پایان نامه با کلید واژه های منابع طبیعی، پوشش گیاهی، فرسایش خاک، محدودیت ها

دانلود پایان نامه ارشد

نقشه های توپوگرافی و استخراجی محدوده مطالعاتی و تجزیه و تحلیل یافته ها صورت میگیرد .

3-6- روش گردآوري اطلاعات
در اين پژوهش از روش اسنادي و بررسي هاي كتابخانه اي، جستجوهاي اينترنتي، بررسي نقشه ها و عكس هاي هوايي منطقه موردمطالعه وبررسي هاي ميداني نيز بهره گرفته شده است. و در نهايت نتايج به دست آمده را در يكي ازحوضه هاي آبريز مطرح كشور یعنی حوضه پسیخان به كار گرفته و در اين زمينه از داده ها و آمار اقليمي و هيدرولوژيكي آب منطقه ای گیلان و مركز هواشناسي گیلان در رابطه با حوضه نيز استفاده شده است.

3-7- ابزار گردآوري اطلاعات
هر يک از روشهاي گردآوري اطلاعات ابزار مخصوص خود را دارند، در روش متن خواني از فيش و در روش آمارخواني از جدول و در روش تصوير خواني از نقشه و کروکي استفاده مي شود.همچنین در این روش از سایتهای اینترنتی و کامپیوترو غیره استفاده خواهد شد.

3-8- روش تجزيه و تحليل اطلاعات
در اين پژوهش پس از جمع آوري اطلاعات از طريق منابع كتابخانه اي و اسنادی و میدانی به سازماندهي و طبقه بندي آنها پرداخته و تجزيه و تحليل اطلاعات از طريق روشهاي آماري و غیره انجام خواهد شد.

3-9- ضرورت تحقیق
حوضه رودخانه ای به عنوان مجموعه يا طرز استقرار اجزايي كه به گونه اي به هم مرتبط هستند و يك كل تركيبي يا يكپارچه را بوجود مي آورندگفته می شود. سيستم حوضه به هرگونه اي كه باشد ماهيت وجودي آن به منظور تحقق هدف يا اهداف خاصي است و داراي اجزايي است كه ماهيت وجودي سيستم بر آنها مبتني است و ياري رسان سيستم در تحقق اهداف آن است.
حوضه های رودخانه ای به عنوان خاستگاه حیات و محیطی طبیعی، یکی از منابع مهم تولیدی و تجدیدشونده بوده و بخشی از یک اکوسیستم پایدار محیطی است. استفاده روزافزون و بی رویه و بدون برنامه ریزی از محیط زیست سبب فقر پوشش گیاهی و تخریب چهره طبیعی منطقه شده است. روند تخریب خاک و شدت سیل خیزی در کشور طی سه چهار دهه اخیر رشد افزایشی قابل توجهی داشته است. عمده این دلایل را می توان ناشی از تغییرات در نوع و میزان بهره برداری از منابع آب و خاک و گیاه دانست. علاوه بر عدم رعایت اصول بهره برداری پایدار از این منابع طبیعی تجدیدشونده (توسط عوامل انسانی)، کمبود و یا نبود قوانین شفاف و قاطع حفاظت از منابع زیستی، در دسترس یا قابل اجراء نبودن طرح های یکپارچه مدیریت حوضه های رودخانه ای و در نهایت شمار روزافزون مردم نیازمند به غذا و پوشاک به مجموعه دلایل فوق اضافه شده تا مجموعه ای از علل بروز تشدید وقوع سیل و تخریب و فرسایش خاک در کشور را تشکیل دهند. بهره برداری و نوع استفاده از این منابع به واسطه ویژگی های طبیعی محیط، نیازمند تفکر عقلایی، عمیق و درازمدت نگر است؛ به عنوان مثال ساخت و ساز در زمین های حاصل خیز همان قدر نامعقول است که کشاورزی در شوره زار. این دلایل سبب توجه بیش از پیش به مدیریت یکپارچه و لزوم استفاده از آن است(منتظر،1380).
از دیدگاه مدیریت یکپارچه حوضه های رودخانه ای می توان به نقد و بررسی شکنندگی حوضه پرداخت و سپس راه کارهای حیات بخش و تعدیل کننده شرایط نامساعد محیطی را بکار گرفت، تا بتوان پایداری سیستم حوضه را حفظ نمود. در نگرش سیستمی باید پنج اصل اساسی هر سیستم را مدنظر قرار داد: اهداف- محیط- منابع- اجزاء- مدیریت(آزاد،1387).
اصل اول(هدف):
هدف کل سیستم حوضه، معیار سنجش فعالیت های آن است و نبایستی هدف های جزیی را به عنوان هدف نهایی تلقی نماییم، به عنوان مثال نباید بخاطر استفاده مقطعی از حوضه؛ جنگل، مرتع، آب و خاک را به بهانه کسب درآمد بیش تر مورد تهاجم و تاراج قرار دهیم، بلکه باید با تلفیقی درست و با کار کارشناسی، استفاده بهینه و معقولی از حوضه داشته باشیم و یا حتی با ایجاد صنایع بتوانیم جایگزینی قرار دهیم تا بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی صورت نگیرد. هدف در حوضه های آبخیز، حفظ حیات طبیعی و اکوسیستم طبیعی حوضه است تا علاوه بر ما، فرزندان ما نیز بتوانند از منابع موجود در حوضه بهره برداری نمایند(توسعه پایدار)؛ زیرا بشر برای حفظ حیات خود مجبور است که تعادل محیطی را نیز حفظ نماید. بطور کلی هدف از مدیریت یکپارچه حوضه ها، شناخت دقیق وضعیت منابع آن و محدودیت ها و پتانسیل های آن به منظور برنامه ریزی جهت کنترل و یا کاهش تأثیرگذاری عوامل مؤثر در فرآیند تخریب این حوضه ها است. اکنون این سؤال پیش می آید که آیا با روند کنونی تخریب در حوضه ها، می توان آینده روشنی را برای آنها پیش بینی نمود.
اصل دوم(محیط):
در حوضه آبخیز علاوه بر عوامل اقلیمی مانند بارش، درجه حرارت، رطوبت، باد، تبخیر و… که در سیستم تأثیرگذار هستند و نمی توان در آن تغییری ایجاد کرد، عوامل دیگری که دست پرورده انسان هستند نیز، نقش دارند؛ به عنوان مثال: سیاست گزاری های کلان دولت در زمینه های اقتصادی- اجتماعی و ……… هر روز حلقه بهره برداری از منابع طبیعی را تنگ تر می کنند؛ افزایش جمعیت و نیز افزایش بهره برداری از منابع طبیعی موجود در حوضه و عدم کاربری صحیح از اراضی، از عواملی هستند که بر سیستم حوضه تأثیر می گذارند. در صورتی که دخالت های بی جای انسانی نباشد، چه بسا حوضه آبخیز خود بتواند به یک حالت تعادل پایدار دست یابد(آزاد،1387).
اصل سوم(منابع):
منابع سیستم عبارت از عواملی هستند که سیستم می تواند از آنها استفاده نموده و به نفع خویش برای اهداف مورد نظر استفاده نماید، به عنوان مثال منابع آب، خاک و یا نیروی انسانی ماهر و آگاه و نحوه درست استفاده از منابع موجود می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد. هر گاه تعادل بین تولید و مصرف منابع از بین برود و یا به عبارتی مصرف بیش تر از تولید باشد، حوضه به سمت ناپایداری حرکت می کند،
منابع انسانی حوضه ها نامحدود است، ولی منابع آب و خاک محدود هستند؛ فقط بایستی با مدیریت صحیح از آنها استفاده مناسب کرد. حتی شاید بتوان با انتقال آب حوضه های مجاور، بخشی از محدودیت های آب حوضه ها را برطرف نمود، اما باید دقت نمود تا همین عامل(منابع انسانی) باعث رشد جمعیت و تخریب بیش تر حوضه نشود(آزاد،1387).

