پایان نامه با کلید واژه های مصباح الهدایه، رساله قشیریه، معرفت خداوند، عطار نیشابوری

دانلود پایان نامه ارشد

divine manifestations. Thus, it is one of the major beliefs in mysticism. The mystics must pay attention to it from the beginning of their journey until the end (when they reach God), so that in every stage they have in mind this removal ideas. This research deals with the quality and necessity of nafy al-khawāţir in the mystical journey. The ways of its fulfillment, its relationship with other mystical elements, and its results will be enumerated. As the removal of intrusive thoughts (khawāţir) requires an acquaintance with them, they will be introduced in the beginning. Furthermore, because of the pervasive character of this belief in different mystical orders, there is a brief review of its prevalence in other religions.
Keywords: mysticism, mystical journey, mystic, khawāţir (intrusive thoughts), nafy al-khawāţir (rejection of intrusive thoughts)

University of Religions and Denominations

Faculty of Islamic Religions

Negation Of Thoughts (Nafy al-Khawāţir ) in Islamic Mysticism : How and Why

supervisor:Dr. Qorban Valie

Advisor: Hojjat ol-Islam Morteza Karbalaie

A thesis submitted to the Graduate Studies Office In particle fulfillment of the requirements for the degree of M.A in Sofism and Islamic Mysticism

By: Hourieh Hashemi Kuchaksaraie

Summer 2013
1 موحديان عطار، علي، مفهوم عرفان، ص58
2 همچنين در خطبه اول نهجالبلاغه نيز سرآغاز دين را معرفت خداوند و كمال معرفت و شناخت خدا را تصديق و باور داشتن او ميداند؛ «اول الدين معرفته و كمال معرفته التصديق به».
3 قمی، عباس، مفاتیح الجنان
4 دليل ذكر واژه عموماً اين است كه براي عرفان معادلهاي ديگري چون gnosticism، gnosis وcontemplation نيز به كاررفته كه البته عموميت كاربرد واژه mysticism را ندارد. (برگرفته از موحديان عطار، علي، مفهوم عرفان)
5 البته ابنسینا در نمط نهم اشارات ضمن تعریف عارف، به بیان مقام عرفا پرداخته و آنها را با زهاد و عباد مقایسه کرده است.صص448-439
6 عطارنيشابوري، ، محمد، تذكره الاولياء، ص 385
7 همان، ص 284
8 از جمله بایزید گوید: «هیچ چیز عارف را آن مایه شادی نمی‏بخشد که معرفت او، آنگاه که بداند که او بر همه چیز تواناست». همو در جای دیگر گفته است: «کمتر صفت عارف این است که در او صفات حق جریان یابد». (سهلگی، محمد بن علی، دفتر روشنایی، ترجمه محمد رضا شفیعی، کدکنی صص219و242)؛ نیز شبلی در باره معرفت گفت: «اولش خدای بود و آخرش را نهایت نباشد». (قشیری، ابوالقاسم، رساله قشیریه، ص565)
9 موحديان عطار، علي، مفهوم عرفان، ص 432
10 همان، ص 433
11 راغب اصفهاني، حسين، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه و تحقيق غلامرضا خسروي، ج 2، ص 246
12 نسفي، عزيزالدين، زبده الحقايق، ص 103
13 عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ص760
14 كاشاني، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه ،ص209
15 لاهیجی، محمد ، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص204
16 همان، صص206-205
17 مولوي، جلالالدين محمد ، مثنوي معنوي، دفتر ششم، ابيات 4160- 4158
18 ابن فارس، احمد ، معجم مقاییس اللغه، ج2، ص199
19 غزالی، ابو حامد، منهاج العابدین، ص47
20ابو نصر سراج ، عبدالله، اللمع في التصوف، ص 373
21 كاشاني، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفيه، ص 325
22 منسوب به امام فخرالدین رازی، یواقیت العلوم و دراری النجوم، به تصحیح محمد تقی دانش پژوه، ص72
23 حاج سيدجوادي، احمد صدر، دائره المعارف تشيع، ج 7، ص 23
24 همان، ص 23
25 كاشاني، عبدالرزق، اصطلاحات الصوفیه ، ص326
26 ابو نصرسراج،عبدالله، اللمع في التصوف، ص374-373
27 ابرقوهي، شمس الدين، مجمع البحرين، ص 4-483
28ابو نصرسراج، همان، ص 374
29 همان، ص 374
30 عزالدين كاشاني، محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، ص 122
31 ابو نصر سراج، همان، ص 377
32 قشيري، ابوالقاسم، رساله قشيريه، ص 801
33 رازي، نجم الدين، مرصاد العباد، ص 366
34 قشيري، ابوالقاسم، رساله قشيريه، ص 184
35 وهلت: دفعه، مرتبه، اولين بار
36 همان، ص 184
37 قيّم، عبدالنبي، فرهنگ معاصر عربي، فارسي، ص 1132
38 عثمان، عبدالكريم، روانشناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، ص 99
39 عزالدين كاشاني، محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الحكايه، ص 57
40 عثمان، عبدالکریم روان شناسی از دیدگاه غزالی و دانشمندان اسلامی، ص 88
41 همان، صص 105-104
42 مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، ص 174
43 بقره/233: «هيچ كس جز به قدر وُسعش مكلف نميشود».
44 نساء/1: «اي مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدي آفريد پروا داريد».
45 عثمان، عبدالكريم، همان، صص 93-90
46 يوسف/53: «و من نفس خود را تبرئه نميكنم، چرا كه نفس قطعاً به بدي امر ميكند».
47 قيامت/2: «و نه سوگند به نفس سرزنشگر».
48 فجر/27: «اي نفس مطمئنه».
49 عثمان، عبدالكريم، روان‏شناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، صص 98-94
50 همان، صص 109-106
51 ملکشاهی، حسن، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، صص161 و 171-170
52 عثمان، عبدالکریم روان‏شناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، صص211-208
53 همان، صص 42-40
54 ملکشاهی، حسن، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، صص182-180
55 احدی، حسن و بنی جمالی، شکوه السادات،علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی،ص49
56 ملکشاهی، حسن، ترجمه و شرح اشارات و تنبيهات ابن سينا، صص191-188
57 همان،ص194
58 تمیمی آمدی، عبدالواحد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ج5، ص194، حدیث4637
59 مجلسی، محمد باقر، مرآه العقول فی شرح اخبار الرسول، ج12، ص230
60روزبهان بقلي، روزبهان، تقسيم الخواطر، صص 47-46
61 همان، ص84
62 ابرقوهي، ابراهيم، مجمع البحرين، ص 484
63 كاكايي، قاسم، وحدت وجود به روايت ابن عربي و ماستر اكهارت، ص 286
64 ابن عربي، محمد، فتوحات مكيه، 4 جلدي، ج 1، ص 289
65نجم رازي، عبدالله، مرصاد العباد، ص 187
66 همان، ص 189.
67 نوح/14: «و قطعاً شما را مرحله به مرحله آفريديم».
68 زمر/22: «پس آيا كسي كه خدا سينهاش را براي اسلام گشاده و برخوردار از نوري از جانب پروردگارش ميباشد».
69 ناس/5: «آن كس كه در سينههاي مردم وسوسه ميكند».
70 مجادله/22: «در دل آنها ايمان را نوشته است».
71 حج/46: «تا دلهايي داشته باشند كه با آن بينديشند».
72 يوسف/30: «سخت خاطرخواه او شده است».
73 نجم/11: «دل آنچه بيند انكار نميكند».
74 بقره/31: «و به آدم تمام اسماء را آموخت».
75 اسراء/70: «و به راستي ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم».
76 رازی، نجم الدین، مرصادالعباد، صص197-195
77 حافظ ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، غزل 351
78 مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، ص 173
79ابونصر سراج، عبدالله، اللمع فی التصوف، ص 377
80 – غزالي، محمد، احياء علوم الدين، ج 3، ص 56.
81 – مولوي، جلال الدين محمد، مثنوي معنوي، دفتر دوم، بيت 3576.
82 – همان، دفتر اول، ابيات 415-414.
83 – شمس/8: «پس پليدكاري و پرهيزگارياش را به آن (نفس) الهام كرديم».
84 – ابن عربی، محمد، فتوحات مکیه 4جلدی، ج2، ص564
85 نسفی، عزیزالدین محمد، الانسان الکامل، ص153
86 ابرقويي، ابراهيم، مجمع البحرين، ص 335
87 عزالدین کاشانی، محمود، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص71
88 مولوی، جلال الدین محمد، مثنوي معنوي، دفتر چهارم، ابیات 1318-1314
89 کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج2، ص330؛ «عن ابی عبدالله(ع)، قال امیرالمومنین(ع): لمّتان لمّة من الشیطان و لمّة من الملک فلمّة الملک الرقّّة و الفهم و لمّة الشیطان السهو و القسوة».
90 ذاريات/49: «و هر چيز را زوج آفريديم».
91 غزالي، محمد، احياء علوم الدين، ترجمه محمد خوارزمي، ج 3، ص 57
92عزالدین كاشاني، محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، ص 73
93 غزالي، همان، ص 63-62
94 ابن عربي، محمد، فتوحات مكيه، 4 جلدي، ج 1، ص666
95 رومی قيصري ، داوود، شرح فصوص الحكم، مقدمه، ص 111
96 سباء/48: «بگو پروردگار من الهامبخش سخن حق است، داناي غيبهاست».
97عزالدین كاشاني، محمود ، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، ص 72
98 مستملی بخاری، اسماعیل، شرح تعرف لمذهب التصوف، ص 1775
99 عطار نیشابوری، محمد، تذكره الاولياء، ص 384
100 نجم الدین كبري، احمد، الساير الحاير، ص 35
101 مکی، ابوطالب، قوت القلوب، ص210-209
102 همان، ص230
103عزالدین كاشاني، محمود ، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، ص 73
104 نجم/10: «آنگاه به بندهاش آنچه را بايد وحي كند، وحي فرمود».
105 نحل/68: «و پروردگارت به زنبورعسل وحي كرد».
106 شمس/8: «پس پليدكاري و پرهيزگارياش را به آن (نفس) الهام كرد».
107 فلق/ 4: «و از شر دمندگان افسون در گره ها»
108 مزمل/5: «ما بر تو گفته سنگيني را القاء كرديم».
109 رسول الله(ص): «قطعاً هر يك از فرشته و شيطان ياراني دارند».
110 مريم/52: «از جانب كوه طور او را ندا كرديم».
111 نساء/164: «و خدا با موسي آشكارا سخن گفت».
112 رسولالله(ص): «در ميان امت من سخنگويان و گويندگاني هستند».
113 نساء/114: « در بسیاری از رازگویی عای ایشان خیری نیست».
114 طه/120: «پس شيطان او را وسوسه كرد».
115 ق/37: «قطعاً در اين [عقوبتها] براي هر صاحبدل و حقنپوشي كه خود به گواهي ايستد، عبرتي است».
116 بقره/102: «بدون فرمان خدا نميتوانستند بوسيله آن به احدي زيان برسانند».
117روزبهان بقلي، روزبهان، تقسيم الخواطر، صص 66-55
118 گيلاني، عبدالرزاق، شرح و ترجمه مصباح الشريعه، ص483
119ر.ك. به حسيني طهراني، سيد محمد حسين، معاد شناسي، ج7، صص164-160
120 سهلگي، محمد بن علي، دفتر روشنايي، از ميراث عرفاني بايزيد بسطامي، ترجمه محمد رضا شفيعي كدكني، ص263
121 قشيري، ابوالقاسم، رساله قشيريه، ص 191 و نيز سهروردي، شهابالدين، عوارف المعارف، ص 177
122عزالدین كاشاني،محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، ص 74
123 سهروردي، عمر بن محمد، عوارف المعارف، ص 177
124 آملي، سيد حيدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 455
125 سهروردي، همان، عوارف المعارف، ص 177
126 نجمالدین كبري، احمد، الساير الحاير، صص 17-16
127 آملي، سيد حيدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، صص 457-456
128 همان، ص 457
129 اعراف/17: «پس از سمت پيش و جلو و راست و چپشان خواهم آمد و اكثر آنها را شاكر نمييابي».
130 غزالی، محمد، منهاج العابدین، ترجمه ملا حامد بیسارانی، صص212-209
131مجلسي، محمد باقر، مرآه العقول في شرح اخبارآل الرسول، ج11، ص276؛ «كسي كه دو ركعت نماز بدون ذكر حديث نفس از امور دنيايي به جاي آورد، هر آنچه گناه داشته باشد، آمرزيده خواهد شد».
132 غزالي، محمد، احياء علوم الدين، ج 8، ص 78
133 رومی قيصري، داوود، شرح فصوص الحکم، مقدمه، صص 112-111
134عزالدین كاشاني، محمود، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص 73: «برهان حق وارداتي است كه بر قلب وارد ميشود و آدمي از تكذيب آن ناتوان است».
135 قشيري، ابوالقاسم، رساله قشیریه، ص 191
136 آملي، سيد حيدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 457
137 سهروردي، عمر بن محمد، عوارف المعارف، ص 178
138 كاشاني ، همان، ص 72
139 قشيري، همان، ص 191
140 سهروردي، همان، ص 178
141 فجرالدین صفی، علی بن حسین، رشحات عين الحيات، ص 58
142 ابن عربي، محمد، فتوحات مكيه، 4 جلدي، ج 1، ص 283
143 عزالدین كاشاني، محمود، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص 73
144روزبهان بقلي، روزبهان، تقسيم الخواطر، ص 84
145 ص/82-81: «قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين، الّا عبادك منهم المخلصين: پس به عزت تو سوگند كه همگي را جداً از راه به در ميبرم، مگر آن بندگان پاكدلتر».
146 – انعام/112: «شيطانهايي از انس و جن هست كه براي فريب گفتار آراسته به يكديگر القاء ميكنند، اگر پروردگار ميخواست چنين نمي‏كردند، پس ايشان را با افتراهاشان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های دانشگاه تهران، امیرالمومنین، شیخ محمود شبستری، نهج البلاغه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره العراقية، الطريقة، عشر، الكوفى: