وابسته خو نيست و از تعلق و وابسته بودن گريزان است . او مي خواهد خود بينديشد ، خود تصميم بگيرد و خود رفتار نمايد . با آنکه ممکن است رفتارها و تصميم هاي او نادرست باشد ؛ اما به دليل حس استقلال طلبي و خودبسندگي، همه ي عوارض اين گريز از تعلق را مي پذيرد و بر پاي خويش مي ايستد.
اگر والدين يا حتي معلمان به دليل اين استقلال طلبي او را همواره به خود واگذار کنند، جوان دچار مشکل مي شود. شايد حتي اين خوي مثبت او به خلق ناهنجار مبدل گردد. از سويي عدم اعتماد به جوان و با زبان کودکانه با او سخن گفتن و در ريز و درشت امور او دخالت نمودن نه تنها اثر مثبتي بر جاي نخواهد گذاشت ، بلکه او را عصيان گر و پندگريز خواهد ساخت.

2- 1- 3- 2- پرخاشگری
يکي از اساسي ترين خصائص بيولوژيکي جوان در فشار بودن و در نتيجه پرخاشگري اوست. کارکرد سيستم زيستي جوان والتهابات و غرايز مختلف وي به نوعي او را در فشار نشان مي دهد و نتيجه ي طبيعي اين در فشاربودن ، بروز رفتارهاي پرخاشگرايانه مي باشد. اگر خوي پرخاشگري او مورد توجه قرار نگيرد و صرفا به پيش زمينه هاي تعليمي و تربيتي ارجاع داده شود از اين رو زمينه ي ناديده گرفتن و حتي سرکوب آن فراهم آيد، نه تنها جوان رام و مطيع نمي شود، بلکه ممکن است به صورت موقتي نيروهاي سرکوب شده پنهان بماند و در موقعيتي ديگر و به صورت ضايعه و فاجعه بروز و ظهور نمايد . در هر صورت اين ويژگي جوان ، رفتار سنجيده منطقي و ظريف وروان شناسانه را طلب مي کند تا خصلت ياد شده به بحران منجر نشود.
2- 1- 3- 3- برتري جویی
شايد اين ويژگي به نوعي با روحيه ي استقلال طلبي جوان در ارتباط باشد. مسلماً وقتي حس استقلال طلبي در جوان وجود داشته باشد، حس استعلا وبرتري طلبي از آن سرچشمه خواهد گرفت و جوان را همواره در رقابت و برتري جويي قرار خواهد داد. (همان، ص75)
2- 1- 3- 4- احساس خلأ
به طور طبيعي جوان مثل کودک مورد توجه نيست و از اين رو اطراف خويش را خالي مي يابد. چنانکه گفته شد جوان استقلال طلب است و استقلال طلبي ممکن است گاه گاه به احساس خلأ منجر شود.چون خود تصميم مي گيرد، يا مي خواهد تصميم بگيرد و خود رفتار نمايد و مقلد و وابسته نباشد احساس خلأ به او دست مي دهد. اين احساس خلأ باعث مي شود که ؛
الف) خواهان جلب توجه باشد.
ب) به همدلي و همراهي ميل پيدا نمايد.
ج) رفتارهاي توجه برانگيز را از خويش بروز دهد. پوشش هاي متفاوت، الگوبرداري از مدل هاي غير بومي و عجيب ، فعاليت ها و حرکات احساسي، نمونه هايي است که نشان مي دهد رفتار جوان توجه برانگيز است. (همان، صص62-58)

2- 1- 4- بحرانهای جوان
جوانان به دلیل شرایط سنی خاصی که دارند دچار بحرانهایی میشوند که در ادامه به آن میپردازیم.
2- 1- 4- 1- بحران شخصيت يا هويت
بحران هويت يا کيستي شناختي عمده ترين بحران جوان محسوب مي شود. شخصيت جوان شخصيت ثابت يا پايدار نيست و از اين رو همواره در معرض تزلزل است . انسان درکودکي، تنها مايه هاي شخصيتي را داراست ولي تشخص يافته نيست. در کهن روزي شخصيت او شکل پذيرفته و پابرجاست و عملکرد و رفتار او نشانگر شخصيت يا ناشي از شخصيت اوست. اما در فاصله ي اين دوره ، شخصيت انسان در حال شکل گيري است. يعني جواني مرحله ي شکل پذيري شخصيت آدمي است. (شرفی، 1385،ص80)
همين حالت پذيرش ، نشان از عدم شکل گيري شخصيت مي باشد و مهم آن که در همين دوره ، شکل گيري شخصيت صورت مي پذيرد. پس دوره ي جواني دوره ي انتقال از عدم تشخص به سوي شخصيت يافتن است و دوره ي انتقال ، دوره ي بحران هاست . عوامل مختلفي همانند :
– عوامل موروثي
– عوامل محيطي
– عوامل تربيتي و تلقي هاي فرهنگي
– ارزش هاي جمعي و هنجارهاي جاري
– شرايط خانوادگي
– الگوهاي پيرامون و روحيه ي سرمشق پذيري
شخصيت جوان را شکل مي دهند. بازشناسي هر يک از عوامل ياد شده و شناخت ميزان تأثير و کارآيي و ظرفيت هرکدام در تکوين شخصيت و مواجهه منطقي با جنبه هاي منفي هر يک از عوامل پيش گفته مي تواند به شکل پذيري بهتر شخصيت جوان منجر گردد.
2- 1- 4- 2- بحران روابط اجتماعي
اين بحران به ترديدها و تشکيک هاي جوان در تعاملات اجتماعي اشاره دارد. تلاش براي يافتن گروه همگون، آرمان گرايي جوان در دوست يابي و حتي عزلت وگوشه گيري از جمع و اموري از اين دست بحران روابط اجتماعي جوان را گزارش مي دهد.
2- 1- 4- 3- بحران خانواده
احساس طرد از سوي خانواده ، تعارض بين خواست جوان و خواست خانواده ، گريز از خانه وخيابان گردي ، آروزي زندگي در خانواده ي متفاوت، پرخاش هاي مداوم جنسيت مختلف يک خانواده با همديگر ونشانه هايي از اين نوع، رگه هايي از بحران خانواده را نمايان مي سازد.(همان، صص85-80)
2- 1- 4- 4- بحران جنسي
جوان به دليل نيازهاي ويژه يي دوران جواني و غريزه ي خدادادي که در او وجود دارد، در اين زمينه نيز دچار بحران مي گردد. حل قطعي و نهايي اين بحران، تنها با در آويختن به برخي موعظه ها ، مناسک و سوق دادن جوان از کشش زميني به جاذبه هاي آسماني امکان پذير نيست، درک موقعيت جوان و سپس نوعي فرهنگ سازي براي گذر از اين بحران و تجيه واقع گرايانه و نه مصلحت جويانه و نيز در صورت امکان تمهيد مقدماتي براي بهکام بودن مشروع او مي تواند به عنوان راهکاري براي حل بحران ياد شده قلمداد گردد.
2- 1- 4- 5- بحران کار
اين بحران در کشورهايي که جوانان اکثريت جمعيت آن را تشکيل مي دهند، مشهودتر است. خاصه در کشورهايي که از يک سو جوان به مدارج عالي تحصيلي مي رسد و از سوي ديگر به دليل عدم هماهنگي دانش و صنعت و ناهمگوني نهاد آموزش و نهاد کار، کاري مناسب شأن و تحصيلات خويش نمي يابد.
2- 1- 4- 6- بحران شناسايي
به اين معني كه جوان امروزي درصدد تفسير روان و همه‌جانبه سوال‌هاي جدي خود برنمي‌آيد و يا حداقل پيگير نيست يا به تعبير ديگر سوال ندارد و يا با دغدغه خاطر به آن مواجه نمي‌شود. پس قبل از پرداختن به سوال‌هايي نظير «من كيستم؟ كجا هستم؟ چه بايد بكنم؟» بايد بدانيم كه جوان قبل از اينكه بر خود مسلط باشد تحت تاثير حوادث بيروني قرار گرفته و محيط اطراف سمت و سوي او را جهت مي‌دهند. قطعاً يكي از عوامل موثر در نشو ونماي جواي و بلكه هر انساني، محيطي است كه در آن زندگي مي‌كند. اما به نظر مي‌رسد اگر انسان فضاي ذهني و دروني آسيب‌ناپذيري داشته باشد، عوامل محيطي از بيرون مطابق با عوامل دروني او جهت مي‌يابند. نداشتن فضاي ذهني روشن و شناختي گويا از خود، آينده خود، اطراف خود، محيط خود و بالاخره هويت خود، مشكل اساسي و جدي جوانان اين دوران است. جوان ما بايد به اين نكته واقف باشد كه به مقتضاي سن جواني اطلاعات او نسبت به بسياري از امور ناقص است و تنها با صبر و تحمل و استفاده از استادان و راهنمايان است كه مي‌تواند شاهد رشد روزافزون خود باشد. (شرفي،1390،ص119)
2- 1- 4- 7- بحران الگوگريزي و الگوپذيري
جوان كانون احساسات است و يكي از نيازهاي حسي او الگو و اسوه‌خواهي است. جوان ناخودآگاه الگوخواه و الگوپذير است و از اين كه الگوي مناسبي نداشته باشد افسرده مي‌شود. (البته چون خود متعلق به نسل گذشته و آينده است، هميشه در جستجوي الگويي است كه گذشته و آينده را جمع كند الگويي كه در گذشته حل نشده باشد و آينده را نيز همانند او درك كند.) از جهت الگويي، نوگرا و تجديدطلب است. علت چنين گرايشي اين است كه جوان در درجه اول آنچه را كه با تمايلات و احساسات لذت‌بخش او مطابق باشد پذيرفته و تحت تاثير آن قرار مي‌گيرد و آن را به عنوان الگو انتخاب مي‌كند. اگر اين انطباق حاصل نشود انزجار، دلسردي و كناره‌گيري ناخودآگاه آغاز شده و در اين حال او بدنبال الگوي ديگري مي‌گردد. ما بايد الگوي سالم ديگري در اختيارش قرار دهيم كه در عين هدايت به افق‌هاي عقلاني به احساسات او نيز پاسخ داده، خواسته‌ها و تمايلات را در چارچوب نياز واقعي او برآورده سازيم. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه تا ما جوان را در نيابيم آينده را نخواهيم داشت و تا آينده را نداشته باشيم تلاش گذشته ما بي‌ثمر خواهد بود. (همان،ص96)

2- 1- 5- راهکارهاي ارتباط با جوان
به دليل ويژگي هاي جوان و بحران هايي که او با آن مواجه است، ارتباط با جوان امري چندان ساده و آسان نيست . منظور از ارتباط سخن گفتن با او يا شنيدن سخن او نيست ؛ زيرا سخن گفتن هميشه نشانه ي ايجاد ارتباط نيست و چه بسا ارتباط يکسويه پديد آورد. به همين دليل مراد ما از ارتباط، ارتباط بين الطرفيني ، مداوم ، تأثير گذار و نتيجه بخش است که بدون شناخت دنياي جوان امکان ناپذير است. از همين رو در بخش نخست اين نوشته به خلقيات و بحران هاي جوان پرداخته شد تا با آشنايي کامل از روحيات، علائق و انگيزه ها و نيازهاي جوان به ارتباط با او همت گماشته شود.
در اين بخش به برخي از راهکارهاي ارتباط با جوان مي پردازيم .
2- 1- 5- 1- درک موقعيت جوان
مهمترين راهکار براي ارتباط با جوان، شناخت و درک و دريافت درست موقعيت اوست. ما همواره به کسي که مشکل ما را جدي نمي انگارد يا رفتار ما را توجيه ناپذير مي شمارد، مي گوييم «اگر به جاي من بودي چه مي کردي ؟»
اين به جاي من بودن يعني درک موقعيت من که درک موقعيت، خود باعث مي شود، رفتارهاي فرد را بهتر تحليل و تبيين نماييم . جوان نيز در موقعيت خاصي زندگي مي کند. اگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های جمعیت شناختی، روان شناختی، سلامت روان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های رفتار انسان، ارتباط مؤثر، عرضه کننده