پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، سوء مصرف مواد، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

وسيله عوامل ژنتيكي يا محيطي تعيين مي شوند مطالعه نقش ژنتيك در سوء مصرف مواد، معطوف به تعيين تأثير نسبي وراثت است. پژوهش ژنتيكي تقريباً بطور جامعي بر روي سوء مصرف الكل تمركز دارد، چون سوء مصرف الكل هم قانوني است هم شايع. امكان وجود زمينه ژنتيكي در مورد سايراشكال سوء مصرف مواد تنها به تازگي مورد بررسي قرار گرفته است. مطالعات انساني آشكارا نشان داد ه اند كه خطر سوء مصرف الكل )و احتمالاً مواد ( ژني است. از مطالعات حيواني براي تحليل جنبه هاي خاصي از زمينه ارثي استفاده مي شود. سوء مصرف مواد، نشانگان رفتاري پيچيده است و احتمالاً از مكانيسم هاي ژنتيكي متعددي تأثير مي پذيرد).رنجگر،1383 ).
نظريه روان پويشي
نظريه پردازان اوليه بر جنبه هاي ليبدويي سوء مصرف همچون ارضاي سابق لذت، لذ ت گرايي و دستيابي به حالتهاي بازگشتي تأكيد مي كردند. اين مفهوم پردازيها از سوء مصرف مواد همگام با علايق گسترده تر در حوزه روانشناختي «نهاد» شهوت دهاني و نقش سايق ها در تعيين رفتار است. در حال حاضر،تصور بر اين است كه سوء مصرف مواد در نقش كاركردهاي دفاعي و انطباقي نامناسب و نابجا عمل مي كند. سوء مصرف مواد تلاش براي مقابله با عواطف و جهان خارج (به ويژه دنياي شيء) را بازنمايي مي كند. براي مثال: سوء مصرف مواد به عنوان ايفا كننده نقش دفاع عاطفي تصنعي در نظر گرفته مي شود در مورد سوءمصرف كنندگان مواد، عواطف معمولاً كلي، نامتمايز و پيش كلامي مي باشند بطوري كه تجربه عواطف بدني و توانكاه مي شوند. تجربه بدني جانكاه عواطف، منجر به ميل و اشتياق به مواد در كساني مي شود كه ناتوان از تحليل بيان و كنترل احساسات هستند. شرايطي كه از آن بعنوان الكستيميا177 ياد مي شود (نظريه هاي فعلي روان پويشي سوء مصرف مواد در باورهاي زير مشترك هستند):
1. سوء مصرف مواد به عنوان نشانه اي از آسيب رواني اساسي تر تلقي مي شود.
2. دشواري در كنترل عاطفه بصورت يك مشكل هسته اي در نظر گرفته مي شود.
3. روابط شي و آشفته در ابتلا به سوء مصرف مواد مهم هستند (رنجگر،1383)
نظريه روانكاوي، استفاده از مواد مخدر را نشانه روان رنجوري هايي178 مي داند كه خودشان را در هنگام بلوغ نشان مي دهند. ما مي دانيم كه نوجوانان معمولي مراحلي از ملامت، اضطراب، خشم، ناكامي و حتي افسردگي كوتاه مدت را مي گذرانند. يكي از مشخصه هاي نوجوانان، تغييرات سريع و فراگير، تقريباً در همه جنبه هاي زندگي است كه اين خود به فشار رواني بسيار زيادي منجر مي گردد. تحقيقات نشان داده است كه اين عوامل به همراه گروه همسالان در كشاندن نوجوانان به مصرف مواد نقش دارند. يك نوجوان معمولي مانند يك بزرگسال، تجربه كافي براي رويارو شدن با احساسات ناشي از فشارهاي رواني- اجتماعي را ندارد. مواد مخدر روان گردان به عنوان داروهاي خودتجويزي در اين شرايط فشارزا، توسط نوجوان مصرف مي شود. اين داروها اختلالات رواني به همراه دارند. مواد مخدر و داروهايي كه براي اختلالات عاطفي تجويز بشوند داراي تأثيرات شيميايي عصبي هستند و به احتمال زياد مي توانند نابهنجاري را درمان كنند(ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران،1384).
فنيچل ( 1945 ) در يك چارچوب روان تحليل گرانه مي نويسد : دلايل براي گرايش به الكل (و ساير مواد اعتياد آور)، وجود ناكاميهاي بيروني و يا بازداريهاي دروني است، به گونه اي كه فرد جرأت فعاليت مجدد سوپرايگو را بدون كمك مصنوعي ندارد. براساس ديدگاه روان تحليلگري، سوء مصرف داروها و الكل بر حسب تثبيت ليبيدوئي، با پسرفت به سطح پيش تناسلي، دهاني، يا حتي سطوح ابتدائي تر رشد رواني- جنسي توصيف شده است و بيش از همه بر مرحله دهاني تاكيد شده است (كاپلان و سادوك، 1992). براساس اين ديدگاه ، سوء مصرف كنند ة مواد ، شخصيتي است كه از جنبه اقتصاد رواني عميقاً و براي هميشه براساس نمونه مشهور روان نژند يعني اوديپي – مثلثي – تناسلي شكل گرفته است (برژره179،1987). همچنين، نگرش هاي فردي كه الكل يا مواد را مصرف مي كند ، و انتظاراتي كه در مورد پيامدهاي دلخواه خود دارد، نقشي اساسي را در سوء مصرف بازي مي كند، براي مثال تلقي الكل به عنوان يك” اكسير جادوئي” ( مارنات180، 1987 ) .
نظريه هاي رفتاري و شناختي رفتاري
اعتياد به مواد مخدر يا « اختلال وابسته به مواد» به دليل ماهيت زيستي- رواني- اجتماعي انسان از پيچيدگي خاصي برخوردار است، به همين علت درمان اين اختلال با تأكيد بر يك رويكرد محض اغلب دشوار و ناكارآمد است. نتايج مطالعات پژوهشگران بيانگر اين حقيقت است كه همانند بسياري از اختلالات رواني ديگر، كارآمدترين رويكرد درماني در كاهش يا ترك مصرف مواد اعتيادآور شامل تركيبي از شيوه هاي جسمي و رواني مي باشد (م.كارول، ترجمه قامت بلند،1381). نظريه هاي رفتاري و شناختي- رفتاري سوء مصرف مواد تا اندازه اي از اصول يادگيري شرطي سازي پاولفي، شرطي سازي كنشگر و نظريه يادگيري اجتماعي بدست آمده اند جنبه هاي تقويت كننده سوء مصرف مواد اهم از طريق ايجاد يا افزايش حالات رواني مثبت و هم از طريق تقليل يا حذف حالات رواني منفي بطور واضحي منطبق با پارادايم شرطي سازي عاملي هستند. اصول شرطي سازي كلاسيك كمك به تبيين تداعي قوي بين نشانه هاي محيط و تجربه ميل به مواد مي كند.
عبارتهاي معروف AA181 (الكلي هاي گمنام)/182 NA(معتادان گمنام ) ،«از مردم، مكانها و اشياء دور بمانند» تلاش براي شكستن پيوند بين نشانه هاي محيطي و مصرف مواد را منعكس مي سازند. مؤلفه هاي اساسي نظريه يادگيري اجتماعي از آنجا كه در درك سوء مصرف مواد به كاربرده مي شود عبارت اند از: نقش سرمشق گيري و ميانجي گري شناختي رفتار. شايد مشخص ترين عامل خطرزاي سوء مصرف مواد تداعي با ساير سوء مصرف كنندگان مواد (هم در خانواده و هم در گروه همسالان) باشد كه سرمشق الگوهاي مصرف يا سوء مصرف مواد هستند . عوامل شناختي زمينه ساز فرد براي سوء مصرف مواد شامل مهارتهاي مقابله و حل مسأله ضعيف، حس خودكارآمد پايين (برداشت از درماندگي) و انتظارات مثبت از اثرات مواد مي شود (رنجگر، 1383). از منظر نظريه شناختي- رفتاري183، وابستگي به الكل و مواد، رفتارهاي آموخته شده تلقي مي شوند. اين رفتارها از طريق تجربه كسب مي شوند. اگر مصرف الكل يا يك ماده بطور مكرر نتايج مطلوب معيني (براي مثال: احساسات خوشايند، كاهش تنش و غيره) به دنبال داشته باشد، مصرف الكل و مواد به شيوه ترجيحي براي دستيابي به آن نتايج تبديل مي شود، خصوصاً اگر شيوه هاي ديگر دستيابي به آن نتايج مطلوب، وجود نداشته باشد. از اين منظر، وظايف اوليه درمانگر عبارتند از:
1. شناسايي نيازهاي خاص كه الكل و مواد براي ارضاي آنها مصرف مي شوند، و
2. گسترش مهارت هايي كه شيوه هاي بديل ارضاي آن نيازها را فراهم مي سازند.
درون اين منظر عام، ديدگاه هاي مختلفي صورت بندي شد ه اند. رويكردهاي رفتاري بر پيش آيندها 184 و پس آيندهاي185 رفتاري مشاهده پذير تأكيد مي ورزند بدون اينكه در اين گونه رويكردها به رويدادهاي دروني مانند شناخت ها كه دستيابي به آنها تنها از طريق گزارش شخصي ممكن است، ارجاعي صورت گيرد. از سوي ديگر، رويكردهاي شناختي- رفتاري از ميان عواملي كه باعث ظهور و تداوم رفتار مي گردند به شناخت ها، افكار و هيجانات توجه دارند. در اين رويكردها براي اصلاح فرآيندهاي شناختي و هيجاني غالباً از روشهاي رفتاري (براي مثال: تمرين مكرر، تقويت) استفاده مي شود ( كادن، ترجمه بخشي پور رودسري،1383).
درمان شناختي- رفتاري بر اساس نظريه يادگيري اجتماعي186 است. اين رويكرد چنين فرض مي كند كه يك عامل عمده درتعيين علت شروع مصرف مواد توسط افراد ،اين است كه آنها ياد مي گيرند اينگونه رفتار كنند. شيوه هاي مختلفي كه افراد به كمك آنها مصرف مواد را ياد مي گيرند عبارتند از: الگو سازي187، شرطي شدن عامل188 و شرطي شدن كلاسيك189 (كارول، ترجمه قامت بلند،1381).
2-2-4 همه گير شناسي سوء مصرف مواد
استفاده از داروهاي غير مجاز درحال رواج است. اين مسأله در دهه 1970 و 1980 اساساً تغيير يافت و تصور مي شود كه مشكل مهم 20 سال اول هزارة جديد باشد. « عصر دارو» به عنوان يك دورة زماني تاريخي اجتماعي تعريف مي شود كه طي آن دارويي جديد يا يك سبك جديد مصرف دارو (مانند مصرف هرويين يا كراك كه سبكي جديد از كوكايين است) معرفي مي شود و توسط تعدادي زيادي از مردم پذيرفته مي شود و مصرف آن دارو در جمعيت عمومي رسمي مي شود. هر عصر دارو 4 مرحله اصلي دارد.مرحلة اول «نهفتگي» است كه طي آن بعضي از افراد بعنوان پيشگام، شروع به مصرف مي كنند، به بدعت گذاري پرداخته و الگوهاي نسبتاً استاندارد مصرف و يا فروش دارو را گسترش مي دهند. مرحلة «بسط » زماني اتفاق مي افتد كه پيشگامان مصرف دارو تعداد زيادي از مصرف كنندگان را با آن دارو آشنا مي كنند، كه معمولاً افرادي هستند كه تجربة مصرف ساير داروهاي قاچاق را دارند، تعداد زيادي از آنها مصرف كنندگان منظم مي شوند مرحلة فلات زماني اتفاق مي افتد كه اغلب آنها در معرض خطر زياد براي تبديل شدن به مصرف كنندگان عادي هستند و فرصت آن را نيز دارند اما هنوز مصرف كنندة منظم نشده اند، از طرف ديگر جريان آشنا شدن مصرف كنندگان جديد (معمولاً افراد زير 20 سال) كماكان ادامه دارد . مرحلة كاهش مربوط به زماني است كه تعداد كمتري از مبتديان در معرض بالاي خطر آشنايي با مصرف دارو هستند و يا مصرف كنندگان منظم، ميزان مصرفشان را كاهش مي دهند. بنابراين روي هم رفته تقاضا كاهش مي يابد و سودهاي اقتصادي ناشي از فروش دارو محدود مي شود. با اين وجود بسياري از افرادي كه در طول مرحلة اول و دوم با آن دارو آشنا شده اند، آنچنان منظم و پايدار به مصرف آن ماده مي پردازند كه مصرف آنان در طول زندگي عود مي كند. رفتار افراد، عمدتاً بين 16 تا 21 سال براي پي بردن به اينكه در كدام مرحلة عصر دارو هستند تعيين كننده است. داروهايي كه افراد در طي دورة بزرگسالي با آنها آشنا شوند و بطور منظم آنها را مصرف مي كنند ( و نيز داروهايي كه آنها از مصرفشان اجتناب مي كنند) ممكن است اكثر مصرف كنندگان را گرفتار كند و بنابراين مصرف دارو و رفتارهاي مربوط به فروش آن مي تواند تا سالهاي زيادي باقي بماند (لوينسون،1997).
از نظر نگرش نسبت به مواد، الگوهاي مصرف آنها دسترسي به مواد، واكنش هاي فیزيولوژيايي به آنها وشيوع اختلالهاي مرتبط با مواد تفاوت هاي فرهنگي گسترده اي وجود دارد. بعضي گروهها مصرف الكل را ممنوع كرده اند در حاليكه در جاهاي ديگر مصرف مواد گوناگون به خاطر تأثير در تغيير خلق بسيار رايج است. در ارزيابي الگوهاي مصرف مواد در هر فردي بايد اين عوامل را مورد توجه قرار داد. همچنين الگوهاي مصرف دارو و قرار گرفتن در معرض سموم در داخل هر كشور و نيز ميان كشورهاي مختلف متفاوت است. در ميان افرادي كه در محدوده سني ميان 18 تا 24 سال قرار دارند ميزان شيوع مصرف تقريباً همه مواد از جمله الكل نسبتاً زياد است . براي داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند معمولاً بروز مسموميت جزو اولين اختلال هاي مرتبط با مواد است كه بطور معمول در دوره نوجواني آغاز مي شود. هر گاه يك دارو به مقدار نسبتاً زياد و در يك دوره نسبتاً طولاني مصرف شود احتمال دارد در هر سني عوارض ترك مصرف ظاهر شود. وابستگي به مواد نيز ممكن است در هر سني رخ دهد ولي بطور معمول آغاز آن براي بيشتر داروهايي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرند در دهه سوم، چهارم و پنجم عمر است. هر گاه يك اختلال مرتبط با مواد به جز مسموميت در اوايل نوجواني آغاز شود اغلب با اختلال سلوك و ناتواني در اتمام تحصيلات رابطه دارد. در مورد سوء مصرف داروها معمولاً تشخيص هاي مرتبط با مواد در مردان بيشتر از زنان مطرح مي شود اما نسبت تشخيص در هر دو جنس در سه طبقه مواد مصرفي متفاوت است (برگرفته DSM-IV-TR ،2007). در ايران آمارهايي كه مشاهده مي كنيم آمارهايي است كه در جرايد و نشريات اعلام شده و چون معارضي ندارد مي توان تأييد شده تلقي نمود. مصرف كنندگان مواد مخدر ايران 1150000 نفر معتاد اصلي است، 880000 نفر مصرف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مصرف مواد، سوء مصرف مواد، مواد مخدر Next Entries پایان نامه با کلید واژه های متادون، مصرف مواد، سوء مصرف مواد