پایان نامه با کلید واژه های ماهیت پول، تجارت الکترونیک، تجارت الکترونیکی، بانکداری الکترونیکی

دانلود پایان نامه ارشد

همسان سازى انواع ارزش‏هاى اقتصادى ناهمگون و ناهمسان به آن‌ها كمك كند همان گونه كه انسان در مقام بيان كميت اشياء، به مقادير و اوزان متوسل مى‏شد، تعيين ارزش اقتصادى اشيا نيز نيازمند به معيار و مقياسى بود تا بتواند به راحتى ارزش‏هاى مختلف ناهمگون اقتصادى را با آن مقايسه و در باره‏ء آن‌ها قضاوت كند. بدين ترتيب پول وارد مبادلات گرديد تا به عنوان مقياس و معيار ارزش اقتصادى انواع توليدات مورد استفاده قرار گيرد.
مبادله كنندگان حتى در دوران مبادلات پاياپاى، مقدار ماليت انواع توليدات خود را با آن اشيا (پول كالايى) به عنوان مقياس و معيار ارزش، مقايسه كرده و مبادله‏ پاياپاى را انجام مى‏دادند. بدين صورت كه ارزش مبادله‏اى آ ن اشيا، (پول كالايى) را معادل همگانى ارزش ساير كالاها و خدمات قرار داده و براساس ارزش مبادله‏اى پول كالايى، ارزش مبادله‏اى انواع كالاها و خدمات را شمارش مى‏كردند و در صورتى كه عرفا ارزش مبادله‏اى كالاها و خدمات را با ارزش مبادله‏اى پول كالايى مساوى مى‏ديدند، مبادله انجام مى‏گرفت.
اين امر در صورتى امكان داشت و در عين حال مشكلات مبادلات پاياپاى را حل مى‏كرد كه واحدهاى مختلف پول عرفا مثل هم باشند. وگرنه معيار سنجش متفاوت مى‏گرديد و امكان مقايسه‏ء ارزش مبادله‏اى كالاها با ارزش مبادله‏اى پول از بين مى‏رفت و مشكلات پاياپاى هم چنان باقى مى‏ماند و اگر شى‏ء قيمى به عنوان پول، وارد مبادلات مى‏گرديد، بايد نوع خاصى از آن باشد كه افراد آن از نظر شكل ظاهر و ارزش مبادله، عرفا تفاوت نداشته باشد و گرنه امكان مقايسه از بين مى‏رفت. نتيجه‏ء اين گفتار اين است كه معيار سنجش بايد ثابت باشد. بنابراين پول در اين مقطع مثلى بود.
در دورانى كه فلزاتى مثل طلا و نقره وارد مبادلات شد، اهميت آن‌ها از جنبه‏ء پولى و ارزش مبادله‏اى براى عرف جامعه بيش از پيش نمايان گرديد به طورى كه اگر دولتها در عيار آن‌ها دست مى‏بردند، فورا واكنش نشان مى‏دادند. اوج اهميت ارزش مبادله‏اى يا همان جنبه‏ء پولى اين اشياء را در نزد عرف عام و عقلا، قانون «گرشام‏»10 نشان داد.
در اين مقطع، اين شى‏ء خاص (پول فلزى) در صورتى كه عيار و درجه ی خلوص آن نزد عرف و عقلا يكسان مى‏بود به عنوان كالاى مثلى محسوب مى‏شد. در نتيجه عرف جامعه ارزش ساير كالاها و خدمات را همسنگ و همسان ارزش مبادله‏اى طلا و نقره قرار داده و بر اساس آن به واحدهاى متعددى تقسيم مى‏كرد
1-1 مرحله پول کاغذی
در مرحله‏اى كه اسكناس11 وارد مبادلات شد و رابطه‏ء آن كاملا با طلا و نقره قطع گرديد و در نظر عرف و عقلا در بردارنده‏ء ارزش مبادله‏اى گرديد، پول جنبه‏ء متكامل ترى از خود را نمايان ساخت در اين مرحله، عرف، ارزش مبادله‏اى را كه در سايه ی آن، اشياى خاصى – پول- وظايفى را بر عهده مى‏گرفتند، در كاغذ پاره‏هاى رنگى متبلور ساخته و در معاملات و مبادلات خود ازآن استفاده مى‏كردند به طورى كه ماليت آن شى‏ء چيزى جز همان ارزش مبادله‏اى نبود يعنى در نزد عرف، مطلوبيت اين اشياء صرفاً به خاطر همان ارزش مبادله‏اى بود و اگر آن ارزش مبادله‏اى منتفى مى‏گشت، هيچ مطلوبيتى براى كسى از اين جهت نداشت. تمام جهات و عللى كه در مراحل قبلى براى اختراع و ظهور پول وجود داشت، در اين مرحله به نحو كاملتر و شديدتر تحقق پيدا كرد يعنى همان ارزش مبادله‏اى كه اساس پول و وظايف آن بر آن‌ها نهاده شده بود، خود را از دست اشيايى كه با صرف نظر از اين ارزش مبادله‏اى خاص، براى خود ارزشى داشتند، رها ساخت و براساس واحدى، همين ارزش مبادله‏اى تقسيم بندى شد و هر چندتايى از آن واحدها در نوعى خاص از كاغذ پاره رنگى تبلور يافت. اين كاغذ پاره‏ها در سايه‏ء آن ارزش مبادله، وظايف پول را بر عهده گرفتند. اين كاغذ پاره (اسكناس) به جهت دارا بودن ارزش مبادله‏اى محض، در عرف، مال محسوب شدند. انتشار رسمی وعمومی اسکناس توسط پالمستراخ، بانکدار سوئدی وموسس بانک استکهلم در حدود سال 1650 میلادی صورت گرفته که وی بدون آنکه خود را موظف سازد که تمام سکه های مشتریان را در صندوق ذخیره کند رسید سپرده های مسکوک را به اوراق اعتباری تبدیل کرد. اوسپس برای اولین بار نوعی اسکناس منتشر کرد که آنرا بجای قبوض سپرده به جریان انداخت تا اینکه در سال 1694 میلادی پارلمان انگلستان اجازه تاسیس بانک نشر اسکناس را صادر کرد (قدیری اصلی،1363، ص 191) بنابراین پول مال محسوب شد، مالى كه تمام ماليت آن در ارزش مبادله‏اى محضى است كه اصل آن اعتبارى است.
هزار ريال، ارزش مبادله‏اى است كه ممكن است در يك كاغذ پاره رنگى خاصى با رقم 1000 ريال ظاهر شود، يا اينكه در دو قطعه كاغذ پاره ديگر با رقمهاى 500 ريالى خود را نشان دهد. بنابراين تمام قطعات 1000 ريالى به حسب مقدار ارزش مبادله‏اى كه دارند، مثل هم محسوب مى‏شوند. حتى پول 1000 ريالى یا دو قطعه پول كاغذى 500 ريالى از جهت ارزش مبادله‏اى كه دارند، مثل هم محسوب مى‏شوند.
پول تحريرى12 نیز ارزش مبادله‏اى اعتبارى خالص است كه بانكها آن را اعتبار مى‏كنند و عرف و عقلاى جامعه هم آن را پذيرفته‏اند و مثلا با واحد ريال، مقدار آن بيان مى‏گردد. همچنين وظايف پول را همان ارزش مبادله‏اى اعتبارى خالص انجام مى‏دهد و پر واضح است كه واحدهاى آن در نزد عرف و عقلا مثل هم هستند. با بوجود آمدن رسیدها وحواله ها که صرفاً رسیدهایی بی نام وبا مقادیر مشخص بعنوان حواله بودن اعتماد مردم نسبت به اسکناس ها کاهش یافت ودرباره اصل تضمین قابلیت تبدیل رسیدها یا اسکناسها به طلا ونقره تردید ایجاد شد ومردم برای تبدیل اسکناسهای خود به پول فلزی به بانکها هجوم بردندو چون غالب بانکها توان پاسخگویی به درخواست آنان را نداشتند بحرانهای پولی پدید آمد (یوسفی، 1381، ص 55). امروزه در بسیاری از کشورها تا حدود 90% حجم مبادلات با این نوع پول مبادله می‌شود. در ایران هم سهم آن بعنوان وسیله مبادله به بیش از 80% کل وسیله مبادلات میرسد.13 قابل توجه است که ارزش مبادله ایی، قدرت خرید و مالیت پول، هرسه به یک معنا و مترادف هم میباشند. بنابراین، حقیقت پول تحریری ارزش مبادله ایی اعتبار محض است که در نظر عرف و عقلا هر واحد ارزش مبادله ایی آن، همسان و مثل سایر واحدهای دیگر آن می‌باشد. بنابراین مثلی بودن پول تحریری در نظر عرف و عقلا به لحاظ ارزش مبادله ایی آن جای هیچگونه شبهه ایی بر نمی تابد. ولی هنگامیکه تورم بالا باشد- مثلا پنجاه درصد – هم در مورد اسکناس وهم در مورد پول تحریری، مورد از موارد تعذر مثلی است.
1-2: مرحله قطع کامل ارتباط اسکناس باپول فلزی وتغییرماهیت پول
در پی بحرانهایی که با انتشار فراوان اسکناس روی داد، دولتها که خود سبب بروز بحران شده بودن، یکی پس از دیگری غیر قابل تبدیل شدن اسکناسها به طلا ونقره را اعلام کردند. عدم تبدیل اسکناسها به پول فلزی گران بها، حادثه بسیار مهمی در امور تجارت به شمار آمد وتغییر عمده ایی را در ماهیت اسکناس در پی داشت، زیرا عرف و عقلا از آنجا که اسکناس را سند طلا ونقره می دانستند، آنرا می پذیرفتند، ولی با این تصمیم، رابطه بین اسکناس وطلا و نقره قطع شد، یعنی هیچ گونه تعهدی مبنی بر تبدیل اسکناس به فلز گران بها وجود نداشت: البته مانند قبل در مبادلات از آن استفاده میشد ومردم آنرا پذیرفتند، زیرا همین اسکناس، هم در سطح مبادلات، هم معیار سنجش وهم ذخیره ارزش سایردارایی ها مردم بود و عرف و عقلا از هر شی ایی در جایگاه پول، بیش از این انتظار نداشتند (یوسفی،1381، ص 55). این نوع پول در واقع پول اعتباری محض بود، چون صرف نظر از اعتبار عقلا صرف کاغذ پاره ی کوچک ورنگ هیچگونه ارزش مبادله ایی نداشت، این نوع پول، ماهیت جدید ی از پول است و با سکه و طلا و نقره، تفاوتهای مهمی دارد.
1-3: پول الکترونیکی
این نوع از پول اعتباری در دهه های اخیر رایج شده است و افراد به جای استفاده از پول حکمی14 یا چک، از بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند و به وسیلة علایم الکترونیکی سپرده گذاری یا خرید می کنند. پول الکترونیکی انتقال موجودی پول حکمی را از حسابی به حساب دیگر تسهیل می‌کند. اگر تاده پانزده سال قبل در بسیاری از مبادلات کلان وخرد اقتصادی به جای پرداخت اسکناس، انواع چکهای تجاری مبادله می شدند یا اوراق بدهی بین بانکها وروشهای دیگری، مبالغی چند میلیاردی را برروی کاغذی معتبر و رمز دار جابجا می کردند، امروزه در بسیاری از مبادلات اقتصادی داخلی و بین المللی، حتی تکه کاغذ نیز وجود ندارد و این امر از زمانی بوجود آمد که تجارت الکترونیکی با استفاده از پول الکترونیکی پا به میدان گذاشت. با توجه به پیشرفت روز افزون فناوری اطلاعات و ارتباطات وگسترش استفاده از پول الکترونیکی از اواسط دهه 1990 میلادی، شاید بتوان دوره کنونی را دوره اقتصاد اینترنتی نامید. آنچه در این قسمت به دنبال مطرح کردن آن بودیم بیان تحولات مهم پول بود و تاکید مادر تغییر اساسی وتحول پول در مرحله سوم تغییر پول کاغذی یعنی قطع کامل ارتباط اسکناس با پول فلزی گران بها (طلا و نقره) می‌باشد واین امر نقطه عطفی در تغییر ماهیت پول بوده و این وضعیت در حالت کاهش شدید و مستمر ارزش پول می تواند موجب تغییر برخی احکام فقهی پول شود.
1-2-بررسی تحلیلی ماهیت پول ووظایف وتفاوت آن با سایر اموال
شناخت وتحلیل دقیق موضوع یامتعلقات موضوع تا حدی که موثر در احکام فقهی است ایجاب میکند ماهیت پول وبه ویژه وضعیت پولهای فعلی در دست مردم روشن گردد از اینرو لازم است نکاتی ازجمله مالیت پول و انواع پول و وظایف آن‌ها وهمچنین تفاوت آن با سایر اموال را یاد آور شویم:
1-2-1- مالیت پول
هر شيء، به اين است كه: اولاً، نيازي از نيازهاي عقلايي بشر را تأمين كند و منفعت عقلايي داشته باشد. ثانياً، به حدي وفور نداشته باشد كه به صورت رايگان در دسترس همه قرار گيرد، بلكه ندرت نسبي داشته باشد. ثالثاً، شرع مقدس ماليت يا آثار ماليت آن را ساقط نكرده باشد (عبداللهي، 1371، صص 7 ـ 8)
با توجه به تعریف وویژگیهای مال از نظر عرف، هر نوع پول از مصادیق مسلم مال بشمار می‌رود. نکته دیگر اینکه ارزش پولهای امروزی، عینی (فیزیکی) نیست. پولهای رایج، ارزش اعتباری (بر حسب قرارداد اجتماعی) دارند. در نتیجه پول رایج فعلی یک مال اعتباری است. البته اعتباری بودن دلیل بر پوچ وبیهوده بودن نیست، بلکه برعکس بسیاری از امور اعتباری از اساسی ترین ارکان جامعه است که ریشه در فطرت انسان واقعیهای جامعه ونیاز جمعی دارد و حتی حیات جمعی انسان در سایه اعتبارسازی او شکل گرفته وبدون این اعتبار سازی، بسیاری از روابط اجتماعی اقتصادی بدون منشاء وپشتوانه خواهد بود. بلحاظ اقتصادی پول اعتباری یک کالای حقیقی نیست، چون رافع نیاز مصرفی نیست اما از لحاظ فقهی حقوقی، پول در حکم یک کالا است و تمام احکام کالا از قبیل تملیک وتملک، نقل وانتقال ذمه یا ضمان و…شامل آن می‌شود، دلیل این امر مالیت داشتن انواع پول مانند مالیت تمام کالاهای خصوصی15 است. مالیت وارزش دو شکل دارد:
1-مالیت وارزش ذاتی (حقیقی): یک سری کالاها هستند که خودشان ارزش ومالیت ذاتی دارند و خودشان نیازهای انسان را برطرف میکنند و مورد رغبت مردم وجامعه هستند مثل برنج، گندم، گوشت. خود طلا و نقره هم همینطور است این ها نیاز ندارند که کسی بیاید اعتبار وارزش به آن‌ها بدهد چون خود فی نفسه نزد مردم مطلوب هستند. این نوع مالیت ذاتی یا حقیقی است
2-مالیت وارزش اعتباری: مالیت وارزشی هم وجود دارد که اعتباری صرف است، مثل اسکناس. دولت یا وزیر دارایی از طرف دولت یا رئیس بانک مرکزی به نمایندگی دولت یک سری از اسکناسها اعتبار مالیت تعیین میکنند و این را نشانه و علامت قدرت خرید قرار می دهد. در مالیت اعتباری، اسکناس فی نفسه خودش ارزش ندارد و صرفا آئینه ایی از یک قدرت خرید است (موسوی بجنوردی، احکام فقهی پول،61)
1-2-2-منشاء ارزش اعتباری پول
حال باید دیدارزش جعلی واعتباری خاص پول از کجا ناشی شده است، بعبارت دیگر منشاء ارزش و اعتبار چیست؟ و اعتبار دهنده به پول چگونه اعتبار می بخشد؟ اینجاست که همان مساله پشتوانه مطرح می‌گردد. ابتدا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اجرای احکام، امام خمینی، ماهیت پول، اجرای احکام مدنی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قدرت سیاسی، ناسازگاری