پایان نامه با کلید واژه های معماری ایران، هنر و معماری، اسلام و اروپا، معماری ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

گوشنوازش.
نيل به چنين كار‌ آزمودگي و مهارتي نيازمند تجربه در مدتي بس مديد بود كه در محدوده عمر يك معمار نمي گنجيد، لذا از تجربه گذشتگاني كه در همين مسير گام زده بودند استفاده مي‌كرد. كار معمار ساختن مكاني براي زيستن انسان است و به تناسب تعريفي كه اين فرهنگ از انسان دارد، او را منحصر به ظاهر نمي‌داند و برايش مراتب مختلف تودرتوئي قائل است ، مكان زيستن او نيز واجد مراتب متعددي مي شود كه هر مرتبه از نيازها ، يكي از مراتب وجودي انسان را برآورده مي سازد، كه اين مراتب در انسان در طول هم هستند، در بنا هم در طول يكديگر قرار مي‌گيرند و هر مرتبه ، ظاهر رتبه قبل از خود و قائم به آن مي گردد. بنابراين كشف قواعد سازه‌اي و اقليمي و كاركردي بنا به معناي نفي فوايد باطني و معناي نهفته براي مراتب عاليتر نيست و نه اثبات معنا به منزله از اعتبار انداختن فوايد ظاهري. بنابراين اختلاف ظاهر و باطن از بين رفته و اين دو مويد يكديگر مي‌شوند. 25
2-2- نحوه ابراز افکار و اندیشه ها با هندسه
2-2-1- هندسه
جسم تجلی تراکم عقل است و عقل گسترش ظریف و دقیق جسم و در لایه زیرین تمامی این جهان از متراکم ترین تا ظریف ترین آن یک جوهر وجود دارد. این جوهر روح است که در جذبه هندسی شدن مسحور مانده است…
هندسه عبارتست از از «نظم مکانی» از طریق اندازه گیری روابط اشکال. هندسه و حساب همراه با نجوم که علم «نظم زمانی» از طریق مشاهده حرکت دوری است، رشته های عمده علمی آموزش عهد باستان را تشکیل میداد. چهارمین عنصر این آموزش چهارگانه مطالعه در هارمونی و موسیقی بود. قوانین هماهنگیهای ساده بسان کلیاتی در نظر گرفته میشد که رابطه و تبادل بین حرکات زمانی و رویدادهای آسمانی و نظم مکانی و سیر زمانی روی زمین را تعیین مینمود.
هدف نهایی این آموزش آماده کردن ذهن بعنوان مجرایی بود که از آن طریق «زمین» (سطح شکل آشکار) میتوانست مجرد، یعنی حیات کیهانی افلاک را درک کند. کاربرد هندسه رهیافت به روشی بود که در آن عالم نظم میگرفت و نگهداشته میشد. طرحهای هندسی میتوانند بعنوان لحظات ثابت و ساکن آشکارسازنده یک فعل جهانی تامداوم و بیزمان تلقی شوند که بطور کلی از ادراک حسی ما بدور میمانند. ازین رو فعالیت ریاضی متعارف میتواند سلوکی در جهت نیل به بینش معنوی و عقلانی باشد.
افلاطون هندسه و عدد را بعنوان اساسی ترین و اصیل ترین و لذا مطلوبترین زبان فلسفی بشمار آورد. لکن هندسه و عدد تنها از آن روی که بعنوان «سطح» معینی از واقعیت عمل میکنند میتوانند بصورت محملی برای تعمق فلسفی درآیند. فلاسفه یونانی مفهوم این «سطوح» را که برای اندیشیدن ما تا به این حد مفید است، همانا فرق نهادن بین «مثال» و «مثال اعلی» دانسته اند. متعاقب اشاره مصریان به کنده کاریهای روی دیوار که در آن سه سطح علیا، وسطی و سفلی عمل شده، ما میتوانیم قائل به سطح سومی به نام «مثال سفلی» که بین «مثال اعلی» و «مثال» قرار دارد، بشویم.26
باری «هندسه» و «عدد» از آنجاکه در سطح مثال اعلی عمل میکنند بیانگر نیروهای بنیادین علّی در رقص جاودانه و درهم تنیده شان هستند. این نحوه نگرش در ورای بیان سیستمهای وابسته به نظم گیتی بعنوان اشکال هندسی قرار دارد. برای مثال سری یانترا27، بدیع ترین طرح تانترایی28، کلیه نقشهای فعال در جهان هستی را از طریق نه مثلث بهم پیوسته مجسم میکند. تعمق شخص در یک چنین شکل هندسی به منزله دخول به نوعی تعمق فلسفی است.
در نزد افلاطون حقیقت عبارتست از ماهیات محض یا صور مثال اعلی؛ و پدیده هایی که ما از آنها در میابیم انعکاس کمرنگی بیش نیست. (صورت در آثار یونانی به «شکل» نیز برگردان شده است). این صور فقط بوسیله عقل محض دریافت میشوند، نه احساس. افلاطون هندسه را بعنوان روشنترین قالب زبانی معرفی کرد که بوسیله آن این قلمرو مابعدالطبیعی توصیف میشد.
“و آیا تو نمیدانی که ایشان (هندسه دانان) از اشکال مرئی استفاده میکنند و درباره آنها سخن میگویند، هرچند این اشکال دقیقا هندسی نیستند، اما تشابهی با آنها دارند. ایشان تحقیقات خودرا نه به خاطر آن تصویری که ترسیم کرده اند، بلکه به وسیله مربع و قطرهایی از ین قبیل پی گیری میکنند و بهمین ترتیب در کلیه موارد… . آنچه ایشان جستجو می کنند کسب بینش در حقایقی است که می توان آنها را فقط به وسیله ذهن و شعور ادراک کرد.
افلاطونیان به دانش هندسه به عنوان چیزی فطری در درون ما می نگرند که قبل از تولد ما یعنی هنگامی که روح ما درتماس با هستی مثالی است، حاصل شده است.
کلیه اشکال ریاضی ذاتیت اولیه ای در روح ما دارند، پس روح قبل از دریافت حسّی، درک خودانگیخته ای از اعداد دارد. ارقام اصلی گویی بر ظهور خود مقدم اند؛ نسبت های هماهنگ مقدم بر اشیا، هماهنگی شده اند. دوایر نامریی مقدم اند بر کالبدهایی که در یک دایره حرکت می کنند.” توماس تیلور
برای روح بشر که در جهان گردنده و در جریان درهم و برهم رویدادها و شرایط محیط و آشوب درون گرفتار آمده جستجوی حقیقت همانا جستجوی لایتغیر بوده است اعم از ین که این گمشده صور، اشکال، مُثل، مُثل اعلی، اعداد یا خدا نامیده شود. ورود به معبدی که تماما از قرینه های هندسی لایتغیر ساخته شده به معنای ورود به منزلگاه حقیقت ازلی است. توماس تیلور می گوید: “هندسه هواخواهان خود را چون پلی قادر می سازد که از پیچیدگی و ابهام طبیعت مادی عبور کنند و برای رسیدن به دیار نورانی حقیقت مطلق از فراز دریای ظلمانی بگذرند.” معهذا این امر نمیتواند یک اتفاق خود به خودی مثل برگرفتن یک کتاب هندسه از میان کتابها باشد. هم چنان که افلاطون می گوید: آتش نهفته روح بتدریج می بایست با کوشش و تلاش دوباره افروخته شود.
هندسه با شکل محض سر و کار دارد وهندسه فلسفی، هر شکل نامتقارن را از درون شکل پیشین خود دوباره بیرون میکشد و این طریقی است که به وسیله آن راز اساسی خلقت مریی و آشکار میگردد. گذر از خلقت به زایش و گذر از غیر مریی، مطلق و صورت صوری به دنیای مادی، عالمی که از ضربه الوهیّت آغازین بیرون می جهد میتواند به وسیله هندسه ترسیم گردد واز طریق تمرین هندسه تجربه شود.29
به نظر میرسد اساس فرضیه فلاسفه سنتی چنین باشد که نیروهای معنوی بشری به منظور سرعت بخشیدن به تکامل شخصی، در ورای جبر بیولوژیکی که دیگر اندامهای زنده را به هم دیگر پیوند میدهند، مهار شده باشند. روش هایی مثل یوگا، تعمق، تفکر، هنرها و پیشه ها، تکنیکهای روانشناسانه ای برای رسیدن به اهداف بنیادی بعدی است. تمرین هندسه مقدس یکی از تکنیکهای اساسی و اصلی کامل کردن خویشتن است.30

2-2-2- هندسه مقدس: استعاره نظم جهانی
ماندالای مستدیر یا شکل هندسی مقدس، اعم از ین که حاصل فرهنگ شرق باشد یا غرب، تصویر و منظری آشنا و نافذ در سراسر تاریخ هنر است. هند، تبت، اسلام و اروپای قرون وسطی آن را بکرات ارائه داده اند و بسیاری از فرهنگهای قبیله ای از آن در ساخت شکل نقاشی یا بناها یا رقص استفاده کرده اند. این قبیل طرحهای هندسی غالبا براساس تقسیم بندی دایره به چهارچهارم است و کلیه بخشها و عناصر واقع در آن با یک نوع طرح واحد مناسبات مشترکی پیدا کرده اند. این طرحها از بسیاری جهات وابسته به فلسفه نظم گیتی است و به طور نمادی آنچه را که برای ساختن جهان ضروری تصور میشود نمایش میدهد: مانند چهار جهت فضایی، چهار عنصر، چهار فصل، گاه علایم بروج دوازده گانه و نیز ایزدهای گوناگون که غالبا جنس مذکر دارند. اما آنچه که بی هیچ تغییر قابل توجهی همواره در مورد این شکل هندسی صدق میکند بیان همیشگی تصور گیتی است که در حقیقت به عنوان واحد متشکل و کل ادراک میشود.
هندسه قدیم بر فرضیات و قواعد کلی مقدم متکی نیست. برخلاف نظریه اقلیدس و هندسه دانان متاخر، نقطه آغاز فکر قدیم هندسی تعریف درباره یک سلسله روابط نامحسوس یا تجریدها نیست، بلکه درعوض تفکر درباره واحد مابعدالطبیعی است که به وسیله تجسم نمادی و تعمق محض و نظم صوری که از این وحدت دور از فهم بیرون میجهد دنبال میگردد. دست یافتن به این نقطه آغاز در تمرین هندسی است که عملا هندسه مقدس را از هندسه های دنیوی واین جهانی جدا میکند. هندسه کهن با یک آغاز میگرددد در حالی که ریاضیات و هندسه جدید با صفر.31
2-2-3- هندسه در معماری ایرانی
مورد بسیار مهم در درک معماری های شرق، ایران و تمدن های زیر پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامی، نحوه برخورد با مقوله هندسه دربیان افکار و اندیشه هاست. بدون شک زبان بیان معماری های جهان بر هندسه استوار است واز طریق روابط آن میتوان کلیت کالبدی را آشکار کرد.
اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بینی فرهنگی کشورهای شرقی است. در هنر و معماری اسلامی هندسه دارای اهمیت و مفهوم ویژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حیات میجوید و تجلیگاه افکار الهی و عقلانی و ادارک جهان هستی است.
در هندسه این سرزمین بحث علم و رشد ریاضی اعداد و ترکیبات پیچیه جبر همراه با حس شهودی بوده است و این دو که تکمیل کننده آثار هنری محسوب میشوند جدایی ناپذیری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدنهای غنی و در جهان اسلام نشان میدهند. جالب توجه این است که با مطالعه آثار و افکار افلاطون درمییابیم که او دریافت علمی را بدون پشتوانه های شهودی ناقص میپندارد و بحث عرفان در علم اعداد و هندسه را مطرح میکند. از رنسانس به این سو در تاریخ تحول علم در غرب بعد شهودی به فراموشی سپرده شده و کلیه استدلالها در چارچوب جدول ها دقیق دنبال میشوند. عجیب اینجاست که علم در طول تاریخ سعی کرده است رازها و ناشناخته ها را کشف کند ولی هنگامی که به این امر دست یافته است روش های تفکر شهود را که موجب کشف پدیده ها شده است از یاد برده است. شکاف میان علم و هنر جداشدن تحلیلهای مکمل را موجب میشود و هرچند در یک جهت میتوان به شناخت رسید ولی در عمق مساله، خطر از دست دادن وحدت و کلیت ادراک باقی میماند.
چرا وقتی درباره هوش صحبت میشود فقط هوش عقلانی مطرح میشود و هوش ایمانی از این مقوله خارج میگردد در حالیکه هوش اساس بیداری هوش دل است. مطالعه اثار محققان ایرانی در ادارک روابط طبیعی و مادی نشانگر نحوه برخورد شهودی ایشان در تکمیل استدلال علمی است.
هندسه ای که برپایه این نگرش بوجود آمده است از پیچیدگی و ترکیباتی بهره مند است که بسیاری از محققان غرب در اثر نوعی از بدفهمی آن را مغشوش یا ابتدایی و فاقد اعتبار دانسته اند.
امروزه میدانیم که هندسه در ترکیبات عالی خود از روش همدلی وارتباط بهره مند است و پژواک های شکلی گاه بصورت اشکالی پنهان حضور خود را مشخص و آشکار کرده اند. بطور مثال در ساختمان هشت بهشت احساس کلیت و وحدت هندسه در سه رده زیر نشان میدهد:
* حرکت افقی از آب نما، پله، ایوان، اتاقهای میانه و فضای مرکزی
* حرکت عمودی که پیوند کف را با تحولات سه بعدی و دگرگونی های ارتفاعی که اوج آن در مرکز قرار میگیرد با سقف تامین میکند.
* هندسه ای که حاصل برخورد سطوح افقی و عمودی است که حاوی گشایش های نوری در اتصال احجام و از ورای کالبد میباشد.
برش هایی از کالبد توپر در همجواری با شکافهای گشوده شده بسوی نور و طبیعت نتیجه ترکیبی است که در آن کثرت و تنوع عناصر در آمیزش با سایه و روش های نوری، احساس کامل یک هندسه منسجم را متظاهر میکنند.
نمونه دیگر پیوند هندسی عناصر در سطوح افقی و عمودی و ترکیب فضاهای پر و خالی، در ساختمان چهل ستون مشهود است. نقطه تمایز چهل ستون در این است که فضای اصلی آن ایوانی مرکزی است که محل همایش خطوط و انتقال بخشهای باز، نیمه باز و بسته میباشد.
“کیت کرشلو”، کسی که بیشتر عمر خود را صرف کشف روابط اجزا هندسی کرده است در یکی از آخرین مقالات خود درباره عمق زیبایی ریاضیات مینویسد که از طریق ادراک زیبایی علم و اعداد ریاضی و خطوط هندسی میتوان به مراحل والای شناخت ایمان و شهود رسید. در اینجا مفهوم گسترده تری را در این جمله خلاصه میکنیم: پیچیدگی در کثرت در قابلیتهای ترکیبی پنهان و بازگشت به وحدت و مرکزیت صورت گسترده.32
هندسه معماری ایران از این قانون پیروی میکند و استواری این هندسه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ظاهر و باطن، فضای معماری، عالم مثال، معماری ایرانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سلسله مراتب، نمادپردازی، خانه سنتی