پایان نامه با کلید واژه های معیارهای اخلاقی، آموزش اخلاق، زیباشناسی، حسین کرد

دانلود پایان نامه ارشد

مربوط به زیباشناسی باشد، اما این‌که آیا اثر هنری چنین کاری را در انطباق با چشم‌انداز اخلاقی معیوبی انجام می‌دهد، موضوعی جداگانه از لحاظ عقلی است. اشیا می‌توانند هدف چندگانه داشته باشد، رایانه می‌تواند هم زیبا و هم استفاده‌ی آسان داشته باشد. این‌که رایانه به آسانی قابل استفاده است ممکن است به نوع طراحی (زیبایی) آن هم ارتباط داشته باشد، اما لزوماً این نتیجه به دست نمی‌آید که زیبایی آن برای ارزیابی شی به عنوان رایانه جنبه‌ی ذاتی و درونی دارد. از این‌رو، استدلال کرول در نهایت ثابت می‌کند که ما گاهی اوقات، به سبب واکنشمان در برابر ویژگی اخلاقی اثر هنری، در موقعیتی نیستیم که بتوانیم در باره‌ی چگونگی مطلوب بودن آن اثر داوری کنیم.337 برای نمونه، اگر همجنس‌گرایی از نظر من غیراخلاقی باشد، ‌شاید نتوانم توجهم را به فیلم «کوهستان بروکبک»338 (2005) معطوف کنم و آن‌گونه که مقرر شده است در برابرش واکنش ابراز نمایم، اما این امر فقط نشان می‌دهد که من در بهترین موقعیت معرفت‌شناسانه نیستم تا بتوانم در باره‌ی چگونگی مطلوب بودن آن‌ها به منزله‌ی هنر ارزیابی کنم، نه در باره‌ی نامطلوب بودن آن‌ها.
اما همان‌طور که کرول هم پاسخ می‌دهد،339 اگر دیدگاه اخلاقاً معیوب متفاوت از عامل جذب پاسخ از سوی اثر هنری باشد، اشکال صحیح است و استدلال کرول مخدوش می‌شود، اما اگر پاسخ و واکنش مخاطب به دیدگاه اخلاقی اثر با پاسخ مخاطب به توصیه جذب شدن از سوی اثر، یکی باشند و هر دو مؤلفه‌هایی در طرح هنری اثر باشند، نمی‌توان دیدگاه اخلاقی و پاسخ به آن را بخشی از ارزیابی ندانست. این امر زمانی روشن‌تر می‌شود که توجه داشته باشیم، نوع پاسخ به اثر (درخور بودن یا نبودن) همان ارزیابی اثر است و امری جدا از آن نیست و زمانی که به دلیل اخلاقی این پاسخ درخور نباشد، این عنصر نقص زیباشناختی به شمار می‌رود. برای نمونه، در فیلم «کوهستان بروکبک» مخاطب نمی‌تواند توجهش را معطوف اثر کند و آن‌گونه که مقرر شده است در برابرش واکنش ابراز نماید و این امر نه فقط به خاطر این است که او در بهترین موقعیت معرفت‌شناسانه نیست تا بتواند در باره‌ی چگونگی مطلوب بودن آن‌ها به منزله‌ی هنر ارزیابی کند، بلکه به این دلیل است که او به دلیل عیب اخلاقی اثر نمی‌تواند پاسخ درخور به اثر دهد. نکته‌ی مهم این است که زمانی که مخاطب نتواند پاسخ درخوری که در اثر توصیه شده و جزیی از طرح هنری اثر است، به دلیلی اخلاقی، ارایه دهد، این پروسه چیزی جز ارزیابی اخلاقی اثر نیست، زیرا تجربه زیباشناختی و تجربه‌ی اخلاقی دو امر جدا از یکدیگر نیستند.340
اثر هنری پاسخی باید داشته باشد که در طرح هنری آن لحاظ شده است. یک فیلم طنز، زمانی در موفق است که مخاطب به آن پاسخ درخور (تفریح کردن که جزیی از طرح هنری اثر است) دهد و اگر چنین نباشد دارای ضعف زیباشناختی (شکست در طرح هنری‌اش) است. اگر اثری همچون «کوهستان بروکبک» پاسخ غیراخلاقی (نگرش مثبت به همجنس‌گرایی) را توصیه کند، مخاطب به دلیل عیب اخلاقی، پاسخی درخور (نگرش مثبت به همجنس‌گرایی) نمی‌دهد و این اشکالی در طرح و تدبیر اثر هنری است، زیرا فیلم چنین پاسخی را طلب می‌کند. چگونگی پاسخ به اثر، موفقیت یا عدم موفقیت طرح هنری اثر را تعیین می‌کند و از این‌رو نمی‌توان پاسخ مخاطب را از ارزیابی جدا کرد. پس عیب اخلاقی موجود در اثر، به خصوص توصیه به واکنش‌های شناختی ـ عاطفیِ غیراخلاقی، نقص‌های زیباشناختی‌اند.
تضمین برانگیخته شدن واکنش‌های مورد توصیه‌ی اثر هنری در مخاطب یکی از وجوه مهم برنامه‌ی هر اثر هنری است. پس هر ضعف در این تضمین، ضعف زیباشناختی است. آثار هنری واکنش‌های عاطفی‌ای را توصیه می‌کنند که برخی از آن‌ها ملاحظاتی اخلاقی در بردارند (مانند این‌که خشم مستلزم درک بی‌عدالتی است). برخی از واکنش‌های عاطفی کاملاً وجه اخلاقی دارند (مانند احساس خشم اجتماعی). در این میان، یک اثر هنری می‌تواند در تضمین واکنش‌های عاطفی‌ای که بدان‌ها حکم می‌کند ناموفق باشد، به این سبب که تصویری که از شخصیت‌ها و وضع‌ها و حال‌ها عرضه می‌کند یا معیارهای موجه‌کننده‌ی اخلاقی‌ای که در خور عاطفه‌ی حکم شده هستند، نمی‌خواند. و یکی از راه‌هایی که بدین امر می‌انجامد غیراخلاقی بودن است. برای نمونه، اثری مخاطبان را به حس تحسین اخلاقی نسبت به دیگرآزاری و کشتن سرخ‌پوستان فرا می‌خواند، بر این مبنا که آن‌ها انگل جامعه‌اند و باید از بین بروند. اگر مخاطب به دیگرآزاری حس تحسین نداشته باشد، اثر مذکور مایه‌ی شگفتی او نخواهد بود. یعنی نمی‌تواند به شکلی که اثر از او می‌طلبد واکنش عاطفی نشان دهد، زیرا دیگرآزاری نه تنها مخاطبان را به خود جلب نمی‌کند، بلکه با معیارهای اخلاقی مناسب برای تحسین کردن نیز ناسازگار است. مخاطب نمی‌تواند باورهای اخلاقی خود را در چنین حالتی تعلیق کند.341 در شرایط مساوی، این امر نقصی هنری است، ضعف و نقصانی در طراحی شخصیتی مطابق با شرایط موجه برای واکنش عاطفی مورد توصیه.
ممکن است گفته شود که آثار روایی برای جذب یا آموزش اخلاقی ساخته نشده‌اند. ما می‌گوییم که درست است که هدف اصلی شاید این نباشد، اما روایت از مخاطب می‌خواهد داستان را تا به آخر دنبال کند و فهم اخلاقی نتیجه‌ی این پروسه خواهد بود.342
اشکال دیگر نسبت به دیدگاه کرول، در ارتباط با آثاری پدید می‌آید که ممکن است در هدف‌هایشان ناکام باشند و با این همه ارزش زیباشناختی آن بیشتر می‌شود. برای نمونه آثار تبلیغاتی یا آموزشی ممکن است به شیوه‌هایی موثر واقع نشوند و همین ناکامی سبب افزایش ارزش هنری آن‌ها شود.343 فیلم «کار درست را انجام بده»344 (1989) را در نظر بگیرید. یکی از هدف‌های کارگردان واداشتن مخاطب به نشان دادن واکنش در برابر نژادپرستانی بود که به وضوح به صورت موجوداتی حقیر و ذلیل ترسیم شده‌اند. فیلم از این حیث موفق نیست، زیرا یکی از شخصیت‌های اصلی داستان یعنی سال345 (دنی آیلو)346 به رغم نژادپرستی تازه شکل‌گرفته‌اش، از جهات مختلف مردی است که از لحاظ اخلاقی عمیقاً قابل تحسین است. از این‌رو فیلم در یکی از هدف‌های آموزشی خود ناکام می‌شود، با این حال به سبب ناکام ماندنش به عنوان هنر روایی دارای پیچیدگی و ظرافت بیشتری می‌شود و دارای ارزش زیباشناختی بیشتری می‌گردد.
