پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، مصرف مواد، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

غذایی رو به کاهش میگذارد (کوچکی و همکاران، 1384). که میتواند یک دلیل پایین بودن جذب در گونهها همیشه سبز دانست در بعضی عناصر مشاهده میشود مقدار جذب و عناصر موجود در برگ پاییز بیشتر از عناصر در خاک است (مثل نیتروژن) که میتواند با نتایج احمدی و همکاران در سال 1379 هماهنگ باشد که ایشان مقدار بعضی عناصر در گیاه را بیش از عناصر موجود در خاک گزارش کردند ولی از طرفی باید این عامل در نظر گرفته شود عمق 0-10 سانتیمتر که مورد بررسی قرار گرفته عمقی است که گونه بر روی خصوصیات خاک اثر میگذارد )2009Folorunso et al., ) با توجه به این که 0-10 سانتیمتر یک محدوده از عمق جذب را تشکیل میدهد به نظر میرسد که باید عمق دیگری نیز مورد بررسی قرار گیرد، زیرا همانطور که در نتایج هاشمی و همکاران 1390 نشان داده شده بعضی عناصر در عمق 5 تا 15 سانتیمتر نسبت به 0 تا 5 سانتیمتر کاهش یا افزایش پیدا میکرد و ایشان در بعضی موارد برای ارتباط کلی عناصر از دو عمق مورد بررسی میانگین گرفتند هرچند در این مطالعه بین عناصر غذایی همبستگی وجود داشت و این ارتباط صحیح باشد ولی این فکر ممکن است ایجاد شود که برای کافی و دقیق بودنش باید مطالعه بیشتری (در عمق دقیقتری) صورت گیرد. حتی در مطالعه احمدی و همکاران 1379 خصوصیات خاک را از روی پروفیل مشخص نمودند. در مطالعه رستم آبادی و همکاران(1389) یک کار جالب انجام دادند این است که ابتدا با یک پروفیل عمق افق بالای خاک را مشخص نمودند و نمونهها را از عمق مشخص شده (0تا17 سانتیمتر) تهیه نمودند. نتایج مطالعهی روحیمقدوم و همکاران (1380) نشان داد که فسفر مورد نياز گياهان از خاكهاي زير سطحي تأمين میشود که میتواند دلیلی بر کمتر بودن مقدار فسفر موجود در برگ نسبت به فسفر تعیین شده در عمق 0 تا 10 سانتیمتر خاک باشد. از طرفی این احتمال را میتوان توسط یافتههای Lilienfein و همکاران (2001) رد کرد ایشان و همکاران در تحقیقات خود به این به این نتیجه رسید که مقدار کربن، نیتروژن، فسفر و گوگرد در فاز جامد خاک در توده با افزایش عمق کاهش مییابد پس با این دیدگاه تهیه نمونه از عمق تهیه شده کامل و دیدگاه احمدی 1379که مقدار بعضی از عناصر در گیاه بیش از خاک است همخوانی دارد، برای رسیدن به یک نتیجه منطقی در آخر به بررسی تفاوت عناصر غذایی خاک، برگ تابستانه، و بازجذب دو گونه مشترک در تحقیق موجود و مطالعه هاشمی 1390 پرداخته خواهد شد
مقدار انتقال و باز جذب نیتروژن و فسفر در بین گیاهان به عنوان یک فاکتور مهم در نظر گرفته میشود. چرخه درون گیاه از کاهش عناصر گیاهان بستگی به فرآیندههای بیوشیمیایی در تامین مواد غذایی مورد نیاز بعد از مرحله نهایی اولیه رشد درختان است (کوچکی و همکاران،1384). که باعث کاهش از دست رفتن پتانسیل رویشگاه از طریق آبشوی و فرسایش میشود و با بازجذب مواد غذایی را در بیوماس زنده نگه میدارد (2011et al., Hosseini)، در واقع بازجذب عملکرد گیاهان در سازگار شدن با محیطشان میباشد. همچنین تنظیم مصرف مواد غذایی نسبت به مواد غذایی در دسترس را بر عهده دارد. جذب مواد غذایی از برگهای پیر یک استراتژی مهم و متداول در گیاهان است، در نتیجهای این استراژی نیاز به جذب مواد غذایی از محیط را کاهش میدهد و این عمل اهمیت ویژهای برای رشد در گیاهان در محیط فقیر از مواد غذایی را دارد ) 1999; Hemminga,2012; Huang,1990Aerts,)، زیرا از این طریق عناصر پس گرفته شده را به بافتهای جدید، منتقل یا برای استفاده در آینده ذخیره میکنند (Vitousek et al., 1994).
