پایان نامه با کلید واژه های مصرف کنندگان، روابط اجتماعی، گروه اجتماعی، طبقات اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد، بنابراین الگوی تغذیه کنونی بیش از آنکه براساس نیازهای انسان باشد براساس الگوی مصرف بیشتر بنا شده است(معلمی: 59). برخلاف دهه 1950 که دوران مصرف یک دست وهماهنگ بو، اما برای جوانان نسل پس از دهه شصت بلکه به نو فزاینده ای در بین افراد میانسال وبزرگ تر نیز به طرف جامعه ای بدون گروههای ثابت منزلتی حرکت می کنیم که درآن دیگر انطباق با سبک های زندگی که برای گروههای ویژه ای تثبت شده باشد معنی ندارد.( سبک هایی که د رانتخاب لباس، فعالیت های تفریحی، کالاهای مصرفی، آرایش بدنی آشکار می شوند).یعنی « گروههای ثابت منزلتی» یا « طبق اجتماعی» به عنوان تعیین کننده های الگوهای جدید مصرف عملا از میان رفته اند. این وضعیت، پسامدرن نامیده شد.( باکاک، 46)
مصرف را باید همچون دسته ای از اعمال اجتماعی وفرهنگی به عنوان راهی برای ایجاد تمایزات بین گروههای اجتماعی دانست، نه صرفا به مثابه راهی برای بیان تفاوتهایی که در نتیجه رشته ای خود مختار از عوامل اقتصادی قبلا به وجود آمده اند.( باکاک، 96). به عقیده بوردیو، سلیقه را می توان به عنوان نوعی از سرماه فرهنگی دید که ایجاد تبعیض و تمایز بین انواع گروههای منزلتی را امکان پذیر می کند.( باکاک، 99)
مصرف را باید به عنوان روندی تلقی کرد که درآن خریدار یک قلم کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق وحفظ یک حس هویت است. مصرف به فرایند پویایی تبدیل شده است.( باکاک، 100) که متضمن ایجاد حس هویت فردی وجمعی است . این حس هویت را دیگر نباید به عنوان چیزی دید که به دلیل عضویت در یک طبقه اقتصادی خاص و یا گروه اجتماعی منزلتی ویا به طور مستقیم از طریق قومیت وجنسیت کسب می شود. هویت ها باید به طور فعالی به وسیله تعداد هر چه بیشتری از مردم برای شخص خودشان بنا شود. دز این فرایند ساخت هویت فعال ، مصرف نقش محوری را به عهده گرفته است.بودریار برای مثال می گوید که مصرف کنندگان، اقلا پوشاک، خوراک ، تزئینات بدنی، مبلمان یا سبک تفریح را برای بیان حس از پیش موجود اینکه چه کسی هستند نمی خرند؛ بلکه مردم حس هویت چه کسی بودن را از طریق آنچه که مصرف می کنند، تولید می کنند. برای مثال در سرمایه داری مدرن یا پست مدرن، هویت یک شخص از پیش به عنوان زنی جذاب یا مردی خوش قیافه سرشته نشده است. مردم می کوشند از طریق مصرف کردن کالاهایی که تصور می کنند نظرشان را درباره خودشان وتصوری که از هویتشان دارند تامین می کند به همان کسی تبدیل شوند که مایلند باشند.( باکاک، 101)
از نظر بودریار مصرف را نباید همانند یک فرایند مادی تلقی کرد. این به آن معناست که این ایده ها هستند که باید مصرف شوند ونه اشیا( باکاک، 102).نقش امیال در مصرف مدرن مهم است، زیرا بدون مصرف کنندگان ویا مصرف کنندگان بالقوه ای که به طریقی جامعه پذیر شوند که به دنبال ارضا امیالشان در کالا وتجارب مصرفی مدرن باشند، روابط اجتماعی وفرهنگی ای که نظام اقتصادی سرمایه داری مدرن را حفظ می کند، فروخواهد پاشید.( باکاک، 112)
از نظر بودریار مصرف کنندگان مدرن وپسامدرن سعی می کنند که امیال عاطفی خود را نیز اگر نه بیشتر از نیازهای مادی، لااقل به همان اندازه ارضا کنند. می توان گفت دوره پسامدرن، تا آنجا که بتوان آن را دقیقا یک دوره خاص تاریخی دانست، با رشد سریع مصرف گرایی در دهه 1950 درایالات متحده ظهور کرده است( باکاک، 114). در دوره پست مدرن، مصرف به عنوان یک فرایند اجتماعی واقتصادی وفرهنگی محوری می شود وسرمایه داری از طریق شرکتهای چند ملیتی باز هم نفوذ جهانی بیشتری می یابد. اصطلاح پسامدرن همچنین مستلزم این ایده است که این دوره ، طبقات اجتماعی در ذهن مردم از سایر روش های ساخت هویت، اهمیت کمتری دارند.( باکاک، 115)
سلیقه: مفهومی اساسی و محوری
واژه « Taste »در زبان انگليسي در اصل به معني مزه و طعم و قوة چشايي بوده، اما بعدها به معناي« ميل، علاقه، اشتياق، دوست داشتن، لذت بردن و قدرت تشخيص » گسترش يافته است ( لغت نامة وبستر، ۱۹۷۳ و ۲۰۰۳ ؛ لغت نامة آمريكن هريتيج، ۲۰۰۰ ). همچنان که در زبان عربي و فارسي چنين شده است. Taste به معني قدرت تشخيص در زيبايي شناسي(هنر و ادبيات) رواج يافته است:قوه تشخيص آنچه در طريق زيبايي شناختي، خوب يا مناسب است( لغت نامه آمريكن هريتيج، ۲۰۰۰ ). قوه درک زيبايي، نظم، سنخيت، تناسب تشابه يا هر آنچه رحجان و برتري ايجاد مي کند، به خصوص در هنرهاي زيبا، آثار ادبي و قضاوت هاي نقادانه؛ فرق نهادن ظريف (به خصوص در باب ارزش هاي زيبايي شناختي( لغت نامة وبستر، ۱۹۷۳)
نوعي توانايي فردي براي قضاوت يا درک آنچه خوب يا مناسب است به خصوص در مواردي همچون هنر، سبک، زيبايي و رفتار ( لغت نامه كمبريج، ۲۰۰۳ )و شيوه ا ي همراه با توجه و احترام به آنچه جالب، پيراسته يا مطابق با کاربرد نيکو است، (لغت نامة وبستر، ۱۹۷۳ ). در مورد تاريخچة استفاده از اين واژه در حوزة زيبايي شناسي، آمده است:مفهوم سليقه و طبع، به تبع دو مفهوم خلاقيت و نبوغ مطرح شد که البته بيشتر به مخاطب و تماشاگر اثر هنري مربوط می‌شود.
اين اصطلاح، که اولين بار در آثار بالتازار گراسياني، فيلسوف اسپانيايي، به کار رفت، در کتاب نقد قوه حکم (عقل عملي) کانت، مبناي فلسفي يافت؛ به معناي توانايي کاملاً سابژکيتو انسان براي تشخيص زشت از زيبا(نوایی ،1378) به اين ترتيب » « Taste از معني احساس چشايي به Taste به معني احساس زيبايي گسترش معنا يافت. بررسي متون علوم اجتماعي بيانگر آن است که تلاش زيادي براي ارائه تعريفي از واژه سليقه انجام نشده است. گويا انديشمندان علوم اجتماعي اين واژه را با همان معناي لغوي يا زيبايي شناختي به کار برده‌اند و آن را يک اصطلاح خاص رشته خود تلقي نکرده ا ند. زيمل، سليقه را، توان گزينش صورتهاي مناسب رفتاری‌ای می‌داند، که فرد به منظور عينيت دادن به معاني مورد نظر خود )فرديت برتر( بر می‌گزیند )زيمل، ۱۹۰۸: 314). زيمل، اين تعريف از سليقه را در خلال تعريف سبک زندگي ارائه می‌کند، که به معناي لغوي سليقه نزديک است. شايد بزرگت رين کاري که در باب سلیقه در علوم اجتماعي انجام شده، توسط بورديو و به خصوص در مهمترين کتابش « تمایز: نقد اجتماعي داوري سليقه» به انجام رسيده است؛ کتابي که از سوي بسياري از جامعه‌شناسان و انجمن‌های علوم اجتماعي به عنوان يکي از مهمترين کتاب‌های علوم اجتماعي توصيف شده است. او با ديدگاهي متأثر از بازسازي مارکسيسم، بر اساس نظریه‌های مصرف و نظریه‌های فرهنگ، در نقد زيبايي شناسي کانتي به تحليل جامعه بر مبناي سليقه می‌نشیند. وي در قسمت‌های مختلف کتاب، تعابيري را ارائه می‌کند که ميتوان آن‌ها را شبه تعریف‌هایی از سليقه دانست.
او در عبارتي کوتاه، سليقه را ترجيحات به نمايش در آمده بيان می‌کند(بورديو، ۱۹۸۴ : 56) از نظر او سليقه ظرفيت توليد فعاليت ها و محصولات قابل طبقهبندي و ظرفيت فرق گذاري و درک اهميت اين فعاليت ها و محصولات است(همان: ۱۷۰ ).
سليقه، رغبت و ظرفيتي است که يک طبقه خاص از امر طبقهبندي شده و فعاليت ها و اشياء طبقهبندي کننده )به صورت مادي يا نمادين( به خود اختصاص می‌دهد. سليقه،فرمول مولد سبک زندگي است. مجموعه یگانه‌ای از ترجيحات متمايز که همان قصد رسا را در منطق خاص هر زير فضاي نمادين )مانند اثاثيه، لباس پوشيدن، زبان و سطح خارجي بدن(بيان می‌کند… پایه تطابق همه خصائص يک فرد است… اطلاعات بي شماري که فرد به صورت خود آگاه يا ناخودآگاه در آن سهيم است و به صورت پايان ناپذيري يکديگر را تأييد و تصديق می‌کند. (همان: ۱۷۴ – ۱۷۳ ( هر }فردي{ سليقه خود را طبيعي احساس می‌کند… }که اين مسئله{ به نفي ديگر سلیقه‌ها به عنوان امري غير طبيعي و در نتيجه نادرست منجر می‌شود(همان: 56) آن چنان که کانت می‌گوید: سليقه حالتي اکتسابي است که« متمايز می‌سازد» و «تقدير می‌کند»؛ به عبارت ديگر فرآيند تمايز که دانشِ… متمايزي نيست »يا ضرورتاً نيست»؛ اختلاف ها را بنياد مينهد يا مشخص می‌کند. زيرا سليقه، شناخت شيء در معناي معمول آن }يا به قول نگارنده: علم اجمالي{ را بدون در برداشتن دانش ویژگی‌های مشخص کننده که آن را روشن می‌کند }يا به قول نگارنده: علم تفصيلي{ را تضمين می‌کند(همان: ۴۶۶).
سليقه به عنوان نوعي از جهت گيري اجتماعي عمل می‌کند« احساس جاي کسي }بودن { » که اشغال کنندگان، جايگاه معيني در فضاي اجتماعي را به سوي موقعیت‌های اجتماعی‌ای که با دارایی‌های آن‌ها تطابق دارد و فعاليت ها و کالاهايي که با اشغال کنندگان آن جايگاه تناسب دارد، هدايت مي کند( همان: ۴۶۷ ). سليقه اصولي است که مردم را قادر می‌کند، در ميان کالاهاي طبقهبندي شده آنچه مناسب ايشان است، بشناسند) بورديو، ۱۹۹۳ .( 108 :سليقهها محصول مواجهه ميان سليقه هاي عينيت يافتة هنرمند ]توليد کننده[ و سليقه مصرف کننده(همان: ۱۱۰ .( به اين ترتيب سليقه از نظر بورديو: يک. رغبت، ظرفيت، خلاقيت، انتخاب و ترجيح است .پس سليقه، جنبه دروني داشته و امور بيرونيا ي که مطابق با سليقه فرد خوانده می‌شود )اعم از رفتارها و دارايي هاي مادي و معنوي( نماد يا به عبارتي تجسم فرد و عينيت يافتن آن است؛ نه خود سليقه. در اين صورت، بايد تلاش کرد تا منظور بورديو را از عبارت کوتاهش « سليقه ترجيحات به نمايش در آمده » به نوعي توجيه کرد.
پرسشي که ذيل ويژگي انتخابي بودن سليقه، پيش ميآ يد اين است که مبناي اين انتخاب چيست و فرد با چه ملاکي چيزي را بر مي گزيند؟ به عبارت ديگر، آيا ميتوان هر نوع فعل انتخابي انسان را سليقه ناميد؟ مثلاً انتخاب امر مفيد را در مقابل امور مضر ميتوان کاري سليقها ي دانست يا گزينشي منطقي؟ بورديو، در سرتاسر مباحث نظري کتاب خود ) از مقدمه گرفته تا يادداشت هاي پس از تحرير خود(دو ديدگاه را در اين خصوص در مقابل هم قرار داده است: ديدگاه زيبايي شناختي کانت که سليقه را نوعي موهبت طبيعي دانسته است؛ که البته با تربيت و آموزش و تهذيب تعالي مييابد و ديدگاهي که خود از آن حمايت مي کند و سليقه را به تعبير او نوعي عادت واره دانسته که کاملاً ناشي از فرآيند جامعه پذيري و آموزش )اعم از رسمي و غير رسمي( و موقعيت فرد در محيط اجتماعي يا به تعبير او حوزه يا ميدان مي داند.
از نظر کانت، دو نوع سليقة کاملاً متمايز وجود دارد: اول سليقه ضرورت يا احساس يا وحشي و دوم سليقه آزادي يا شهود يا تجمل)بورديو، ۱۹۸۴: 6)
اين تقسيمبندي، يادآور همان دو دسته معنايي است که در لغت نامه ها ذکر شد. سليقة احساس ترجيح پارها ي از احساس ها )مانند شيريني يا ترش( بر ساير احساس ها است و سليقة شهود، استعداد قضاوت سريع و شهودي ارزش هاي زيبايي شناختي است ) همان: ۹۹ ( . نوع اول، بيشتر بر کارکردها متمرکز است و از درخواست لذت آسان ناشي می‌شود و نوع دوم، به اشکال سبک دار و ويژگي هاي زيبايي شناختي و بر رد کارکرد مبتني است و از درخواست براي لذت ناب ناشي می‌شود. (همان: ۶.( کانت از ميان اين دو، لذت زود گذر و آسانِ حسي را مولد سليقه ضرورت مي دانست. زيرا معتقد بود، گرايش به لذت هاي سهل الحصول، مانع از توجه و تأمل در نفسِ عمل می‌شود و فاصله – هايي که متضمن آزادي فرد است ) فاصله ميان شيء و لذت ناشي از آن ( را از بين ميبرد و در نتيجه نوعي بيگانگي را در فرد پديد ميآورد. کانت از اين راه، زيبايي شناسي خود را با فلسفة اخلاقش پيوند مي دهد )همان: ۴۸۸ ( . به اين ترتيب، سليقة ناب به دنبال يک فاصله است. فاصله از لذتي که اشياء بلاواسطه تحميل مي کنند؛ لذتي که باعث می‌شود دستيابي به هر چيزي پايان کار تلقي شود. کانت با ذکر تقسيمبندي سليقه در کتاب « نقد عقل عملي » خود، زيبايي شناسي را از احساس، تمايز و تعالي بخشيد و همچنين آن را از مقولة عقل )عملي( جدا کرد و آن را جزء مقوله هاي شهودي و ذهني قلمداد کرد.
بورديو، در تحليلي از نگاه کانت به سليقه و لذت، مي گويد که کانت سليقه و لذت آسان و ابتدايي را به سليقة احساسي فرو مي کاهد و بر اين مبنا، سليقه و لذت ناب را برپاية نوعی نفي، خود داري وحتی تنفر بنا می کند. . خودداري از آنچه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، کالاهای مصرفی، الگوی مصرف، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه، عادت واره