پایان نامه با کلید واژه های مشارکت مردم، سازمان ملل، عدم تمرکز، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

بايددانست که برنامه ريزي براي پايداري منابع آب هنگامي بسيار دشوار مي گردد که فرضاً مدل سازيهاي هيدرولوژيكي يا پيش بيني هاي مربوط به تقاضاي آب معلوم دارد که منابع آب هر رودخانه اي براي تأمين نيازها ي آينده پروژه ها يا نرخهاي رشد پيش بيني شده هر ناحيه، کافي نمي باشد.

2-1-16- مديريت آب
هفشميت و آيندلر1، 1991، مديريت منابع آب را عبارت از مجموعه اقداماتي مي دانند که براي کنترل واستفاده ازداده هاي منابع طبيعي آب به عمل مي آيد. همچنين در چهارمين سند سياستهاي ملي توسعه درهلند، مديريت پايدار آب که در آن براي رودخانه ها نقشي با چندين عملكرد در نظر گرفته شده به شرح زيرتعريف و تشريح شد ه است: (ون روي و دیگران، 1997، ص308)
{مديريت پايدار آب به توسعه اي قانونمند که داراي اهداف مشخص اقتصاد ي ، اکولوژيكي و اجتماعي است بسيار توجه دار د. به عبارتي ديگر اندرکنش بين مديريت آب و آنچه در رابطه با توسعه اقتصاد ي ، اکولوژيكي واجتماعي است و مديريت جامع آب در کانون آن قرار دارد هر روز منسجم تر مي شود. چنين مديريتي (( مدیریت کامل آب)) نامیده می شود. که با ((مدیریت بخشی آب)) در انقلاب صنعتی و (( مدیریت جامع آب)) که از ١٩٨٥ به اين سوي وجود داشته و ((مديريت کامل آب)) که شكل تكامل يافته آن است ، تفاوت دارد.]
بنابراين مديريت کامل آب رودخانه ها داراي نقشي با چندين عملكرد بوده (جدول1) و به تمامیت يك پارچه آب ، بستر، کناره ها و سواحل و سرچشمه و پاياب هر رودخانه و نيز بر زيربناي فني ، مولّفه
بيولوژيكي حوضه رودخانه ها و نيز ساختار سازماني اداره آننده آن توجه عميق دارد. در چنين مديريتي ((جامعه)) خود ((بخشی از مدیریت رودخانه)) می باشد. و اقتصاد، اکولوژي و جامعه شناسي راهبردهاي مديريت اند . با اين ديدگا ه اقتصاد با آگاه ي هايش درباره آمبود منابع آ ب ، اکولوژي درباره آسيب پذيري محيط آبي
رودخانه ها و روابط مؤلفه هاي آن با يكديگر و با مؤلفه هاي واقع در بيرون اين اکوسيستمها و جامعه شناسي با توجه به استانداردها وارزشهاي انساني مورد نظر آ ن ، به صورت راهبردهايي اساسي براي مديريت آب خواهند بود. به نظر(ون دوکامر و ديگران، 1998، ص309) مديريت کامل و يا مديريت پايدار آ ب ، نسبت به مفاهيم پيشين موفق تر است ، زيرا به برقراري تعادل بين اقتصاد، اکولوژي و جامعه شناسي توجه دارد. مديريت بالا به شناخت محيط آبي (هيدرولوژي ، اکولوژي و ژئومورفولوژ ي) و نيز به پشتيباني و حمايت عموم مردم ازطريق سياست عدم تمرکزو مشارکت دادن آنها در تصميم گيري نياز خواهد داشت .

جدول 2-1- عملكرد حوضه هاي رودخانه اي
نقش اکوسيستم رودخانه
عملكردها
استفاده هاي مستقيم از اکوسيستم
تهيه غذا و آشاميدنيها، بهداشت و تخليه پس آبها
وضايعات، توليددام، برق آبي سرد آردن نيروگاهها و
تاسيسات صنعتي، صنعت و اطفاء حريق
توليدات اکوسيستم
توليدماهي و حيات وحش، توليدات حاصل از حريم
رودخانه ها، توليدات حاصل از تالابها، درياچه ها و
خليج هاي مصبي، کاني ها و مواد حاصل از بستر
رودخانه ها
خدمات اکوسيستم
تفريحات (ماهيگيري تفريحي، صيدو شكار، قايقراني، شنا و اسكي روي آب)
حمل و نقل کالاها و مسافرين، ذخيره آب و يا کنترل
سيلاب، ته نشست مواد غذايي (عمدتاً ازت وفسفر) و با پاکسازي آلايند ه ها و ضايعات، زيستگاه و پناهگاه انواع حيوانات و گياهان(خدمات بیولوژیکی) جايگاهي براي آلايند هها در کناره هاي اين سيستم ها، مناظر و چشم اندازهاي زيبا و تامين سلامت روحي و رواني انسانها
(منبع : ون روي ١٧ و ديگران ١٩٩٧ ، ص ٣١)

2-1-17- مدل فرآيند مطالعات در برنامه ريزي توسعه و مديريت پايدار رودخانه ها
اصولاً مديريت ، علم تصميم گيري است و تصميم گيري نيازمند مدلهايي است که بهترين انتخاب را از
مجموعه انتخابها گزينش کند. بنابراين به مدلسازي نياز مي باشد. از سوي ديگر چون حوضه رودخانه ها براساس مطالبي که تحليل گشت يك سيستم مي باشد لازم است براي مديريت آنها در راستاي توسعه و اعمال چارچوبهايي مفهوم براي پشتيباني و بهبود مديريتشان تلاش شود.
در تلاش مزبور انتخاب رويكرد تحليل سيستمي نسبت به مدلهاي تحليل اقتصادي (غازي،1997،صص304-295) و يا تحليل تصميم گيري (نيك سيرت ١٣٧٤ ، صص 109-95) از امتياز بيشتري برخورداراست. بديهي است که سه مدل مزبور سه چشم انداز و يا سه زمينه تحليلي متفاوت را ارايه مي دهند چنانكه مدلهاي تحليل اقتصادي ، تك رشته اي است در حالي که مدلهاي ديگربين رشته اي بوده و بنابراين گروه گسترده اي از مفاهيمي را ارايه مي دهند که مي توان در طرح مشكلات پيچيده مربوط به مديريت آب و پايداري رودخانه ها ازآنها استفاده نمود. بديهي است که بررسي مدلهاي مزبور و مقايسه آنها با يكديگر موضوع گسترده و پيچيده اي است که فرصت ديگري مي طلبد. بنابراين آنچه در اينجا ارايه مي گردد مدلي است که فرآيند مطالعه هاي مورد نياز دربرنامه ريزي توسعه و مديريت پايدار آب را در حوضه رودخانه ها مطرح مي نمايد (شكل ٢). اصولاً هنگامي درحوضه رودخانه ها به برنامه ريزي نياز مي شود که مديريت رودخانه با بحرانهايي از قبيل سيلاب ، خشكسالي و يابي برنامگي در حوضه روبه رو شود (شكل٢). بدين ترتيب مدل با طرح مسايل مزبور شروع مي شود. فاز آغاز مدل در پي سازماندهي دانش اوليه وتعيين اهداف و معيارها است. در اين فاز از مدل، شناخت مشكلات و تعيين روشها (رياضي و غير ه) و مدلها (آنالوگ ، تحليلي و…) از اهميت ويژه اي برخوردار است . بديهي است که محدوديت داده هاي مورد نياز ازکيفيت کار مطالعات در اين فاز مي کاهد. ويژگي برجسته فاز آمادگي ، شناسايي ودرك فرآيندهاي موجود درحوضه رودخانه ، عوامل موثر بر آنها و تشريح اتفاقها و تغييرهاي کارکردي سيستم رودخانه مي باشد. در اين فاز، تحقيقات و تحليلها بخشي و فضايي (عملكردي .جغرافيايي ) است و در هرزمينه از مدلهاي مناسب آن بايد استفاده شود.
ونيوسون2، 1994،ص 7١٨ ، در تأييد نقش مهم حضور و مشارکت مردم به عنوان رکني مهم از ارکان مديريت پايدار حوضه هاي رودخانه اي معتقد است که به فرض موفقيت در استفاده از علم الگوها و فرآيند هاي هيدرولوژي در پيش بيني هاي هيدرولوژيكي محيطهاي رودخانه اي اهميت چنداني ندار د. زيرا آنچه مورد نيازاست آن است که به هنگام استفاده از تلاشهاي فني و غيرفني در مديريت رودخانه ها، بايد ((جامعه)) مطرح باشد ودانش هيدرولوژي در خدمت (( جامعه)) قرار گيرد. تأکيد کريمي هم (13٨١ ، صص ٣٤ – ٣٠ ) بر نقش جامعه قابل توجه است.
موضوع مديريت رودخانه ها در بحثهاي محققاني نظير (ارزنده، ١٣٥٩)، (ولايتي، ١٣٧٤ )، (ممتازپور، ١٣٧٤)، (تائبي، ١٣٨٠) و … به طور کل پيرامون بيان عملكردهاي اين سيستمهاي آبي ارايه گرديده و فرضاً با تأکيد بر برخي از جنبه هاي مديريتي به طور کلي با توجه به ابعاد فني مثل زمينه هاي سدسازيها و کنترل سيلاب ، آبيار ي، تعيين حريم رودخانه ها و يا کاهش آلودگي مطرح گشته است که چون فاقد نگرش جامع به شرحي که در اين پژوهش بحث گرديد، مي باشد، در نهايت چشم اندازي را در توسعه و مديريت رودخانه ها مطرح مي سازد که با مفهوم ((پایداری)) به شرحي که تحليل گرديد هماهنگي ندار د . اکنون تغييراتي که در اکوسيستمهاي رودخانه اي رخ داده و سبب گشته است تا عملكردهاي حوضه ها به خطرافتاده وناپايدار گردند به شرح زير تحليل مي شوند.
در هر حال لازم است به اين نكته اشاره شود که در بحثهاي مربوط به توسعه پايدار دراجلاس ريو به اضافه ١٠ در ژوهانسبورگ ( ١٦ تا ٢٣ مارس ٢٠٠٣ ) به اين نتيجه رسيدند که در دستيابي به اهداف مدون در دستور کار نشست زمين ( ١٩٩٢ )، موفقيت چنداني حاصل نگشته است از اين روي در سومين اجلاس جهاني آب که از ١٦ تا ٢٣ مارس ٢٠٠٣ درکيوتوي ژاپن برگزار گرديد پيامي اساسي مبني بر آن مطرح گشته است که : “بيش از اين به بيانيه و دستور کار نيازنيست ، آنچه مورد نياز است اقدام عملي صدها هزار سازمان غيردولتي است که با همكاري دولتها و ملل متحد آنچه را که در ژوهانسبورگ به صورت ذرّ ه اي از يك حرکت آغازين مطرح گشت به امواج عظيمي از اقدامات کارساز به ويژه با تأکيد بر مديريت مناطق ساحلي در مصبها و نيز در کل حوضه رودخانه ها به روشي فراگير وجامع تبديل سازد(www.waterday2003,org/OPED.htm).”
لازم به يادآوري است که مجمع عمومي سازمان ملل، سال ٢٠٠٣ را به عنوان سال جهاني آب شيرين اعلام وپيام روزجهاني آب که در ٢٢ مارس همين سال بوده است همه آحاد بشريت را به حفظ و بهبود کميت و کيفيت آبهاي موجود برا ي نسلهاي اينده که يكي از اهداف اصلي توسعه پايدار و مديريت کامل رودخانه ها است فرا خوانده است .

2-1-18- حوضه آبريز از ديدگاه سيستمي
از ميان سيستم هاي باز، بسته و نيمه بسته، سيستمهاي باز در جغرافيا و بويژه درژئومورفولوژي از اهميت خاصي برخوردارند. شايد بتوان يكي از دلايل اصلي اهميت سيستم هاي باز را، پويايي و فعل وانفعالات سيستم طبيعت چه در مقياس كلان و درحدتبادلات آن با فضاي كيهان و چه در مقياس هاي ريزتر و در حدتبادلات يك حوضه آبريز با محيط پيرامون و به دنبال آن دريافت ورودي هاي خاص از محيط خود و خروج اين ورودي ها به شكل ديگري و باز هم به همان محيط احاطه كننده سيستم دانست.
حوضه آبريز، به عنوان چارچوب و واحد ژئومورفولوژيكي دربرگيرنده مورفوسيستمهاي رودخانه اي است (زمرديان، 94:1381 )، كه شوم آن را منطقه وسيعي شامل زهكش هاي تقسيم شده در محل تجمع آب و رسوبات، مسير كانال و در ههاي حوضه زهكش و منطقه به دليل نهشته گذاري رسوبات همچون اقيانوس ها تعريف مي كند ( 2086،Patrick 2003) تبادلات انرژي و ماده اي كه اين حوضه ها در قلمرو خود دارند، م يتواند به عنوان يك سيستم باز قلمداد گردند. گذشته از جريان تبادلات انرژي، ماده و اطلاعات در يك حوضه آبريز با محيط پيرامونش، الگو و وضعيت آرايش زهكش ها در يك حوضه نيز م يتواند حاكي از حاكميت قواعد و اصول سيستمي در آن ها باشد. در يك رتبه بندي دقيق، استرالر، روشي را براي رتبه بندي شاخه رودها به كار گرفته است كه بر اساس آن، در يك سيستم زهكشي حوضه آبريز، آبراهه اصلي از تركيب رده هاي اول، دوم، سوم و رده هاي بعدي تشكيل مي شود. تمامي رده هاي آبراهه اي همراه با يك پيوستگي خاص و دقيق در شكل گيري سيستم زهكشي آن حوضه، دخيل هستند. در اين روش، شاخه رودهاي كوچك مي تواند در سرنوشت رتبه يا .( زهكش اصلي كه آبها را از منطقه خارج مي كند مؤثر باشد (رامشت، 144:1375(

شكل 2-1- طبقه بندي آبراهه ها به روش هورتن (الف) و استرالر (ب ( 27 )

در صورت پذيرش حوض ههاي آبريز به عنوان يك سيستم باز، دانستن مفاهيمي اساسي وخاص لازم به نظر مي رسد. اين مفاهيم را استرالر در سال 1973 چنين بر شمرده است:
− قلمرو و حوزه سيستم ها داراي مرزهايي است كه مي تواند حقيقي يا اعتباري باشد.
− سيستم ها قادر به تبادل انرژي و ماده در درون خود و خارج از خود هستند.
− در يك سيستم، معابر انتقال و عبور انرژي و ماده وجود دارد.
− در درون يك سيستم، مواد م يتوانند از مكاني به مكان ديگر جاب هجا شوند و يا به واسطه ي كنش هاي شيميايي تغيير يابند.
− سيستم هاي باز به نوعي تعادل ديناميكي يا پايداري تمايل دارند و اين حالت )پايداري ( تا زماني كه ميزان انرژي و ماده ورودي سيستم با ميزان انرژي و ماده خروجي از آن برابري كند، ابقاء مي شود.
− وقتي تغييري در تعادل ميزان ورودي و خروجي يك سيستم (باز) به وجود مي آيد، سيستم درصدد دست يابي به يك تعادل ديناميكي جديد برمي آيد. مدت زماني كه براي دستيابي به تعادل جديد به طول مي انجامد، حالت گذار آن تلقي مي شود. طول اين مدت به حساسيت هاي سيستم بستگي خواهد داشت.
− ميزان ذخيره انرژي و ماده در يك سيستم با ميزان جريان انرژي و ماده به درون سيستم، تغيير مي يابد. اين تغيير سيري هماهنگ با افزايش و كاهش مقدار انرژي وماده ورودي به سيستم دارد.
− هرچه ظرفيت ذخيره سازي سيستم بيشتر بوده باشد، به همان نسبت حساسيت آن در برابر تغييرات كمتر خواهد بود (جرارد، 37:1375)

2-1-19- محيط سيستم حوضه
هر سيستم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پوشش گیاهی، دوره بازگشت، هیدرولوژی، سیل خیزی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های توسعه پاید، توسعه پایدار، مشارکت مردم، منابع طبیعی