پایان نامه با کلید واژه های محبت خداوند، عشق و محبت

دانلود پایان نامه ارشد

محبه تنبت من مطالعه المنّه و تثبت باتباع السنه و تنمو علي الاجابه للفاقه».
«درجه نخست محبتي است كه وسواسها را قطع ميكند و خدمت را خوشآيند ميسازد، مايه تسلّي از مصيبتهاست و آن محبتي است كه از مطالعه منت نعمت خداوند پرورش مييابد و با پيروي از سنت پيامبر تثبيت ميشود و با قبول و پاسخ دادن به نيازمندي رشد ميكند».285
همانطور كه گفته شد گرچه محبت، لطيفه الهي است كه «آمدني» است، اما با جهد و تلاش هم
ميتوان اين توفيق را به دست آورد، به همين خاطر براي چشيدن شهد محبت دستوراتي داده شده است تا راه صعب و پرخطر سلوك با محبت ، كوتاهتر و تحمل دشواريهاي آن شيرين شود.
علامه حسيني طهراني «التزام تام به دستورات شريعت همراه با اخلاص و توجه»، «مراقبه شديد» و «خواندن شرح حال كساني كه آتش عشق و محبت به خداوند در وجودشان شعلهور شده» و نيز «خواندن اشعار عرفاني خواجه حافظ و ابن فارض» را در ايجاد و ازدياد محبت خداوند در دل سالك مؤثر ميدانستند.286

عـشـق را پانصد پر است و هر پَري از فـــراز عــرش، تـا تـحـت الثــري
زاهــدِ بــا تــرس ميتـازد بـه پــا عـاشـقـان پـرّانتـر از بـرق و هــــوا287

3-1-8-ساير روشها
علاوه بر مواردي كه تاكنون براي نفي خواطر گفته شد، روشهاي ديگري نيز توصيه شده است كه غالباً از شرايط خلوتنشيني است، ولي برخي از بزرگان به طور خاص و صريح براي دفع انديشهها و خواطر توصيه كردهاند. در ذيل به برخي از این موارد اشاره ميشود:
1- شب زندهداري288
2- كم خوري و حلال بودن طعام289
3- «اختصاص دادن مكان مناسب براي تمرين نفي خواطر
4- در نظر گرفتن وقت مناسب براي عبادت و تفكر
5- استفاده از سجاده ساده و سفيد و رعايت مستحبات نماز»290
6- تلاوت قرآن با توجه به خواننده آن كه در حقيقت خداست و توسل به اباعبدالله الحسين(ع) كه اكثر افراد در يكي از این دو حال موفق به نفي خواطر شدند.291

