پایان نامه با کلید واژه های منافقين، اينكه، مؤمنين، سَبِيلِ

دانلود پایان نامه ارشد

رسول6شك دارند و نشان مي دهد، مردم موظفند كه درباره اصول دين و مسائلى همانند صدق دعوى پيامبر6و قرآن مطالعه و بررسى كنند و از تقليد و قضاوتهاى كور كورانه بپرهيزند. قرآن، بر خلاف آنچه بعضى مى‏پندارند براى همه قابل درك و فهم است زيرا اگر قابل درك و فهم نبود، آيه 80، دستور به “تدبر” در آن نمي داد.
آري يكى از دلائل حقانيت قرآن و اينكه از طرف خدا نازل شده، طبق آيه 80، اين است كه در سراسر آن تضاد و اختلاف نيست.
منافقان اگر به رسالت پيامبر6يقين داشتند، به دستوراتش پشت نمي كردند و او را با كمال بي ادبي، علت مصيبت هايشان نمي شمردند و اين چنين در تخريب دين و سعادت خود كوشا نبودند. آيه81 ( وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِيلاً) از دروغ گويي آنها در مورد اطاعت از رسول6پرده مي دارد. آنها درحضور پيغمبر6 مى‏گفتند فرمانبرداريم اما هنگامى كه از نزدش بيرون مى‏رفتند جمعى از آنها جلسات سرى شبانه بر ضد گفته‏هاى او تشكيل مى‏دادند. در پايان آيه آنها را تهديد مي كند كه خداوند آنچه را در اين جلسات مى‏گويند مى‏نويسد و به رسول6دستور مي دهد، در مقابل به آنها اعتنايى مكن و از نقشه‏هاى آنها وحشت نداشته باش و توكل بر خدا كن زيرا او يار و مدافع تو مي باشد.
آيه 81، دقيقا با آيات 61 و 62 و 63 (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً * فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً * أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً) مكمل و هم سو مي باشد.
آيه 83 (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَلِيلاً) به يكى ديگر از اعمال نادرست منافقان در امور مربوط به جهاد اشاره مي كند. هنگامى كه اخبارى مربوط به پيروزى و يا شكست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقيق، آن را همه جا پخش مى‏كنند و بسيار مى‏شود كه اين اخبار، بى اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهاى خاصى جعل شده و اشاعه آن به زيان مسلمانان تمام مى‏گردد.
عبارت (وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَلِيلاً) در آيه(83)، دلالت دارد بر اينكه مؤمنين در خطر جدي قرار داشتند و آن خطر گمراه شدن در اثر مخالفت با رسول6بوده است. اما از آنجا كه خداوند داراي رحمتي عام بر ساير بندگانش مي باشد، در عذاب آنها عجله نمي كند و راه درست را بر آنها عرضه مي دارد تا گمراه نشوند.
منظور از( أُولِي الْأَمْرِ) درآيه 83، كسانى هستند كه قدرت تشخيص و احاطه كافى به مسائل مختلف دارند، و مى‏توانند حقايق را از شايعات بى اساس و مطالب راستين را از نادرست براى مردم روشن سازند، كه در درجه اول پيغمبر6و ائمه اهل بيت 7جانشينان او و در درجه بعد دانشمندانى هستند كه در اين گونه مسائل صاحبنظرند و بر اساس نظر خدا و رسول6واهل بيت7نظر مي دهند.173
اطاعت از رسول6آنقدر مهم است كه در آيه 59 و 80 به صراحت، اطاعت از خدا معرفي شده، اما واكنش عناد آميز منافقان در برابر اين فرمان، به خصوص در امر جهاد، كه در آيات 81 و 83 بيان گرديد، باعث مي شود كه خداوند در آيه 84( فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلاً )، از باب سرزنش بيشتر منافقان، به رسول گرامي خود فرمان دهد كه به بد دلى اين سست ايمانان اعتنا نكن و در راه خدا كارزار كند كه جز به تكليف خود مكلف نيست و مؤمنين را بر قتال با كفار تشويق كند ، شايد خدا از صلابت و سرسختى آنان جلوگيرى كند زيرا كه صلابت خدا شديدتر و عذابش سخت‏تر است.
آيه (84)( فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ…) بر سرزنش بيشتر منافقان سست ايمان و نافرمان دلالت دارد، چون مى‏رساند كه داشتن انگيزه هاي شديد دنيوي در امر جهاد (وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً ) (73)،كوتاهى و خوددارى آنان از همراهي با رسول6بهانه جويي ها و ترس از غير خدا، (فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ )(77) و اعتقادات باطل و ريشه اي آنها (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِك‏)(78)، كار را به آنجا كشانيد كه خداى تعالي به رسول گرامى خود دستور دهد يك تنه به جهاد برود و اين دقيقا تكميل كننده فرمان خداوند به رسول6مي باشد كه در آيه 81 ( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِيلاً) ذكر شده است، اينكه از اينگونه افراد روى بگرداند و ديگر اصرار نورزد كه دعوتش را بپذيرند بلكه بر خدا توكل كند زيرا او وظيفه اي جز ابلاغ دستورات الهي ( وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولا) (79) و تشويق و دعوت ندارد.
