پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، اقلیم سرد، زیست محیطی، توزیع جغرافیایی

دانلود پایان نامه ارشد

ری برای بازسازی در سطح جنگل طبیعی، جایگزینی جنگل طبیعی با جنگلکاری ممکن است از عملکرد بهتر برای اکوسیستم پایدار جلوگیری نماید.
دمسیه و همکاران50 (2012) تحقیقی تحت عنوان اثرات جنگلکاری اکالیپتوس و سوزنیبرگان در خصوصیات خاک در منطقه Gambo در جنوب اتیوپی اثر گونههای جنگلکاری شده در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی عمده خاک و ارزیابی بیشتر کیفیت در تحت کاربریهای مختلف انجام دادند. نمونهها در 3 تکرار در جنگلکاری مختلف برای اندارهگیری خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس خصوصیات خاک یک شاخص جامع برای تعیین کیفیت خاک، چگالی ظاهری از 72/0 تا 80/0 cm-3 در جنگلکاری در جنگلهای اولیه و جنگل طبیعی و از 68/0 تا 14/1 g cm-3 در دیگر جنگلکاری ایجاد شده در خاک کشاورزی تغییر کرد. تحت جنگلکاریها در اراضی کشاورزی نسبت به دیگر خاکهای جنگل اولیه به طور قابلتوجهی کاهش حجم منافذ و سرعت نفوذ آب مشاهده شده بود. غلظت کربن آلی خاک از 4/3 تا 2/10 درصد متفاوت بود، نیتروژن از 3/0 تا 1 درصد و P از 5/1 تا 7 درصد در خاک جنگلکاریها و جنگل طبیعی متفاوت بود. کاتیون تبادلی به طور معمول با افزایش عمق با استثنائات جزئی کاهش مییابد. غلظت کاتیون تبادلی کلسیم از 5/6 تا 7/22 cmol kg-1 و به طور قابلتوجهی تحت Juniperus procera نسبت به گونه Eucalyptus بیشتر بود. انتخاب گونه ارس با طولانی شدن دوره بهرهبرداری کیفیت و خصوصیات خاک را بهبود میدهد.
لی و همکاران51 ( 2012) در مطالعه خود در چین نشان دادند جنگلکاری با سوزنیبرگ ماگنولیا در منطقه نیمهخشک شنی باعث بهبود کیفیت خاک و افزایش ظرفیت ترسیب کربن میشود.
کوچ و همکاران52 (2012) در بررسی تحت عنوان تعیین بهترین اندازه حفره براساس خصوصیات خاک با استفاده از به کارگیری فرآیند سلسله مراتبی(AHP). حفرهها را در سه دسته کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم و فاکتورهای (pH خاک، نسبت کربن به ازت، ظرفیت تبادل کاتیونی، فسفر، پتاسیم، کلسیم، نیتروژن معدنی، تنفس میکروبی و بایوماس کرم خاکی) را نمونه خاکهای تهیه شده در مرکز و حاشیه کپ اندازهگیری نمودند. نتایج AHP نشان داد که منطقه با حفره کوچک خصوصیات خاکی بهتری دارد. حفره کوچک و متوسط شرایط بهتری نسبت به حفره بزرگ وخیلی بزرگ داشتند و حفره کمتر از 400 مترمربع را برای جنگل هیرکانی مناسب دانستند و AHP را یک ابزار مناسب برای تصمیمگیری در برنامهریزی سرمایهگذاری و الویتبندی در انطباق با قوامین زیست محیطی معرفی نمودند.
