پایان نامه با کلید واژه های مدیران عالی، رفتار انسان، منابع مالی

دانلود پایان نامه ارشد

اينترنت و اتوماسيون اداري) در راستاي پيشبرد فعاليت هاي سازماني؛
توانايي تدوين برنامههاي عملياتي و تخصصي براي واحدهاي تابعه؛
توانايي تهيه و تدوين گزارش عملكرد به مديران مافوق؛
شناسايي نقاط قوت و ضعف در ارتباط با وظايف محوله؛
توانايي بودجهريزي و استفاده از منابع مالی (جان دالتون، 1387).
2-1-6-3 مهارت های ادراکی14
مهارت ادراكی (مفهومی) به معنی ‌توانایی ذهنی برای درك و تجزیه و تحلیل پیچیدگی‌های سازمان و فهم همه عناصر و اجزای تشكیل دهنده‌ كار و فعالیت سازمانی به‌ صورت یك كل واحد (سیستم) است (علاقه بند، 1388).
مهارت ادراکی يعني توانايي درك پيچيدگي‌هاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده كار و فعاليت سازماني به صورت يك كل واحد (سيستم). این نوع مهارت توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته هستند و تغییر در هر یک از بخش‌ها، الزاماً بخش‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهد، است. به عبارت ديگر توانايی درک مشکلات کلی سازمان و این که هر کاری مخصوص چه بخشی از سازمان است. آگاهي از روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعيت‌هاي مختلف ، مدير را قادر مي‌سازد كه به طريقي تصميم‌گيري يا اقدام كند كه موجبات اثربخشي سازمان و رضايت كاركنان آن را فراهم نمايد. مدیران واجد این مهارت قادرند به دریافت اطلاعات و تحلیل مسایل سازمان پرداخته و با توجه به اهداف سازمان به تهیه طرح‌ها و ارائه راه‌حل‌ها بپردازند اكتساب مهارت ادراكي (يا مفهومي) مستلزم آموزش نظريه‌هاي علوم رفتاري بويژه تئوري‌هاي سازمان، مديريت و تصميم‌گيري و كاربرد عملي آنها است (رضائیان، 1386). 
پس از اقبالي که عمده مسئولين و کارکنان صنعت آب و برق در يادگيري مهارت هاي هفتگانه رايانهاي از خود نشان دادند، اکنون مشاهده مي شود که بسياري از مديران و کارشناسان، تقويت مهارت هاي ادراکي در مديريت را وجهه همت خويش ساخته و به آموزش درس روش تحقيق که اهداف شناختي و رفتاري فرد در فراگيري روش وصول به حقايق و کشف مجهولات و نيز کسب مهارت لازم براي اجراي پروژه هاي تحقيقاتي را دنبال مي نمايد روي آورده اند.
وجه تمايز هر يک از مديران و کارشناسان داراي ظرفيت توسعه با سايرين، خاصه در سازمان هاي عمل گرا در تجهيز آنها به شايستگي هاي ادراکي، مديريت برخورد، قدرت تصميم گيري و حل مسأله و مهارت هاي تعالي سازماني نهفته است.
پيش نياز ابزارهاي فکري لازم براي مجهز شدن به شايستگي هاي مديريتي، سرآمدي در يادگيري روش تحقيق است که به بررسي و ارزيابي نظريه ها، ارائه نظريه جديد، يا حل مشکلات مبتلا به سازمان با ويژگي ها و قواعد تحقيق علمي مي پردازد. مسائل مبتلا به سازمان ها در هر حوزه فعاليتي و جغرافيايي و نيز در زمان هاي کوتاه مدت مختلف، حسب تغييرات فناوري، نيازهاي بهره برداران و بهينه سازي مصرف متفاوت است و دائماً مدير را در جهت بهره برداري مطلوب تر از عوامل در اختيار و جستجوي روشهاي مقتصدانه به چالش مي کشاند. از طرفي اگر قرار باشد يافته هاي مربوط به حل يک مشکل با هزينه هاي کلان و غير متعارف به دست آيد و يا از قابليت تعميم پذيري در حوزه فعاليت سازمان برخوردار نباشد، حيات اقتصادي سازمان را تهديد مي نمايد. بنابراين به کارگيري روش علمي در حل مسئله و انبار کردن يافته در انبار قابل بهره برداري مجدد و آسان، تنها روشي است که اجازه ادامه فعاليت سازمان به نحو مناسب را فراهم آورده و مدير را با ضرورت هاي مديريت برخود عجين مي سازد (ارسباران، 1380: 66).
دوره هاي آموزشي مربوط به ارتقاء شايستگي هاي ادراکي مديران و کارشناسان اولي بر دوره هاي آموزشي بهبود مديريت و يا دوره هاي تخصصي هر يک از حيطه هاي مديريتي مي باشد. اگر حيطه هاي مديريتي را سازماندهي، اجرايي، عملياتي و بهره برداري، مشتري، مالي، پروژه و منابع انساني بدانيم، دوره روش تحقيق علمي پيش نياز و ضرورت اوليه هر يک از آنها به حساب مي آيد: چرا که تنها با روش علمي اولاً نياز فطري انسان به کاوشگري و عطش دانستن او بر طرف مي شود و ثانياً به نيازهاي حياتي مدير که حفظ روابط با هر يک از عوامل در اختيار است، پاسخ مي دهد (ارسباران، 1380: 160-162).
مهارت های ادراکی توانایی هماهنگ کردن و وحدت همه فعالیت های سازمان را به مدیر می دهند تا بتواند به صورت یک کل در محیطی که آن را احاطه کرده است مشاهده و روابط متقابل بخش های مختلف و چگونگی تأثیر تغییر هر قسمت در کل سازمان را پیش بینی کند. مهارت های ادراکی توانایی تحلیل موقعیت و تعیین ریشه مسائل و تدوین برنامه مناسب را به مدیر می دهند. این مهارت ها خصوصاً برای مدیران عالی سازمان که باید اهداف وسیع و برنامه های بلند مدت سازمان را برای آینده طرح ریزی کنند ضروری است.
الزامات مهارت های اداراکی برای مشاغل مدیریتی بر اساس مدل کاتز عبارتند از :
توانايي ايجاد طرح هاي نو براي افزايش بهرهوري سازمان؛
توانايي مديريت بحران (شناسايي فرصت ها و تهدیدات محيطي و ارائه راهبردهاي اساسي، خلاقانه و سريع)؛
توانايي تحليل موقعيت ها به صورت واقع بينانه و تصميمگيري مناسب؛
توانايي شناسايي مشكل و تفكر حل مسأله در سازمان؛
توانايي برخورداري از مديريت ريسك (تشخيص، تجزيه و تحليل و پاسخدهي)؛
توانايي ارزيابي علمي عملكرد كاركنان و سازمان و ارائه راهكارهاي مناسب جهت رفع كاستيها؛
توانايي هدايت و رهبري واحدها و سازمانهاي تابعه؛
شناخت فرصتها و امكانات فرابخشي در بهسازي توسعه و سازمان؛
شناخت بازارها و مشتريان بالقوه سازمان به منظور تدوين طرحهاي توسعه استراتژيك سازماني؛
 توانايي نگريستن به سازمان به عنوان يك كل و ارتباط اجزاء با يكديگر براي تحقق مأموريت ها و اهداف سازمان (تفكر استراتژيك)؛
برخورداري از توانايي تجزيه و تحليل مسائل سازمان در ارتباط با شرايط و ويژگيهاي سازمان؛
شناخت روندها و تحولات مرتبط با مأموريتها و اهداف سازمان در سطح بينالمللي و منطقهاي؛
توانايي تعيين موقع اولويتهاي كاري؛
شناخت دقيق تغييرات و تحولات اقتصادي–اجتماعي مرتبط با سازمان در سطح ملي (جان دالتون، 1387).