2-2-9- نحوه اتصال خط قوانين تكويني و خط توحيد با خط مومنان و خط مخالفان حق
آيه 85 (مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقِيتاً ) به يك قانون تكويني مهم و اثر گذار اشاره كرده است. هر كس وساطت و شفاعتى نيكو كند وى را از آن بهره‏اى باشد و هر كس وساطت بدى كند وى را نيز از آن سهمى باشد و در پايان آيه قدرت خدا را بر هر امري، از جمله شريك كردن شافي در عواقب كار شفاعت شونده، متذكر مي شود.
شايد در نگاه اول به نظر برسد كه آيه 85، با آيات پيرامونش ربطي ندارد ولي با توجه به اينكه در آيات قبلي(72- 84) در مورد عكس العمل منافقان در برابر حكم جهاد و تنها ماندن رسول6در اثر نافرماني آنها (فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ)(84) سخن رفته بود، در اينجا اين حقيقت را به عنوان تذكر به مؤمنين خاطر نشان فرموده، تا بدانند شفاعت بدون اثر نيست و در هر كارى شفاعت نكنند، و آنجا كه لازم است شفاعت بكنند، مثلا در شر و فساد كه هدف منافقين است وساطت نكنند، چه منافقين از مشركين و چه منافقين از غير مشركين، مخصوصا درباره منافقين از مشركين كه مى‏خواهند به قتال نروند شفاعت نكنند، چون ترك فساد را و لو كم و از رشد آن جلوگيرى نكردن و اجازه آن دادن كه فساد نمو كند و بزرگ شود، خود فسادى است كه به آسانى نمى‏توان از بينش برد، فسادى كه مستلزم هلاكت حرث و نسل است. پس مومنان مواظب باشند، شفاعت اهل ظلم و طغيان و نفاق و شرك را نكنند، زيرا اين طوائف، مفسدين در ارض هستند و نبايد در كار آنان وساطت كرد.
2-2-10- نحوه اتصال خط مومنان و خط توحيد و خط قوانين تكويني با خط مخالفان حق و خط جهاد
در آيه 88 (فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ) در تكميل قانون تكويني مطرح شده درآيه 85 (مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها) به مومنان ياد آوري مي كند كه گمراهى منافقين مستند به خدا است و با شفاعت و دلسوزى مومنان هدايت نمى‏شوند.
( فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ…) وقتى شفاعت ناپسند سهمى از بدى و زشتى خود را به واسطه و شفيع مى‏دهد، پس اى مؤمنين شما را چه مى‏شود كه درباره منافقين دو دسته شده‏ايد و دو حزب تشكيل داده‏ايد؟ يكى مى‏گويد بايد با آنان جنگ كرد، ديگرى در مقام شفاعت بر مى‏آيد با اينكه وقتى خدا كسى را گمراه كرد ديگر راهى به سوى هدايت ندارد ( وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً). لحن آيه 88 نشان مي دهد، منافقين مردمى نيرومند، پولدار و صاحب نفوذ بودند كه در آن زمان جمعيت زيادي از مسلمانان را تشكيل مي داد. جمعيتى كه در روز جنگ احد معلوم شد عددشان از نصف مسلمانان خيلى كمتر نبوده است.174
اين منافقين دائما چوب لاى چرخ اسلام مى‏گذاشتند و امور را عليه رسول خدا6واژگونه مى‏كردند، و همواره در انتظار بلايى براى آن جناب بودند، و مؤمنين را كه بعضى از آنان بيمار دل بودند و از منافقين شنوايى داشتند، از عمل به دستورات آن جناب مانع مى‏شدند. در تكميل روش برخورد مومنان با اين منافقان كور دل، عدم شفاعت از آنان(85)، كه طبق عبارت ( وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً) درآيه 89، به كفر خود قانع نبودند و براي تخريب عقايد مومنان نيز بسيار كوشا بودند، آيات (89 الي 91)(فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً * إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً * سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً)، به راهكارها و روش هاي ديگري براي برخورد با آنها مي پردازد.
منافقان و مشركان دشمنان مومنان هستند و در قلب و عمل اين را به اثبات رسانده اند . اما دقت در آيات 89 الي 91 نشان مي دهد كه خود آنها در برخورد با مومنان چند دسته مي شوند . عده اي دست از نفاق و دشمني خود بر مي دارند و از وادي كفر به وادي ايمان و عمل هجرت مي كنند كه طبق آيه (89) (فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ) دوستي با اين گروه اشكالي ندارد. دوستي با منافقان ممنوع، مگر اينكه در كار خود تجديد نظر كنند و دست از نفاق و تخريب بردارند و نشانه آن اين است كه از مركز كفر و نفاق به مركز اسلام (از مكه به مدينه) مهاجرت نمايند.
اگراين گروه حاضر به مهاجرت نشدند يعني دست از كفر و نفاق خود بر نداشتند و اظهار اسلام آنها فقط به خاطر اغراض جاسوسى و تخريبى است و در اين صورت (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً) (89) مومنان مى‏توانند هر جا بر آنها دست يافتند، آنها را اسير كنند و يا در صورت لزوم به قتل برسانند و هيچگاه دوست و يار و ياورى از ميان آنها انتخاب نكنند. به دنبال دستور به شدت عمل در برابر منافقانى كه با دشمنان اسلام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا، اعجاز قرآن Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قتل عمد