پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی، روش نمونهگیری، شرایط آب و هوایی

دانلود پایان نامه ارشد

تغذیه درختان، چرخه عناصر غذایی و خصوصیات خاک در گونههای دستکاشت جنگل داربکلا- ساری (افرا پلت، گردو، ون، آزاد، بلوط و کاج برسیا) با انتخاب منطقهی با شرایط یکسان شیب وجهت از هر گونه در هر توده، 6 درخت سالم جهت نمونهبرداری برگ انتخاب نمودند. منطقه مورد نظر آماربرداری صددرصد (پارامترهای قطر برابرسینه و ارتفاع اندازگیری) شد. برای بررسی میزان تغذیه و بازجذب عناصر غذایی در گونههای مورد مطالعه طی دو مرحله نمونهبرداری برگ صورت گرفت. مرحله اول اواسط مرداد (1388) در اوج پویایی تغذیه درختان و مرحله دوم از اواسط مهر ماه (1388) تا اواخر آذر با توجه به گونه صورت گرفت. برای بررسی خاک گونههای مورد مطالعه از عمقهای 5-0 و 15-5 سانتیمتری با 5 تکرار به صورت تصادفی نمونهبرداری گردید. نتایج ایشان نشان داد در بین 6 گونه مورد نظر بلوط بلندمازو و آزاد به ترتیب بیشترین و کمترین میزان قطر برابر سینه را داشتند. بلوط بلندمازو همچنین دارای بیشترین ارتفاع و کاج بروسیا دارای کمترین ارتفاع بود. ضریب قدکشیدگی در گونههای آزاد و ون بیش از 100 و در سایر گونهها کمتر 100 بود. نتایج آنالیز خاک نشان داد بالاترین میزان نیتروژن کل، فسفر و کلسیم، اسیدیته و هدایت الکتریکی متعلق به خاک توده گردو و بالاترین میزان پتاسیم و منیزیم در خاک افرا وجود داشت. مقدار رطوبت، کربن و نسبت کربن به نیتروژن در بلوط نسبت به سایر گونهها بیشتر بود. نیتروژن در گونه آزاد، فسفر در ون، پتاسیم در بلوط و کلسیم و منیزیم در افرا پلت بیشترین بازجذب را داشتند. نتایج حاصل از تجزیه مولفههای اصلی (PCA) نیز فاکتورهای کلیدی در تفکیک هر گونه را نسبت به سایر گونهها در جذب و بازجذب و خواص خاک را مشخص ساخت. ارزیابی گونههای مورد مطالعه با استفاده از فرآیند سلسله مراتبی (AHP) نشان داد که گونههای افرا پلت و کاج بروسیا شرایط مناسبی را دارا میباشند.
واردی کولائی (1390) در مطالعهای تحت عنوان مقایسه زادآوری، تنوع پوشش گیاهی کف و برخی عوامل خاکی در منطق جنگلکاری شده و لغزشی تودههای توسکا با جنگل مجاور در سری یک جنگل دارابکلا انجام داد به این منظور اقدام به برداشت 28 قطعه نمونه از توده لغزشی، 15 قطعه نمونه در توده جنگلکاری و 10 قطعه نمونه از توده طبیعی و 12 قطعه نمونه از تودههای اطراف جاده برداشت نمود. ابعاد قطعه نمونهها در توده لغزشی و جنگلکاری 15×15 متر، در جنگلطبیعی 10 آری و در تودههای اطراف جاده از ترانسکتهای 20×100 متر کرد و به این نتیجه رسید که علیرغم معنیدار شدن شاخصهای تنوع زیستی نسبت به سایر تودهها، اختلاف معنیداری بین مشخصات خاک در تودههای مورد مطالعه دیده نشد.