2-1-7 دلیل تاکید بر رفتار
دلیل آن‏ است که تنها بخشی از شخصیت هر فرد که‏ دیگران می‏توانند آن ‏را مشاهده کنند، رفتار اوست. تا آنجا که به دیگران مربوط می‏شود، شخصیت هر فرد، رفتاری است که در مقابل‏ دیگران ارائه می‏دهد. در حقیقت رفتار انسانی مانند کوه یخ شناوری‏ است که فقط بخش کوچکی از آن قابل مشاهده‏ است. رفتار هر فرد بر افراد دیگر اثرات زیر را دارد:
ادراک دیگران از شما (چه شما را دوست‏ داشته باشند یا نداشته باشند، و چه به شما اعتماد داشته باشند یا بی ‏اعتماد باشند و نظایر آن).
واکنش ‏های دیگران نسبت به شما (ممکن‏ است رفتار خوب یا بد داشته باشند)، تنها با مهارت های انسانی که مدیران هم می‏توانند آنها را بکار ببرند، امکان اعمال کنترل بر رفتار و حرکات‏ دیگران در هنگام مواجهه، وجود خواهد داشت (ارسباران،1380: 136).
2-1-8 توسعه مهارت های انسانی
می‏توان مهارت های انسانی را توسعه داد و کامل کرد. مانعی برای یادگیری‏ رفتارهای جدید وجود ندارد و راز موفقیت در توسعه مهارت های انسانی، فراگیری نکات جدید از تجارب روزمره است. رفتارهای روزانه با در نظر گرفتن مراحل زیر می‏توانند آموزنده باشند:
به ‏صورت مداوم روش های رفتاری جدید و متفاوت را تجربه کردن؛
بازنگری و بررسی رفتارهای گذشته؛
نتیجه‏گیری از تجارب؛
برنامه‏ریزی برای رفتارهای آتی با دیگران‏ (مثلاً اعمال و رفتارهای قبلی را تکرار کردن یا اصلاح آنها به ‏منظور کسب موفقیت بیشتر، یا تلاش در زمینه استفاده از رفتارهای کاملاً متفاوت).
به‏ هر حال غیر از خود فرد، مانعی در سر راه‏ توسعه و کمال رفتارهای شخصی وجود ندارد. اگر شما نخواهید مهارت های خود را توسعه دهید، هیچ‏ کس یا هیچ‏ چیزی نمی‏تواند شما را وادار به‏ انجام این رفتارها یا توسعه مهارت ها کند. افراد دیگر نمی‏توانند حتی با پیش آمدن‏ فرصت‏های یادگیری جالب، شما را تهییج و تحریک کنند. اما فقط و فقط خود فرد می‏تواند در راه کمال پانهد و به‏ صورت مداوم نقص‏های‏ خود را مرتفع کرده و کمال‏جو بشود (همان، 136).
2-1-9 مبانی مهارت های انسانی
مبانی مهارت های انسانی، اصول و ضوابط رفتاری است که می‏توان به‏ صورت همسان در کلیه شرایط روبرو شدن با دیگران اعمال کرد. بهتر است هر فرد فهرستی از این مهارت های‏ رفتاری داشته باشد. این مبانی با توجه به شرایط، اهمیت متفاوتی خواهند داشت، اگر در مورد چگونگی حل مسئله‏ای با فرد با تجربه‏تر از خود بحث و گفتگو می‏کنید، گوش دادن بیشتر بر صحبت کردن اولویت دارد. در حالتی ‏که آگاهی و اطلاع شما بیشتر از دیگران است، برقراری‏ ارتباط روشن و آزمایش میزان درک دیگران از یک مشکل، در اولویت بالاتر قرار دارد (آقابخشی و افشاری راد، 1386: 396).
به ‏طور کلی شش اصل و مبنای رفتاری وجود دارد که می‏تواند در کلیه شرایط، کاربرد داشته‏ باشد:
بررسی و تحلیل شرایط؛
در نظر گرفتن اهداف واقعی؛
انتخاب شیوه‏های مناسب رفتاری؛
کنترل رفتار خود؛
جهت دادن به رفتار دیگران؛
نظارت بر رفتار خود و دیگران.
سه اصل اول از اصول فوق، مهارت های ذهنی‏ و فکری هستند و سه مهارت بعدی، مهارت هایی‏ هستند که در حین انجام رفتار آشکار می‏شوند، به ‏هر حال رفتار هر کس ترکیبی از آنهاست. هیچ‏ تفکری احتمالاً بدون اقدام و عمل باقی نمی‏ماند و هیچ حرکت و رفتاری قطعاً بدون تفکر نمود پیدا نمی‏کند.
توجه به مهارت های مذکور، ابزار مناسبی‏ است که در همه شرایط و همه‏جا قابل استفاده‏ است. بررسی و تحلیل هر موقعیت، ما را در کشف شرایطی که موجب برقراری هدف واقعی‏ می‏شود، کمک می‏کند. اهداف تعیین‏ شده به نوبه‏ خود برای انتخاب بهترین رفتار زمینه‏ای فراهم‏ می‏کند. سپس هر مهارت فکری به‏ سوی مرحله‏ بعدی حرکت کرده و در مجموع هر سه مهارت، در مورد آگاهی دادن نسبت به موقعیت و چگونگی اقدام لازم درباره آنچه که می‏خواهیم‏ انجام دهیم، به ما کمک می‏کند. به احتمال زیاد با کنترل آگاهانه رفتار خود، رفتار مورد نیاز برای‏ رسیدن به هدف را به‏کار می‏بریم. بدین ترتیب ما از تنها راه ممکن یعنی از طریق رفتار صحیح خود بر رفتار دیگران تأثیر خواهیم گذاشت (الوانی، 1372).
حال با دقت بیشتری هر یک از مهارت ها مورد بررسی قرار می‏گیرد. بایستی توجه داشت که در نحوه مهارت های انسانی فقط وضعیت رودررو مورد نظر است. در رویارویی با دیگران شش‏ سؤال کلیدی مطرح است:
آیا باید مسئله و موضوع پیش‏آمده را به‏ صورت‏ پیچیده، ساده یا معمولی مطرح کرد؟
چه کسی از نظر مقایسه، آگاهی و دانش‏ بیشتری دارد، شما یا فرد مقابل که با شما در حال‏ بحث است؟
آیا در هر یک از طرفین، احساس تعهد و مسئولیت در حد لازم وجود دارد یا صرفاً در حد مطلوب است؟
آیا یک اشتباه رفتاری غیرقابل قبول، مخاطره‏ بالایی دارد؟ (مالی، مادی یا اعتباری) یا طرف‏ مقابل قدرت پذیرش نظرات را دارد؟
آیا فرصت کم است یا قبل از اخذ تصمیم وقت‏ کافی برای مباحثه در زمینه‏ های مختلف وجود دارد؟
چند نفر در بحث حاضر هستند: فقط یک نفر، گروه کوچک 6-5 نفره یا گروه متوسط 15-9 نفره یا گروه بزرگتر؟
با پاسخ دادن به این سؤالات اصلی می‏توان‏ اطلاعات کافی برای حرکت به‏ سوی مهارت های‏ بعدی را کسب کرد.
2-1-10 ارزش نسبي مهارت ‌ها
همه مشاغل مديريت مستلزم كاربرد مهارت ‌هاست. گرچه در انجام دادن بعضي از وظايف، مهارت‌هاي سه‌گانه لازم و ملزوم يكديگر به نظر مي‌رسند، با وجود اين، ارزش نسبي آنها در سطوح و رده‌هاي مختلف مديريت فرق مي‌كند. مديران رده‌هاي سرپرستي به مهارت‌هاي فني قابل ملاحظه‌اي نياز دارند زيرا كه وظايف آنها غالباً ايجاب مي‌كند كه زيردستان خود را راهنمايي كنند يا آموزش دهند. در مقابل مديران رده ‌بالاي سازمان‌ها چندان نيازي به مهارت‌هاي فني ندارند بلكه وظايف تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و سازماندهي ايجاب مي‌كند كه به مهارت ادراكي قابل ملاحظه‌اي مجهز باشند. مهارت‌هاي انساني

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های رفتار انسان، مزیت رقابتی، مدیریت آموزش Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اثربخشی سازمانی، مدل سیستمی، نیروی کار