پایان نامه با کلید واژه های مواد مخدر، نقش برجسته، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

؛ حافظه، توجه و هوشياري موجب تغيير خلق مي شود . بنابراين نمي توان نقش تنظيم هيجان شناختي را در سازگاري افراد با وقايع استرس زاي زندگي ناديده گرفت (گرنفسکی ، کریج72، 2006). در رويكردهاي نوين نيز، علت اختلالات هيجاني به نقص در كنترل هاي شناختي نسبت داده مي شود، به طوري كه ناتواني در كنترل هيجان منفي ناشي از وجود افكار و باورهاي منفي درباره نگراني و استفاده از شيوه هاي ناكارآمد مقابله اي است (ولز73، 2007). سبك هاي مقابله مشتمل بر كوشش هايي از نوع عملي و درون رواني براي مهار مقتضيات دروني و محيطي و تعارض هاي ميان آنهاست. لذا مفهوم تنظيم هيجان شناختي، به دقت مرتبط با مفهوم مقابله است.( اولاک74، گرانفسکی ، کراییج، 2007) سبك هاي مقابله در سه بعد: 1- شناختي( با تفكر)2- مداخلات رفتاري و 3- تركيبي از دو بعد شناختي و رفتاري هيجان را تنظيم مي كنند(پارکینسون ، توتردل، 1999). تنظيم هيجان نقش برجسته اي در تحول و حفظ اختلالات هيجاني دارد و حيطه گسترده اي از هوشيار و ناهوشيار فيزيولوژيكي و رفتاري و فرايندهاي شناختي را شامل مي شود(گروس، 2001 ؛ گروس ، مونوز75، 1995).
نتايج پژوهش ها نشان داده اند كه ظرفيت افراد در تنظيم مؤثر هيجا ن ها بر شادماني روانشناختي، جسماني و بين فردي تأثير مي گذارد(گروس،1996؛ كلينگر76، 1993؛ ريف77 ، سينگر78، 1996).به عنوان مثال، نشانه هاي نارسايي تنظيم هيجان در بيش از نيمي از اختلالات محور I و در تمام اختلالات شخصيتي محور II اتفاق مي افتد(گروس،1999). شواهد پژوهشي همچنان نشان مي دهند كه تنظيم مشكل دار 79هيجان ها، نظير خشم و اضطراب، در بروز مشكلات جسماني مانند بيماري هاي قلبي – عروقي و معده اي-روده اي نقش دارند(بگلي80،1994؛ بيري81 ، بيكر82،1993 ). به همين دليل نيز، راهبردهاي تنظيم هيجان موضوع مورد علاقه بسياري از پژوهشگران، نظريه پردازان و متخصصان باليني است (گروس، 1998؛ ماهوني83،1995؛ پاركينسون84 ، توتردل85، 1999؛ وستن86 ،1994 ) و درك اثربخشي فردي در تنظيم هيجان و شناسايي عوامل زيربنايي مؤثر در آن امري اساسي به شمار مي رود. تنظيم هيجان وجه ذاتي گرايش هاي پاسخ هيجاني است (آمستادتر87،2008). در واقع، تنظيم هيجان به اعمالي اطلاق مي شودكه به منظور تغيير يا تعديل يك حالت هيجاني به كار مي رود. در متون روان شناختي، اين مفهوم اغلب به منظور توصيف فرآيند تعديل عاطفه منفي به كار رفته است. هر چند تنظيم هيجان مي تواند در برگيرنده فرايندهاي هشيار باشد، الزاماً نيازمند آگاهي88 و راهبردهاي آشكار89 نيست (گروس ، مونوز،1995). تنظيم هيجان در مديريت هيجان ها نقش اساسي ايفا مي كند(سارني90،مومه91 ، كمپوس92 ،1998 ).
تنظيم هيجان شكل خاصي ازخودتنظیمی93 است (تیس94 ، لوسكي95،2000) و به عنوان فرآيندهاي بيروني و دروني دخيل در بازبيني، ارزشيابي و تعديل ظهور، شدت و طول مدت واكنش هاي هيجاني تعريف شده است(تامپسون،1994) كه در سطوح ناهشيار، نيمه هشيار و هشيار (مي ير96 ، سالووي97،1995 ) به كار گرفته مي شود.
تنظيم هيجان بيشتر از دو چهارچوب مهم بررسي مي شوند كه عبارتند از: 1- راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه يا در آغاز بروز آن فعال مي شوند2- راهبردهاي تنظيم هيجان كه پس از بروز حادثه و يا بعد از شكل گيري هيجان فعال مي شوند. راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه فعال مي شوند در كنترل هيجان منفي حوادث نقش مهمي دارند(گروس ،1998)، زيرا موجب تفسير واقعه به نحوي مي شوند كه پاسخ هاي هيجاني منفي را كاهش مي دهد.
2- 1-2 تنظيم هيجان شناختي98
تنظيم هيجان شناختي به تمام سبكهاي شناختي ، اطلاق مي شود كه هر فردي از آن به منظور افزايش يا كاهش و يا حفظ هيجان خود استفاده مي كند (گروس، 2001). پژوهشها نشان مي دهد تفاوتهاي افراد در استفاده از سبكهاي مختلف تنظيم هيجان شناختي موجب پيامدهاي عاطفي، شناختي و اجتماعي مختلفي مي شود چنانكه استفاده از سبكهاي ارزيابي مجدد با هيجانهاي مثبت و عملكردهاي ميان فردي بهتر و بهزيستي بالا ارتباط دارد(گروس ، جان99، 2003). مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد(تامپسون،1991؛ اوكسنر 100،2004 ؛ گروس، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
پژوهش هاي پيشين نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان را به صورت مفهومي شناسايي كرده اند که در زیر به آن اشاره شده است .
2- 1-3 نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان
ملامت خويش101 ، پذيرش102، نشخوارگري103 ، تمركز مجدد مثبت104 ، تمركز مجدد بر برنامه ريزي105 ، ارزيابي مجدد مثبت106 ، ديدگاه پذيري107 ، فاجعه انگاري108 و ملامت ديگران109 (گارنفسكي ، كرايج، اسپينهاون110، 2001؛ 2002؛ گارنفسكي و همكاران،2002 ) . شواهد نشان مي دهند كه راهبردهاي شناختي مانند نشخوارگري، مقصردانستن خود و فاجعه انگاري به صورت مثبت با افسردگي و سايرجنبه هاي آسيب شناختي همبسته مي باشد؛ ضمن اين كه، در راهبردهايي نظير ارزيابي مجدد مثبت، اين همبستگي منفي است (اندرسون111 ، ميلر112، ريگر113 ، ديل114 ، سديكيدس115،1994 ؛ ساليوان116 ، بيشوپ117 ، پيويك118، 1995 ؛كارور 119، شيرر120 ، وينتراوب121، 1989 ؛گارنفسكي، لگرستي122، كرايج، وان دن كومر ، تيردس ،2002 ؛گارنفسكي، تيردس،كرايج، لگرستي، وان دن كومر123، 2003 ).
• سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار شامل 5 زير مقياس مي باشد و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار محسوب مي شوندكه عبارتند از:
1. پذيرش : تفكر با محتواي پذيرش و تسليم رخداد
2. تمركز مجدد مثبت: فكر كردن به موضوع لذت بخش و شاد به جاي تفكر درباره حادثه واقعي
3. تمركز مجدد بر برنامه ريزي: فكر كردن درباره مراحل فائق آمدن بر واقعه منفي يا تغيير آن
4. ارزيابي مجدد مثبت: تفكر درباره جنبه هاي مثبت واقعه يا ارتقا شخصي
5. كنار آمدن با ديدگاه(ديدگاه پذيري): تفكرات مربوط به كم اهميت بودن واقعه يا تاكيد بر نسبيت آن در مقايسه با ساير وقايع.
• سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار: اين شيوه مقابله شامل چهار زير مقياس مي باشد و راهبردهاي مقابله اي نابهنجار را تشكيل مي دهند، كه عبارتند از:
1. سرزنش خود: تفكر با محتواي تقصير دانستن و سرزنش خود
2. نشخوار فكري: اشتغال ذهني درباره احساسات و تفكرات مرتبط با واقعه منفي
3. فاجعه انگاري: تفكر با محتواي وحشت از حادثه
4. سرزنش ديگري: تفكر با محتواي مقصر دانستن و سرزنش ديگران به خاطر آنچه اتفاق افتاده است (گارانسفکی ، اسپینوون124 ،2001).
به اعتقاد آيسنك 125صفات شخصيتي از آمادگي هاي ژنتيك ناشي مي شوند، هر چند تجلي فردي اين آمادگي ها تحت تأثير(آيسنك، 1994؛ آيسنك ، 1998؛ تاوب126،1998 ). بر اساس ابعاد شخصيتي رواني / فيزيولوژيك آيسنك تفاوت هاي شخصيتي به تفاوت در واكنش پذيري عاطفي مرتبط مي باشد(كاردوم127، هوديك128 /كنزويك،1996 ؛ زلنسكي 129 ، لارسن130، 1999). تأثير ابعاد شخصيتي آيسنك بر هيجان پذيري در خلال زمان و موقعيت ها پايدار مي باشد(كاردوم، هوديك /كنزوويك، 1996). بر اساس ادعاي تفاوت هاي فردي باثبات در واكنش پذيري عاطفي، مي توان اذعان داشت كه نوع راهبردهاي تنظيم هيجان توسط يك فرد و اثربخشي نظم جويانه آنها، وابسته به خصوصيات رواني / فيزيولوژيك شخصيت مي باشد. به عبارت ديگر، ممكن است نوع و اثربخشي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس انتخاب فردي، خصوصيات شخصيتي و موقعيت هاي هيجاني متفاوت باشد.
در بازنگري پژوهشهاي تنظيم هيجان، گروس (1999) اشاره نمود كه تفاوت هاي فردي در تعديل هيجان در هر يك از مراحل توليد هيجان ها مشاهده مي شود. براي مثال در خلال مرحله انتخاب موقعيت برون گراها ممكن است بيشتر موقعيت هايي را انتخاب كنند كه شانس درگيري اجتماعي داشته باشند(گروس،1999). علي رغم اين پيش بيني هاي نظري، گروس (1999) و كوكونن131 و پولكنين132(1999) اظهار داشتند كه درباره تفاوت هاي فردي در تنظيم هيجان اطلاعات كمي در دست مي باشد.
هر چند در زمينه رابطة صفات شخصيتي و حالتهاي هيجاني مطالعات متعددي صورت گرفته است، ولي در زمينه بررسي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس ابعاد شخصيتي يافته هاي پژوهشي اندك مي باشد. تاكنون مطالعاتي كه گروه هاي شخصيتي غربال شده و همگن را بر اساس ابعاد برون گرايي و روان نژندي گرايي (درون گرا، برون گرا، نوروزگرا و پايدار هيجاني) از نظر راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان مورد مطالعه و مقايسه قرار داده باشد در دانش علمي و پژوهشي انگشت شمار و اندك مي باشند.
2-2- گرایش به اعتیاد
2-2-1 مفاهيم تاريخي سوء مصرف مواد و گرایش به اعتیاد
بشر در طول تاريخ و ساليان متمادي همواره مايل بوده است به دلايل مختلف با مواد گوناگون سكرآور خود را سست و بي خود كند و همين امر نشان دهنده وابستگي رواني است و وابستگي رواني شامل نياز به مواد براي ايجاد نشاط و يا از بين بردن احساس غم و ناراحتي نيز هست و با توجه به آماري كه سازمان ملل در سال 1377 اعلام كرده است در ايران حدود 710000 نفر معتاد مشكل دار مزمن، معتاد به ترياك و فرآورده هاي آن هست گرچه مي توان به اين آمار مصر ف كنندگان ساير مواد بدون شكل را نيز اضافه كرد كه همه اهميت پيشگيري را در اين زمينه مطرح مي نمايد. در هر حال آنچه از پيشگيري مدنظر است رساندن پيام مؤثر، مفيد و آموزش به كساني هست كه مواد مصرف نكرده اند. چرا كه از اين طريق مي توان به 98 در صد افراد كمك نمود و اين فعاليت ها بسيار كارآمد بوده برخلاف اقدامات در جهت ترك اعتياد كه در حقيقت فعاليت ها واكنشي است. بررسي ها نشان مي دهد كه برخي از كشورهاي صنعتي در حدود 30 سال است كه پيشگيري اوليه بعنوان مهمترين هدف در نظر گرفته شده است و در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز نائل شد ه اند. براساس دفتر كنترل مواد مخدر در آمريكا از طريق پيگيري اوليه موفق شده اند 70 در صد تقاضا را نسبت به مواد را كاهش دهند (به نقل از موسوی،1388).
مفهوم مواد مخدر از قرن چهاردهم و از كلمه فرانسوي drogue))، به معني مواد خشك گرفته شده است، يعني اكثر داروهايي كه زماني از گياهان خشك بدست آمده اند (پالفاي و جانكيويكز، 1991؛ به نقل از كريمي، 1384). بطور كامل شيوة قانع كننده اي براي توضيح اينكه يك ماده مخدر است يا خير، وجود ندارند، مانند تفاوت هاي ميان آب، مايعات ويتامين دار و پني سيلين. بنابراين برخي تصور مي كنند كه آن را جزو مواد شيميايي يا مواد مصرفي قلمداد كنند. چون الكل در اكثر تعريف هاي مردمي، از مواد مخدر مستثني شده است، جامعه الزام مي كند تا مشروب«مارتيني» را به عنوان چيزي در نظر گيرند كه بطور اساسي با سيگار حشيش، يك كپسول باربيتورات، يا يك بسته هرويين متفاوت باشد. ظاهراً، چون كاربرد معنايي كلمة «مواد مخدر» در شكل وسيع آن و با توجه به وضعيت هاي اجتماعي و درماني، متفاوت است، جامعه پذيرفته است كه مواد مخدر «خياباني» براساس اصول كاملاً متفاوتي در مقايسه با مواد مخدر دارويي، الكل و نيكوتين عمل مي كنند و در حاليكه خطرات مواد «خياباني» كاملاً اغراق آميز بيان مي شود و خطرات مواد دسته دوم ناديده گرفته شده است. در جوامع معاصر، كلمه “مواد مخدر” دو معني ضمني دارد، يكي مثبت است كه نقش مهم آن را در پزشكي نشان مي دهد، و ديگري منفي است كه ويژگي طبيعي و تركيبي اين داروها را منعكس نمي كند، بلكه جنبة تخريبي و الگوهاي سوء استفاده از اين مواد را كه زيا نبخش هستند منعكس مي كند (ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384). شايد بتوان نخستين اقدامات رسمي درماني در حوزة اعتياد را به زمان صفوي نسبت داد. زماني كه به دستور حكومت وقت، به افراد معتاد فرصت داده شد تا به ترك اعتيادشان مبادرت ورزند. گرچه هيچ گونه آمار رسمي كه نشان دهندة ميزان كارايي اين گونه اقدامات در كاهش نرخ شيوع اعتياد در دست نيست. بهره گيري از روش هاي علمي درمان اعتياد از طي سا لهاي 1381 در كشورمان شروع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، بیش فعالی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد