پایان نامه با کلید واژه های معناشناسی، حوزه معنایی، مطالعات قرآنی، بافت زبانی

دانلود پایان نامه ارشد

ای دیگر برحسب تشابه است‌.100 نمونه بارز فرآیند جانشینی معنایی، خود را در پدیده استعاره می‌نمایاند. نخستين پژوهشي كه در اين زمينه در اختيار است، كتاب معاني القرآن نوشته فرّاء مي‌باشد. در اين كتاب ، به نمونه‌هايي از استعاره در قرآن كريم اشاره شده است. فرّاء، استعاره را ناميدن چيزي جز با نام اصلي اش معرفي مي‌كند.به نظر مي‌رسد دقيق ترين پژوهش در زمينه استعاره را بتوان به عبدالقاهر جرجاني نسبت داد و وي، در أسرار البلاغه ، به اين نكته اشاره دارد كه در ساخت استعاره، نام اصلي شيء از آن جدا مي‌شود و نام دومي جايگزين آن مي‌شود. به اعتقاد وي در برقراري پيوند استعاره، رعايت شباهت ظاهري و ارتباط عقلي مهم است و استعاره برحسب همين تشابه پديد مي‌آيد. بر اين اساس، استعار ه نوعي جانشيني معنايي بر حسب تشابه است.
البته بايد بر اين نكته اشاره كرد كه آن چه تحت عناوين استعاره و مجاز از ديدگاه ياكوبسن مطرح مي شود، معادل همين اصطلاحات در فن بديع نيست. وي، استعاره را فرايندي مي‌داند كه صورتي را از محور جانشيني به جاي صورت ديگري قرار دهد. و مجاز بر عكس، فرايندي است كه بر روي محور هم‌نشيني عمل مي‌كند و صورت هاي زباني را كنار هم مي‌نشاند.101
در فن بیان، تشبیه در قالب جمله ای مطرح می‌شود که جمله تشبیهی نامیده می‌شود و دارای چهار جزء است: مشبه، مشبه به، وجه شبه، ادات تشبیه. تشبیه را می‌توان انتخاب دو نشانه زبان (مشبه و مشبه به) از روی محور جانشینی برحسب تشابه و ترکیب آن ها بر روی محور هم نشینی دانست. استعاره زمانی تحقق می‌یابد که پس از حذف وجه شبه و ادات تشبیه، مشبه نیز حذف و فقط مشبه به، به کار برده شود. در چنین شرایطی یک نشانه زبان به جای نشانه دیگری به کار می‌رود و بازی نشانه ها تحقق می‌یابد. در نتیجه این فرآیند، واژه ای مفهوم اولیه خود را حفظ می‌کند، ولی مفهوم ثانوی ای پیدا می‌کند که بر حسب نوعی تشابه انتخاب شده است. براساس آن چه گفته شده، این بازی نشانه های زبان، مبتنی بر جانشینی معنایی است‌.102
جانشینی معنایی علاوه بر تشابه میان نشانه اول و دوم، برحسب عاطفی ای صورت می‌پذیرد که از طریق الگوهای شناختی ای بر این تشابه تحمیل می‌گردد و موجب می‌شود تا از میان انواع انتخاب ها، حد و مرزی بر این جانشینی سایه بیافکند‌.103
2ـ3ـ 5ـ3 بافت یا سیاق104
یکی از شناخته شده ترین ابزارهای درک معنا، که در روش شناسی فهم قرآن، بسیار از آن سخن رفته و در عرصه الهیات نیز فراون به کار گرفته شده است، عامل سیاق است. «سیاق» یا بافت در عرف مفسران، بر کلامی اطلاق می‌شود که مخرج واحد داشته باشد و در بردارنده یک هدف، یعنی مراد اصلی گوینده باشد و اجزاء آن در یک نظام واحد نظم یافته باشد‌.105 ساده ترین موردی که یک آیه یا عبارت از لحاظ معنایی اعتبار پیدا می‌کند، وقتی است كه معنای دقیق یک واژه به طور عینی از روی بافت آن و از راه لفظی روشن می‌گردد. این چیزی است که به خوبی می‌توان بر آن عنوان «تعریف بافتی» یا «تعریف متنی» را گذاشت‌.106 زرکشی دلالت سیاق را بزرگ ترین راهنما برای دستیابی به مراد متکلم و نادیده گرفتن این عامل را پانهادن در مسیری غلط می‌داند‌.107 این از آن روست که معنا همان قدر که از متن ناشی می‌شود، از «بافت» یا زمینه اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر می‌پذیرد. در حقیقت معنا و پیام یک متن، در بین نوشته های آن متن قرار دارد‌.108 فرث109 از بزرگ ترین بنیان گذاران مکتب «لندن» معنا را به نقش آن در بافت منحصر می‌داند و معتقد است که معنای عبارت یا جمله، معنای تک تک آن نیست، بلکه نقشی است که گفته یا جمله در موقعیتی خاص ایفا می‌کند‌.110
در میان قرآن پژوهان و مفسران، علامه طباطبایی رحمت الله عليه از کسانی است که برای دلالت سیاق اهمیت فراوانی قائل است و آن را بر دلالت ظاهر ترجیح می‌دهد‌.111
بافت را می‌توان مجموعه عواملی دانست که در تعبیر معنا مؤثر است. بافت را در دو گونه زبانی و غیر زبانی از یکدیگر متمایز می‌سازند؛ بافت زبانی بر محیط زبانی یک واحد زبان، یعنی بر روابط دستوری و معنایی این واحد با دیگر واحدهای زنجیره گفتار یا متن دلالت دارد و بافت غیر زبانی، تمام اشیاء و اعمال پیرامون گوینده و شنونده را به هنگام تولید واحد زبانی مورد بحث و نیز دانش مشترک گوینده و شنونده را در بر می‌گیرد‌.112
معنا از خلال قرار گرفتن در بافت کشف می‌شود. بیش تر واحد های معنایی در مجاورت واحدهای دیگر قرار می‌گیرند و معانی این واحدها تنها با ملاحظه واحدهای دیگری که در کنار آن ها واقع می شوند، قابل توصیف یا تعیین هستند. این واحدها را نشانه زبانی یا بافت زبانی گویند. بنابراين بررسی معانی کلمه ها، تحلیلی از بافت ها یا موقعیت هایی که در آن می‌آیند، ـ حتی بافت های غیر زبانی ـ را می‌طلبد113. روش بافت زبانی روشی است که همواره مورد استفاده مفسران متقدم و متأخر با اصطلاح سیاق قرار گرفته است، البته با توجه به تعاریفی که معناشناسان برای بافت زبانی ارائه می‌دهند، این بافت فراتر و گسترده تر از سیاقی است که مورد استفاده مفسران بوده است.114
2ـ3ـ6 مؤلفه های معنایی115
مشخصه هایی به حساب می‌آیند که ویژگی های ممیز مفاهیم را نشان می‌دهند. به عبارت بهتر، تشخیص معنای یک واژه از طریق عناصر یا مؤلفه های معنایی ممیزه صورت مي‌پذيرد. مفهوم مؤلفه به هیچ وجه معرف نوعی رابطه جدید نیست، بلکه حاکی از ارائه نوعی چارچوب نظری به منظور بررسی تمامی روابطی است که تاکنون مورد بررسی قرار گرفته اند. این مؤلفه ها می‌تواند برای توصیف دقیق تر روابط معنایی، کارآیی مطلوب داشته باشد‌.116 مثلا واژه «مرد» باید چه مشخصه هایی داشته باشد تا بتوان تصوری از یک مرد در ذهن پدید آورد. انسان بودن، بالغ بودن و مذکر بودن، عناصر لازم برای تعریف مرد هستند که به هریک از این مشخصه ها، یک مؤلفه معنایی می‌گویند‌.117
2ـ3ـ7 حوزه های معنایی118
از موضوعات دیگری که در مطالعات معناشناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، مسأله حوزه های معنایی است، كه با توجه به آراي هردر و هومبلت، از سوي گروهي از دانشمندان آلماني و سوييسي با عنوان نظريه حوزه‌هاي معنايي يا نظريه حوزه‌اي در نيمه اول قرن بيستم انسجام يافته است119. مقصود از حوزه معنایی، مجموعه‌ای از واژه‌هاست که به دلیل ویژگی های مشترک، به هم نزدیک شده اند و در یک محدوده معنایی قابل بررسی گردیده‌اند‌.120 این مجموعه متشکل از کلماتی است که دلالت آن ها به هم ارتباط دارد و معمولا تحت واژه ای که آن ها را به هم پیوند می‌دهد، جای می‌گیرند؛ مانند رنگ ها که اصطلاح عام «رنگ» شامل واژگانی چون: «قرمز، سفيد، سبز، زرد و… » می‌شود.121
هدف تحلیل حوزه های معنایی، گردآوری تمام واژگانی است که به حوزه مشخصی اختصاص دارند و کشف رابطه یکی با دیگری و رابطه آن با اصطلاح عام و فرگیر است‌.
شرایط لازم و کافی، ویژگی هایی هستند که مفهوم واژه را تشکیل می دهند و وجوه اشتراک و افتراق را می‌نمایانند. اشتراک در یک شرط لازم، سبب طبقه بندی واژه ها در یک حوزه معنایی می‌گردد (قرار گرفتن گربه، سگ و اسب در گروه پستانداران). بدین ترتیب، مفهوم یک واژه برحسب شرایط لازم و کافی یا آن چه مؤلفه های معنایی یک واژه نامیده می‌شود، در حوزه های معنایی مختلفی جای می‌گیرد. اعضای یک حوزه معنایی، واحدهای یک نظام معنایی را تشکیل می‌دهند و واحدهای هم حوزه نام می‌گیرند‌.122
2ـ3ـ8 میدان معناشناسی123
در گفتار قبل در مورد حوزه های معنایی گفته شد که مجموعه ای از واژه ها به دلیل ویژگی مشترک به هم نزدیک شده و در یک حوزه معنایی جمع می‌شوند. حوزه ها مشتمل بر عده ای از واژگان هستند و بعضی از این حوزه ها در دسته های بزرگ تری با یکدیگر در ارتباطند و هم چون جزء خاصی از یک کل بزرگتر مورد ملاحظه قرار می‌گیرند که آن را «میدان معناشناسی» می‌نامند. بدین معنا میدان معناشناسی، دستگاهی درون دستگاه دیگر است. مثلا حوزه معنایی پرندگان، پستانداران، ماهی ها و حشرات در میدان معنایی جانوران قرار می‌گیرد. در کنار این میدان، میادین معناشناسی دیگری چون گیاهان، قرار دارد که همه این ها با یکدیگر شبکه معنایی را برقرار می‌کنند‌.124
2ـ3ـ9 شبکه معنایی125
حقیقت این است که یک واژه به ندرت می‌تواند از واژه های دیگر جدا بماند و به تنهایی به هستی خود ادامه دهد. واژه ها در همه جا گرایش شدید به ترکیب با برخی از واژه های دیگر، در بافت های کاربردی خود دارند، تا آن جا که همه واژگان یک زبان به صورت شبکه پیچیده ای از گروه بندی های معنایی بیرون می‌آید.126
قرآن نیز یک دستگاه چند لایه است که بر روی عده ای از تقابل های تصوری و اساسی قرار گرفته است، که هر یک از آن ها یک میدان معناشاختی خاص می‌سازند. کشف روابط این میادین، منجر به ترسیم «شبکه معنایی» می‌شود.‌‌127
2ـ3ـ10 گذری بر انواع مکاتب معناشناسی
معناشناسی در روند شکل گیری خود، مکاتب و روش هایی پیدا کرده است که هر کدام با ابزاری خاص به کاوش معنا می‌پردازند و از زاویه ای به نقد و فهم آن می‌نگرند. یعنی هر کدام تا ژرف لایه ای از سطوح مختلف معنا پیش می‌روند و ساحتی متفاوت از دیگری را کشف می‌کنند. از سویی هر کدام از این مکاتب و روش ها، به کار دسته ای از مطالعات می‌آیند و یا آمادگی متناسب سازی با برخی مطالعات را دارند. بی گمان چنین نیست که هر ورد معناشناسی، رمز هر گنجی را باز کند و در غار معنا را بر ما گشوده سازد.
این جاست که انتخاب روشی مناسب که به کار مطالعه متنی مانند «قرآن کریم» بیاید رخ می‌نماید. اما کدام شیوه، آمادگی متناسب سازی با این دست مطالعات را داراست؟
مکتب پاریس و علاقه آن به تجزیه متن و واچینی دوباره آن، به شکلی معنادار و آمیخته با نشانه شناسی128 که به راستی در بسیاری از مطالعات قرآنی کارآمدی دارد، به ویژه هم پوشی آن با نشانه شناسی یا مکتب مسکو و مکتب نقش گرا گونه شناختی آن ها با دیدی نقش گرایانه129 که هم به دلیل روسی بودن زبان و عدم ترجمه آن به زبان های دم دست تر و هم به دلیل عدم تجربه قبلی استفاده آن در حوزه مطالعات قرآنی، راه چندانی بدان نیست؛ و یا مکتب و روش های امریکایی که شامل معناشناسی زبان شناختی، معناشناسی صورت گرایی و زایشی، باز نمودی یا نقش گرا گونه شناختی، شناخت گرایی و … است؛ به ویژه تلاش خاصی که برای کشف و تحلیل روابط معنایی و سطوح متن انجام می‌دهند؛ و یا مکتب فرهنگی ـ معناشناختی یا قومی ـ زبان شناختی130 آلمان ها معروف به «مکتب بن» که ریشه در مطالعات زبان شناسی قوم نگاری دارد و به ویژه روابط متقابل جهان بیرونی و فرهنگ و بستر زبان با متن می‌پردازد و درصدد جهان بینی حاکم بر متن و از خلال آن دستیابی به معنای مورد نظر است‌‌.131
باید اقرار کرد که در حوزه مطالعات قرآنی، سه دسته اول، هنوز تجربه ای کسب نکرده اند. اما مکتب بن، به دلیل انتخاب آن توسط توشیهیکو ایزوتسو و نگارش سه کتاب مهم «خدا و انسان در قرآن» و «بررسی معناشناسی مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن» و بالاخره « مفهوم ایمان در کلام اسلامی» تجربه خوبی در حوزه مطالعات قرآنی کسب کرده است.132
این مکتب بهترین راه رسیدن به روش علمی برای تجزیه و تحلیل وساختار بنیادی یک حوزه معنایی را، توصیف معنایی یک واژه به وسیله شرایط و اوضاع و احوال کاربرد آن می‌داند و معنا را به «معنای اساسی» یا مستقل و اولیه در مقابل «معنای نسبی» یا ثانویه تقسیم می‌کند‌.133

شکل(2ـ2): معنای نسبی و اساسی
«معنای اساسی» یک کلمه، قسمتی ذاتی و درونی خود آن کلمه است که همراه آن کلمه انتقال پیدا می‌کند و به آن معنای ابتدایی نیز می‌گویند.134
معنای نسبی یا ثانوی، معنایی است که دلالت ضمنی به همراه دارد و در زمینه ای خاص، به معنای کلمه افزوده می‌شود و در نظام جدید، نسبت به کلمات مهم دیگر، نسبت ها و روابط گوناگونی پیدا می‌کند‌. برای مثال کلمه «کتاب» خواه در قرآن باشد غیر آن، معنای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های چند معنایی، انتقال معنا، روابط هم نشینی، جانشینی معنا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های معناشناسی، نزول قرآن، مؤلفه های معنایی، ساختار معنایی