3-2-نفي خواطر در ديگر اديان
3-2-1-اديان ابراهيمي(غربي)
نفی خواطر با توجه به نتايجي كه در پي دارد، در عموم نحلهها و مكاتب عرفاني مورد توجه است؛ زيرا غايت عرفان، روشنشدگي، رهايي و به تعبيري فناست و شرط اساسي اين اتفاق، قطع هر گونه تعلقات اعم از ذهني، مادي و خالي كردن درون است. بديهي است با توجه به موضوع تحقيق كه بررسي نفي خواطر در عرفان اسلامي مدنظر است، بنا نداريم در حوزه اديان ديگر وارد شويم و صرفاً به اقتضاي بحث، اشاره كوتاهي به آن ميشود.
در مسيحيت نيز عرفان جايگاه ويژهاي دارد و در تاريخ مسيحيت، عرفا و قديسان بزرگي چون يوحنا، قديس فرانچسكو، قديسه ترزا، مايستر اكهارت، رويسبروك و… بسيار بودهاند. شايد بتوان گفت محوريترين عنصر سلوكي در اين دين، محبت و عشق است كه از این طريق ساير تعلقات و اضافات را از ضمير پاك مينمايند؛ اما فقر، پرهيز از گناه، اطاعت از كشيش، خلوت و ذكر (به طور خاص دعا) از روشهايي است كه از سوي فرقههاي مختلف عرفاني مسيحي به كار گرفته ميشود.292 «مقصود از دعا، خالي كردن ذهن از محسوسات خارجي» و «تعالي دادن روشمند روح به سمت خداوند است».293
در دين يهود، مكتب عرفاني قبالا بر تهذيب و تطهير نفس از جمله ‍ علوم و دانشها تأكيد دارد و براي اين تهذيب كه پاك كردن درون از خواطر و وساوس ملازم طبيعي آن است، آدابي را بيان نمودند؛ از جمله اينكه، در خلوت و در منزلي، تنها چلهنشيني كند و خانه را با سبزههاي تازه تزيين نمايد. دستور ديگر تلاوت دعا و تورات با لحني خوش و سرودن مزامير و سرودهاست. در حين چلهنشيني يك راهنما، خيالاتش را به سوي امور عقلاني هدايت ميكند. بتدريج سالك به مرحله برجستن يا طيران ميرسد. يكي از نكاتي كه در سلوك عرفاني قبالايي حائز اهميت است، نحوه اداء حروف خاص و تأكيد روي آنهاست. وقتي شخص دچار طيران و انبساط شد، حروف بيصدا را بايد طوري ادا كند كه داراي حركتي واضح باشد؛ اين كار موجب تحريك عقل و تفكرش ميشود و به چنان ابتهاجي ميرسد كه ميل به خواب و خوراكش از بين ميرود.بعد از این مرحله كه به واسطه لفظ و معاني و كلمات انجام شد، سالك وارد مرحله بعدي ميشود كه طرح تفكر است و در اينجا نه سخن گفته ميشود و نه توان سخن وجود دارد. در اين حالت، «آني» كه درون فرد است، مانند سيمايي در يك آينه صيقلي بر فرد جلوهگر خواهد شد.294

3-2-2-اديان شرقي
بحث نفي خواطر و مراقبه در آيينها و فرقههاي مختلف بودايي و هندويي و حتي آيين دائو بسيار مورد توجه است و براي آن دستورات عملي نيز وضع كردهاند، كه به اختصار به هر يك از آنها
ميپردازيم.

3-2-2-1-طريقت ذن
«ذن طريقت و نظرگاهي است كه به هيچ يك از گروههاي رسمي و صوري انديشۀ مدرن غربي تعلق ندارد. اين مكتب نه مذهب است، نه فلسفه و نه روانشناسي است و نه هيچ نوع علم ديگر، بلكه نمونهاي است از آنچه در هند و در چين به عنوان طريقه رهاسازي شناخته شده است».295
مراحل طريقتي ذن سه گام است:
1- ذن از گفتن پرهيز ميكند، زیرا چيزي كه ميخواهد بگويد، در زبان نميگنجد.
2- اشارۀ استاد، اشارهاي واسطه است؛ يعني اشاره به چيز خاصي نيست، بلكه شاگرد بايد به ذات خود توجه كند.
3- رهرو بايد از راه فراشناخت و كشف و شهود و در همان حالت روشنشدگي به سرشت خود نگاه كند.296
آنچه ذن را از ساير مكاتب متمايز ميكند، ساده گرفتن موضوع روشنشدگي است و اينكه اين حالت به وضوح و به طور طبيعي ممكن است هر لحظهاي رخ دهد. در ذهن بايد بگذاري هر چيز خود به خود پيش آيد. از آموزههاي يكي از اساتيد ذن اين است:«به جاي تلاش براي پاكسازي يا خالي كردن ذهن، انسان بايد به راحتي ذهن را رها سازد».297در تربيت و آموزش ذهن دو عنصر مطرح است به نامهاي «داذن» و «كوآن».
داذن يعني چهار زانو و آرام نشستن و به مراقبۀ دل پرداختن، به عبارتي نظاره و سير در عوالم دروني.298 تمرين مراقبه در تالار راهب‏ها يا تالار مراقبه انجام ميشود. در اين تالار چيزي كه توجه راهب‏ها را منحرف كند، وجود ندارد. اين اطاقهاي دراز با سكوهايی در طرفين، محل خواب و مراقبه هستند. راهبان در سكوت، چهار زانو و روبروي هم روي سكوها مينشينند، دستها روي دامن و دست چپ روي دست راست قرار ميگيرد، بدن راست نگه داشته ميشود، چشمها به چند قدم جلوتر خيره ميشوند و تنفس منظم انجام ميشود و حركات نفس كشيدن بيشتر شكمي است تا سينهاي. اين نوع تنفس روي زمينههاي آگاهي كار ميكند.
به مبتدي توصيه ميشود مرتب نفسهاي خود را از يك تا ده بشمرد تا نشستن بدون تعبيرات خيالي برايش آسان و طبيعي شود. در فواصل مختلف راهب‏ها به منظور جلوگيري از تنبلي، براي پيادهروي تند كه بين سكوها صورت ميگيرد، به صف ميشوند. همچنين تمرين دا – ذن، براي مواردي ديگر چون كار در زمينهاي باشگاه، تميز كردن محل سكونت، خدمات در معبد اصلي، غذا خوردن و خواب نيز قطع ميشود. در زمانهاي معين از سال، اين تمرين از ساعت 5/3 صبح تا 10 شب ادامه مييابد كه به اين دوره طولاني «سيسن» (جمع و جور كردن ذهن) ميگويند.299
«داذن» راه رسيدن به حل «كوآن» است و به تنهايي ارزشمند نيست. از طريق داذن پيچيدگي كوآن باز ميشود و راه رسيدن به ساتوري (روشن شدگي) فراهم ميشود.
«كوآن» در لغت يعني «پرونده عمومي» و در اصطلاح، نكته يا نكاتي است كه از يك استاد كهن به جا مانده است، يا گفتگويي است ميان استاد و شاگرد. همه اينها روشهاي باز كردن و شكوفاندن دل رهرو به حقيقت ذناند.300
3-2-2-2-يُگه301
واژه «يُگه» از ريشه سانسكريت «يوج» به معني يوغ زدن، مهار كردن، متحد ساختن است و به انضباطهايي مانند مراقبه و رياضت اشاره دارد كه دانشي به بار ميآورند دور از ذهن انسان عادي. واژه يگه در اوپنيشد به معناي «مهار حواس» به كار ميرود و همراه با مهار فعاليت ذهني است.302
در اديان هندي مهار ذهن و بدن را به منظور رهايي از نوزايي (سمساره يا تناسخ) انجام ميدهند تا به رهايي مطلق برسند. براي توفيق در مهار حواس و ذهن و به عبارتي نفي خواطر ذهني، آموختن و رعايت دستورات و رفتارهاي اخلاقي، فردي و اجتماعي به عنوان گام اول، ضروري است. از جمله اين دستورات عبارت است از: پرهيز از خشونت (آهيمسا)، دزدي، خسّت، خويشتنداري جنسي (عدم همسرگزيني)، رعايت پاكيزگي، رضايتمندي، رياضت، درستكاري و مطالعه. در گام بعد سالک بايد در مهار تدريجي جسماني بكوشد، به طوري كه جسمش و نيز دنياي اطراف، وی را به خود مشغول نسازد. براي اين كار فرد بايد در حالتهاي خاص بنشيند، تنفس خود را مهار و آن را تنظيم كند، رابطه حواس پنجگانه خود را با دنياي خارج قطع كند، ذهن خود را متمركز نموده و به مراقبه و تفكر بپردازد تا بدين ترتيب به مرحله بالاي آگاهي و نهايتاً رهايي برسد.
نكته ديگري كه در مراقبه يگه مورد توجه است و به شاگرد در موفقيتش كمك ميكند، تأثير روح پير يا گورو در باطن شاگرد است. توضيح آنكه لازمه ورود به يگه تشرف است و گورو با اين تشرف در واقع به شاگرد تولدي دوباره ميدهد كه با مردن از مرحله قبل همراه است و اين ارتباط روحي، زنجيروار بينشان تداوم مييابد.303
با دقت در اين دستورات، ميتوان مشابهتهايي بين آن و توصيههاي سلوكي در عرفان اسلامي براي نفي خواطر و طهارت باطن به معناي اتمّ آن يافت.

3-2-2-3-آیین تائو/ دائو
آیین تائو از آيينهاي چيني است و «بر حفظ هماهنگي بين آسمان و زمين و انسان تأكيد دارد و از نوع تفكري موسوم به اندامگرايي پيروي ميكند كه امور را بر حسب روابط كاركردي آنها با كل بزرگتري تعريف ميكند».304«دائو» يا «تائو» به معني «راه» و «طريق» است ولي در واقع به معناي حقيقت غايي و بينهايت و ابدي است كه در عين حال در همه هستي جاري است و هر موجودي جلوهاي از تائو است.305 كتاب مشهور اين طريقت «دائو دجينگ» به معناي كتاب طريقت و نيروي آن است. مهمترين آموزه نويسنده كتاب دائو دجينگ «كاري نكردن» يا «بيعملي»306 است؛ بدين معنا كه از اعمال غيرطبيعي يا عمل براساس تفكر سنجيده و آگاهانه پرهيز شود.307پیرو تائو معتقد است كه: «انسان كامل ذهنش را چون آينه به كار ميگيرد. ذهن چنين انساني به هيچ چيز دو دستي نميچسبد، دست رد بر سينه هيچ چيز نميزند، دريافت ميكند ولي نگه نميدارد».308
با مطالعه اين مكتب، درمييابيم روش ارائه شده در آن براي نفي خواطر و صافي شدن ذهن، رها كردن و به خود واگذاشتن آن است كه روشي كاملاً متفاوت با ديگر مكاتب عرفاني است. در این آیین هيچ اصراري بر دست زدن به روشها و اقداماتي براي پاك كردن ذهن و درون وجود ندارد. دائو ميگويد: «دانشمند خوب رها از نظريههاي مختلف، ذهن خود را روي آنچه وجود دارد، باز مي‏گذارد».309«فرزانه اجازه ميدهد هر چيز سير طبيعياش را طي كند و در مركز دايره باقي ميماند».310
آنها معتقدند هر آنچه اتفاق ميافتد را بايد با روي باز پذيرفت و تسليم بود تا به اين ترتيب آنچه را كه ميخواهی، به دست آوری؛ به عبارتی آنچه را قصد دارند از آن رها شوند، ابتدا ميگذارند شكوفا شود. با اين توضيحات شايد بتوان گفت روش آنها در حصول به اهداف و حقيقت، روش عمل معكوس است. لائوتزو ميگويد: «بدون باز كردن درب خانهتان، ميتوانيد دلتان را به روي جهان باز كنيد. هرچه بيشتر بدانيد، كمتر درك ميكنيد. فرزانه بدون ترك كردن جايي به مقصد ميرسد، بدون نگاه كردن نور را ميبيند و بدون انجام دادن كاري، آنچه را لازم است، به دست ميآورد».311
اعتقاد آیین تائو درباره ذهن، تأكيد بر توقف آن است ولي شرط تحقق آن را انجام اعمال خاص نمي‎داند. البته در فصل دهم دائو دجينگ، لائوتزو براي رهايي و روشنشدگي و پاكيزگي دل به تمرينهاي تنفس توصيه ميكند.312
دائو دجينگ ميگويد: «فكر كردن را متوقف كن، مشكلاتت پايان مييابد».313 «ذهن خود را از همه افكار خالي كنيد، بگذاريد دلتان آرامش يابد».314از آنجا كه مكتب تائو، هستي را زاده و مخلوق تائو ميداند كه از آن ايجاد شده و دوباره به سوي تائو بر ميگردد، هر چه در جهان ميبينند و نيز تمام رويدادها را از او(تائو) ميداند؛ به همين خاطر بر تسليم بودن تأكيد زيادي دارد. اما نحوه چگونه تسليم بودن را «قدرت» ميداند. لائوتزو ميگويد: «براي يافتن ريشهها در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های محبت خداوند، ظاهر و باطن، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژه های علامه طباطبایی، معرفت خداوند، معرفت نفس، معرفت خدا