پایان نامه با کلید واژه های مهارت های اجتماعی، سبک های مقابله، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

حوزه علوم شناختی به شمار می رود. فلاول ( 1985) در تعريف فراشناخت می گويد فراشناخت هر گونه دانش يافعاليت شناختی است که موضوع آن فعاليت شناختی باشد يا اين که فعاليت شناختی را تنظيم نمايد .
در واقع حل مسئله مهارت شناختی فوق العاده پيچيده ای است که در مقايسه با ساير فرايند های شناختی نظير زبان آموزی تشکيل مفهوم , مستلزم سطح بالاتری از پردازش اطلاعات است. اين فرايند سبب می شود که توجه ، ادراک ، حافظه و ساير فرايندهای پردازش اطلاعات به شيوه ای هماهنگ برای دستيابی به هدف بر انگيخته شوند, از اين رو نهايت حل مسئله حتی در مورد تکاليف و مسائلی که ساختار روشن و تعريف شده ای دارند به عنوان يکی از پيچيده ترين شکل های رفتار آدمی تلقی می شود.

حل مسئله / تصميم گيری
حل مسئله سطح عمده ای از مهارت شناختی است و تفکری است که از مجموعه نگرش ها ، رفتارها
و مهارت هايی که می تواند آموخته شود تشکيل می شود. اين بخش از مهارت های زندگی شامل دو فرايند حل مسئله است. 1 – فرايند خودکار يا اتوماتيک . 2 – فرايند ارزيابی کننده , فرايند خودکار مربوط به روشی می شود که افراد مسائل خودشان را از طريق راهبردهای تجربه شده در گذشته حل می کنند ، فرايندهای ارزيابی کننده رسمی تر و شکل يافته تر است و شامل شناسايی مشکل , ارائه راه حل ها ، ارزيابی راه حل‌ها‌, انتخاب ها و تعيين پيامدهای آن ها و در نهايت انتخاب يک روش مناسب به وسيله ی فرمول بندی يک طرح يا برنامه جهت حل مشکل می . به نظر گازدا 92 اگر چه اصطلاح حل مسئله و تصميم گيری همراه با هم يک بُعد از مهارتهای زندگی را تشکيل می دهند اما بين آنها تمايز وجود دارد. اصطلاح حل مسئله در مورد اموری که دارای يک راه حل مناسب و مشخص هستند به کار می رود. اما اصطلاح تصميم گيری بيشتر در مورد موقعيت هايی به کار می رود که با موضوعات و مسائلی که راه حل مشخص و مناسب ندارند ، سر و کار دارند .
دزوريلا و گلدفريد93 ( 1998) پنج مرحله را برای فرايند حل مسأله تعيين نموده اند. 1 – تشخيص و درک کلی از مشکل . 2 – شناسايی مشکل . 3 – توليد راه حل های مختلف . 4 – تصميم گيری . 5 – اثبات يا تائيد راه حل .
در اکثر روش هاي تصميم گيری دو مرحله قابل تشخيص وجود دارد:
الف – بررسی کردن که شامل جمع آوری اطلاعات ، تعيين ارزش ها ، تعيين اهداف ، ايجاد راه حل های مختلف و ارزيابی آن ها است.
ب _ انتخاب و به کارگيری يک راه حل مناسب که شامل فرايند انتخاب راه حل عملی ، به کارگيری و اقدام است.
(فريدمن 1989) 94 معتقد است که در همه سبک های تصميم گيری ، سطوح مشخصی از تفکر و تصميم قابل مشاهده است. بنابراين دو مرحله در فرايند تصميم گيری به صورت ابعادی با سطوح متفاوت از پايين به بالا مطرح می شوند.
• تفکر سطح پايين : فقدان تفکر و عدم توجه به مشکل است.
• تفکر سطح متوسط : تفکر سطحی درباره مشکل ، ارائه راه حل های متناوب و همچنين وابستگی منفعلانه به نظرات ديگران .
• تفکر سطح بالا: تفکر عميق در جهت شناخت مشکل ، انتخاب چندين راه حل ، جهت ارائه راه حل نهايی و ارزيابی راه حل ها .
• تصميم گيری سطح پايين : از بين راه حل ها ، انتخابی صورت نمی گيرد و به معنای فقدان تصميم است .
• تصميم گيری سطح متوسط : یک راه حل انتخاب می شود ، اما سطح پايينی از احساس مسئوليت و تعهد وجود دارد و به معنای عدم ثبات تصميم است.
• تصميم سطح بالا : يک راه انتخاب می شود و در عين حال ميزان بالايی از تعهد و مسئوليت در به کارگيری و انجام کامل و دقيق آن وجود دارد.

پيشينه مقابله
طی سالها « مقابله » دامنه ای از مضامين و مفاهيمی را کسب نموده که اغلب همتا با مفاهيمی چون تفوق 95 , سازگاری 96 و دفاع 97 بوده است بنابراين پژوهشگرانی که در اين حوزه ها کار کرده اند از تعاريف های متفاوتی استفاده کرده اند . هان ( 1977 ) اظهار کرد که مقابله تلاشی است که فرد جهت حفظ واقعيت انجام می دهد هر چند اين توصيف بيان کننده رفتاری آشکار است که به فرد اجازه می دهد تا احساس کنترل و موفقیت را در خود حفظ کند با اين حال اين ديدگاه خالی از اشکال نبود . به طور کلی , قبل از دهه 80 و رواج اصطلاح « مقابله » روان شناسان , زيست شناسان و زيست روان شناسان اصطلاح « تعادل يابی98 » و « سازگاری » را برای انسان و ساير جانداران را که در مواقع اضطراری و به خطر افتادن زندگی و تحريک شدن نيازهای روانی / جسمانی تلاش می کردند که « سازوکارهای سازگار شدن 99 » را بيابند به کار برده اند. به عنوان مثال می توان به سازو کارهای دفاعی « من » در نظريه فرويد اشاره کرد که غالباً ناخودآگاه هستند. در اين نظريه , فرد در اثر کشمکش بين اميال درونی و مقررات بيرونی , دچار اضطراب می شود و برای رهايی يا مقابله با اين حالت درونی ناخوشايند, ا ز سازو کارهای دفاعی مختلفی استفاده می کند که در اکثر موارد موجب سازگاری , رشد و موفقيت می شود.
البته اصطلاح « سازگاری » در اين موارد, از لحاظ مفهومی , کلی تر از اصلاح « مقابله » در نظريه های سليه ( 1974) و لازاروس ( 1980) و نيز قديمی تر است زيرا , پژوهش در زمينه مقابله , فقط به دهه 80 بر می گردد . ابتدا موس 100 (1975) پيرلين و اسکولر101 (1978) و بعداً فولکمن و لازاروس ( 1980) به تحقيق پرداختند.
در سال 1980, فولکمن و لازاروس علاوه بر ارائه نظريه تبادلی استرس , به صورت گسترده و روشن به بررسی مقابله ( شيوه ها , منابع و سازو کارهای آن ) پرداختند . در سال 1981 , موس و بی لينگز 102 , برا ی اولين بار, دست به طبقه بندی شيوه های مقابله ( با تاکيد روی پاسخ های مقابله ای ) زدند. در سال 1986 مات نی 103 و همکارانش , سبک های مقابله را به صورت منسجم و با استفاده از نظريه فولکمن و لازاروس ( 1980) طبقه بندی کردند.

نظريه مقابله
مهمترين رويکرد در زمينه مقابله , نظريه تبادلی استرس لازاروس و فولکمن ( 1981) می باشد. استرس , فرايند تعامل فرد و محيط است. در واقع , استرس يا عامل آن چندان مهم نيست , بلکه ارزيابی و تفسير فرد از آن اهميت دارد. در صورتی که فرد آن را بالاتر از توان ( و منابع ) خود ارزيابی کند , استرس رخ می دهد . اما بين عامل استرس و بروز پيامدهای آن , لازاروس و معتقد است متغيرهايی مانند تجربه, روش ها و منابع مقابله بعلاوه ويژگی های شخصيتی دخالت می کند. فرد طی ارزيابی اوليه , ثانويه و باز ارزيابی , با استرس مقابله می کند. ارزيابی اوليه , يک نوع ارزيابی مقدماتی از موقعيت است . ارزيابی ثانويه , در واقع , مهارت های مقابله و خواست های موقعتيتی را می سنجند ( به کارگيری فنون مقابله برای رويارويی با استرس ) . باز ارزيابی , بر اساس پسخوراند ناشی از تبادلات فرد و محيط ( فرد و استرس ) در طی ارزيابی اوليه و ثانويه , قرار دارد . .
لازاروس و فولکمن ( 1984) در همين رويکرد دو روش مقابله را معرفی کردند :مقابله ابزاری و مقابله تسکين دهنده و به عبارت دقيقتر , مقابله مسأله دار و مقابله هيجان مدار , مقابله ابزاری ( نظير حل مسأله ) مستقيماً متوجه منبع تهديد است . مقابله تسکين دهنده ( نظير آرام سازی ) با هيجانات ناشی از منبع تهديد مقابله می کند .

مسأله مدار
روشی يا مجموعه روشهايی است که طی آن فرد به منظور کاهش يا حذف پيامدهای ناخوشايند استرس , سعی می کند بر عامل استرس تسلط يابد . مات نی و ديگران ( 1986). چند روش مسأله
مدار را مشخص کردند که شامل مهار استرس 104 , ساختار بندی 105 و مهارت های اجتماعی 106 می شود. مهار استرس , شامل آگاه شدن از افزايش تنش و عوامل ايجاد کننده آن می باشد.
ساختاربندی , شامل جمع آوری داده ها درباره عامل استرس , پرس و جو در زمينه منابع ( حمايتی ) موجود و طراحی روش های استفاده از آنها , می باشد. مهارت های اجتماعی , شامل خود – ابرازی و صميميت ورزی 107 .
روش مقابله مسأله مدار موفق , مستلزم استفاده بهينه از مؤلفه های شناختی عقلايی بودن , انعطاف پذيری و دور انديشی است . مقابله مؤثر مستلتزم ارزيابی واقع بينانه و درست از عامل استرس منابع موجود می‌باشد. البته , روش مقابله ای مسأله مدار, صرفاً متوجه عامل استرس نيست . غالباً اين روش مستلزم عملی است که فرد بتواند آن را به خوبی به انجام برساند. برای مثال , مطالعه قبل از امتحان .

هيجان مدار
روش يا مجموعه روش هايی است که برای مهار واکنش های هيجانی مرتبط با عامل استرس به کار گرفته می شود. برای مثال , دانشجويی که در امتحان نمره پايين گرفته است , ممکن است برای کاهش تنش ناشی از آن , به جوک و يا بازی بپردازد . هر نوع روش مقابله ای می تواند برای کاهش هيجانات ناخوشايند به کار گرفته شود. روش مقابله ای هيجان مدار, غالباً شامل باز ارزيابی است. اگر مشکل حل نشود, يک راه مهار تنش اين است که آنرا مجدداً ارزيابی کرد. براي اين کار , فرد موقعيت خود را با ساير افراد مقايسه می کند و ممکن است به اين نتيجه می رسد که شرايط او خيلی هم بد نبوده است .
روش مقابله هيجان مدار, ممکن است بيماری زا ( ناسالم ) به نظر برسد. زيرا اين روش , گاهی اوقات شامل خود – فريبی 108 و تحريف واقعيت 109 است. با اين وجود, همانطور که لازاروس ( 1983) متذکر شده است , اندکی خيالبافی برای سلامتی روانشناختی لازم است. البته , روش های سالمی برای مقابله با پريشانی هيجانی نظير کار , ورزش , فنون آرام سازی , و شوخ طبعی 110 وجود دارد .

اجتناب
به عقيده شريدان و رادماچر ( 1992) اجتناب ( دوری عينی ) از عامل استرس و انکار (دوری ذهنی) عامل استرس , جزو روش های مقابله ای هيجان مدار می باشد. اما از آنجا که روش مقابله ای اجتنابی ( 1) مستقيماً به مهار, حذف يا کاهش هيجانات ناخوشايند ناشی از استرس نمی پردازد و ( 2 ) خود اين روش اشکال مختلف و متعددی دارد, شايد بهتر اين باشد که عنوان يک شيوه مقابله ای جداگانه به حساب آورد. به هر حال , شيوه های روش های اجتناب ( عينی و ذهنی ) از عامل استرس , زياد است . مانند تلفن زدن به يک دوست ( روی آوردن به اجتماع ) , خريد و خوردن تفريحی ( روی آوردن به فعاليت ها ) .

سبک های مقابله , تعاريف , طبقه بندی
الف : تعاريف
فولکمن و لازاروس ( 1980) يک تعريف بسيار جامع از مقابله ( به عنوان بخشی از نظريه تبادلی استرس ) ارائه کرده اند. آنها « مقابله » را تمام تلاش های شناختی و رفتاری دانستند که برای کنترل , کاهش يا تحمل خواست ها به کار گرفته می شوند. اي خواست ها 111 می تواند درونی يا برونی باشد. خواست های درونی , ممکن است پيامد ارزيابی های شناختی يا تعارض های عاطفی را منعکس سازد.
علاوه بر اين , مقابله , معمولاً , به يک يا دو پيامد کمک می کند : مقابله يا درصدد تغيير رابطه بين « فرد » و « محيط » است يا در صدد کاهش ناراحتی و پريشانی عاطفی . باز ارزيابی شناختی که معنای يک حادثه را اصلاح می کند, روشی است که طی آن فرد رابطه بين « فرد» و « محيط » است يا در صدد کاهش ناراحتی و پريشانی عاطفی . باز ارزيابی شناختی که معنای يک حادثه را اصلاح می کند , روشی است که طی آن فرد رابطه بين « خود » و « محيط را تغيير دهد .
سه جنبه کليدی در تعريف لازاروس وجود دارد.
1 – مقابله به جای اينکه مقدمتاً ناشی از ويژگی های شخصيتی باشد وابسته به شرايط است .
2 – راهبردهای مقابله به دليل تلاش تعريف می شوند و مشخصاً چيزی را که افراد در تعامل با محيط به صورت هدفمند انجام می دهند را تبيين می کند. توجه متمرکز بر تلاش است که ممکن است از اعمال يا شناخت های رفتاری باشد.
3 – مقابله بعنوان يک فرايند نگريسته می شود که به مرور زمان در طی يک مواجه ويژه تغيير می کند. قبل از شروع اقدام به مقابله موقعيت , پيامدها و … منابع حمايتی در دسترس بررسی و ارزيابی مجدد ( ثانويه ) می شود.
بعد از آن , کنت مات نی و همکارانش ( 1986) نوشتجات روش های مقابله را بررسی کردند و توانستند تا حدودی تعريف لازاروس را بهبود بخشند. آنها « مقابله » را هر تلاش سالم يا ناسالم , آگاهانه يا ناآگاهانه می دانند که عوامل استرس را تضعيف ,

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عاطفه منفی، سبک اسنادی، روان شناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های روان شناختی، مساله اجتماعی، اجتماعی و فرهنگی