همان‌طوری که از آن‌چه تاکنون گفته شد برمی‌آید، کرول می‌تواند پاسخ دهد که دیدگاه ارتباطی با مواردی ندارد که به صورت غیراختیاری و بدون قصد در طرح اثر هنری پدید می‌آیند. همچنین اگر چیزی در طرح اثر هنری بوده، مانند واکنش ضد نژادپرستی و در مخاطب پاسخی درخور به این اثر نداده و واکنشی به نفع نژادپرستی دارد، در واقع این اثر در طرح هنری خود شکست خورده است و طبق آن‌چه بیان شد دارای نقص زیباشناختی است. در واقع زمانی می‌توان پیچیدگی و ظرافت اثر ـ به واسطه‌ی وجود شخصیت نژادپرست تحسین‌برانگیز ـ را دارای ارزش زیباشناختی دانست که با طرح اثر هنری نیز همگام باشد یا دست‌کم زمانی که باعث ایجاد نقص زیباشناختی بزرگ‌تر همچون شکست در طرح اثر نباشد.
اشکالی دیگر ممکن است مطرح شود که با آوردن نمونه‌هایی همچون فیلم «پیروزی اراده» (1935) بیان می‌کند که چگونه می‌توان فیلم دارای قبح اخلاقی را دارای ارزش زیباشناختی دانست، زیرا وقتی به واسطه‌ی قبح اخلاقی اثر، مخاطب نمی‌تواند پاسخ درخور به اثر دهد، این فیلم دارای نقص اخلاقی خواهد شد. همان طوری که پیش‌تر هم اشاره شد در پاسخ باید گفت که اخلاق‌گرا ارزش‌های صوری را نادیده نمی‌گیرد و آن را نیز بررسی می‌کند. اگر اثری قبح اخلاقی داشته باشد الزاما بد نیست و باید دید روی هم رفته چگونه است و این‌گونه ارزشمندی اثر دارای قبح توجیه می‌شود.347 همچنین ممکن است ضد اخلاق‌گرایی استدلال شود که اگر همان‌طور که شما بیان می‌کنید، قبح اخلاقی اثر، نقص زیباشناختی باشد، باید با حذف قبح اخلاقی از اثر ارزش زیباشناختی آن افزوده است، اما در واقع این دیدگاه تنها می‌تواند حمله به اخلاق‌گرایی افراطی باشد و نمی‌تواند در مقابل اخلاق‌گرایی میانه‌رو دوام آورد، زیرا اخلاق‌گرای میانه‌رو به هیچ وجه اذعان به این امر ندارد.348
اشکالی دیگر نسبت به دیدگاه کرول از سوی کی‌یران بیان می‌شود.349 او توضیح می‌دهد که بسیاری از مخاطبان اغلب (یا دست‌کم توانایی این را دارند) جذب شخصیت‌های اخلاقاً معیوب می‌شوند. این امر می‌تواند به این دلیل باشد که آن‌ها در دیدگاه غیراخلاقی با اثر شریکند یا این‌که دست‌کم می‌توانند از روایت به خاطر خودش لذت ببرند و تفریح کنند. طبق دیدگاه میانه‌رو، به نظر می‌رسد در این حالت نباید قادر به واکنش مناسب باشند، مگر این‌که ویژگی غیراخلاقی اصلاً مانعی برای این واکنش نباشد، در نتیجه می‌توان گفت ویژگی‌های اخلاقی نقش مستقیمی در ارزیابی هنر روایی نباید داشته باشند. همچنین باید بیان کرد که مخاطبان با یکدیگر تفاوت دارند و دریافت آن‌ها نیز متفاوت خواهد بود و به این ترتیب نمی‌توان ملاک واحدی برای پاسخ مناسب داشت، زیرا این پاسخ‌ها دارای نوسان است و ملاک ارزیابی زیر سوال می‌رود. اگر کرول شرط کند که باید مخاطب اخلاقاً حساس باشد، تا از این مشکل فرار کند، به سمت اصالت اخلاق گات فرو می‌ریزد و دیگر اخلاق‌گرایی میانه‌رو به شمار نمی‌رود. زیرا دیگر هر نقص اخلاقی، نقص زیباشناختی به شمار می‌رود و مخاطب حساس تمام قبح‌های اخلاقی را نقص زیباشناختی و تمام حسن‌های اخلاقی‌ها را ارزش زیباشناختی می‌پندارد. به عبارت دیگر، دیدگاه کرول بیان‌گر این امر می‌شود که هر گونه شخصیت‌سازی اخلاقی در اثر، ارزش زیباشناختی را بالا می‌برد و هر گونه شخصیت‌سازی غیراخلاقی آن را تنزل می‌دهد و این دیدگاه با اخلاق‌گرایی افراطی همخوانی دارد.350 همچنین کی‌یران این امر را همراه با شناخت‌گرا بودن اخلاق‌گرایی میانه‌روی کرول و اصالت اخلاق گات، دلیلی بر این مدعا می‌گیرد که اخلاق‌گرایی میانه‌رو و اصالت اخلاق تفاوتی با هم ندارد و به همین جهت اصطلاح میانه‌رو برای کرول بی‌مسما است.351
این اشکال را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد. این‌که مخاطب یک اثر هنری بتواند پاسخ درخور به یک شخصیت غیراخلاقی بدهد، برمی‌گردد به این امر که تعلیق دیدگاه اخلاقی برای مخاطب ممکن باشد و همان‌طور که در استدلا‌ل‌های پیشین بررسی شد، این دیدگاه اشتباه است و دیدگاه اخلاقی قابل تعلیق نیست.352 در مورد تفاوت مخاطب‌ها و شرط این‌که مخاطب باید اخلاقاً حساس باشد، اولاً باید گفت که کرول چنین شرطی دارد و از این امر در استدلالش بهره می‌برد که باید پاسخ درخور مخاطب اخلاقاً حساس منظور شود.353 علاوه بر کی‌یران، گات هم به این امر اشکال وارد می‌کند.354 کرول در این باره پاسخ می‌دهد که چنین نیست که هر عیب اخلاقی همچون نجواهای بی‌ادبانه‌ی یک شخصیت داستانی با خودش، به لحاظ ساختاری مانع تحقق غایت‌های اصلی اثر شود و برخی از عیب‌ها نیز آن‌قدر پیچیده و غیرواضحند که حتی توجه مخاطب اخلاقاً حساس را نیز جلب نمی‌کنند. گویا اشکال‌کننده گمان می‌کند که اگر مخاطب اخلاقاً حساس باشد، امکان ندارد که برخی عیوب اخلاقی از نظرش بگریزد. مخاطب می‌تواند از لحاظ اخلاقی حساس باشد و با این همه متوجه عیب اخلاقی بسیار ظریف یا پنهان در یک اثر هنری پیچیده نشود. مخاطبان اخلاقاً حساس را نباید ابرانسان‌های اخلاقی تصور کرد. از این‌رو تنها زمانی که مخاطب متوجه عیب اخلاقی شود و این عیب مانع جذب مخاطب شود، نقص زیباشناختی به شمار می‌رود.355 اما این‌که به عنوان اشکال مطرح می‌شود دیدگاه کرول به سوی دیدگاه گات می‌لغزد، اشکالاتی دارد. شباهت دیدگاه کرول و گات زمانی اشکال به شمار می‌رود که دیدگاه گات را افراطی بدانیم، اما دیدگاه گات ذیل اخلاق‌گرایی میانه‌رو جای می‌گیرد و وجه تمایزهای روشن آن با دیدگاه‌های افراطی این امر را روشن می‌سازد.356 در واقع دیدگاه گات گسترده‌تر از دیدگاه کرول است، یعنی محدوده‌ی آثار بیشتری را دربرمی‌گیرد و «گاهی» در دیدگاه کرول به «همواره» در دیدگاه گات تبدیل می‌شود. کرول معمولاً از آثار روایی صحبت می‌کند به عنوان نمونه‌ی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پیامدگرایی، پیامدهای رفتاری، زیباشناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ناسازگاری، ویژگی های اخلاقی، مصادره به مطلوب