گلیگنجی (1390) به بررسی برخی مشخصات رویشی و رویشگاهی تودههای 23 ساله جنگلکاری شده خالص و آمیخته توسکای ییلاقی و افرا پلت در سری 3 گرو- بابلسر پرداخت. تعداد 19 قطعه نمونه 20×10متر در هر یک از تودهها با روش نمونهگیری تصادفی منظم و با شبکه آماربرداری 100×75 متر را برداشت و فاکتورهای کمی و کیفی توده در هر قطعه نمونه و نوع و درصد پوشش علفی و زادآوری درختی و درختچهای موجود در میکروپلاتهای هر قطعه نمونه پرداخت و برای اندازهگیری مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک از عمق 10-0 و 20-10 سانتیمتری خاک نمونهبرداری انجام داد. نتایج نشان داد توده خالص توسکای ییلاقی در حالت خالص از وضعیت بهتری از نظر ارتفاع، سطح مقطع، حجم، طول تنه و زندهمانی برخوردار بود و همچنین در توده خالص افراپلت دارای ارتفاع درخت، ارتفاع تاج، ضریب قدکشیدگی و درصد تاج پوشش بیشتر نسبت به حالت آمیخته بود. بررسی تنوع زیستی بین تودهها نشان داد که شاخص تنوع سیمپسون و شانون-وینر در توده آمیخته دارای بیشترین مقداربود و حداکثر غنای منهنیک در توده افراپلت بود و همچنین حداکثر یکنواختی هیل در توده افراپلت و یکنواختی برگر- پارکر در توده آمیخته بود. بررسی مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک در بین تودههای مورد بررسی نشان داد که در عمق 10-0 سانتیمتری، درصد کربن، مواد آلی و درصد رس تفاوت معنیداری بین تودهها وجود داشت و دربررسی مشخصات خاک در عمق20-0 و 20-10 سانتیمتری تفاوت معنیداری وجود نداشت. در نهایت به این نتیجه رسید گونه توسکای ییلاقی بصورت خالص و آمیخته به عنوان درخت مناسب در برنامه احیاء جنگلهای مخروبه و کم بازده و حتی زراعت چوب در رویشگاههای مشابه، حاصلخیزی خاک و حفظ تنوع زیستی میباشد.
صادقزاده حلاج و رستاقی (1390) به منظور بررسی عملكرد رویشی جنگلكاری 17 ساله كاجبروسیا در پارسل 15 سری یك طرح جنگلكاری عرب داغ استان گلستان انجام داد، با بررسی خصوصیات کمی و کیفی به این نتیجه رسیدند که میتوان مناطقی با شرایط اكولوژیكی مشابه را به عنوان عرصههای مناسب جنگلكاری با گونه كاجبروسیا مورد توجه قرار داد.
اسدیان و همکاران (1390) در مطالعهای که به منظور بررسي تنوعزيستي در دو توده دستكاشت (كاج سياه و زبانگنجشك) واقع در جنگل الندان- ساري انجام دادند. درصد گونههاي علفي و تعداد تجديد حيات طبيعي گونههاي چوبي در هر يك از اين عرصهها با استفاده از 6 پلات20×20 متري اندازه گيري کردند. سپس شاخصهاي تنوع-زيستي (Shanoon و Simpson) و شاخص غنا ( Menhinickو Margalef) در محيط نرمافزار past به دست آوردند. از آزمون t مستقل براي آناليز شاخصها در محيط نرم افزارSPSS16 استفاده کردند. نتايج نشان داد كه هر دو شاخص تنوع و غنا گونههاي علفي و زادآوري گونههاي چوبي در توده كاج سياه بيشتر از توده زبانگنجشك (0.05 p) ميباشد. نتايج حاكي از آن است كه برخلاف عقيدهي متداول در مورد نامناسب بودن شرايط زيستي در تودههاي سوزنيبرگ، اين عرصهها توانايي فراهم كردن شرايط مناسب براي حضور گونههاي علفي و چوبي حداقل در سالهاي اوليه استقرار را در خود دارا ميکند.
نوبخت و همکاران (1390) در مطالعهای به مقايسه مقدار ترسيب كربن خاك در جنگلكاریهای خالص سوزنیبرگ و پهنبرگ (مطالعه موردی: طرح جنگلداری دهميان، مازندران) پرداختند. به این منظور نمونهبرداري خاك به صورت منظم تصادفي و از عمقهای 0-10و 10-20 سانتيمتری انجام دادند، در مجموع، 54 نمونه خاك از 4 توده 35 ساله جنگلكاری شده با گونههای پيسهآ، ون، كاج سياه و بلوط بلندمازو برداشت کردند. نتایج نشان داد ترسيب كربن خاك در تودة پيسهآ (3/124 تن در هکتار) به طور معنیداری (0.05P) بیشتر از کاجسیاه (7/94 تن در هکتار)، ون (6/87 تن در هکتار) و بلوطمازو (1/78 تن در هکتار) بود و مقدار كربن آلي، اسيديته، نيتروژن و هدايت الكتريكي خاك در بين تودههاي مورد بررسي، اختلاف معنيداري را نشان داد (01/0 P). نتيجة رگرسيون گامبهگام نشان داد كه درصد نيتروژن و نسبت كربن به نيتروژن به ترتيب از مهمترين اجزاي تأثير گذار بر مقدار كربن آلي خاك در تودههاي بررسي شده بودند.
هاشمی و همکاران (1391) در بررسی تحت عنوان مقايسه عناصر غذايي (N، P، K، Ca، Mg) بازجذب آنها در گونه هاي جنگلکاري شده آزاد، افرا پلت و کاج بروسيا (مطالعه موردي: جنگل دارابکلا – مازندران) به این نتیجه رسیدند که عناصر برگ تابستانه و پاییزه گونههای مورد بررسی، تفاوت معنیداری در سطح اطمینان 95 درصد دارند و مقدار بازجذب عناصر به این ترتیبk Mg N Ca P بود. در بین گونهها، افرا بیشترین بازجذبCa و Mg، آزاد بیشترین بازجذب N و K و کاج بیشترین بازجذب P را به خود اختصاص دادند. در نهایت به این نتیجه رسیدند که گونههای مورد بررسی عناصر غذایی متفاوتی دارند و مقدار بازجذب هر عنصر نیز متفاوت است و با توجه به مشابه بودن شرایط رویشی تفاوت را ناشی از ژنتیک گونهها دانستند.
2-1-2-منابع خارجی:
لاجسا4 در سال 1987 در بررسی به عنوان بازجذب مؤثر مواد غذایی و پاسخ به حاصلخیزی فسفر در گونه درختچهای Larrea tridentata در بیابان پرداخت. آزمایشات در زمینه حاصلخیزی نشان داد که رشد درختچه به وسیله فسفر محدود نمیشود، حتی اگر خاک حاوی سطح بالای کربناتهای پدوژنیک که توانایی تامین مقدار زیاد فسفر را دارد باشد. بازجذب مؤثر مواد غذایی در زمین غیرحاصلخیز حدود 72-86 درصد در مواد غذایی بازجذب شده که مکانیسم مؤثر در حفظ مواد غذایی است. مقدار بازجذب فسفر و نیتروژن با غلظت فسفر و نیتروژن برگ افزایش مییابد در طول دوره خشکی نسبت به دوره رشد سریع برگ بازجذب بیشتر است. با این حال بازجذب نیتروژن تنها با افزایش وضعیت نیتروژن گیاه افزایش مییابد. در نهایت یک مدل برای توضیح الگوی بازجذب مواد غذایی مؤثر که بیشترین شیب را در مواد غذایی در دسترس دارد توسعه داده شد.
