پایان نامه با کلید واژه های معناشناسی، نزول قرآن، مؤلفه های معنایی، ساختار معنایی

دانلود پایان نامه ارشد

اساسی و واحدی (کتاب و نامه) را داراست. این عنصر معنا‌شناختی ثابت را که پیوسته همراه این کلمه است «معنای اساسی» گویند. 135
در قرآن کلمه کتاب هم چون نشانه ای از یک مفهوم و تصور دینی خاص، با هاله ای از قدیسیت احاطه شده و اهمیت خاص پیدا کرده است. کلمه ساده کتاب که به معنای نامه و نوشته است، به محض آن که وارد نظام و دستگاه خاص اسلام شد، ارتباط خاصی با برخی کلمات مهم قرآنی چون الله، وحی، تنزیل، نبی و اهل به معنای مردم (که در ترکیب خاص اهل کتاب به معنای مردمان دارای کتاب آسمانی هم چوم جهودان و ترسایان است) پیدا کرد و همین ارتباط و اشتراک با کلمه کتاب، ساحت معنایی ویژه ای برای آن فراهم آورد، که اگر بیرون از دستگاه ونظام اسلام باقی بماند هرگز چنین نمی شد. این بخش از معنا را معنای نسبی می‌نامند.136
ایزوتسو معتقد است که هیچ کلمه کلیدی تنها نیست و جدای از سایر کلمات کلیدی ـ که مراتب متفاوتی از اهمیت دارند ـ بسط نمی‌یابد. هر کلمه کلیدی همراه با سایرین است و همه با هم شبکه پیچیده ای از کلمات کلیدی را می‌سازند که آن را در معناشناسی، حوزه معناشناسی می‌نامند. حوزه معناشناسی، شبکه ای کم و بیش پیچیده از کلمات کلیدی است، که به لحاظ زبانی، نظامی از مفاهیم کلیدی پدید می‌آورد. یک کلمه کلیدی به خصوص مهم در هر مرحله از سیرش، تعدادی از کلمات کلیدی را، پیرامون خود گرد می‌آورد و یک یا چند حوزه معنا‌شناختی را می‌سازد .137
به طور خلاصه دو یا چند کلمه کلیدی، از سه راه عمده با یکدیگر ارتباط می‌یابند و شبکه معناشناختی کاملا در هم تافته ای را می‌سازند که آن را حوزه می‌نامند. آن سه عبارتند از: نسبت ترادفی، نسبت تقابلی و انشعاب یک مفهوم کلیدی به تعداد عناصر مشکّله، که هر کدام از آن ها مدلول یک کلمه کلیدی است‌.138
در این نقطه باید اصطلاح فنی دیگری را معرفی نمود و آن «کلمه کانونی» است. منظور از کلمه کانونی، یک کلمه کلیدی خاص است که نماینده و محدود کننده یک حوزه معناشناختی نسبتا مستقل و متمایز، در درون یک کل بزرگ تر از واژگان است. 139بنابراین انتخاب یک کلمه کانونی، باعث ایجاد تعدادی کلمه کلیدی در اطراف آن و به دنبال آن ایجاد یک حوزه معناشناختی مجزا در داخل کل واژگان (قرآن) می‌شود.
2ـ4 نگاهی به ساختار معنایی قرآن
آن چه در فصل حاضر گذشت، نشان داد «معناشناسی» ابزاری است برای شناخت معناست و باید بتواند در فضاها و محیط های متنوع متن های گوناگون، روشی مناسب با کشف معنا و درخور با آن متن بیابد.
پس اولاً معناشناسی به کار کشف ساز و کارهای معنا می آید.
ثانیاً معناشناسی احتیاج به روش دارد.
و ثالثاً این روش باید با نوع متن و نوع معنای نهفته شده در آن متناسب باشد.
«قرآن» متنی سرشار از پیچیدگی های زبانی و معنایی است که در زمانی مشخص و در بستر فرهنگی ـ تاریخی خاصی نازل شده است؛ اما به اعتقاد رایج حوزه مباحث تفسیری، نوع بیانش، زمان مند و مکان مند نیست و برای همین در چارچوب های حاکم بر فضای نزولش محدود نشده است و زیر چتر هیچ فرهنگ یا قومیتی نرفته، اما آن ها را در بیان خود لحاظ کرده است.
از سویی دیگر ویژگی این متن آن است که کمتر به موضوعی یکجا و در کنار هم پرداخته است، بلکه هم به دلیل حکمتی الهی140 و هم به دلیل سیر تاریخی نزولش که در مناسبت ها و موقعیت های مختلف در طی مدت 23 سال آرام آرام شکل گرفته، هر بار و در هر بخش، به موضوعات متنوعی پرداخته است. حاصل این گونه شکل گیری، توزیع موضوعات در سراسر متن است. پس اگر کسی بخواهد معنای خاصی از قرآن را کشف کند، باید نگاهی کلی نگر به همه متن داشته باشد و هر زاویه را در گوشه ای از ساحت های قرآن جستجو کند.
گفتنی است که در نگاه تفسیری، کثرت و پراکندگی ظاهری آیات، حول یک محور و معنای واحد و در یک فضای یکدست شکل گرفته است؛ یعنی یک نقطه متمرکز معنایی و یک دست و به هم پیوسته، در هسته همه معانی وجود دارد؛ به اصطلاح قرآن: فضای «اِحکام» یا جمع که در نزول دفعی قرآن به صورت یکپارچه، در شکل معنایی صرف، بدون لفظ و عبارتی بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است، در مقابل فضای «تفصیل» یا فرق که در بستر زبانی وسیعی، با همه پیچیدگی های زبانی و معنایی، در نزول تدریجی گسترده شده است141. پس فهم و کشف معنای قرآن، میسر نیست، مگر با رسیدن به همان مرکزیت معنایی و توجه به یکدست بودن معنای قرآن.
و بالاخره این که قرآن به علت همین نوع نزول، فضایی چند لایه و چند بطنی دارد142، که لایه های عمیق و بالای آن، وحدت و بسط دارند، در حالی که لایه های سطحی و پایینی آن کثرت و لفظ؛ و آن چه مهم است پیوستگی همه این لایه ها با هم است؛ چرا که نزول قرآن از نزول بدون تجافی است، مانند نور که وقتی از نقطه A به نقطه B برسد، نقطه A را خالی نمی کند و این برای قرآن، همانی143 ایجاد می‌کند، به خلاف نزول با تجافی، مثل باران که اگر قطره ای از نقطه A به نقطه B برسد، دیگر در نقطه A نیست.
پس لازم و طبیعی است که برای فهم معنای چنین متنی که در بستر زمانی، بومی و فرهنگی خاصی نازل شده است، و اما نه چنان که محدود به آن فضا شده است و از سویی احکام معنایی دارد، که در فضای پیوستگی و یکپارچگی، معنای خود را انتظام بخشیده و بعد در لباس زبان ظهور کرده است، بی آن که تجافی داشته باشد، بلکه حضور معنایش را در مراتب نازله خویش، حفظ کرده است، باید روشی را برگزید که با توجه به این زیر ساخت ها، برای مطالعات قرآنی کارآمد باشد‌.144

2ـ5 نتیجه
زبان نظامی از نشانه های قراردادی است که مهم ترین نقش آن انتقال معناست و معناشناسی علمی است که متکفل بررسی این معنا در حالت بسیط و ترکیبی آن است.
معناشناسی مطالعه علمی معناست و به توصیف پدیده های زبانی در چارچوب یک نظام می‌پردازد. این علم به دنبال تقطیع متن، بررسی این قطعات و اتصال دوباره آن هاست تا به یک «کل معنایی» دست یابد.
معناشناسی به دنبال فهم معنای کلام است و به تمامی عوامل مؤثر در استنباط معنای صحیح توجه می‌نماید و اجزاء تشکیل دهنده متن، یعنی تکواژ، واژه و جمله را مورد بررسی قرار می‌دهد؛ لذا از سویی برای دستیابی به مفاهیم درونی واژه ها از روابط شمول معنایی، هم معنایي، چند معنایی، و تقابل معنایی استفاده می کند و از سوی دیگر، به سبب ارتباط واژگان با یکدیگر و اهمیت بررسی آن در سطح جمله و متن، روابط هم نشینی، جانشینی و نیز سیاق واژه را واکاوی می‌نماید. زیرا مفهوم اولیه واژه در زنجیره واحدهای هم نشینی قابل تعیین است و اهمیت انتخاب یک واژه از میان احتمالات مختلف، در محور جانشینی رخ می‌نماید و از آن جا که معنای واژه یا جمله، در خلال قرار گرفتن آن در بافت کشف می‌شود، سیاق در این علم بسیار اهمیت می‌یابد. پی جویی تمامی این موارد، به منظور دستیابی به مؤلفه های معنایی واژه است که در حقیقت معرف شخصیت واژه هستند.
از سویی این علم در نگاهی کلی نگر به واژه، بررسی حوزه های معنایی را آغاز می‌کند تا تمامی واژگانی که به دلیل ویژگی مشترک به یک حوزه مشخص اختصاص دارند، جمع آوری شوند. واژگانی که شباهت در مؤلفه های معنایی، آن ها را در یک دسته قرار داده است، حوزه های معنایی را می‌سازند و حوزه ها در یک کل بزرگ تر، تشکیل دهنده میدان معنایی هستند. کشف روابط میادین معنایی نیز به ترسیم شبکه معنایی می‌انجامد.
از آن جا که قرآن متنی دارای لایه های متعدد معنایی است و به سبب پراکندگی اجزاء یک موضوع در جای جای این کتاب آسمانی، کشف دیدگاه قرآن در مورد یک مفهوم، طالب نگاهی جامع به متن است و معناشناسی ابزاری مناسب برای دستیابی به فهم مفاهیم مطرح در این کتاب مقدس به نظر می‌رسد؛ بنابراين این پژوهش به دنبال تبیین واژه «حسنه» در قرآن کریم با بهره جویی از روش معناشناسی است و در کار خود تلفیقی از روش های متفاوت را به کار می بندد. بدان معنا که روابط بین متنی را مورد نظر قرار می دهد و در ترسیم میدان و شبکه معنایی از روش پیشنهادی مکتب بن استفاده می‌کند. فصل های آینده در پی دستیابی به این هدف است.

هم معنايي عمل صالح با حسنات (فرقان/ 70)
نمونه هایی از هم‌معنایی در حوزه آيات «حسنه»
هم معنايي معروف با احسان (بقره/ 178)

هم‌معنايي تقوا با ماده حسن (مائده/ 93)

توحيد (نمل/ 89)
نمونه هایی از
چند‌ معنایی در حوزه «حسنه»
پيروزي (آل عمران/ 120)

حاصلخيزي (قصص/ 84)

رحمت (رعد/ 6)

گذشت و سخن پسنديده ( قصص/ 54)

حسنه و سيئه (نساء/79)
نمونه هایی از
تقابل معنایی
حسنه و مصيبه (توبه/ 50)

دنيا و آخرت ـ عذاب و رحمت (اعراف/ 156)

حسنه وسيئه ـ عداوه و ولي حميم (فصلت/ 34)

محسن و ظالم (صافات/ 113)

ظلم، سوء و حسنا (نمل/ 11)

سوء و حسنا ـ يضل و يهدي (فاطر/ 8)

جدول (2ـ1) : فهرست آیات مورد استفاده در فصل دوم

فصل سوم
معناشناسي «حسنه» در قرآن كريم

3ـ 1مقدمه
مفسر قرآن در فعل تفسيري خود در جستجوي كشف و دستيابي به معاني و حقايقي نهفته در متن است، نه جعل، توليد و تحليل معناي ذهني خود بر متن.
گام نخست، معنا شناسي واژگاني
وقتي قدم در حريم متن قرآن نهاديم و با انگيزه شناخت سخن خدا صفحات آن را گشوديم، نخستين گام در تعامل با اين متن قدسي، شناخت معناي مفردات قرآن است.
قرآن به لغت عربي و در روزگاري معين نازل شده ، ناگزير مفسر بايد با جستجو در منابع فرهنگي، لغوي و نظم و نثر مقارن نزول، معناي واژه در عصر نزول قرآن را شناسايي كند.
گام دوم، معنا شناسي گزاره اي
خداي متعال براي هدايت انسان از ابزار كلام و گفتگو استفاده نموده و مقاصد خود را به انسان رسانده است. گفتمان عرف بشر يك رشته از آن چارچوب‌ها و قواعد عقلايي با خود دارد كه از لوازم تفهيم و تفاهم عقلايي است و عدول از آن هنجارها در عرف عقلا پذيرفتني نيست. قرآن نيز در شيوه تفهيم پيام خدا به انسان آن هنجارهاي عقلايي را مراعات داشته است.
تركيب و تاليف بهنجار كلمات، جمله را پديد مي‌آورد. علم نحو يعني دانشي كه موقعيت نقش تركيبي كلمات را در ساخت جمله نشان مي‌دهد، در معناشناسي جمله هاي قرآن تاثيري ويژه دارد. چنان كه شناخت مبتدا، خبر، فاعل و… در چگونگي معناي جمله مؤثر است.
با توجه به آن چه گفت شد، به وضوح معلوم مي شود كه در راستاي معناشناسي قرآني، آگاهي از نقش كلمات در جمله ها و نيز آشنايي به قوانين وضع و چگونگي دلالت، كه چارچوب هاي محاورات عرف عقلا را تعريف مي‌كند، از ضروريات كار تفسير است. 145
قوانين مربوط به وضع و دلالت، يك واقعيت جدي در زبان شناسي و دانش دلالت شناسي و سمانتيك استوار است. اما در كنارقوانين وضع و دلالت، قوانين ديگري نيز وجود دارد كه قلمرو معاني كلمات را تحديد مي‌كند و يا توسعه مي‌بخشد. به سخن ديگر ما در مرحله معناشناسي جمله‌ها به مرز مشترك هرمنوتيك با سمانتيك مي‌رسيم. هر واژه در لغت شناسي يك معناي وضعي دارد، اما همان واژه وقتي در جمله خاص و درون يك متن قرار مي‌گيرد، آن متن يك پوششي بر آن معناي وضعي مي گذارد. (معنا در متن) و از تركيب معناي اضافي كه از طريق قراين معلوم مي‌شود و معناي غايي مطلق، مفهوم آن واژه غايي بدست مي‌آيد.146
مباني روش شناسي اين سبك، عبارتند از اين مقدمات:
ـ مفهوم و معاني كلمات و جملات را در درون يك نظام فكري بايد فهميد، نه به صورت مجزا؛
ـ همه متون و از آن جمله متون ديني در خلاء نازل نشدهاند، بلكه بستري فرهنگي – ادبي دارند؛
ـ نيات و مقاصد گوينده جمله چيزي نيست كه في نفسه و به صورت معلق وجود داشته باشد، بلكه‌ آدميان هميشه با توجه به اوضاع و احوال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های معناشناسی، حوزه معنایی، مطالعات قرآنی، بافت زبانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های وجوه معنایی، نهج البلاغه