پوربابایی و همکاران53 2012 اثر جنگلکاری را بر تنوع زیستی گونهها در دارابکلا بررسی کردند. جنگل آمیخته طبیعی و جنگلکاری پهنبرگ (Alnus subcordata-Acer velutinum) و جنگلکاری سوزنیبرگ (Cupressus sempervirens var. horizontalis-Pinus brutia) انتخاب نمودند. 35 قطعه نمونه به روش تصادفی سیستماتیک در هر منطقه تعیین و با استفاده از شاخص تنوع سیمپسون، هیل و شانون-وینر، شاخص یکنواختی مک آرتور و شاخص غنا نواختی اسمیت و ویلسون تجزیه تحلیل ها را انجام دادند. نتایج نشان داد 32 گونه گیاهی در جنگل طبیعی و 30 گونه گیاهی در جنگلکاری مشاهده نمودند.Rosaceae و Lamiaceae از خانوادههای اصلی در منطقه بودند. شاخص تنوع و یکنواختی در تمام اشکوبهای علفی در جنگل طبیعی بیشتر بود. غنا گیاهان چوبی در جنگل طبیعی، در حالی که غنا گیاهان علفی در جنگلکاری سوزنیبرگ بیشتر بود. شاخص مکآرتور بیشترین شاخص تنوع و بعد از آن به ترتیب شاخص هیل، شانون و سیمپسون بودند. هر سه شاخص غنا، تنوع و یکنواختی در تمام لایهها و در هر سه توده تفاوت معنیدار داشتند.
هوسمن و همکاران54 (2012) در بررسی تحت عنوان بازجذب مواد غذایی برگ در دو گونه درختچهای که در معرض هوای آزاد غنی از دیاکسید کربن قرار گرفته بودند، در طول سالهای مرطوب و خشک بازجذب مؤثر در دو گونه درختچهای Ambrosia dumosa و Lycium pallidumدر محیطهای با دیاکسید بالا و عدم دیاکسید بالا در صحرای نوادا بررسی کردند. نتایج نشان داد در همه سالهای مورد بررسی کاهش غلظت N و P لاشبرگ در سالهای خشک درمقابل سالهای مرطوب وجود داشت. یعنی عمل بازجذب ماکرالمنتها بیشتر در سالهای خشک بود.
فاراهات و ویلیندرهولم55 (2012) به بررسی اثرات زیست محیطی تودههای جنگلکاری شده در منطقه بیابانی مصر بر روی تنوع زیستی پرداختند. تحقیق ایشان شامل مقایسه تنوع زیستی زیرآشکوب برای4 جنگلکاری در بیابان پرداخته شد. تغییرات مکانی و زمانی در گونهها مقایسه شد و تنوع آلفا و بتا برای دادههای جمعآوری شده از عرصه مقاسه شد. تنوع گونههای بیابانی از 66 به 44 درصد در جنگلها کاهش یافته بود. این در حالی است که درصد گونههای علفی هرز در جنگلها در منطقه بیشتر از مناطق بیابانی بود. جوامع گیاهی در تودههای جنگلی کمتر از 50 درصد از گونههای با پوشش گیاهی مجاور در تودههای بیابانی بود. درصد تنوع در ترکیب گونهها بیشتر از 340 درصد در بعضی جنگلکاریها در مقایسه با مناطق بیابانی بود. تنوع آلفا و بتا به طور قابلتوجهی در تودههای جنگلی بیشتر از مناطق بیابانی بود. تغییرات مکانی و زمانی در تنوع گونهها به نوع تاج پوشش و سیستم آبیاری وابسته بود. گونههای جنگلی اثر منفی در تنوع گونههای درختچهای و درختی بومی داشتند. استفاده از آبیاری و فاصله بیشتر جنگلکاری ممکن است به حفظ تنوع فلورستیک درختان و درختچه در کف جنگل کمک کند.
جیانگ و همکاران56 (2012) بازجذب مواد غذایی از گونههای همزیست در علفزار آلپ فلات چینگهای-تیبتان سازگاری گیاه در محیط را فقیر نشان میدهد. مقدار بازجذب نیتروژن و فسفر به طور متوسط به ترتیب برابر 5/62 و 4/67 بود که حد بالای از مقدار مقیاس جهانی بود. در میان سه شکل زندگی جگن بیشترین بازجذب مؤثر را داشت، این نشان دهنده قدرت رقابتی بالاتری را نسبت به چمن و گونههای علفی هرز در محیط فقیر از مواد غذایی دارد. و نشانه سازگاری این گونه میباشد. این مطالعه نشان میدهد بررسی غلظت مواد غذایی برگ و بازجذب میتواند اطلاعاتی را درباره سازگاری گیاه در مناطق فقیر از مواد غذایی در داخل و سراسر اکوسیستم فراهم آورد.

3- مواد و روشها
3-1- مواد
3-1-1-منطقه مورد مطالعه:
عرصه جنگلکاری شده در پارک مخمل کوه در 8 کیلومتری شهرستان خرمآباد و در کنار جاده آسفالته خرمآباد الشتر واقع گردیده است. فاصله تقریبی آن از شهرستان الشتر 35 کیلومتر میباشد. عرصه مورد نظر برای پارک جنگلی در ادامه ارتفاعات کمرسیاه در شمال خرمآباد واقع گردیده و این منطقه به نام تنگ شبیخون مشهور است، که در نزدیکی رودخانه خرمآباد و کنار دو روستای تنگ شبیخون و روستای بهرام جو واقع است، که میتوان گفت از سمت شمال به روستای تنگ شبیخون، از جنوب اداره مخابرات، از شرق کوه شیر چغا و از غرب به جاده آسفالته خرمآباد به الشتر ختم میشود. طول جغرافیایی منطقه 32ً, 15ََ, 48 و 48ً, 15ََ, 48 و عرض جغرافیایی آن بین41ً, 30ََ, 33 و 11ً, 35ََ,33 شمالی میباشد. تودههای مورد مطالعه جنگلکاری شده در طی سالهای 75-73، شامل گونههای کاجبروسیا (Pinus brutia)، سرونقرهای (Cupressus arizonica)، ون (Fraxinus excelsior)، زیتون (Olea Europaea) و ارغوان (Cercis siliquastrum) که در وضعیت توپوگرافی مشابه قرار دارند.

