پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی

دانلود پایان نامه ارشد

(1999Cromack et al.,). ما انتظار داشتیم گونه ون و ارغوان به عنوان گونه تثبیت کننده نیتروژن بیشتری نسبت به دیگر گونهها ذخیره کنند هرچند نیتروژن در خاک آنها بیشتر بود ولی با گونههای همیشه سبز در یک گروه قرار گرفتند که این ممکن است به دلیل درصد زندهمانی و سطح تاج پوشش و اثر گذاری گونهها در تغییر این عناصر را بیان نمایید. در مطالعههای مختلف همبستگی بین کربن آلی و نیتروژن خاک وجود دارد (C. Neff et al., 2002 ;2010. Paul et al., 2007;A.E.Richards et al., ورامش و همکاران، 1389) که با نتایج این مطالعه همخوانی دارد.
کربن آلی در اکوسیستم زمینی بسیار مهم است زیرا نقش مهمی را در شکلگیری و نگهداری ساختار خاک، حاصلخیزی، مواد غذایی و دسترسی به آب دارد (2008; Macedo et al., 2002 Six et al.,). از سوی دیگر افزایش نیتروژن خاک نیز در بازسازی اراضی تخریب یافته بسیار مهم است (Macedo et al. 2008,). که در این مطالعه از این نظر تفاوت معنیداری بین گونهها مشاهده نشد که اشاره به عدم اثر گذاری منفی گونههای سوزنیبرگ بر عوامل ذکر شده دارد و حتی در ذخیره کربن که به آن پرداخته خواهد شد سوزنیبرگان عملکرد بهتری نشان دادند.
Russell و همکاران در سال 2007 بیان میکنند در بین گونههای بومی و غیربومی این تفاوت خصوصیات خاک اغلب برجسته است حتی عملکرد درون گروهی گونهها مانند پهنبرگان همیشه سبز میتواند در کوتاه مدت اثرات متفاوتی در خاک ایجاد کنند که تا حدودی با نتایج موجود منطبق است زیرا سوزنیبرگان در برخی خصوصیات مانند چگالیظاهری، درصد رس، فسفر (به جز ارغوان وضعیت مشابه داشت)، پتاسیم وضعیت بدتری نسبت به پهنبرگان داشتند ولی در برخی از موارد هرچند وضعیت بدتری داشتند اما تفاوت معنیدار نبود و با هم در یک گروه قرار میگرفتند. در تحقیق شعبانیان و همکاران میزان کربن آلی خاک در خاک منطقه جنگلکاری با پهنبرگان تثبیت کننده ازت بیشتر از خاک منطقه جنگلکاری با سوزنیبرگان بوده که این مسله به تثبیت بیشتر و سریعتر توسط گونههای زبان گنجشک و اقاقیا ارتباط دارد، که با نتایج به دست آمده متضاد میباشد.
فسفر در سوزنیبرگان و ارغوان کمترین مقدار را داشت. کمبود فسفر در خاک تحت پوشش سوزنیبرگان را میتوان به فعالیت بیولوژیکی ضعیف میکروارگانیسمها در لایههای آلی سطح خاک در مقایسه با خاک جنگلکاری پهنبرگان نسبت داد (شعبانیان و همکاران، 1389 ). کمبود عناصر اصلی چون فسفر، آهن و روی در روی خاکهای قلیا مشاهده میشود. تمام این عناصر در در pH قلیایی محلولیت کمی دارند و آهک به عنوان یک عامل محدود کننده فسفر در خاک میباشد (سالار دینی، 1387)، نکته قابلتوجه موجود در نتایج این است که در سه گونه سرونقرهای، کاجبروسیا و ارغوان مقدار آهک موجود در آنها بیشتر از دو گونه دیگر میباشد که میتواند دلیل کاهش فسفر در گونههای مذکور دانست. البته باید ذکر نمود که هر گونه درختی در بومسازگان جنگلی نیازهای تغذیهای مشخص دارد که با انباشت عناصر متعدد غذایی و تولید اسیدهای آلی در برگ و دیگر اندامها، و تعیین میزان ورودی-خروجی عناصر روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکها اثر میگذارند (2002Augusto et al., ). که میتوان گفت تفاوت در فسفر در دسترس در لایه سطحی ممکن است به دلیل اختلاف در کیفیت لاشبرگ و دیگر عوامل خارجی وارد شده در منطقه ایجاد گردیده است ( 2011 Haghdoost et al., ( زیرا مقدار فسفر قابل جذب گياه در خاك، توسط عوامل متعددي نظير واكنش خاك، غلظت يون كلسيم، ميزان مواد آلي خاك، نوع و مقدار رس، رطوبت خاك، بافت خاك، ترشحات و تراكم ريشه كنترل ميشود (1995Barber,). در خاكهاي آهكي ايران كه در اقليم خشك و نيمهخشك تحول پيدا كردهاند، وجودpH بالا، درصد زياد كربنات كلسيم، كمي مواد آلي و خشكي خاك باعث شدهاند كه مقدار فسفر قابل جذب كمتر از مقدار لازم براي تأمين رشد بهينه اكثر محصولات كشاورزي باشد (عبادی نهاری و همکاران، 1390) که در این مطالعه مقدار آهک در خاک گونهها سازگار با این شرایط ( خاک با pH و چگالی ظاهری بالا، آهک و ماده آلی بیشتر) مشاهده میشود. فاطمی و همکاران (1390) در تحقیق خود اشاره نمودن که بیشترین مقدار فسفر قابل جذب در خاکهای با بیشترین مقدار کربن آلی و درصد رس مشاهده میشود، نتایج به دست آمده از این تحقیق در بعضی موارد با آن همخوانی دارد (مثلا فسفر خاک سرو نقرهای که رس بیشتری داشت نسبت به فسفر خاک کاج بروسیا و ارغوان بیشتر بود) طاهری و جلیلی (1375) بیان نمودند که گونهی سوزنیبرگ کاج باعث افزایش اسیدیته و فسفر خاک نسبت به اقاقیا گردیده است که با نتایج مطالعه حاضر متفاوت است. Johson (1995) نیز به کاهش فسفر و ازت در سوزنیبرگ کاج در مقایسه با پهنبرگ توسکا اشاره نمود که در مورد کاهش فسفر با نتایج این مقاله کاملا منطبق است، در مورد ازت هر چند نتایج تفاوت معنیداری را نشان ندادند اما در همان گروه ازت سروه نقرهای کمترین مقدار را داشت که میتواند با نتایج جانسون از نظر کاهش ازت در سوزنیبرگان همخوانی داشته باشد.
سرو کمترین مقدار پتاسیم و بعد از آن کاج بروسیا (در گروه ارغوان و ون که حالت میانه داشتند) کمترین مقدار پتاسیم را داشت. یک دلیل مهم عدم اختلاف بین پتاسیم و ارغوان و کاج بروسیا را میتوان پویایی و فعال بودن این عنصر در چرخه خود دانست. این عنصر به سرعت در چرخه مربوط بازسازی و احیاء شده و حجم نهایی آن در خاک، در سطحی تقریبا پایدارتر از سایر عناصر تبادلی باقی میماند (1994Richter and Markewitz,)، در تحقيقاتي كه چرخه عناصر غذايي در سالهای مختلف بعد از جنگلكاری مورد مطالعه قرار گرفته (1998; Montagnini and Porras,2000 (Montagnini, مشخص شده است كه ميزان عناصر غذايی خاك با گذشت زمان تغييراتي پيدا ميكند، مثلاً ميزان Mg، K وP كاهش اما Caافزايش پيدا ميكند. ثابت شده است كهP و K دو عنصري هستند كه بيش از ديگر عناصر غذايي در خاكهای جنگلكاری شده تخليه ميگردند (1984Bowen, )، از طرفی جذب سريع و تثبيت عناصر در زیتوده درخت علت اصلی كاهش این عناصر ميباشد (2000(Montagnini, پهنبرگان سرعت تجزیه بالاتری نسبت به سوزنیبرگان دارند (شعبانیان و همکاران، 1389) در نتیجه بازگشت عناصر در سوزنیبرگان کمتر است و این کاهش عناصر در سوزنیبرگان بیشتر دیده میشود که با نتایج موجود مطابقت دارد.
اسيديته خاك نیز يكي از ويژگيهاي مهم در قابليت توليد رويشگاه است (Jobbagy and 2003Jackson,) و تغييرات درpH خاك در فواصل زمان10 ساله در پي تغييرات در كاربري اراضي نظير جنگل كاريها قابل انتظار است (روحی مقدم، 1390 ). داشتن منطقه بازی در جنگلکاری پهنبرگان را میتوان به تجزیه سریعتر و بیشتر برگ دارای C/N کمتری نسبت داد (شعبانیان و همکاران، 1389). مراقبی و همکاران(1380) تأثیر گونه سرو نقرهای را بر اسیدی شدن خاک، بیش از درخت اکالیپتوس ذکر کردند. که در این مطالعه به دلیل آهکی موجود در خاک سوزنیبرگان اثری اسیدی شدن خاک مشاهده نگردید ( سالار دینی، 1387)، زیرا آهک خاک باعث قلیایی کردن خاک میشود (حقیقی، 1382).
ساختمان خاک را تا حدودی به وسیله وزن مخصوص ظاهری مشخص میشود. هر چه وزن مخصوص ظاهری بیشتر باشد خاک فشردهتر و خاکدانههای آن نامشخصتر است بنابراین رشد گیاه نیز محدود میشود (سالار دینی، 1387). درک بهتر از این که تا چه حد درون گونهها عملکرد گونهها متفاوت است و مکانیسم که به وسیله آن بر خصوصیات خاک اثر میگذارد توانایی ما را در پیشبینی اثر گذاری گونهها بهبود میبخشد. اندامهای در حال رشد میتوانند در روی خواص خاک اثر بگذارد (2007Russell et al.,). گونهها ممکن در بسیاری از خصوصیات مانند تولید قطعات (1993Montagnini et al.,)، و عملکرد طبقهبندی بین سطح و زیر زمین (1991Cuevas et al.,)، عمق توزیع ریشه (Carvalheiro and Nepstad, 1996)، خصوصیات شیمی و فیزیکی بافت (1968Challinor,) اثر بگذارند، در نتیجه جایگزینی جنگل با هر نوع اکوسیستم دیگر و نوع گونه ممکن به وسیله عملکرد میکرو اورگانیسمها، کیفیت لاشبرگ و خصوصیات سیستم ریشهای در توسعه خاک اثر میگذارد (2009et al., Folorunso). همانطور که در نتایج نشان داده شد ميزان ذرات رس و سيلت در خاک اين جنگلكاریهای پهنبرگان به نسبت زياد ميباشد، از اين رو اين جنگلكاريها داراي خاك با بافت ريز، نفوذ پذيري كم و ظرفيت نگهداري رطوبتی مناسب میباشند و نسبت به خاكهاي سبك غنيتر از عناصر غذايي هستند (زرينكفش،1380) از طرفی با توجه به برگشت کمتر عناصر غذایی، سطحی بودن ریشه سوزنیبرگان مورد مطالعه (مهاجر، 1385) بالا بودن درصد سنگلاخی در تودههای مورد مطالعه چگالی ظاهری بیشتری در سوزنیبرگان مشاهده شد.
در مطالعهای که توسط UNIV و Jpn2001 تفاوت خصوصیات خاک در جنگل پهنبرگ و سوزنیبرگ را بررسی کردند. مقدار کربن آلی و نیتروژن کل در خاک معدنی تحت هر دو جنگل مشابه بود. خاک جنگلکاری سوزنیبرگ pH بیشتری، فسفر در دسترس پایینتری در مقایسه با پهنبرگان داشت. پهنبرگان همچنین چگالی ظاهری کمتر و تخلخل کل بالا در افقهای سطحی خاک نسبت به سوزنیبرگان داشتند، که با نتایج موجود همخوانی دارد ( به جز pH).
نتایج نشان داد که کاج رادیاتا معدنی کردن مواد آلی خاک و مواد غذایی مرتبط (نیتروژن، فسفر) افزایش میدهد در حالی که مقدار قابلتوجهی از مواد غذایی و کربن آلی در بستر جنگل وجود داشت (1997Groenendijk, ) که با نتاج حاضر از نظر کربن آلی همخوانی دارد. ورامش (1386) نیز نشان داد که هدایت الکتریکی، pH، مواد آلی موجود درلایههای سطحی و درصد ازت و نسبت کربن به نیتروژن توده کاجبروسیا نسبت به سایر تودهها بیشتر بود. به استثنای هدایت الکتریکی و pH نتایج ایشان با نتایج موجود همخوانی دارد در مورد هدایت الکتریکی از این نظر که گونه سوزنیبرگ هدایت الکتریکی بیشتری داشته است میتواند با نتایج به دست آمده برای سرونقرهای همخوانی داشته باشد.
Bing و همکاران در سال 2010در تحقیقی تغییر در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تحت 11 الگوی بازسازی پوشش بومی (یک جنگل ثانویه، دو جنگلکاری خالص سوزنیبرگ، پنج پوشش جنگلکاری پهنبرگ، دو جنگل مخلوط سوزنی و پهنبرگ و نوع درختچهای) در داکینشاین بررسی کردند. تفاوت آشکاری در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تحت الگوی پوشش بازسازی مشاهده شدکه با نتایج موجود از نظر تفاوت فاکتورهای که بین گونهها متفاوت بود همخوانی دارد.
مشکی (1384) به بررسی تأثیر برخی گونههای پارک جنگلی سوکان بر خواص فیزیکی و شیمیایی خاک سه گونه کاج پرداخت. در مجموعه به این نتیجه رسید که پوشش گیاهی تأثیر مثبتی بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی خاک دارد و گونه کاج نسبت به دو گونه (اقاقیا و تاغ) از این لحاظ از وضعیت بهتری بر خوردار بوده است. که با نتایج موجود همخوانی دارد. با توجه به مواردی که نیز اشاره شد میتوان گفت اكولوژيستها هميشه به دنبال شناخت ارتباط ويژگيهاي خاك با پوشش گياهي بودهاند و اين كار را در مواردي به منظور ارزيابي توان رويشگاه انجام ميدهند (2000 Schoenholtz,). نميتوان به طور يقين و قطعي دلايل اين تفاوتهاي مشاهده شده ميان گونهها را تشريح كرد بلكه بايد سهم و نقش كليه عوامل مورد بررسي قرار گيرد از آنجايي كه در اين تحقيق تفاوت ميان اثر تركيب گونههاي جنگلكاری شده بر خواص خاك ديده ميشود، ميتوان علت اين تفاوتها را بيشتر به خاطر وجود تفاوتها در خواص شاخ و برگ، كميت و كيفيت لاشبرگ، فرآيندهايي كه در كف جنگل روي ميدهد و همچنين تفاوت در عملكرد ريشهاي و بازگشت عناصر غذايی دانست. تفاوت گونهها در ميزان برگشت دهي عناصر در مراحل اوليه رشد تودهها حائز اهميت ميباشد و وجود تفاوتها در كيفيت لاشبرگ، تجزيهپذيري لاشبرگ و فعاليت ميكروبی مهمترين دلايل وجود تفاوتها در شيمي خاك ميان گونهها ميباشد (روحی مقدم، 1390). در برگرداندن اكوسيتمهاي جنگلي و مرتعي تحت تاثير شرایط نامساعد اقليمی خشك و نيمهخشك كشور و برخورد نابخردانه بشري با منابع طبيعي به حالت طبيعي ميبايست كه از پوششهاي گياهي باقيمانده حفاظت شده و پوششهاي گياهي تخريب شده هم اصلاح و احياء گردند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، مواد غذایی، زیست محیطی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، ارزش اقتصادی، مواد غذایی، توسعه پایدار