به عبارتی برای حفظ تعادل انتظار میرود از دست دادن مواد غذایی در زیستگاههای که مواد غذایی محدود است نرخ پایینی داشته باشد (1993Aerts and van der Peijl, )،که باعث جایگزینی آن با گونهای که نرخ بالاتری عناصر غذایی را از دست میدهد میشود (1994Berendse, ). از طرفی باید اشاره نمود که گیاهان همیشه سبز زمان ماندگاری عناصر غذایی بالای دارند که این باعث انطباق با شرایط غیر حاصلخیز گشته عملا بازجذب کمتری در بعضی عناصر مثل نیتروژن دارند، بازجذب فسفر در این گونهها برعکس باز جذب نیتروژن بیشتر میباشد (کوچکی، 1384)
نتایج این تحقیق نیز نشان داد مقدار بازجذب نیتروژن پهنبرگان بیشتر از سوزنیبرگان است بازجذب فسفر کمتری داشتند که با آنچه کوچکی و همکاران 1384 اشاره نمودهاند هماهنگ است ایشان همچنین میزان بازجذب فسفر در گونه همیشه سبز را بیشتر از پهنبرگان بیان نمودند که این مطلب در مورد فسفر ون صدق نمیکرد ولی بازجذب فسفر ارغوان از دو گونه همیشه سبز سرو نقرهای و زیتون بیشتر بود (نسبت بازجذب فسفر به فسفر خاک مقایسه شده است). با توجه به اینکه پتاسیم مورد آبشویی قرار میگیرد در مطالعات مختلف کمتر مورد توجه قرار میگیرد (هاگن تورن، 2004 ؛ کوچکی،1384) ولی در این مطالعه با توجه به اینکه منطقه مورد مطالعه در منطقه نیمهخشک واقعه شده است پتاسیم نیز مورد مطالعه قرار گرفت. روند بازجذب عناصر در گونههای کاجبروسیا، سرو نقرهای به صورتK P N، ون و ارغوان به صورت K N P و زیتون به صورت PNK بود، در مجموعه همه عناصر بازجذب ارغوان از همه بیشتر که با توجه به سازگاری گونه این نشان دهنده مؤثر بودن این فرآیند در سازگاری این گونه میباشد و در کاج از همه کمتر بود که میتوان به زمان ماندگاری بالا عناصر در این گونه و کم توقع بودن این گونه در سازگاری به منطقه اشاره نمود. از نظر مقدار برگشت این عنصر در گونه ون و سوزنیبرگان بیشتر از همه بود (عناصر برگ پیر) اما با توجه به این که سرعت تجزیه پهنبرگان بیشتر از سوزنیبرگان است (مهاجر، 1384) مقدار این عناصر در خاک سوزنیبرگان کمتر بود، زیرا گونههای پهنبرگان لاشبرگ با کیفیت بالا به سرعت تجزیه شده و و تولید بالای از گیاه را از طریق برگشت سریع منبع مواد غذایی حمایت میکند. درختان سوزنیبرگ معمولا لاشبرگ با تجزیه آهستهتر، کاهش نرخ برگشت مواد غذایی تولید میکنند زیرا نیتروژن کم است و غلظت تانن و پلی فنول بالا است و همچنین چوبی شدن بافت برگ میباشد (2005Sariyildiz.and Anderson,). که در اینجا مشاهده میگردد با توجه به تجزیهپذیری برگ، ون فسفر بالاتری نسبت به سوزنیبرگان داشت و حتی در گونه ارغوان با اینکه کمترین مقدار فسفر را در برگ پیر دارد ولی به دلیل تجزیهپذیرتر بودن آن فسفر قابل جذب خاک آن بیشتر از سورزنیبرگان است. ولی در مورد زیتون با توجه به اینکه نسبت کربن به نیتروژن آن از ون بیشتر و مقدار فسفر برگ پاییز کمتری نسبت به ون داشت ولی مقدار فسفر خاک این گونه بیشتر بود که این به وجود عناصر بیشتر در گیاه نسبت به بعضی عناصر خاک است (احمدی، 1379). بازجذب پتاسیم به ترتیب در گونههای ارغوان، کاج، ون، سرو و زیتون بیشترین مقدار را داشت. این در حالی است که بیشترین پتاسیم در برگ پیر به ترتیب در گونههای ون و زیتون (در یک گروه) و کمترین آن به ترتیب در گونههای سرو، ارغوان و کاج (در یک گروه) قرار داشت. پتاسیم در خاک در گونه ارغوان به دلیل نسبت کربن به نیتروژن، در گونههای مورد مطالعه هرچند نسبت به ون و زیتون سرو نقرهای پتاسیم کمتری داشت ولی مقدار آن از ون هم بیشتر بود در گونههای دیگر هم همین رابطه بین مقدار تجزیهپذیری و بازگشت عناصر (برگ پیر) وجود داشت به جز در مورد زیتون هر چند مقدار تجزیهپذیری این گونه از ارغوان و ون کندتر است ولی مقدار پتاسیم در خاک بیشتر از گونههای ذکر شده میباشد. Killingbeck در سال 1996 بازجذب را در گیاهانی شدید میداند که مقدار نیتروژن و فسفر برگهای مرده آنها به ترتیب به زیر مقدار 7/0 درصد و 5/0 درصدکاهش یابد. اگر از دیدگاه کیلینگبک به موضوع بازجذب نگاه شود میبینیم که عملا در همه گونهها مقدار نیتروژن در برگ پیر آنها که تبدیل به برگ مرده میشود از مقدار ذکر شده بیشتر و مقدار فسفر از مقدار ذکر شده کمتر میباشد ولی در نتایج میبینیم میزان بازجذب در بعضی گونهها بسیار کمتر میباشد و این مطلب به این موضوع اشاره مینماید که برای بررسی بازجذب اطلاع از مقدار عناصر در خاک و مقدار جذب آن (برگ سبز) نیاز ضروری برای بررسی شدت بازجذب میباشد.
روحی مقدم (2008) برای گونه بلوط و رو و همکاران (2007) برای گونه بلندمازو بیشترین بازجذب عتاصر غذایی را به ترتیب K NP بیان نمودند، که با نتایج به دست آمده برای دو گونه پهنبرگ خزان کننده در این تحقیق همخوانی دارد. هاشمی (1390) نیز بازجذب عناصر غذایی گونهها را به ترتیبk Mg N Ca P بیان نمود که با نتایج به دست آمده برای گونه زیتون در این مطالعه هماهنگ است. نتایج تحقیقات هاگن-تورن و همکاران در سال 2004 و 2006 که به ترتیب به متفاوت بودن عناصر غذایی برگ، و بازجذب در گونهها اشاره مینمایید با نتایج موجود همخوانی دارد. روحی مقدم (2008) نشان داد بازجذب در این شرایط محدود بیشتر میشود که با نتایج از این نظر که کاهش عناصر بازجذب بیشتری داشتند همخوانی دارد.F. Stuart وLori (1991) به بررسی بازجذب فسفر و نیتروژن و کنترل بالای مواد غذایی در برگ راش در آلاسکا پرداختند. درختانی که مقدار مواد غذایی بیشتری از نیتروژن و فسفر داشتند مقدار بیشتری را نیز به خاک بر میگرداند. اگرچه وضعیت مواد غذایی هیچ تأثیری بر روی کارآیی بازجذب نیتروژن و فسفر ندارد (به عنوان مثال: نسبت به حداکثر ذخیره بازجذب مواد غذایی در طول فصل پیری پاییز) به جز برای بازجذب فسفر که در خاک حاصلخیز کمتر میشود، که