شکل (3-1): نقشه موقعیت منطقه مورد مطالعه

3-1-2- توپوگرافی منطقه:
منطقه مورد نظر با توجه به نقشه توپوگرافی نسبتا کوهستانی بوده و دارای ارتفاعاتی به نام کوه شیرچغا با ارتفاع 1652 متر از سطح دریا در شرق محدوده مورد نظر است که بلندترین نقطه پارک میباشد دیگر ارتفاع موجود در داخل محدوده طرح کوه کلاه سرخ میباشد که دارای ارتفاع 1522 متر از سطح دریا است و نیز در محدوده طرح و در ادامه ارتفاعات کمرسیاه ارتفاعات بلندی با ارتفاع 1578، 1579، 1499 و 1423 متر از سطح دریا وجود دارد که عملا منطقه طرح را به دو قسمت مجزا تبدیل میکند که یک قسمت با مساحت بیشتر در شمالشرق ارتفاعات مورد و قسمت دیگر با مساحت کمتر در غرب ارتفاعات کمرسیاه واقع میباشد. حداقل ارتفاع موجود در محدوده پارک تقریبا 1280 متر از سطح دریا و در نزدیکی روستای بهرام جو قرار دارد، که بین حداقل و حداکثر نقطه در محدوده پارک تقریبا 370 متر اختلاف ارتفاع وجود دارد که این بیانگر کوهستانی بودن منطقه میباشد (گودرزی، 1376).
3-1-3-مطالعات هواشناسی:
به علت اینکه منطقه مورد نظر در شمال خرمآباد میباشد برای بدست آوردن نوع آب و هوا و میزان ریزشهای جوی منطقه از اطلاعات هواشناسی بدست آمده از ایستگاه سینوپتیک شهرستان خرمآباد استفاده شدکه این ایستگاه دارای ارتفاعی برابر با 1125 متر از سطح دریا میباشد، که با توجه به نزدیکی منطقه به ایستگاه مورد نظر و نیز اینکه اختلاف ارتفاع زیادی بین منطقه و ایستگاه وجود ندارد میتوان از این اطلاعات استفاده نمود ولی با توجه به مرتفعتر بودن منطقه طرح نسبت به این ایستگاه میتوان انتظار دمای سردتر با اختلاف دمای تقریبا 2-3 درجهسانتیگراد را در ماههای سرد سال داشت (گودرزی، 1376).
3-1-3-1-تعیین اقلیم به روش آمبرژه:
با استفاده از رابطه زیر که درآن متغییر P، متوسط باران سالیانه بر حسب میلیمتر و متغییرهای M و m به ترتیب متوسط حداکثر و متوسط حداقل دما در گرمترین و سردترین ماه سال بر حسب کلوین و k ضریب کلوین میباشد. مقدار متغییرها با توجه به دادههای ایستگاه سینوپتیک برای دوره آماری (سال 1331 تا 1390 ایستگاه سینوپتیک خرمآباد) به ترتیب برابر با 5/505 میلیمتر، 43 و 9/6- درجه سانتیگراد و میانگین سردترین ماه سال 6/5 درجه سانتیگراد بود، با توجه به اطلاعات اشاره شده مقدار 2Q محاسبه شد و با مقادیر جدول 3-1 مقایسه گردید، خرمآباد دارای اقلیم سرد و نیمهخشک میباشد (البته منطقه مورد مطالعه در منطقه کوهستانی بوده در نتیجه اقلیم سردتر است. نظر به اینکه منطقه مورد مطالعه در قسمت شمالی خرمآباد واقع شده است، با مقایسه توزیع میانگین بارش به دست آمده از آمار 52 ساله (1385-1333) در منطقه مورد مطالعه (شکل 3-2) با مقدار بارش به دست آمده در محدوده مورد مطالعه هماهنگ است، در نتیجه اقلیم خیلی سرد و نیمهخشک برای منطقه در نظر گرفته میشود. منحنی آمبروترمیک از سال 1333 تا 1390 برای تعیین ماههای خشک استفاده گردید. همانطور که در شکل(3-2) نشان داده شده است. خرداد، تیر، مرداد، شهریور و مهر خشکترین ماههای سال میباشند. در جدول (3-2) برخی از خصوصیات کلی اقلیمی ذکر گردیده است.
Q2 = 2000 P / (M +16/273)2-(m+16/273 ) 2 : (واردی کولائی، 1390) فرمول آمبرژه
Q2 = 2000 ×5/505 / (43 +16/273)2-(9/6-+16/273 )8/34 =2
جدول(3-1): طبقه بندي اقليمي به روش آمبرژه
نوع اقليم
m
نوع اقليم
2 Q
خيلي سرد
7- تا 13-
بیابانی
17تا0
سرد
3- تا 7-
خشک
27تا17
نیمه سرد
0 تا 3-
نيمه خشک
53تا 27
خنک
3 تا 0
نیمه مرطوب
95 تا 53
معتدل
7 تا 3
مزطوب
150 تا 95
گرم
12 تا 7
خیلی مزطوب
150

جدول (3-2): خلاصه بعضی از خصوصیات اقلیمی شهرستان خرمآباد
1390-1331
1390-1371
1390-1360
1390- 1338
بارش
درجه حرارت C
یخبندان
باد
تبخیرmm
آفتابی
میانگین رطوبت نسبی
متوسط حداکثر در یک روز (mm)
حداکثر مطلق
حداقل مطلق
میانگین تعداد کل روزهای
سرعت باد (m/s)
جهت به درجه
میانگین تبخیر
میانگین تعداد کل ساعات
حداکثر
حداقل
8/44
5/6-
2/43
5/48
8/21
8/225
9/1834
9/2903
8/64
2/28

شکل(3-2): توزیع جغرافیایی متوسط بارش سالیانه در شهرستان خرمآباد

شکل(3-3): منحنی آمبروترمیک
3-1-4-زمینشناسی و خاکشناسی:
منطقه طرح مورد نظر از نظر زمینشناسی جزء زاگرس چین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، مطالعه موردی، شمال ایران، پوشش گیاهی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی