پایان نامه با کلید واژه های مددکاری اجتماعی، توانمند سازی، واقعیت درمانی، گروه درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

کنند،آنگاه فرد به عنوان مراجع وارد سیستم مددکاری اجتماعی می شود که از طریق یک موسسه و در صورت نیاز با کمک تیم درمانی در فرایند توانمند سازی قرار می گیرد،همچنین توانمند سازی سیستم مراجع و سیستم هایی که در ارتباط با او هستند.(سام آرام،1391:271).
2) نظریه توانمند سازی
دیدگاه های توانمند سازی معتقدند که آگاهی و دانش اولیه از مراجعان به دست می آید و از لحاظ اخلاقی مددکاران اجتماعی باید از این دانش بر طبق خواست مراجعان برای تقویت و قدرتمند ساختن هر چه بیشتر آنها استفاده نمایند.دیدگاه توانمند سازی درباره دانش از دو مطلب استفاده می کند، اول اینکه اهداف مددکاری اجتماعی از مددکاران اجتماعی می خواهد که در جستجوی عدالت اجتماعی باشند(دیدگاه جمع نگر و دیدگاه اجتماعی)بنابر این از طریق پاسخ دادن به آگاهی و دانش مردم درباره جهان به توانمند سازی آنان بپردازد.دوم اینکه مراجعان که معمولا در این دیدگاه مصرف کنندگان یا استفاده کنندگان از خدمات نامیده می شوند،ممکن است بهترین دانش و آگاهی را در باره شرایط و اهدافشان داشته باشند.بنابراین باید این اهداف را دنبال کردو طبق این شرایط عمل نمود.
3) نظریه مداخله در بحران:
مداخله در بحران به این نکته توجه دارد که ما به طور معمول در یک حالت با ثبات زندگی می کنیم ،و توانایی کنار آمدن و همسویی با تغییرات را در زندگی خود داریم.بحران ها ما را در حالت آشفتگی قرار می دهند،اما فرصت هایی را برای کسب و گسترش مهارت های مناسب و کار آمد برای مدیریت نمودن مشکلات و مخاطرات فراهم می آورند،این مشکلات ممکن است مشکلاتی و یا مخاطراتی باشند که فرد را در حالت ناتوانی و یا کم توانی قرار خواهند داد.بحران های موقعیتی همراه با رویداد های خاص خواهد بود.بحران ها مقاطع دگرگونی مهمی در زندگی افراد هستند.زمانی که رویداد های مخاطره آمیز منجر به افزایش تنش و آشفتگی است،حالت ثباتی که در آن از ساز و کارهای (مکانیسم)همسان سازی و مقابله ای در برخورد با مشکلات استفاده می شد،دچار آشفتگی می شود و پیامد این ساز و کار ها نا کارآمدی است.این فرآیند منجر به بحران حاد می گردد.مداخله در بحران شامل توجه اولیه درباره سلامت و ایمنی مردم،و سپس ارزیابی واکنش های عاطفی شناختی و رفتاری به آن واقعه یا بحران است.در این حالت فرد به واکنش های عاطفی قدرتمند پرداخته و آنگاه وظیفه مددکار اجتماعی است که بر بازسازی توانمندی های افراد متمرکز شود چون فرایند مداخله در بحران شامل توجه اولیه درباره سلامتی و ایمنی مردم،و سپس ارزیابی واکنش های عاطفی شناختی و رفتارهای به آن بحران ویا واقعه است و سپس ارائه راه حل کارآمد ومناسب مبتنی بر انواع تخصص های لازم در حوزه مددکاری اجتماعی و توانایی های فرد دچار بحران است.چنین خدماتی در مواردی به فوریت ها و شرایط اضطراری پاسخ داده و تضمین کننده تماس با بیمارانی است که هم ممکن است به گونه ای نادیده گرفته شده باشند و هم اکنون نیز دچار مشکل حاد در ابعاد مختلف زندگی خود باشند.مثلا کمک کردن به افراد برای پشت سر گذاردن واکنش های شدید به فقدان و داغدیدگی در اثر مرگ،یا در هنگام طلاق،یا درگیر شدن با یک بیماری سخت،بنا براین این روشها در بسیاری از موقعیت های پزشکی و یا دیگر موقعیت ها زمانی که فقدان یا تغییرات دردناک و ضربه زننده پیش آمده است کاربرد دارند.(پین،194:1390).