اصل چهارم(اجزاء):
شامل دو بخش تولید و مصرف است. بخش تولیدی سیستم شامل خاک، آب، بارش، شیب، پوشش گیاهی، انسان، دام و… است؛ که نبود هر کدام از آنها باعث اختلال یا کاهش در تولید سیستم می شود. برداشت بیش از حد تولید پوشش گیاهی سبب فرسایش خاک و کاهش ذخایر آب های زیرزمینی حوضه و وقوع سیلاب ها می شود، که بخش های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. عدم وجود ارتباط بین اجزای یک حوضه، به عبارتی تغییر در شرایط هر یک از اجزاء، سبب تخریب منابع می شود(آزاد،1387).
اصل پنجم(مدیریت):
حفاظت از سیستم ها بر عهده مدیریت صحیح است، به نحوی که هر گاه خللی از ناحیه ای وارد سیستم شود، آن را شناسایی کرده و مشکل را برطرف نماید. مدیریت یکپارچه و هماهنگ برای رسیدن به اهداف خاص از ضروریات انکارناپذیر در هر سیستمی است. نمی توان منابع محدود حوضه را به فعالیت های خاصی اختصاص داد. مدیریت یکپارچه در حوضه های رودخانه ای باید ورودی ها، خروجی ها، و رابطه بین منابع و اجزاء را برقرار نماید(آزاد،1387).
اهمیت خاک و آب و منابع طبیعی به عنوان بستر عوامل تولید، مقبولیت عام و خدشه ناپذیری در کلیه جوامع پیشرفته و در حال توسعه پیدا نموده است، اما نحوه استفاده مناسب و اعمال مدیریت صحیح بر این منابع در همه جای جهان یکسان نیست. کمبود آب، در اثر رشد جمعیت و کاهش کیفیت آن، در اثر افزایش آلودگی ناشی از دخالت های نسنجیده انسانی بوجود آمده است. با توجه به شرایط اقلیمی و انسانی متفاوت، سازماندهی روش های مناسب با شرایط خاص جهت مدیریت جامع حوضه آبخیز از اموری است که روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود. مفهوم مدیریت جامع حوضه های آبخیز به معنای هماهنگی و همکاری و مدیریت زمین و منابع آب برای نیل به اهداف مختلف است، که شامل استحصال آب مطمئن و مطلوب و عاری از آلودگی، کنترل سیلاب، به حداقل رساندن فرسایش خاک و کنترل حرکت و تجمع رسوبات در مخازن، جلوگیری از آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی و سرانجام استفاده بهینه از منابع آب و خاک و منابع طبیعی تجدیدشونده است. اتفاق نظر اکثر دست اندرکاران بر این است که در حوضه های رودخانه ای لازم است بر نحوه استفاده از زمین با هدف عمومی رعایت توان بالقوه، کنترل کمیت و کیفیت آب و کم کردن روند فرسایش و رسوب گذاری، اعمال حاکمیت صورت گیرد. در حوضه های کوچک مقیاس اجرای عملیات اجرایی و اصلاحی جهت جلوگیری از فرسایش و رسوب ضروری تلقی می شود. در حقیقت مفهوم مدیریت جامع حوضه های آبخیز شامل استفاده از تمامی رشته های تخصصی علوم به همراه کمک جوامع محلی برای یافتن بهترین شیوه جهت جلوگیری از هدررفت منابع است. این واحدها به عنوان مناسب ترین واحد برنامه ریزی، توسعه و مدیریت منابع، موجب انگیزش و پایه گذاری سازماندهی مناسب برای انجام مدیریت یکپارچه است. مراحل متفاوتی در مدیریت جامع قابل تشخیص است؛ این مراحل شامل مراحل تولید، توزیع و مصرف است. مرحله تولید و تعادل و پایداری به دلیل دخیل بودن عوامل متعدد در مدیریت منابع، در مدیریت حوضه از پیچیدگی فوق العاده بالایی برخوردار است و نیاز به همکاری و هماهنگی بخش های مختلف دارد. مراحل توسعه، استحصال و توزیع نیز به دلیل بروز مشکلات عدیده، دارای مسائل خاص خود است؛ در این راستا هماهنگی و سازماندهی بین دستگاه های متعدد و متعارض، اهمیت خود را بیش تر نمایان می سازد؛ اما چاره ای جز پذیرفتن مدیریت یکپارچه برای رسیدن به تعادل در عرضه و تقاضا وجود ندارد. در یک حرکت رو به جلو، لزوم دوری از نگاه منفرد و بخشی نگری، به استفاده از منابع طبیعی و گرایش به سمت چارچوب یک مدیریت یکپارچه ضروری است(آزاد،1387).

3-10- روش انجام کار
روش تحقيق از نوع توصيفي تحليلي است. كه در اين زمينه از روش اسنادي و بررسي هاي كتابخانه اي، جستجوهاي اينترنتي، بررسي نقشه ها و عكس هاي هوايي منطقه موردمطالعه وبررسي هاي ميداني نيز بهره گرفته شده است. و در نهايت نتايج به دست آمده را در حوضه رودخانه پسیخان به كار گرفته و در اين زمينه از داده ها و آمار اقليمي و هيدرولوژيكي آب منطقه ای گیلان و مركز هواشناسي كشور در رابطه با حوضه نيز استفاده شده است.
در این تحقیق با استفاده از منابع و اطلاعات موجود به تجزیه و تحلیل و تاثیر عوامل محیطی در توسعه آتی حوضه مطالعاتی با تاکید بر مدیریت یکپارچه پرداخته خواهد شد. در این زمینه از روش های مختلفی استفاده می شود:
– روش کتابخانه ای: تهیه نقشه و اطلاعات پایه.
– روش میدانی: بازدید از محدوده تحقیق.
– اینترنت: استفاده از سایت های مرتبط جهت دریافت اطلاعات متنی و تصویری.
– استفاده از نقشه ها، جدول ها، نمودارها، برنامه های کامپیوتری، بانک های اطلاعاتی و شبکه کامپیوتری و ماهواره ای.
– تجزیه و تحلیل اطلاعات و آمارهای موجود با استفاده از روش های توصیفی- تحلیلی و با استفاده از نرم افزارهای EXCEL و GIS.
در انتها با استفاده از اطلاعات موجود و با تلفیق این اطلاعات، مناسب ترین روش برای مدیریت یکپارچه و هماهنگ حوضه های رودخانه ای پسیخان پیشنهاد می شود.
بنابراین می توان گفت روش کار در این تحقیق به چهار قسمت تقسیم می شود که شامل مطالعات کتابخانه ای (استفاده از اطلاعات و آمار موجود در آرشیو ادارات،کتابخانه ها و استفاده از پایان نامه ها)، بازدیدهای میدانی و صحرایی جهت مطابقت با مطالعات کتابخانه ای، آزمایشگاهی و استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری است. با استفاده از لایه های مختلف آماری جهت شناسایی عوامل مؤثر در ناپایداری اکوسیستم رودخانه ای و استفاده از محیط GIS، EXCEL و بررسی ارتباط و اثرگذاری منابع، با توجه به روی هم گذاری اطلاعات توصیفی و مکانی؛ عوامل تأثیرگذار بر سیل، فرسایش، رسوب و کمبود منابع آبی و پوشش گیاهی تعیین گردید. در نهایت راهکارهای مناسب مدیریتی و اجرایی در جهت کاهش اثرات تخریبی عوامل فوق الذکر و افزایش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های هیدرولوژی، عناصر اقلیمی، عوامل انسانی، توسعه پایدار Next Entries پایان نامه با کلید واژه های توسعه پایدار، توسعه پاید، رگرسیون، پوشش گیاهی