پایان نامه با کلید واژه های مدیران گروه های آموزشی، کیفیت آموزش، کیفیت آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

در زمينة بررسي ارتباط بين مهارت هاي مديريتي و اثربخشي مديران، حاكي از اين است كه ارتباط مثبت و معناداري بين اين دو متغير وجود دارد (حسینی نیا، 1375 و احمدی: 1381).

2-3-1 تحقیقات انجام شده در داخل
جواهرزاده (1390) در تحقیقی با عنوان رابطه مهارت های سه گانۀ مدیران گروه های آموزشی با کیفیت آموزشی، هدف خود را تبیین رابطۀ مهارت های سه گانۀ مدیران گروه های آموزشی با کیفیت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت قرار داده بود. روش تحقیق وی از نوع روش توصیفی –همبستگی بوده است. از آنجا که مدیران گروه های آموزشی به عنوان یکی از ارکان مدیریت در نظام آموزش عالی کمتر مورد ارزشیابی قرار گرفته اند؛ وی در پژوهش خود ارتباط بین مهارت های سه گانه (فنی، انسانی، ادراکی) مدیران گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت را در قالب 17 مهارت ویژه، با کیفیت آموزشی گروه مربوطه با توجه به شاخص های 18 گانۀ آموزش عالی بررسی نموده است. جامعۀ آماری مورد بررسی وی، 47 نفر از مدیران گروه های آموزشی است که همگی مورد استفاده قرار گرفته اند. اطلاعات از طریق دو پرسشنامه جمع آوری شد که پس از تجزیه و تحلیل داده های آموزش و محاسبۀ همبستگی وجود ارتباط معنی دار مهارت انسانی، مهارت فنی و مهارت ادراکی با کیفیت آموزشی تأیید شد.
وثوق، تحقیقی با عنوان بررسی مهارت های سه گانه مدیران در سیستم مدرسه با میزان مشارکت مدیران در تصمیم گیری امور مدرسه انجام داده است. در این پژوهش پایگاه معلم و سرچشمه های پایگاهی به عنوان متغیر مستقل و میزان مشارکت وی در مدرسه به عنوان متغیر وابسته ورد بررسی قرار می گیرد. نمونه آماری در این پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس ابتدایی منطقه مراغه در سال تحصیلی 80-79 می باشد که از آنها 150 نفر مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه است. نتایج حاصل از جمع آوری داده ها و تحلیل آنها نشان داد که بین مشارکت مدیران در تصمیم گیری امور مدرسه و به کارگیری مهارت های سه گانه رابطه مثبت و مستقیمی برقرار است.
همچنين علاءالملكي و همكاران در مطالعه اي پيرامون شناخت و مقايسه راه هاي افزايش بهره وري نيروي انساني در دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني سمنانبا استفاده از به کارگیری مهارت های سه گانه توسط مدیران در سازمان ضمن انجام يك مطالعه توصيفي-استنباطي بر روي 200 نفر از كاركنان اداري مالي و بهداشتي درماني تأثیر عوامل سه گانه را جهت افزايش بهره وري شناسايي نمودند (علاءالملکی و یوسفی،2002)
مجد (1380) در پژوهشی با عنوان ارزیابی مهارت های مدیریتی مدیران دبیرستان های نواحی چهارگانه شیراز به این نتیجه رسید که مهارت های فنی و انسانی مدیران زن در سطحی بالاتر از مردان قرار دارد و بین مهارت های فنی، انسانی و ادراکی مدیران مرد بر اساس نظر دبیران تفاوت معناداری وجود ندارد.
اتحادنژاد (1380)، در پژوهش خود با عنوان نظر دبیران در خصوص میزان مهارت های اثربخش مدیران و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شیراز بیان می کند: مهارت های ادراکی و انسانی مدیران زن از مدیران مرد بالاتر و بهتر است. سن، پیشینه مدیریت، رشته تحصیلی و تحصیلات مدیران ار دیدگاه دبیران بر میزان مهارت های اثربخش تأثیری ندارد.
دری (1373) بر این باور است که دانش مدیریت در ذات خود برای ایجاد شایستگی مدیریت کافی نیست و همان گونه که نظریه مدیریت یک دانش است، عمل مدیریت نوعی هنر به شمار می آید و به این ترتیب که مدیر برای این که مؤثر باشد، باید مجموعه ای از مهارت های حرفه ای را فراگیرد و در خود پرورش دهد که این مهارت ها در برگیرنده مهارت های فنی، انسانی و ادراکی است.
نیکو (1377) در پژوهش خود با عنوان مهارت های فنی، انسانی و ادراکی مدیران متخصص و غیر متخصص مدارس استان سمنان به این نتیجه رسیده است که بین دو گروه مدیران متخصص و غیر متخصص از نظر مهارت های سه گانه مدیریتی تفاوت معناداری وجود ندارد.
خدادادی تحقیقی پیرامون بررسی مهارت های سه گانه «فنی، انسانی، ادراکی» مدیران با اثربخشی آنان در در دبیران دبیرستان های دخترانه شهر ساری در سال تحصیلی 83-82 انجام داد. که نتیجه آن نظریه رابرتز کاتز را تأیید می کند و نشان می دهد که مهارت های فنی، انسانی و ادراکی برای مدیران در انجام وظایف بهتر در جهت نیل به اثربخشی دبیرستان ها ضروری است.
گودرزی (1381) پایان نامه خود را با عنوان «طراحی و تبیین الگوی مهارت های سه گانه مدیریتی؛ مطالعه موردی: مدیران سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران» انجام داده است. هدف از انجام این پژوهش طراحی و تبیین الگوی سه گانه مدیریتی برای مدیران سطوح عالی، میانی و عملیاتی سازمان تربیت بدنی کشور بوده است. نتایج تحقیق وی نشان می دهد بین مهارت های سه گانه مدیران سطوح مختلف سازمان تربیت بدنی رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین لزوم وجود مهارت برای مدیران رده های عالی، میانی و عملیاتی سازمان تربیت بدنی تأیید شده است.
نتایج تحقیق دیگری که توسط محمدی در سال 1377 انجام شده است نشان می دهد که بین توانمندی های سه گانه مدیران بیمه مرکزی ایران به بهره وری آنان ارتباط معناداری وجود دارد.
مهدی زاده (1375) تحقیقی تحت عنوان بررسی مهارت های انسانی مدیران و اثربخشی آنها از دیدگاه دبیران در مدارس راهنمایی شهرستان بیرجند انجام داد. نتایج حاصل از این تحقیق به طور خلاصه عبارت است از:
بین مهارت های انسانی مدیران با اثربخشی آنها رابطه وجود دارد.
بین نگرش دبیران و مدیران نسبت به مهارت های انسانی تفاوتی وجود ندارد.
بین مهارت های انسانی بین دبیران زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.
گل صنم لو (1378) تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط و سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر ارومیه انجام داد که نتایج آن به طور خلاصه عبارت است از:
میان سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.
بین اثربخشی مدیران رابطه گرا و اثربخشی مدیران وظیفه گرا از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.
بین سن مدیران، جنسیت، میزان تحصیلات و سابقه مدیریت مدیران و اثربخشی مدیران تفاوت معناداری وجود ندارد.
مشخص گردید که مدیران رابطه گرا نسبت به مدیران وظیفه گرا دارای اثربخشی بیشتری است.

2-3-2 تحقیقات انجام شده در خارج
لیکرت در تحقیقات خود به بررسی سطح سه گانه توانایی های مدیریتی، سطوح مدیریت را بسیار مولد و اثربخش دانست و در مقایسه با سایر مدیران به این نتیجه رسید که سرپرستانی بهترین عملکرد را دارند که بیشترین توجه را بر ابعاد انسانی متمرکز کرده اند.
ویلیامز (1989) در پژوهشی عنوان می‏کند: عموم سطوح سازمانی به صورت یکسان‏ نیازمند مهارت‏های انسانی‏اند. در حالی ‏که مدیران سطوح نهادی در مقایسه با مدیران سطح فنی‏ سازمان، به میزان زیادی مهارت‏ های ادراکی نیاز دارند و برعکس مدیران سطح فنی به میزان‏ بیشتری از مهارت‏های فنی در مقایسه با سطح نهادی سازمان نیازمندند. به عبارت دیگر، میزان‏ مهارت‏ های فنی با افزایش سطوح سازمانی (از پایین به بالا) کاهش می‏یابد و به عکس میزان‏ مهارت‏های ادراکی با افزایش سطوح سازمانی بیشتر می‏شود. بدین لحاظ الگوی پیشنهادی‏ ولیامز با الگوی ارائه شده در این تحقیق مشابهت دارد.
در تحقیقاتی که در سال ‏های اخیر توسط محققان سایر کشورها در خصوص مهارت ‏های‏ انجام شده، فهرست کاملی از مهارت‏ های مورد نیاز مدیران سطوح مختلف ارائه گردیده که‏ مؤید تحقیق انجام‏شده حاضر می‏باشند. بدین منظور تعدادی از تحقیقات انجام شده همان‏طور که در پیشینه تحقیق نیز آمد، عنوان می‏گردد:
کی هوی، 2013 در تحقیق خود چارچوبی از سطوح چهارگانه مهارت‏های لازم مدیران را در سطح فردی و تیمی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه دست یافتند؛ زمانی که مهارت‏های فردی به صورت کارآمد عمل کند، افراد نسبت به سازمان احساس‏ تعلق دارند و زمانی که مهارت‏های تیمی به صورت کارآمد باشد افراد نسبت به همکاری با یکدیگر متعهدتر می‏شوند و عملکرد آنها بهتر شده و اثربخشی سازمانی نیز نسبت به حالت فردی افزایش می یابد.
کاستانیاس و هلفات (1991) در تحقیقات خود مهارت‏های سه گانه مدیریتی را بررسی کردند. با تلاش این‏ محققان، سطوح مهارتی کاتز (مهارت‏ های فنی، انسانی و ادراکی)‏ سازمان‏ها و محیط های گوناگونی که این مهارت در آنها به‏ کار می‏روند، از یکدیگر مجزا نشده‏اند. و در نهایت عملکرد و اثربخشی فعالیت های سازمانی به طور همزمان متأثر از به کارگیری سه مهارت نشان داده شد.
پراترنز و نورتون (1988) در پژوهش خود با این نتیجه دست یافتند که مدیران برای ایفا کردن نقش رهبری باید مهارت های ویژه ای دارا باشند. از جمله این مهارت های می توان به توانایی حل مسأله گروهی (در برگیرنده فراگردهای گروهی، مهارت های بین شخصی، تصمیم گیری و ارتباطات)، مهارت های تفکری و عقلانی، مهارت های سازمانی و اداری اشاره نمود.
آنگر و همکاران (2009) نيز در بررسي فراتحليل، ارتباطي معنادار ولي كم بين سرماية انساني و موفقيت مديران و كارآفرينان در سازمان يافتند. اين ارتباط در بعد دانش و مهارت ها بيشتر از تحصيل و تجربه بود (جنز و همکاران، 2009) با وجود اين، اين اثر مقدار كمي از ارزش بالاي مفهوم سرماية انساني است كه در ادبيات مديريت و كارآفريني آمده است (راچ و همکاران، 2009).
فریچارد25 (1983) در پژوهشی تحت عنوان « اثربخشی رهبری، یک ارزیابی رهبری در سطح مسئولان ارشد بخش آموزش دبیرستان های استرالیای جنوبی» به عمل آورد. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر سبکی از رهبری به ضرورت در همه جا کارایی نخواهد داشت و اثربخشی سبک رهبری به وسیله تعامل بین متغیرهای ویژه در وضعیت های گوناگون تعیین می گردد.
کالن26 (1993) طی تحقیقی که بر روی 900 مدیر اجرایی سطوح بالای مدیریتی ایالات متحده آمریکا انجام داد، مهارت های لازم برای مدیران سطوح بالا را شامل موارد زیر دانست:
توانایی برقراری ارتباط منطقی
توانایی به کار بستن ایده ها و تئوری ها
توانایی کارکرد با تیم
مهارت در مدیریت اثربخش زمان.
فلانگن27 (1996) در تحقیقی که به منظور اثرگذاری مهارت های مدیریتی بر عملکرد و اثربخشی فعالیت های کارکنان انجام داد به این نتیجه رسید که پنج مهارت بر اثربخشی عملکرد تأثیرگذارند که عبارتند از: مهارت در اداره امور، سرپرستی کارکنان، پذیرش مسئولیت سازمان، خلاصه این تحقیقات در جدول زیر آورده شده است:

جدول شماره 3: خلاصه تحقیقات انجام شده
محقق/ سال
عنوان تحقیق
نتایج
جواهر زاده (1390)
رابطه مهارت های سه گانۀ مدیران گروه های آموزشی با کیفیت آموزشی
بهبود کیفیت آموزشی به وسیله بهره گیری از مدیریت توانمند
گل صنم لو (1378)
تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط و سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر ارومیه
میان سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.
بین اثربخشی مدیران رابطه گرا و اثربخشی مدیران وظیفه گرا از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.
بین سن مدیران، جنسیت، میزان تحصیلات و سابقه مدیریت مدیران و اثربخشی مدیران تفاوت معناداری وجود ندارد.
مشخص گردید که مدیران رابطه گرا نسبت به مدیران وظیفه گرا دارای اثربخشی بیشتری است.

آنگر و همکاران (2009)
سرمایه انسانی و موفقیت مدیران
ارتباطي معنادار ولي كم بين سرماية انساني و موفقيت مديران و كارآفرينان در سازمان، . اين ارتباط در بعد دانش و مهارت ها بيشتر از تحصيل و تجربه بود
کی هوی ( 2013 )
ارائه چارچوبی از سطوح چهارگانه مهارت‏های لازم مدیران سطح فردی و تیمی
زمانی که مهارت‏های فردی به صورت کارآمد عمل کند، افراد نسبت به سازمان احساس‏ تعلق دارند و زمانی که مهارت‏های تیمی به صورت کارآمد باشد افراد نسبت به همکاری با یکدیگر متعهدتر می‏شوند و عملکرد آنها بهتر شده و اثربخشی سازمانی نیز نسبت به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اثربخشی سازمانی، عوامل درونی، شاخص های کیفیت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مدل مفهومی، روش‌شناسی، تعمیم‌پذیری