پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی، مواد معدنی، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

د.
زاهدی11 (1998) ارتباط پوشش گیاهی با ویژگیهای خاک در دو توده راش- بلوط و زبانگنجشک را در کشور بلژیک مورد بررسی قرار داد و با استفاده از ترکیب جنبههای فلورستیک پوشش گیاهی با خصوصیات خاک به وسیله تجزیه تحلیل CCA نتیجه گرفت که با این روش میتوان پیشبینی قابل قبولی ازجوامع گیاهی با ویژگیهای خاک را نشان داد.
براکنهیلم12 (2000) در جنوب کشور سوئد اثر جنگلکاری با گونه picea abies (نوئل) را بر پوشش گیاهان کف در دو منطقه احیا شده شامل مرتع و زمین زراعی مورد مقایسه قرار داد. بررسیها در پلاتهای ثابت و بین سالهای 1964 تا 1966 انجام دادند. نتایج نشان داد که فرآیند توالی در زمین مرتعی در مقایسه با زمین زراعی به کندی انجام گرفت و بازگشت گونهها نیز بسیار کم بود. این محقق انجام مناسب عملیات تنک کردن را روشی مناسب برای افزایش غنای گونههای گیاهی در منطقه جنگلکاری شده معرفی کرد.
هومفری و همکاران13 (2000) تنوع زیستی در جنگلهای دستکاشت بریتانیا را بررسی کردند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که تودههای دستکاشت با گونههای سوزنیبرگ غیربومی باعث آمادهسازی شرایط زیستگاه برای ظهور گیاهان و جانوران بومی میشود.
دیکسترا14 (2001) در تحقیقات خود در شمال آمریکا ضمن مرور کلی اثر درختان بر روی خاک عنوان کرد که در کنار عوامل زنده، تأثیر درختان (تاج پوشش) میتواند بر تحول اکوسیستم کاملا مؤثر باشد. وی عنوان کرد که درختان از طریق تولید اسیدآلی که در برگ و یا دیگر اجزای آنها میتواند وجود داشته باشد در اسیدیته و همچنین موجودی یون کلسیم در خاک اثر قابل ملاحظهای دارند.
لیلین فین و همکاران15 (2001) اثرات جنگلکاری با Pinus caribaea و پوشش گیاهی ساوانا در برزیل به این نتیجه رسید که مقدار کربن، نیتروژن، فسفر و گوگرد در فاز جامد خاک در توده با افزایش عمق کاهش مییابد. غلظت کربن آلی دو توده مشابه یکدیگر بود و به طور کل میتوان نتیجه گرفت که وجود جنگلهای کاج میتوانند ذخیره کربن، نیتروژن، فسفر و گوگرد را بهبود ببخشد.
آگستو و همکاران16 (2002) تأثیرچند گونه درختی جنگلهای معتدله اروپا روی حاصلخیزی خاک را بررسی کردند. نتایج نشان داد برخی از گونهها مواد غذایی خاک نظیر کلسیم و منیزیم را کاهش میدهند و برخی دیگر موجب کاهش pH و اسیدی شدن خاک میگردند. ترکیب اشکوب فوقانی جنگل بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک اثر دارد و این اثر در سطحالارض بیشتر است. به طور کلی تأثیر یک گونه درختی بر روی حاصلخیزی خاک براساس نوع سنگ بستر، اقلیم و مدیریت جنگل متفاوت است.
میشرا و شامرا17 (2002) در هند در مورد تأثیر جنگلکاری 9 ساله گیاهان خانواده لگومینوز بر روی خاک مطالعهای انجام دادند. در این مطالعه مشخص گردید که جنگلکاری باعث کاهش میزان اسیدیته و شوری خاک شد و میزان جرم مخصوص ظاهری خاک را به صورت قابلتوجهی کاهش داد.