افستوآرت و لوری5 و همکاران 1991 به بررسی بازجذب فسفر و نیتروژن کنترل بالای مواد غذایی در برگ راش در آلاسکا پرداختند به این منظور بازجذب فسفر و نیتروژن در برگ راش که اختلاف زیادی در مقدار موادغذایی بافتشان وجود داشت اندازه گیری کردند. سپس فاکتورهای را که ممکن بود در مقدار بازجذب اثر بگذارند دستکاری نمودند. درختان که مقدار مواد غذایی بیشتری از نیتروژن و فسفر داشتند مقدار بیشتری را نیز به خاک بر می گرداند نیتروژن و فسفر بیشتر در برگ نسبت به درختان موجود در خاک نابارور یا غیرحاصلخیز است. اگرچه وضعیت مواد غذایی هیچ تأثیری بر روی کارآیی بازجذب نیتروژن و فسفر ندارد (به عنوان مثال: نسبت در حداکثر ذخیره بازجذب مواد غذایی در طول فصل پیری پاییز) به جز برای بازجذب فسفر در خاک حاصلخیز کمتر میشود. طولانیتر بودن اتصال برگ به درخت (یا کوتا شدن زمان ریزش) اثری بر بازجذب فسفر و نیتروژن نداشت. شستشو با آب باران در پاییز باعث ناپدید شدن 25 درصد نیتروژن و 55 درصد فسفر در برگهای پیر در زمینهای با حاصلخیزی بالا میشود. سایه برگهای پیر در زمینهای با حاصلخیزی بالا در کاهش منبع و مخزن اثر گذار است. کاهش منابع به وسیله سایه برگ پیر ( به عنوان منبع کربوهیدراتها و مواد غذایی) تأثیر قابل توجهی در کاهش بازجذب مؤثر میشود. بر اساس این نتیجه و کارهای قبلی نتیجه گرفتند که بازجذب مؤثر مواد غذایی بیشتر متاثر از منبع کربوهیدراتها برگ (منبع فعل و انفعلات) تا عوامل حاکم به هیدرولیز و کاهش مواد غذایی برگ.
بالدوک و همکاران6 (1992) در مطالعهای که در کشور ایرلند انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که خاک، نوع پوشش گیاهی و شرایط آب و هوایی نه تنها روی کیفیت، بلکه روی مقدار مواد آلی در یک منطقه تأثیر میگذارند.
جاسون7 (1995) در نوادای آمریکا نشان داد که گونه توسکای قرمز (Alnus rubra) در مقایسه با نوعی کاج موجب کاهش بیشتر اسیدیته خاک شده است، ولی کاهش میزان فسفر و کلسیم و ازت زیر پوشش کاج در مقایسه با توسکا محسوس و معنیدار بود.
پاناگاپولوس8 (1995)، در کشور یونان مطالعهای در رابطه با تأثیر دو توده جنگلکاری شده کاجسیاه و اقاقیا بر روی خاک انجام داد. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که هر دو توده جنگلکاری باعث ایجاد افق جدید در خاک منطقه شده، همچنین هر دو باعث کاهش هدایت الکتریکی و اسیدیته منطقه، و افزایش میزان مواد آلی نسبت به منطقه شاهد شدند، ولی تفاوت معنیداری میان افزایش موادآلی توده اقاقیا با توده کاج وجود نداشت. همچنین اقاقیا باعث افزایش میزان منیزیم خاک شده و در کلسیم تفاوت معنیداری ایجاد نکرده بود.
کیلینگبک9(1996) به بررسی نیتروژن در برگهای مرده 89 گونه همیشه سبز و خزان کننده برای تحقیق کلیدی در مورد قابلیت و پتانسیل بازجذب نهایی پرداخت. وی اظهار داشت بازجذب در گیاهانی شدید است که مقدار نیتروژن و فسفر برگهای مرده آنها به ترتیب به زیر مقدار 7/0 درصد و 5/0 درصدکاهش یافته است. او همبستگی مثبت و معنیداری بین نیتروژن و فسفر در برگ مرده مشاهده کرد.
وینوته و همکاران10 (1998) در خصوص تنوع زیستی در جنگلکاریها و جنگلآمیخته طبیعی در مجاورت پارک ملی فوندی در انگلستان تحقیقی انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که یک سری از گونههای مهاجم در استفاده از نور، رطوبت و مواد غذایی با گونههای اصلی رقابت میکنند و تعدادی گونههای پیشگام و مهاجم در جنگلکاریها ظاهر شدهاند که در جنگلها طبیعی و مسن کمتر به چشم میخورند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره of، 107BF.experimental.construct، 107bf.teoretiical.construct، and Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مواد غذایی، پوشش گیاهی، مواد معدنی، ایالات متحده