4) نظریه وظیفه مداری:
در این نظریه مشکلات مراجع قابل تشریح و توضیح است و بر اساس اولویت مراجعان قابل دسته بندی است.در مددکاری اجتماعی وظیفه مداری،مراجع و مددکار اجتماعی در مورد قرار دادی جهت انجام وظایف خاص تمرکز دارند و این تمرکز کمکی است برای توافق جهت حل مشکل.قردادها یا توافقات با مراجعان به مشارکت آنان کمک می کند وبه طرح های درمانی ساختار می بخشد.فعالیت وظیفه مداری الگویی ساختارمند،کوتاه مدت در کار با مشکلات خاص است،وراهنمایی های خوبی را فراهم می کند که کاملا از پشتیبانی پژوهشی برخوردار می باشد.(پین،1390: 226).
5) نظریه مددکاری گروهی انسان محور:
در این نظریه مواردی مانند ارزش و توانایی ذاتی ،مسئولیت نسبت به خود و دیگران در زندگی اجتماعی،حق دوست داشتن و تعلق و دوست داشته شدن،حق مشارکت و شنیده شدن نظرات،حق آزادی بیان و ابراز خود،حق آزادی انتخاب،حق سوال کردن و به چالش کشیدن متخصصان وجود دارد.نظریه انسان محوری به اعضای گروه اجازه می دهد فعالانه از رشد گروهها استفاده کنند تا بتوانند با برخی از مشکلات خود کنار بیایند که این موارد جهت حمایت و درمان افراد درگیر با سرطان بسیار مهم است.
6) نظریه واقعیت درمانی:
اصول واقعیت درمانی شامل این موارد است:
1) ارتباط و درگیری عاطفی، این اصل مشکل ترین مرحله ی درمان می باشد که مراجع شدیدا به آن نیاز دارد . تا زمانی که چنین ارتباطی بین درمانگر مسئول و مراجع غیر مسئول برقرار نشود درمانی هم حاصل نخواهد شد .مهمترین اصل واقعیت درمانی ایجاد رابطه ی حسنه ،واقع بینانه ،انسانی و خالص بین دو طرف است .
2) توجه و تاکید بر رفتار کنونی و نه بر احساسات،نیل به هویت توفیق، بدون دستیابی به رفتار کنونی امکان پذیر نیست مردم اغلب با تاکید گذاشتن بر چگونگی احساسات خود و عدم توجه بر رفتار کنونی خویش از رو به رو شدن با رفتار فعلی خود اجتناب می کنند واقعیت درمانی اهمیت عواطف را انکار نمی کند ، ولی درمانگر موفق این مطلب را در نظر دارد که تا بر رفتار کنونی مراجع تاکید نکند نمی تواند مراجع را یاری دهد .برای نیل به این مقصود درمانگر می تواند از سوالاتی از قبیل چه کار می کنی ؟ الان چه کار می کنی؟دیروز چه کار می کردی؟ و… استفاده نماید.
3) تاکید بر زمان حال،ارضای نیازها به زندگی کنونی فرد مربوط است و به گذشته ی او ارتباطی ندارد باید از گذشته چشم پوشید و به تغییر رفتار و آموزش فرد در زمان حال تاکید کرد .هرگاه گذشته مورد بحث قرار می گیرد هدف زیر مورد نظر است انتخاب روش های احتمالی و موفقیت آمیزی که فرد می توانسته در گذشته در پیش گیرد و هم اکنون بهتر است به آنها توسل جوید.گذشته ثابت است و قابل تغییر نیست و آن چیزی که تغیر پذیر است زمان حال و آینده است .
4) قضاوت ارزشی،مراجع باید به رفتارش با دید انتقادی بنگرد و ببیند که آیا آن رفتار بهترین انتخاب او می باشد یا نمی باشد .درمانگر از او می پرسد که آیا آن رفتار برای خودش و دیگران مطلوب و از نظر اجتماعی در جامعه مورد قبول است یا نه ؟درمانگر در مورد رفتار قضاوت نمی کند ،بلکه مراجع را هدایت می کند تا رفتار خودش را از طریق ارتباط و درگیری با درمانگر ارزشیابی کند موقعی که مراجع به قضاوت ارزشی خود می رسد مبنایی برای تغییر رفتار به دست می آورد.در این حین بهتر است درمانگر به او کمک کند تا برای عملی کردن قضاوت خود نقشه ای بریزد.
5) طرح ریزی،وقتی که فرد قضاوت ارزشی می کند باید به او کمک شود تا برای عملی کردن آن نقشه های واقعی بریزد و آن را به مرحله ی عمل در آورد .
6) تعهد نسبت به طرح تهیه شده،درمانگر نباید انتظار داشته باشد که یک تعهد قبل از به وجود آمدن درگیری و ارتباط عاطفی، قبل از بررسی و ارزشیابی رفتار فردی شخص و نیز قبل از اینکه طرح مناسبی ریخته شود به مرحله ی عمل در آید . بعد از آنکه طرح معقولی تدوین شد باید به مرحله ی عمل در آید . تعهد در واقعیت درمانی بدین معنی است که مراجع به درگیری و رابطه ی خودش با دیگری ارج نهد و بنابراین خود را در قبال درمانگر ملزم به اجرای طرح می کند .
7) نظریه ساختاری خانواده
این نظریه دیدگاهی مفید برای مددکاران اجتماعی بالینی با انواع خانواده هاست.این دیدگاه به جای تمرکز بر روانشناسی درونی و تعاملات اعضا،بر معماری بیرونی خانواده – از جمله قوانین،مرزها و زیر منظومه ها – متمرکز است.ساختار خانوادگی کارکردی به نظامی منجر خواهد شد که تامین کننده نیازهای اساسی مادی و عاطفی اعضاست.مداخله های ساختاری به خصوص برای خانواده هایی که متخصصان مددکاری اجتماعی با آنها مواجه گردیده اند طرح ریزی شده است – یعنی آنهایی که درگیر مشکلات متعددی مثل فقر،بیماری،بیکاری،سوء رفتار جسمی،سوءمصرف مواد،غیبت اعضاءوطغیان هستند.(والش جوزف،1393: 299).
8) نظریه درمان بین فردی
درمان بین فردی نمونه خوبی از یکپارچگی نظری و مداخله تقریبا کوتاه مدت و مبتنی بر دو جانبه بودن در اختیار ما گذاشته و مفید بودن آن برای کمک به مراجعان دچار افسردگی و سایر اختلالات،بیش از سه دهه مورد آزمایشهای تجربی قرار گرفته است.در این روش ایده های روان پویایی و شناختی / رفتاری با هم ترکیب شده اند و الگوی واحدی برای مداخله فراهم ساخته اند.مشکلات کارکرد اجتماعی مراجعان به عنوان مسائل ناشی از اختلافهای شخصی،انتقال نقش،فرایند های سوگ و نقص های بین فردی مفهوم سازی شده است.متخصص با استفاده از این دیدگاه به مراجع کمک می کند تا در رابطه مسئله دار بین فردی اش شیوه تفکر،احساس و عمل خود را تغییر دهد.(همان منبع: 266).
10-2- چهار چوب نظری
سیستم عبارت است از مجموع عناصر و یا عواملی که با ارتباط و همبستگی متقابل و درونی برای برقراری شرایط و وضعیت معین تشکیل منظومه واحدی داده است.به عبارت دیگر سیستم عبارت است از مجموعه اجزا و عوامل مختلف که بر روی هم کل واحدی را تشکیل داده اند.نگرش سیستمی یک روش کل نگر،گسترده و غایت نگر است.زمانی که اجزا و منابع،فعالیت ها و فرآیند ها به طور وابسته انجام گرفته باشند ویک کل را برای انجام یک کار مشترک تشکیل داده باشند، به این کل به عنوان یک سیستم نگریسته شده است هدف سیستم ها در مددکاری اجتماعی سیستمی، ایجاد هماهنگی میان خرده سیستم هایی است که در یک خدمت یا برنامه مددکاری اجتماعی در کنار هم کار می کنند،با توجه به این نظریه جهت شناسایی مشکلات بیماران تمام عوامل تاثیر گذار در مشکل(بیماری) به عنوان یک سیستم مرتبط با هم در نظر گرفته می شود و همانطور که قبلا اشاره شد عوامل سیستم وار مختلفی بر افزایش یا کاهش کیفیت زندگی افراد درگیر با سرطان نقش دارند،به عنوان مثال در رابطه با خدمات گروه درمانی اگر فقط بعد جسمی بیماری مد نظر قرار گیرد و توجهی به عوامل وابسته ویا تاثیر گذار دیگر مانندعوامل هیجانی و یا روحی و روانی صورت نگیرد قطعا نتیجه گروه درمانی که با هدف آموزش و افزایش توانایی پشت سر گذاردن بیماری و یا کنار آمدن منطقی با آن است، نتیجه آنچنان، برای فرد درگیر با سرطان و افراد مرتبط با آن نخواهد داشت.پس زمانی ما توانایی ارائه خدمات مناسب به افراد درگیر با سرطان را چه در بعد گروهی ،آموزشی ، راهنمایی وارجاع ،کمک های مالی و دیگر خدمات تخصصی به صورت مناسب خواهیم داشت که بر طبق این نظریه تمام سیستم مشکل و اجزاءآن را به خوبی بشناسیم.دیدگاه های توانمند سازی معتقدند که آگاهی و دانش اولیه از مراجعان به دست می آید و از لحاظ اخلاقی مددکاران اجتماعی باید از این دانش بر طبق خواست مراجعان برای تقویت و قدرتمند ساختن هر چه بیشتر آنها استفاده نمایند. ارائه خدمات مددکاری اجتماعی به افراد درگیر با سرطان در ابعاد مختلف منجر به افزایش کیفیت زندگی در آنها خواهد شد ویکی از اهداف مهم ارائه خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی به افراد درگیر به سرطان توانمند سازی است.از این نظریه مخصوصا در مواردی همچون گروه درمانی و رویارویی مناسب با بیماری استفاده فراوان شده است.مداخله در بحران به این نکته توجه دارد که ما به طور معمول در یک حالت با ثبات زندگی می کنیم ،و توانایی کنار آمدن و همسویی با تغییرات را در زندگی خود داریم.بحران ها ما را در حالت آشفتگی قرار می دهند،اما فرصت هایی را برای کسب و گسترش مهارت های مناسب و کار آمد برای مدیریت نمودن مشکلات و مخاطرات فراهم می آورند،این مشکلات ممکن است مشکلاتی و یا مخاطراتی باشند که فرد را در حالت ناتوانی و یا کم توانی قرار خواهند داد. این نظریه در کمک به افراد درگیر با سرطان دارای جایگاه مهمی است چون این بیماری به نوعی تجربه بحران برای فرد و خانواده اوست.به عنوان مثال ارائه خدمات کمک مالی به فرد درگیر با سرطان دارای مشکل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، مددکاری اجتماعی، جامعه شناسی، روان شناختی Next Entries تحقیق رایگان درباره آزمايش، اسلامپ، الياف، جريان