متیوس و همکاران18 (2002) در تحقیقی تحت عنوان تعیین کمی تنوع زیستی به عنوان سیاستی برای ترسیب کربن جنگل کارولینای جنوبی پرداختند. به این نتیجه رسیدند که برای ارزیابی از پیامدهای بیولوژیکی جنگلکاری برای ترسیب کربن باید هر دو پوشش زمین در حال حاضر و الگوهای توزیعی از موجوداتزنده و همچنین هدف تبدیل سیاست را در نظر بگیرند.
زاس و سررادا19 (2003) در بررسی وضعیت عناصر برگ و رابطه تغذیهای کاج رادیاتا جنگلکاری شده در اسپانیا با مطالعه 54 پلات به روابط میان غلظت عناصر برگ و رویش درختان و شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک نتیجه گرفتند که عناصر P و Mgدر بین همه پلاتها بیشترین کمبود را داشتند و غلظت Mg و Ca برگ با PH خاک رابطه مستقیم دارد. رویش نیز رابطه مثبتی با K و Mg برگ و رابطه منفی با نسبتهای N/ K, N/Mg و N/P برگ دارد.
مالاگ و اولسسون20 (2004)، خاک مناطق جنگلکاری شده اتیوپی با دو گونه سریعالرشدCupressus Iusitanica و Eucalyptus saligna در زمینهای کشاورزی مخروبه را مورد بررسی قرار داد. ایشان عمق 0-10 سانتیمتر خاک جنگلکاری 15 ساله را مورد برسی قرار دادند. نشان دادند که در گونه Cupressus Iusitanica تراکم حجمی کمتری وجود داشته است و مقدار کربن، نیتروژن نهایی، ظرفیت تبادلی کاتیونCEC، درصد اشباع بازیBS، درصد پتاسیم قابل تبادل، منیزیم و مس بالاتر بوده است.
فارلی و کلی21 (2004) در بررسی اثرات کاج رادیاتا در چمنزارهای کوههای آندکوادور، با مقایسه خصوصیات خاک در تودههای مجاور چمنزارها نشان دادند که در 10 سانتیمتری سطح فوقانی خاک تحت تأثیر گونه کاج، میزان ازت و کربن آلی خاک پس از 20 سال افزایش یافته است و مقدار اسیدیته نیز در تودههای کاج فقط کمی تقلیل یافته و این تغییر ناچیز تنها در خاک سطحی روی داده است. آنها همچنین دریافتند که بیشترین تأثیر جنگلکاری در خاکهای سطحی (10-0) سانتیمتری بوده است. غلظت ازت کل در عمق متوسط خاک کاهش پیدا کرد. در 10 سانتیمتر اول خاک غلظت نیترات در زیر جنگلهای کاج افزایش یافت. در فسفر خاک تغییری حاصل نشد. این جنگلکاریها pH خاک را کاهش داده بود. محققین نتیجه گرفتند که تغییرات پوشش گیاهی میتواند خواص خاک را طی دوره 10 ساله تغییر دهد.
سوامی و همکاران22 (2004) به بررسی رویش، بیوماس و مواد غذایی (K, P, N) برای سه رویشگاه گونهGmelina arboreu در تودههای 1 تا 6 ساله هند پرداختند. نتایج نشان داد که تراکم توده، زندهمانی و پارامترهای رشد (قطر برابرسینه، ارتفاع کل، قطر تاج پوشش و تعداد شاخهها) به طور معنیداری متغیر بودند. همچنین نمونهبرداری خاک در عمقهای 20-0، 40-21، 60-41 سانتیمتر در هر رویشگاه نشان داد که مواد آلی و مواد مغذی (K, P, N) بعد از 6 سال جنگلکاری بطور معنیداری بهبود پیدا کرده بود.
هاگن–تورن و همکاران 23(a2004) به مقایسه مواد معدنی و شیمیایی سطح خاک در 6 گونه در تودههای 30-40 ساله بلوط، نمدار، ون، توس (غان)، راش و صنوبر جنگلکاری شده در لیتوآنیا پرداختند نمونه خاک رو از دو عمق (10-0) و (30-20) سانتیمتری در زیر گونههای مختلف انتخاب مقدار Fe،AL، pH قابل استخراج بین گونههای مختلف اختلافی مشاهده نشد. در عمق 10-0 اختلاف ظاهری بستگی به نوع گونه دارد اختلاف قابل ملاحظهای در pH و اشباع بازی و توانایی تغییر کاتیونهای بازی و دیگر مواد غذایی مشاهده شد بیشترین اختلاف مهم بین نمدار و صنوبر بود. نمدار دارای pH بالا، اشباع بازی کاتیون بازی و منبع بور در مقابل صنوبر که بیشتر اثر اسیدی در مواد معدنی بالا خاک داشت. در بین گونههای مجاور اثر مشابه صنوبر در لایه معدنی بالای سطح خاک داشتند. در بینN، C و نسبت C/N در بین گونهها اختلاف معنیداری وجود نداشت.
هاگن-تورن و همکاران 24(b2004) به منظوره بررسی عناصر غذایی ماکرو در ساقه و برگ درخت به مقایسه جنگلکاری 6 گونه از گونههای جنگلهای معتدل (بلوط، زبانگنجشک، راش، توس، نمدار و صنوبر) در جنوب لیتوانی (در مناطق مشابه) پرداختند. غلظت مواد غذایی در گونهها مشابه و تنها غلظت در برگها متفاوت بود. غلظت در صنوبر به طور قابل ملاحظهای از گونههای خزان کننده کمتر بود به جز P در برگ و ca در ساقه چوبی و بیوماس برگ و بین خود گونههای خزان کننده اختلاف وجود داشت.
ساری یلدایز و اندرسون25 (2005) در بررسی تحت عنوان اختلاف مواد غذایی در برگ سبز و لاشبرگ 3 گونه خزان کننده رشد یافته در خاکهای مختلف (در جنوب غرب انگلستان) ترکیبا ت شیمیایی برگ گونههای شاهبلوط، بلوط و راش برای 26 منطقه با حاصلخیزی بالا که از نظر درصد اشباع و پتانسیل نیتروژن معدنی پایین طبقهبندی شده بودند، غلظت عناصر غذایی (N, Ca, P, Mg, K a و Mn) اندازهگیری کردند. بازجذب ازت برگهای راش با پتانسیل معدنی نیتروژن خاک رابطه منفی داشت (بیشترین مقدار در خاک با حاصلخیزی کم بود) و بلوط و شاهبلوط رابطه غیر منتظره مثبتی را با حاصلخیزی نشان دادند. تفاوت درونی خواص شیمی برگ و لاشبرگ نسبت به حاصلخیزی خاک بینظیر و به حد زیادی غیر قابل توضیح بود. الگوههای مشاهده شده نشان دهنده پاسخهای فنوتیپی به نوع خاک که نتیجه تداوم، کیفیت لاشبرگ درون و بین گونههای درختی در مطالعات مرتبط نشان داده شده است که به طور قابلتوجهی در تجزیه لاشبرگ اثر میگذارد.
هاگن-تورن و همکاران26 (2006) به بررسی بازجذب و کاهش عناصر غذایی در پاییز برای گونههای درختی خزان کننده به وسیله ساقاب و لاشبرگ N ,P ,K ,S ,Mg ,Ca ,Cu ,Fe و Mn در تودههای بالغ 40 ساله در جنوب لیتوآنیا پرداختند برای همه گونهها و عناصر به جز K در توده راش مواد غذایی از طریق ساقاب خیلی بیشتر نسبت به لاشبرگ کاهش مییابد در توده راش به طور قابل ملاحظهای نشان میدهد که ساقاب مقدار زیادی (9%-19%) Ca ,Mn ,S وP را کاهش میدهد اگر چه کاهش عناصر در دیگر گونهها در ارتباط با مقدار عناصر غذایی موجود در برگهایشان کاهش مییابد. گونههای که مقدار عناصر غذایی زیادی در برگهای سبز شان داشتند مقدار عناصر غذایی زیادی داشتند ولی در همه گونهها و عناصر ثابت نبود توانایی بازجذب عناصر در میان گونههای مختلف Nحدود (36%در راش و 69 % در توس) براساس سطح برگ محاسبه میشود. Fe و Cu در جذب عناصر (مقدار جذب حدوده 7 الی 10 درصد در نمدار 20 الی 37 درصد برای دیگر گونهها) مؤثر هستند.
نیومستر و همکاران27 (2006) به بررسی اثر جنگلکاری با گونههای بومی بر تنوع گونههای گیاهی در خاکهای مختلف و فاصله کاشتهای متفاوت، در کانادا پرداختند. نتایج نشان داد که نوع خاک هیچ تأثیری بر تنوع گونهای یا وفور آن نداشت و در فاصله کاشت بیشتر فضای بازتر وفور گیاهان چوبی کمتر میگردد، همچنین جذب نوری زیاد برگهای سوزنیبرگ شکل درختان کاج و ریزش آنها همبستگی منفی با تنوع پوشش گیاهی نشان داد.
صیاد و همکاران28 (a2006) در مطالعهای به منظور مقایسه رویش و برخی خواص خاک در جنگلکاریهای 19 ساله خالص و آمیخته صنوبر دلتوئیدس (Poulus deltoids Marsh) و توسکای ییلاقی (subcordata C.A. Meay Alnus) در چمستان نور به این نتیجه رسیدند که جنگلکاری با گونههای خالص سریع الرشد باعث کاهش حاصلخیزی خاک شده و ممکن است استمرار تولید تحقق نیابد. در مطالعه فوق پنج تیمار (100% صنوبر و 33% توسکا و 67% صنوبر، 67% توسکا و 33% صنوبر، 50% صنوبر و 50% توسکا ، 100% توسکا) از حالتهای مختلف جنگلکاری این دو گونه در یک دوره هفت ساله مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت به این نتیجه رسیدند که تیمار 100% توسکای خالص و 33% صنوبر،67% توسکا تفاوت معنیداری را در مقدار ازت کل با دیگر تیمارهای جنگلکاری نشان دادند. میزان رویش، تولید و مواد غذایی موجود در خاک و میزان ازت در جنگلکاریهای آمیخته این دو گونه بیشتر از جنگلکاری خالص آن بود و جهت تولید بیشتر و افزایش رویش و حاصلخیزی خاک جنگلکاری صنوبر به صورت مخلوط با توسکا (50% صنوبر و 50% توسکا) پیشنهاد نمودند.
صیاد و همکاران29 (b2006) در تحقیقی به مقایسه رویش، مواد غذایی و خصوصیات خاک را در توده خالص و مخلوط صنوبر و توسکا پرداختند. بعد از 7 سال اثرات بر رشد غلظت عناصر غذایی در برگ سبز و پیر و خصوصیات خاک مورد بررسی قرار دادند. غلظت نیتروژن در برگ سبز و پیر تودههای مخلوط بیشتر از حالت خالص صنوبر بود. نتایج حاصل از تغذیه و بازگشت مواد غذایی و رشد در جنگل مخلوط بهتر از جنگل خالص بود. و در غالب آزمایش حالت آمیخته (نسبت50 درصدی) تولید حداکثر را نشان داد.
نیو و دویکر30 (2006)در مطالعهای تحت عنوان پتانسیل ترسیب کربن در حاشیه زمینهای کشاورزی در غرب میانه ایالات متحده به این نتیجه رسید که منطقه مورد نظر پتانسیل زیادی در ترسیب کربن دارد.
ریتر31 (2007) با بررسی کربن، نیتروژن و فسفر در خاکهای آتشفشانی بعد از جنگلکاری با pubescens Betula وLarix sibirica در ایسلند نشان داد اثرات معنیدار گونههای درختی فقط برای محتوی نیتروژن در شاخ و برگ درختان پیدا شد. نیتروژن شاخ و برگ به طور معنیداری بیشتر بود و نسبت کربن به نیتروژن به طور معنیداری در سوزنهای لاریکس کمتر از برگهای Betula بود. کربن آلی خاک در عمق 10-0 سانتیمتر در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی، روش نمونهگیری، شرایط آب و هوایی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، مطالعه موردی، شمال ایران، پوشش گیاهی