با نتایج موجود کاملا همخوانی دارد. Lajtha در سال 1987 در بررسی خود بیان نمود که بازجذب مؤثر مواد غذایی در زمین غیر حاصلخیز حدود 72-86 درصد در مواد غذایی بازجذب شده که مکانیسم مؤثر در حفظ مواد غذایی است. مقدار بازجذب فسفر و نیتروژن با غلظت فسفر و نیتروژن برگ افزایش مییابد در طول دوره خشکی بازجذب بیشتر است نسبت به دوره رشد سریع برگ، با این حال بازجذب نیتروژن تنها با افزایش وضعیت نیتروژن گیاه افزایش مییابد. که با نتایج موجود همخوانی داشت. Jiang و همکاران (2012) نشان داد بررسی غلظت مواد غذایی برگ و بازجذب میتواند اطلاعاتی را درباره سازگاری گیاه در مناطق فقیر از مواد غذایی در داخل و سراسر اکوسیستم فراهم آورد. که این یافتهها با نتایج به دست آمده کاملا منطبق و عناصری که کمتر بود جذب و بازجذب بیشتری داشتند هماهنگ است.Kobe و همکاران (2005)،Ratnam و همکاران (2008) دریافتند که بازجذب مؤثر نیتروژن و فسفر با افزایش غلظت P و N برگهای جوان کاهش مییابد. 2008 Ratnam et al., افزایش بازجذب و با سرعت بیشتر برای P و N از برگ، که به دلیل کاهش منابع در دسترس میباشد نرخ جذب از خاک را کاهش میدهد. در نهایت نتایج کلی این مطالعه نشان میدهد که قابلیت جذب و بازجذب در گونهها متفاوت است و یک دلیل آن را (سرشت گونه) بیان نمود در مورد افزایش بازجذب در سازگاری گونهها مثل ارغوان میتوان گفت افزایش بازجذب و ضخیم شدن برگ ارغوان دو عامل در سازگاری این گونه محسوب میشوند. همانطور که مشاهده شد برخلاف اهمیت بازجذب، مطالعهای کمی در زمینه بازجذب در گونههای درختی وجود دارد و هیچ الگوی مشخصی از الگوی فیزیولوژیکی و اکولوژیکی در مورد بازجذب عناصر غذایی وجود ندارد (کوچکی و همکاران، 1384)، یک دلیل این است که در مطالعههای مختلف عموما گونههای مختلف را در یک خاک مشابه مورد مطالعه قرار میدهند و کمتر به بررسی یک گونه در خاکها و شرایط اقلیمی متفاوت پرداخته میشود (2005Sariyildiz and Anderson., ). با توجه به عدم وجود چنین بررسی در این مطالعه، و برای پاسخ به این سوال که آیا در مناطق فقیر جذب و بازجذب بیشتر میشود یا خیر به مقایسه درصد نسبت عناصر جذب و بازجذب به عناصر خاک دو گونه مشترک در این مطالعه و مطالعه هاشمی (1390) پرداخته شد. نتایج نشان داد هر چند منطقه مورد مطالعه داری وضعیت سنگلاخی و چگالی ظاهری بالاتری و همچنین شرایط اقلیمی بدتر نسبت به منطقه مورد مطالعه ایشان داشت ولی مقدار بازجذب نسبت به مقدار در دسترس بودن عناصر واکنش نشان میدهد (این خود میتواند حاکی از تحت تأثیر بودن بازجذب به مقدار عناصر موجود در خاک دانست) که در ادامه توضیح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، ارزش اقتصادی، مواد غذایی، توسعه پایدار Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سلسله مراتب، سلسله مراتبی، زیبایی شناختی، مواد غذایی