پایان نامه با کلید واژه های مصرف فرهنگی، سبک زندگی، فرهنگ مصرف، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

مؤلفههای سبک زندگی افراد است که در اصطلاح وی به پروژهی بازتابی تبدیل شده است. بدن به عنوان مستقیمترین و در دسترسترین قرارگاهی است که میتواند حامل و نمایشگر سبکهای زندگی و اشکال هویتی باشد (گیدنز، 1387، ص149).

2-5-3- مصرف محصولات فرهنگی
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود که نگاه به مصرف، به عنوان پدیدهای صرفاً اقتصادی و در رابطه با تولید تغییر کرد و رفتارهای مصرفی همچون امری فرهنگی توجه جامعهشناسان را به خود جلب کرد. اما توجه ویژه به مصرف به عنوان یک امر فرهنگی در نیمه دوم قرن بیستم و از دهه شصت شروع شد. مصرف، یعنی آنچه مردم در درجۀ نخست آن را میسازند و سپس مصرف میکنند. اگر این کار جنبۀ فرهنگی داشته باشد ، مصرف فرهنگی خوانده میشود. مصرف فرهنگی ما را متوجه این نکته میکند که چگونه فرهنگ در جریانهای متفاوتی شکل میگیرد و هم با بحثی به نام صنایع فرهنگی آشنایمان میکند. مصرف فرهنگی هم بحثی شخصی است و هم اجتماعی. مصرفگرایی ایده مصرف را بر زندگی فردی، سبک زندگی و شیوه رفتار فرد در زندگی فردی- اجتماعی او بررسی میکند. «مک کالانچی86» در کتاب فرهنگ مصرف بر مصرف غذا تأکید میکند و میگوید، بگویید چرا میخورید تا بگویم شما چه هستید و چه ایدههایی دارید. آنچه ما میخوریم، به ما میگوید که ما چگونه زیست میکنیم. بنابراین مصرف، شیوه زندگی خاصی را برای فرد تعریف میکند. این شیوه هم بر نیازهای فرد پاسخ میدهد هم به آرزوها و امیال نهفتۀ او و گاهی نوعی تمرین فرهنگ است که میتواند شکلی از این تمرین را برای خود فرد و افرادِ مرتبط با این شخص به نمایش بگذارد (بهار، 1390، ص30).
امروزه مصرف به مسئله مهمی در زندگی روزمره افراد تبدیل شده و نقش مهمی در تجربه زیسته و جهتگیری کنشهای آنها در عرصههای گوناگون ایفا میکند (باکاک، 1992؛ گیدنز، 1387). نکته مهم این است که در دیدگاه بوردیو مصرف و سبک زندگی نمودهایی هستند از طبقه و عنصر انتخاب در نهایت به نتیجهای از پیشینه طبقاتی افراد تقلیل مییابد (پترسون87، 2006، ص48).
مصرف کالای فرهنگی، یعنی بر مصرف کردن کالا به شکل فرهنگی تأکید میشود؛ یعنی هم بر کالایی که مصرفکننده دارد و آن را به مصرف میرساند و هم بر مصرفکنندهای که با اشکال متفاوت فرهنگی از آن کالا استفاده میکند؛ مثل مخاطبان یک برنامۀ خاص تلویزیونی، فیلم، کتاب یا دیگر فعالیتهای تفریحی که ضمن استفاده از خود برنامه، جهت فرهنگی آن را نیز در نظر دارند. یکی از کسانی که به اهمیت اجتماعی مصرف میپردازد، مککراکن88 (1990) است. او مصرف را پدیدهای کاملاً فرهنگی میخواند؛ او میگوید در کشورها و جوامع غربی پیشرفته، فرهنگ به طور عمیق وابسته به مصرف است. ابزار کار، مصرف است که فرهنگ آن را تولید، بازتولید و دستکاری میکند (بهار، 1390، ص13).
رابرت باکاک در رابطه با این که چرا در جوامع غربی فعالیتهای همبسته با مصرف موضوع جالبی برای مطالعه جامعهشناسان شد بر این عقیده است که: «در خلال نیمه دوم سده بیستم مصرف کالا و خدمات برای گروههای بیشتری از جوامع غربی و در بخشهای جنوب شرقی آسیا امکانپذیر شد. همراه با مصرف، مردم وابسته به آن نیز، به عنوان رشتهای از اعمال اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در خدمت مشروعیت بخشیدن به سرمایهداری در دید میلیونها مردم عامی عمومیت یافت، البته نه در قلب و ذهن کسانی چون اعتراضکنندگان دهه شصت. همراه با این حوادث اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که مصرف را مورد بیشترین توجه بعضی از جامعهشناسان قرار داد تغییر مهمی نیز در درون نظریه اجتماعی رخ داد که در خدمت جلب توجه به موضوع مصرف بوده است» (کشوری چرمی به نقل از باکاک، 1391).
ژان بودریار، ما در نقطهای قرار داریم که «مصرف بر تمام وجوه زندگی ما چنگ انداخته است». نقطهای که کلیۀ فعالیتها به همان شیوه ترکیبی، منطقاً با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. مسیر رضایتمندی [نیز] از پیش ترسیم و ساعت به ساعت برنامهریزی شده است و «محیط» [نیز] از هر لحاظ کامل است و کاملاً مناسب و مرتب بوده و جنبه فرهنگی پیدا کرده است (ژان بودریار89، 1389، ص21).
اقتصاد جدید طالب دنیای اجتماعی است که در آن مردم به همان اندازه که براساس ظرفیتشان در تولید ارزیابی میشوند، برحسب ظرفیتشان در مصرف نیز ارزیابی خواهند شد، و اقتصاد نوین، اخلاق زاهدانه تولید و انباشت را به نفع اخلاق لذت جویانه مصرف نفی میکند، مصرف اصلیترین عنصر دنیای اجتماعی مدیران است و وابسته به عوامل اقتصادی است (رحمت آبادی، 1385، ص 10).
مصرف کالاهای فرهنگی، بعُدی از حیات است که عمدتاً بر استفاده از رسانهها و وسایل فرهنگی متمرکز میشود. مصرف و مصرفگرایی امروزه به حدی اهمیت یافته که به قول بنت90 دیگر مردم کار نمیکنند تا زنده بمانند بلکه کار میکنند تا بتوانند استطاعت خرید محصولات مصرفی را داشته باشند (کشوری چرمی، 1391).
ژان بودریار: رویکرد ژان بودریار به مصرف از تأثیر فرهنگ مصرفی بر افکار توده مردم سخن میگوید. بودریار به نقش اصلی مصرف در جامعۀ کنونی که دگرگونی بنیادینی را حتی در زیست انسانی ایجاد کرده است، میپردازد. از نظر بودریار، مصرف در عین حال نیازی زیستی است که به شرایط زیستی انسان بستگی دارد. از نظر او انسان نیازهای خاصی دارد و این نیازها هرگز تمام شدنی نیست. و در جامعه امروزی برای اینکه کالایی در چشم مصرفکننده جذاب جلوه داده شود، ارزش نشانهای پیدا میکند (همان، ص 33).
وبلن: مصرف فرهنگی از نظر وبلن، نوعی تقلید اجتماعی است. از نظر او طبقۀ پایین اجتماع از طبقۀ بالا تبعیت و تقلید میکند. کولین کمپل دو تیپ افراد مورد نظر وبلن را شناسایی میکند. اصرار وبلن بر مفهوم تقلید، به دلیل نشان دادن رقابت و همچشمی در مصرف است، 1) تیپی از افراد که خود را موفق میدانند و موفقیت خود را در مقابل رقبا، از راه بدعت و نوعآوری به دست آوردهاند، تا از راه تقلید؛ 2) گروههای اجتماعی دیگری هستند که در تعارض با این مفهوم قرار دارند و تقلید را مناسب خود میدانند. با توجه به مفهوم مورد نظر وبلن، مصرف در بین مصرفکنندگان مبتنی بر نوعی ارتباط اجتماعی و تعامل انسانی است که با به رخ کشیدن ثروت برای دستیابی به قدرت اجتماعی و اقتصادی انجام میشود. این قدرت، شخصی است؛ اما برای عموم مردم است و به نفع همگان مصرف میشود؛ یعنی مطابق با ایدۀ عمومی و برای مصرف دیگران به عرضه در میآید. به طور خلاصه مصرف، الگویی ارتباطی بین مصرف و مصرفکننده ایجاد میکند که برای دستیابی به گسترش ارتباط اجتماعی لازم است.
پیر بوردیو: پیر بوردیو دربارۀ چگونگی و استفاده از الگوهای خاص مصرف فرهنگی که تمایز اجتماعی تولید میکند، سخن گفته است. او مصرف را نوعی ارتباط میداند که تنازع بین طبقات و درون طبقات را نشان میدهد. بوردیو کلیت جامعه را بررسی کرده است و به اهمیت مصرف در بین طبقات اجتماعی مختلف پی برده است. از نظر بوردیو مصرف فرهنگی، مباحثه و مناظرهای دربارۀ تفاوتها و تمایزهاست (همان، ص 80). بوردیو این تفاوتها را در مصرف فرهنگی جستوجو میکند. نظریههای متعدد درباره مصرف در جدول زیر آمده است.

جدول 2-2. نظریاتی در مورد مصرف
مقولههای مصرف
مارکس
وبر
زیمل
وبلن
معنی مصرف
مقولهای صرفاً اقتصادی، مصرف تداوم سرمایهداری است.
مصرف به معنای منزلت اجتماعی است.
مبادلۀ پول کلان شهر
تقلید از طبقه مرفه، نمایش و مصرف متظاهرانه
مصرفکننده
جایگاهی ندارد و مصرف بر او تحمیل میشود
دانشمندان، روشنفکران، معتبران اجتماعی و فرهنگی خاندان سلطنتی
جایگاه مصرفکننده همچون فردی مدرن
طبقۀ مرفه مصرفکننده
موضوع مصرف
موضوع مبتنی بر تحلیل شیوۀ تولید سرمایهداری
اصل، تولید کالا است و مصرفکننده جایگاهی ندارد. اصل، خرج نکردن و مصرف نکردن و قناعت است.


موضوعی برای تمایز، به زخ کشیدن و تظاهر مصرف تجملی

2-5-4- الگوی خرید
آکسفورد، مصرف را نوعی خرید و استفاده از چیزی که با انتخاب91 کالا همراه است، تعریف میکند. در این لغتنامه این واژه ، گاهی به معنی نگهداری، تعمیر کردن چیزی «دورریختنی92» از هر محصول یا خدمات آن تعریف میشود. مصرف معنی فایده داشتن نیز میدهد. از این نقطه نظر، مصرف «چیزی» باید مفید93 باشد تا اهمیت داشته باشد و نزد مصرفکننده با رضایت همراه باشد. اگر مصرف فقط در مفهوم اقتصادی آن مطرح باشد، رضایت مصرفکننده را برآورده نمیکند؛ به همین دلیل مصرف، یعنی مفید بودن، رضایت روانی مصرفکننده را هم به همراه دارد؛ به عبارتی فرد هنگام خرید و مصرف کالایی از داشتن آن احساس رضایت هم میکند (بهار، 1390، ص8).
مصرفکننده میتواند در خرید زیاده روی کند، کالای بخرد یا نخرد یا آن را دور بریزد یا مدام از آن استفاده کند، تصمیمگیرنده نهایی اوست. او میتواند انتخاب کند یا نکند؛ به عبارتی تولید کننده، کالاها را آنقدر خوب باید جلوه دهد تا مصرفکننده به خرید و مصرف آن در درازمدت رغبت نشان دهد (همان، ص10). سازمانها بدون آگاهی از چگونگی رفتار مصرفکننده و درک صحیح از آن، امکان اتخاذ اقدام مناسب جهت تأمین نیازها و خواسته مصرفکننده را نخواهد داشت (هاوکینز و کانی، 2003).
بنگاههای بازرگانی جهت انتخاب بازارهای هدف نیازمند اطلاعاتی در خصوص الگوهای مصرف رایج در آن بازارها هستند (رنجبریان، ذبیحزاده و براری ، 1390). الگوی خرید در هر جامعه، نقشی تعیینکننده در تخصیص منابع برای تولید انواع کالاهای تولیدی، شیوه توزیع آنها و همچنین توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. بنابراین اگر الگوی خرید جامعهای، افراد را به مصرف هر چه بیشتر ترغیب کند، بخش اعظم منابع درآمدی جامعه به مصرف اختصاص مییابد و در نتیجه، از سطح پسانداز کل و به تبع آن سرمایهگذاری کاسته میشود و این امر، جامعه را به کاهش تولید و فقر اجتماعی روبهرو میکند. ضعف اقتصادی نیز خود زمینهساز فقر فرهنگی و انحطاط اجتماعی است و برعکس، اتخاذ الگوی صحیح و منطقی در مصرف میتواند آثار مثبت فردی و اجتماعی فراوانی به دنبال داشته باشد. در سطح کلان، هماهنگی و تناسب بین امکانات یک جامعه با نیازها و خواستههای افراد آن، کسب استقلال اقتصادی و دستیابی به عزت و سرافرازی را ممکن میسازد و در سطح فردی، اجتناب از مصارف غیر ضروری و تجملی که به معنای متوازن ساختن درآمدها و هزینههاست، آرامش روحی و روانی به همراه دارد (لهسائی زاده، 1388، ص3-1).
از نظر بوردیو، مصرف تنها ارضای نیازهای زیستی نیست، بلکه متضمن نشانهها، نمادها، ایدهها و ارزشهاست. به تعبیر وی، مصرف در دوران جدید، روندی است که در آن خریدار کالا، از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده، فعالانه در تلاش برای خلق و حفظ هویت خویش است (بوردیو، 1381، ص42).
مصرف در معنای کلی شامل همه انواع فعالیتهای غیر کاری و غیرتولیدی است و به فرایندی اشاره دارد که در آن کالاهای مادی و خدمات برای ارضای نیازها به کار گرفته میشوند. صحبت کردن از الگو نیز به معنای جستجوی نوعی نظم در پدیدههای پراکنده و منفرد است. بنابراین منظور از الگوهای مصرف این است که آیا بر حسب نوع کالاها و فعالیتهای مورد استفاده افراد، شیوه مصرف آنها و معیارها و موازین انتخاب آن کالاها، تفاوتهای معنادار در میان افراد، شیوه مصرف آنها و معیارها و موازین انتخاب آن کالاها، تفاوتهای معنادار در میان افراد مورد مطالعه دیده میشود یا نه؟ الگوهای مصرف شامل سه مولفه: رژیمهای غذایی، الگوهای پوشاک و سلیقه هنری. منظور از رژیمهای غذایی، ذائقهها و ترجیحات افراد در انتخاب و مصرف انواع غذاها و نوشیدنیهاست. پاسخهای افراد به پیروی از مدل بوردیو در کتاب تمایز، به سه مقوله ذائقه ضرورت، بینابینی و تجمل تقسیم نمودهایم. الگوهای مصرف پوشاک نیز به معنای انواع و مدلهای لباسهای مورد استفاده افراد و نیز معیارهای انتخاب پوشاک است. الگوهای پوشاک نیز به سه مقوله کارکردی، بینابینی و زیباشناسانه تقسیم شدهاند. منظور از سلیقه هنری نیز ارجحیت یا گرایش به اقلام خاصی از محصولات هنری است و دارای سه بعُد سلیقه ادبی، سینمایی و موسیقایی میباشد. سلیقههای هنری نیز به سه مقوله عامیانه،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، اوقات فراغت، زیست جهان، حیات اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، مدیریت بدن، مصرف فرهنگی، سرمایه فرهنگی